کاش میشد من و تو همکلاسی باشیم. کاش میشد هر روز صبح باهم بریم مدرسه. کاش میشد خوراکیامونو باهم تقسیم کنیم. کاش میشد رو کتابای همدیگه نقاشی بکشیم. کاش میشد کلاس و بپیچونیم و بریم تو کتابخونه کتابای خنده دار بخونیم. کاش میشد رو راه پله ها بشینیم و ناظم دعوامون کنه چرا به صدای زنگ توجه نکردیم. کاش میشد با قلدر کلاس دعوا کنیم و دوتایی از دستش در بریم. کاش میشد جورابای ست بپوشیم و زنگ ورزش باهم مسابقه ی دو بدیم. کاش میشد من و تو کنار هم باشیم. کاش میشد.
❤2
دنیا به این صورت که ساخته شده قابل تحمل نیست. برای همین است که من احتیاج به ماه دارم، یا به خوشبختی، یا به عمر ابدی، به چیزی که شاید دیوانگی باشد اما مال این دنیا نباشد.
- آلبر کامو
❤3
هر شب شمعی برایت روشن میکنم، تا راه خانه را پیدا کنی.
اگر هزار شبت، هزار و یک شب شد نیا.
من میان شمع هایم سوخته ام!
اگر هزار شبت، هزار و یک شب شد نیا.
من میان شمع هایم سوخته ام!
❤2
تنها حسرتی که تو دلم میمونه، اینه که کسی اونجور که من نیاز داشتم و میخواستم حرفامو نفهمید. یا شایدم فهمید و اهمیتی نداد. نمیدونم.
❤2
ببخشید که زیر و بمِ زندگیم رو بهت گفتم و خودمو جلوت بی دفاع کردم؛ آخه فکر نمی کردم یه روزی با هم غریبه شیم.
❤2
" حس دوست داشتن او مانند لمس ستاره ای زیبا و دور بود. اما افسوس که ستاره ها روزی متولد میشوند، رشد می کنند و در آخر می میرند. "
❤2
نمیدونم اما من حتی دلم نمیخواست کسی دوستم داشته باشه. فقط میخواستم کسی باشه که بتونم دوستش داشته باشم بدون اینکه آسیبی ببینم یا بهش آسیبی بزنم.
❤5
دیگه یادم نمیاد قبلنا چطوری غممو تخلیه می کردم. از ی جایی به بعد ناراحتیام فقط در قالب خشم ابراز میشد. تو قدم زدن های طولانی. تو خواب های عمیق. تو نوشتن. تو ساکت شدن. تو از ادما دوری کردن و ی گوشه قایم شدن. اما الان که با ی عالمه غم ی گوشه گیر افتادم نمیدونم چطوری باید خودمو پیدا کنم. چطوری پرده های سیاهو کنار بزنم و دنبال خودم بگردم
نمیدونم چطور بغلش کنم و بگم : چیزی نیست. درست میشه.
نمیدونم چطور بغلش کنم و بگم : چیزی نیست. درست میشه.
2❤4