ستاره‌ای که بلعیده شد.
1.43K subscribers
192 photos
50 videos
3 files
101 links
- اینجا خبری از نور نیست. اگه از تاریکی نمیترسی بیا.
- ماروینم. بیشتر از این نپرس.
- برام آهنگ بفرست :
http://t.me/HidenChat_Bot?start=5912851922
Download Telegram
بعدا؟ بعدا دیگه خیلی دیره. بعدا دیگه با ی بوس و بغل حل نمیشه که عزیزمن.
سکوت عجیبی همه جارو گرفته. حس می کنم مردم و خودم خبر ندارم.
از ی جایی بعد روزا نگذشتن، من ول کردم و رفتم.
میدونم که قراره دوباره خراب بشه و هر چی بافتم پنبه بشه اما بازم انجامش میدم. هزار بارم که خرابش کنن از نو میسازم و انجامش میدم. هر بار بهتر و قوی تر از قبل. هر بار با روش های بهتر. انقدر میسازم که از خراب شدن خسته بشه نه از دوباره ساخته شدن.
ببخشید من تقویمم انگار خراب شده. امروزو جمعه نشون میده.
یک جوری با کودک درونم برخورد میکنم انگار اون سیندرلاست و من نامادریش.
لازم نبود جای هم باشیم یا شبیه هم بشیم تا همو بهتر بفهمیم. فقط کافی بود همونقدر که لازمه نقش خودمونو خوب ایفا کنیم که دیگری جای هر دو نفر تلاش نکنه.
ستاره ی من اگرچه کوچک بود و کم نور، اما متعلق به من بود.
هر گاه که سر بلند می کردم اورا می دیدم. شاید به خاطر همین بود که من هم انسان مورد علاقه ی او بودم، چرا که ما در این سیاهی ها نورِ اندک یکدیگر را می پرستیدیم.
هر کی پرسید چرا انقدر ساکتی؟ یاد تو افتادم. هر کی پرسید چرا انقدر بی اعتماد و شکاکی؟ یاد تو افتادم. هر کی پرسید چرا از آدما فرار می کنی؟ یاد تو افتادم. هر کی پرسید چرا از حرف زدن می ترسی؟ یاد تو افتادم. هر کی هر بار از "من" پرسید، من یاد "تو" افتادم.
1
بیشتر ترجیح میدم خفه بشم تا بخوام منظورمو کامل و واضح بیان کنم و آخرش بازهم درک نشم.
دوست دارم میان صفحات کتاب زندگی کنم، با آدمهای ساده ای که هرگز وجود نخواهند داشت.
بین من و حال بد یه آهنگ فاصله‌ست.
من دیگه تلاشی برای جالب بودن واسه تو نمیکنم و این دردناکه.
امروز روز جهانی ماچ بود. اما ی ماچم بما نرسید.
آخرین بارها بی صدا می رسند. اما وقتی می رسند، طوفان بپا می شود.
je t'embrasse Une journée dans un pays où les amants innocents ne marchent pas.