ستاره‌ای که بلعیده شد.
1.43K subscribers
190 photos
50 videos
3 files
100 links
- اینجا خبری از نور نیست. اگه از تاریکی نمیترسی بیا.
- ماروینم. بیشتر از این نپرس.
- برام آهنگ بفرست :
http://t.me/HidenChat_Bot?start=5912851922
Download Telegram
معمولا در موردش میرم تو خودم و در و پنجره هارو میبندم.
12
آیا سرتاسر زندگی یک قصه مضحک، یک متل باورنکردنی و احمقانه نیست؟ آیا من افسانه و قصه خودم را نمی‌نویسم؟ قصه فقط یک راه فرار برای آرزوهای ناکام است، آرزوهایی که به آن نرسیده‌اند، آرزوهایی که هر متل‌سازی مطابق روحیه محدود موروثی خودش تصور کرده است.
- بوف کور؛ صادق هدایت.
14
نه چیزی نیست خودم یه کاریش می‌کنم.‌ «همه ی آهنگای غمگینمو صدبار پلی میکنم.»
17
انسان‌های زخمی را بیشتر دوست دارم؛ آن‌هایی که رنج کشیده‌اند، چون دلشان عمیق‌تر می‌تپد. کسی که درد را فهمیده باشد، مهربانی را هم بهتر می‌فهمد. شاید به همین دلیل است که بعضی دل‌ها، با وجود تمام شکستگی‌ها، هنوز زیبا می‌مانند.

- داستایوفسکی.
17
کاش حلال قطبی بودم، تو آب حل میشدم.
14
به طور بی شرمانه ای درس نمیخونم. متاسفم برای خودم.
16
«با من بمان،
‏با من که تمام ستاره‌ها در تنم می‌سوزند و راحتم نمی‌گذارند.»

‏- شمس لنگرودی
9
فعلا اینجوریه که دلم برای بو کردن گلا و حس زندگی کردن دوباره پر میکشه.
18
نجات دهنده خیلی وقته دیگه نمی نجاته.
18
این قضیه ی دلت ی چیزی و از تموم وجودت میخواد اما مطمعنی که هیچوقت قرار نیست اتفاق بیوفته اصلا قضیه ی جالبی نیست.
9
احتمالا بدترین قسمتش اونجاست که همچنان برات مهمه اما دیگه بهش اعتمادی نداره.
13
نگو دوست دارم به جاش وقتی داریم از خیابون رد میشیم دستمو بگیر.
18
می خواهم ادامه بدهم اما تنها خواستن کفایت نمی کند.
14
آنجا یک قهوه‌خانه بود.
اما ننشستیم به نوشیدن دو تا استکان چای،
واقعا چرا؟
دنیا خراب می‌شد؟
اگر دقایقی آنجا می‌نشستیم
و نفری یک استکان چای می‌خوردیم؟!
عجله، همیشه عجله.
کدام گوری می‌خواستم بروم؟

"من به بهانه‌ی رسیدن به زندگی،
همیشه زندگی را کشته‌ام."

- محمود دولت‌آبادی
10