دیدی وقتایی که نخ و میپیچی دور انگشتت خون نمیتونه جریان پیدا کنه، ی جا خفه میشه و رنگ پوستت به کبودی میزنه؟ الان من اون انگشت خفه شده ام و مشکلات نخی که دورم پیچیده شده و به هیچوجه باز نمیشه.
❤17
KAİZEN
پشت بلندترین کوهها، قلعهای بود که پادشاه سنگدلی در آن زندگی میکرد؛ پادشاهی که همه او را به سکوتش میشناختند. هیچکس نمیدانست پشت آن سکوت چه میگذرد، چون او کمتر از احساساتش حرف میزد و بیشتر وقتش را تنها میگذراند. روزی نوازندهای دورهگرد به قلعه رسید.…
در قتلگاه سکوت من بودم و غم
هیچکس نبود، من بودم و من
شخصی رسید، نوایی آمد
پنجره ها شکسته شد، صدایی آمد
دستی به سوی من، آنگاه دراز شد
راه من به سوی تو، انگار آغاز شد ...
هیچکس نبود، من بودم و من
شخصی رسید، نوایی آمد
پنجره ها شکسته شد، صدایی آمد
دستی به سوی من، آنگاه دراز شد
راه من به سوی تو، انگار آغاز شد ...
❤7
گر به تو امید بستم، ناامیدم مکن. من از سیاهی دنیا تو را تک ستاره ای دیدم.
❤12
I'm tired. I'm tired of being human. I'm tired of going on. I'm tired of trying and not getting results. I am tired of existing. I'm really really tired.
❤9
راجبش فکر نمیکنم. راجبش میرم زیر پتو و تعداد نفسامو میشمرم تا خوابم ببره.
❤12
بین "دووم بیار، بلخره درست میشه." و "ولش کن، دیگه کاریه که شده. " گیر کردم.
❤16
دیگه اون آدم قبل نیستم و از این آدم جدید راضی نیستم. الان خوشحالی زندگیِ عزیز؟
❤10
ترجیح میدم تو سیاهی بلعیده بشم تا چراغ مهتابیو مثل خورشید بپرستم.
❤15
تنها راه نجات خوابیدنه. وقتی خوابی نه غمگینی نه گشنه. حتی تنهایی ام حس نمیکنی. بگیر بخواب.
❤17
ستارهای که بلعیده شد.
سيد عباس الموسوي – حسين ستوده آوازت دنیا رو گرفت
آوازه ات دنیا رو گرفت ای دنیای بچگیام
پر کردی روز و شبمو از فکرت بیرون نمیام
حسین تو قلبم داره ریشه حسین که تکراری نمیشه
حسین اون عشق موندگاره حسین کی تنهامون میذاره
زمان مرگم بیا اباعبدالله دوست دارم خیلی یا اباعبدالله
ندارم حرفی به جز همین یک جمله
و صلی الله علی اباعبدالله
بعد از مرگم عاشقتم من حتی زیر لحدم
هر چی گفتن میگم حسین آداب عشقو بلدم
حسین قبرم بی تو سیاهه حسین آقا چشمم به راهه
حسین تو اوج بی قراری میای یا ناکامم میذاری
بریدم از خیلیا اباعبدالله به جز تو دارم کیو اباعبدالله
میخواهم حرف آخرم تو دنیا باشه و صلی الله علی اباعبدالله...
پر کردی روز و شبمو از فکرت بیرون نمیام
حسین تو قلبم داره ریشه حسین که تکراری نمیشه
حسین اون عشق موندگاره حسین کی تنهامون میذاره
زمان مرگم بیا اباعبدالله دوست دارم خیلی یا اباعبدالله
ندارم حرفی به جز همین یک جمله
و صلی الله علی اباعبدالله
بعد از مرگم عاشقتم من حتی زیر لحدم
هر چی گفتن میگم حسین آداب عشقو بلدم
حسین قبرم بی تو سیاهه حسین آقا چشمم به راهه
حسین تو اوج بی قراری میای یا ناکامم میذاری
بریدم از خیلیا اباعبدالله به جز تو دارم کیو اباعبدالله
میخواهم حرف آخرم تو دنیا باشه و صلی الله علی اباعبدالله...
❤17
بعضی وقتا باید لجبازی و بذاری کنار، دست بندازی دور گردنتو خودتو از وسط رینگ بکشی بیرون. بعضی بردا از شکست بدتره. به درد نمیخوره.
❤9