Forwarded from ستارهای که بلعیده شد.
همه ی " عیب نداره. اینم ی تجربه شد. " هایی که گفتم زخمش روی روحم مونده و چرک کرده. لعنت به اینم تجربه شد های بعدتر.
❤10
بر فرض محال راهمون یکیه، یعنی توهم مثل من پابرهنه رو سنگ و خار راه میری؟!
❤10
می خندی و جان از تن من می رود
خنده بر که کردی که جانم از تن بِرفت و دگر برنگشت؟!
خنده بر که کردی که جانم از تن بِرفت و دگر برنگشت؟!
❤7
«پرویز این آخرین نامهای است که برای شما مینویسم و فقط میل دارم این آخرین نامهیِ من قدری شما را از اشتباه بیرون بیاورد. باید با کمال تأسف به شما بگویم که اگر از طرف من نسبت به شما اهانتی شده است بیجهت و بدون دلیل نبوده است و اگر تا دیشب به شما اعتماد و اطمینانی داشتم امروز دیگر نمیتوانم به گفتههای شما اهمیتی بدهم و نسبت به شما همان اعتماد
و اطمینان سابق را داشته باشم.»
و اطمینان سابق را داشته باشم.»
_ نامه فروغ فرخزاد به پرویز شاپور
❤6
زخمای خانوادگی ی جور دیگه ای دردناکن ، نگفتنشون سنگینت میکنه و گفتنشون سرافکندت.
❤10
و در آخر غمی که با ما به وجود آمده بود بزرگ شد،جوانه زد و همچون پیچکی مارا از پای درآورد.
❤14
پشت هر زنِ قوی ی دختر کوچولو نشسته که یاد گرفته تنهایی اشکاشو پاک کنه و زخماشو ببنده.
❤13
آدما باعث فکرایِ اشتباه تو سرت میشن و بعد تو رو بابت افکارت مورد سرزنش قرار میدن.
❤14
و ناچار به سوختن و خاکستر شدن ادامه می دهیم، شاید که سیمرغی از جای برخیزد.
❤14