من یه تیکه از وجودمو دقیقا جایی گذاشتم که قبول کردم هیچ چیز قرار نیست تغییر پیدا کنه و مثل اولش بشه. در حالی که تمام وجودم خواستار این بود که اینبار بشه. فقط اینبار.
❤11
عزیزِ دلِ کسی بودن باعث میشه وسط راه ی جا وایسی بگی " آره. به خاطر اونم شده حتما باید بتونم " و دوباره ادامه میدی.
❤8
عزیزِ دلِ کسی بودن یعنی بین ۸ میلیارد آدم، ی نفر تو رو انتخاب کرده برای دوست داشتن و توجه کردن. یعنی تو براش مهمی. یعنی ارزشمندی. یعنی زندگی زیباست. یعنی درود بر عزیزِ دلِ کسی بودن.
❤10
و حال میفهمم که به انتها رسیده ام. درست زمانی که دست می کشم از تقلا کردن و خیره به غروب، در باتلاقی از تزلزل و ناآرامی فرو میروم.
❤9
اکسترمم نمودارِ صبر و تحملم تو نقطه ی (0,0) محور مختصات قرار گرفته. متوجهید چی میگم؟!
❤13
این روزا جمله ی " من دیگه خستم و نمیخوام همچین چیزی و تحمل کنم. " دلیل قانع کننده ای برای تموم کردن هر چیزیه.
❤7
Forwarded from ستارهای که بلعیده شد.
همه ی " عیب نداره. اینم ی تجربه شد. " هایی که گفتم زخمش روی روحم مونده و چرک کرده. لعنت به اینم تجربه شد های بعدتر.
❤10
بر فرض محال راهمون یکیه، یعنی توهم مثل من پابرهنه رو سنگ و خار راه میری؟!
❤10
می خندی و جان از تن من می رود
خنده بر که کردی که جانم از تن بِرفت و دگر برنگشت؟!
خنده بر که کردی که جانم از تن بِرفت و دگر برنگشت؟!
❤7
«پرویز این آخرین نامهای است که برای شما مینویسم و فقط میل دارم این آخرین نامهیِ من قدری شما را از اشتباه بیرون بیاورد. باید با کمال تأسف به شما بگویم که اگر از طرف من نسبت به شما اهانتی شده است بیجهت و بدون دلیل نبوده است و اگر تا دیشب به شما اعتماد و اطمینانی داشتم امروز دیگر نمیتوانم به گفتههای شما اهمیتی بدهم و نسبت به شما همان اعتماد
و اطمینان سابق را داشته باشم.»
و اطمینان سابق را داشته باشم.»
_ نامه فروغ فرخزاد به پرویز شاپور
❤6
زخمای خانوادگی ی جور دیگه ای دردناکن ، نگفتنشون سنگینت میکنه و گفتنشون سرافکندت.
❤10