" من دوست دارم. اما قلبمو بهت نمیدم. من تمام عشق و محبت کوچیکی که توش هست و به پای تو میریزم و قلب تو رو از مهرم پر میکنم. بهم بگو. توهم قلک دلم رو پر میکنی یا قراره بشکونیش؟! "
❤9
تو را به سطر به سطر سروده هایم گره می زنم تا جهانم رنگ و بوی تو را بگیرد.
❤12
نه، جایی نیست که جای خالیام احساس شود. مترو پر از مردم است، رستوران پر از مردم است، سرها پر از مشغلههای کوچک است. از دنیا بیرون لغزیدم و از دنیا چیزی کم نشد. باید باور کرد که ضروری نبودم. دوست داشتم ضروری باشم. دلم میخواست برای چیزی یا کسی ضروری باشم؛ نبودم. ضمنا این را هم بگویم، دوستت داشتم.
حالا میگویم چون دیگر اهمیتی ندارد.
حالا میگویم چون دیگر اهمیتی ندارد.
- کلمات | ژان پل سارت
1❤12
حرف از فردا و امید نزن عزیز من. حرف از آینده و تغییر نزن. درختِ وجودم آتش گرفته و از آن شاخ و برگ زیبایش فقط تنه ای خشک و آتشین بر جای مانده.
❤12
از روزهای پر نور و شب های مهتابی نگو. به جانم خنجر نزن. کور را مژده یِ دیدن نده. بگذار در این غم خاکستر شوم.
❤12
- مگه تهش قراره چی بشه؟!
+ حقیقتا من به تهش فکر نمی کنم. من فقط میخوام از این نقطه رد بشم و برم.
+ حقیقتا من به تهش فکر نمی کنم. من فقط میخوام از این نقطه رد بشم و برم.
❤17
Forwarded from دِیلی از روی بیمِیلی (امیرحسین)
داریم با کمکهای کوچک، از یه دوستمون که شرایط مالی بدی رو تجربه میکنه(علی الخصوص بعد جنگ )؛ حمایت میکنیم.
ممنونم که کمک میکنی، به زندگیت برمیگرده 🌷
5022291610156323 پاسارگاد ظریفی
6219861819675421 بلو ظریفی
ممنونم که کمک میکنی، به زندگیت برمیگرده 🌷
1❤6
وسط بحث بین من و خودم نفر سومی وجود نداره. ما به اندازه ی ی لشکر همو زخمی می کنیم.
❤8
انگار که حس آرامشم ی جا تو خیابون از دستم افتاده شکسته و من سالهاست تیکه های شکستشو با خودم حمل میکنم. لق میزنه. لبه هاش تیزه و صداش اصلا آرام بخش نیست.
❤18
ثروتی که نسل به نسل چرخیده امکان داره ی روزی تموم بشه اما غمی که نسل به نسل از خون به خون چرخیده هیچوقت تموم نمیشه. غمِ ذاتیه. میفهمی؟!
❤18
حال من بد نیست و یعنی هیچ جای بدنم درد نمی کند ولی اگر بخواهی حالم را عمیق تر جویا شوی، باید به تو بگویم که به هیچ وجه از زندگی خوشم نمی آید. زندگی برایم بی معنی و غیر قابل تحمل شده.
- فروغ فرخزاد،نامه دهم به پرویز شاپور،بعد از جدایی
❤12
من آدم احساساتی و دیوانه ای هستم و مثل تو نمی توانم به اعصابم مسلط باشم. درد هایم بزرگ تر از آنچه هست در نظرم جلوه می کند و هیچ وقت قدرت رو به رو شدن با زندگی را ندارم. بار ها آرزو کرده ام مثل تو باشم اما گویی خداوند نمی خواهد که من روی خوشبختی را ببینم.
- فروغ فرخزاد،نامه دهم به پرویز شاپور،بعد از جدایی
❤15
و من منتظرت میمیانم.
چرا که تو بی خداحافظی رفتی. شاید همین حوالی نشسته ای.
رفته ای که برگردی. نه؟
چرا که تو بی خداحافظی رفتی. شاید همین حوالی نشسته ای.
رفته ای که برگردی. نه؟
❤21
اوضاع سخته.ولی تو از پسش بر میای.چون حتی اگه ببازی ام، من برات دست میزنم.
❤9
من به رنجی که لایقش نباشم وفادار نیستم. به آدمی که برنجونتمم همینطور.
❤8