من یه تیکه از وجودمو دقیقا جایی گذاشتم که قبول کردم هیچ چیز قرار نیست تغییر پیدا کنه و مثل اولش بشه. در حالی که تمام وجودم خواستار این بود که اینبار بشه. فقط اینبار.
❤11
عزیزِ دلِ کسی بودن باعث میشه وسط راه ی جا وایسی بگی " آره. به خاطر اونم شده حتما باید بتونم " و دوباره ادامه میدی.
❤8
عزیزِ دلِ کسی بودن یعنی بین ۸ میلیارد آدم، ی نفر تو رو انتخاب کرده برای دوست داشتن و توجه کردن. یعنی تو براش مهمی. یعنی ارزشمندی. یعنی زندگی زیباست. یعنی درود بر عزیزِ دلِ کسی بودن.
❤10
و حال میفهمم که به انتها رسیده ام. درست زمانی که دست می کشم از تقلا کردن و خیره به غروب، در باتلاقی از تزلزل و ناآرامی فرو میروم.
❤9
اکسترمم نمودارِ صبر و تحملم تو نقطه ی (0,0) محور مختصات قرار گرفته. متوجهید چی میگم؟!
❤13
این روزا جمله ی " من دیگه خستم و نمیخوام همچین چیزی و تحمل کنم. " دلیل قانع کننده ای برای تموم کردن هر چیزیه.
❤7
Forwarded from ستارهای که بلعیده شد.
همه ی " عیب نداره. اینم ی تجربه شد. " هایی که گفتم زخمش روی روحم مونده و چرک کرده. لعنت به اینم تجربه شد های بعدتر.
❤10
بر فرض محال راهمون یکیه، یعنی توهم مثل من پابرهنه رو سنگ و خار راه میری؟!
❤10
می خندی و جان از تن من می رود
خنده بر که کردی که جانم از تن بِرفت و دگر برنگشت؟!
خنده بر که کردی که جانم از تن بِرفت و دگر برنگشت؟!
❤7