تراپیستم بهم گفت از آدمای سمی دوری کن اما نگفت چطوری. من الان هر جا میرم این خودمِ سمی دنبالمه. چه وضعشه.اه.
❤7
«فکر نکن کسی که به تو دلداری میدهد خودش هیچ غم و غصهای ندارد و زندگیاش آینهی همان واژگان ساده و آرامی است که به زبان میآورد؛ واژگانی که گاه به تو کمک میکنند. مشقات و غصههای زندگی او به مراتب بیشتر از زندگی توست و وضع تو به مراتب بهتر از اوست.
اگر غیر از این بود، هرگز نمیتوانست آن واژگان تسلی بخش را پیدا کند تا به تو بگوید.»
اگر غیر از این بود، هرگز نمیتوانست آن واژگان تسلی بخش را پیدا کند تا به تو بگوید.»
-نامه راینر ماریا ریلکه به فرانتس کاپوت
❤12
" اگه باهات سر موضوعی که اتمام حجت کرده بودیم تموم کردم، بدون ربطی به اون موضوع نداره و من از قبل منتظرش بودم تا سر کوچکترین اتفاق بعدی ازت فاصله بگیرم و راهمو جدا کنم. و اینطوری از فرصت پیش اومده استفاده کردم. چون من آدمی نیستم که یک موضوعو صدبار به زبون بیارم و هر بار برگردم سر خونه ی اول. هر طور که دوست داری راجبم فکر کن. من دیگه اهمیتی نمیدم."
❤15
دویدنم به سمت موفقیت مثل دویدنم رو تردمیله. می دوام اما به مقصد نزدیک نمیشم.
❤10
دستم را بگیر و با من بیا.
مگذار لحظات قربانیِ خودخواهی ما شوند.
مگذار لحظات قربانیِ خودخواهی ما شوند.
❤8
دیدی آدما میگن امروز روزِ من نبود؟ منم الان ی چندوقتیه احساس میکنم هیچ روزی روزِ من نیست.
❤16
من چیزی راجب گذشتت نمیدونم. نیازی به دونستنشم ندارم. چون قرار نیست دست ببرم سمت زخماتو و از هم بشکافمشون. من برای درمانت اومدم. من اومدم بوسه بزنم روی هر خراش و تیکه های شکستتو بهم بچسبونم. اهمیتی نداره اگه دستام خونی بشه. من زیر درخت آرزوهام آب که سهله، خونمم میریزم.
❤25
وقتی فشار موضوعی که حلش به دست من نیست روم میوفته بیشتر از قبل از خودم زده میشم و بدم میاد. حس استیصال و درماندگی آدمو از پا درمیاره.
❤14
میگویم میخواهم بروم در یک غار زندگی کنم. استعاره و کنایه نیست. به کوهستان میروم، یه غاری پناه میبرم. هر وقت دنیا جای بهتری شد، خبرم کن.
- از نامه های حسن دریابندی
❤11
خواستم بروم
اما
نشد
غم، وفادار تر از هر آنکه در زندگیم بود،
در کنارم
برایم
ماند.
اما
نشد
غم، وفادار تر از هر آنکه در زندگیم بود،
در کنارم
برایم
ماند.
❤9
" سخت است اما می توانم. من یاد گرفته ام ادامه دهم. حتی در میان غم ها. حتی در میان درد ها. در میان نبودن های خودم در کنارِ خودم. من دوباره مثل قبل می شوم و از این وادی می روم. "
❤10
" من دوست دارم. اما قلبمو بهت نمیدم. من تمام عشق و محبت کوچیکی که توش هست و به پای تو میریزم و قلب تو رو از مهرم پر میکنم. بهم بگو. توهم قلک دلم رو پر میکنی یا قراره بشکونیش؟! "
❤9
تو را به سطر به سطر سروده هایم گره می زنم تا جهانم رنگ و بوی تو را بگیرد.
❤12