ستاره‌ای که بلعیده شد.
1.43K subscribers
190 photos
50 videos
3 files
102 links
- اینجا خبری از نور نیست. اگه از تاریکی نمیترسی بیا.
- ماروینم. بیشتر از این نپرس.
- برام آهنگ بفرست :
http://t.me/HidenChat_Bot?start=5912851922
Download Telegram
آدمای قبل نیستیم. و تمام ماجرا همینه. همین.
9
چمیدونم، مثلا کاش همه ی اینا ی خواب بود.
7
اگه شما هم احساس می کردید اگر تلگرام وصل بشه به حالت قبل برمی گردید و اون تیکه ی گمشده ی پازلتون کامل میشه اما رو همون مود ناجالب قبلی موندید و هیچ تغییری ایجاد نشده این پیامو فوروارد کنید.
20
بیشتر از مردمِ شهر، خودِ شهر بویِ غم و جنون می دهد.
9
از گفتن بعضی چیزها هراس دارم. نمی توانم تمام آن کلماتی که در ذهن خود رویانده ام را بچینم و به دیگران نشان دهم. گاهی حس میکنم با تمام دنیا غریبه ام. هیچکس و هیچ چیز را امن نمی بینم. هر از گاهی حتی از خودم هم می ترسم. چه زندگی رقت باری.
8
من؟ آهنگ «سنگِ قبرِ آرزوِ» آرتوش.
6
تراپیستم بهم گفت از آدمای سمی دوری کن اما نگفت چطوری. من الان هر جا میرم این خودمِ سمی دنبالمه. چه وضعشه.اه.
7
«فکر نکن کسی که به تو دلداری می‌دهد خودش هیچ غم و غصه‌ای ندارد و زندگی‌اش آینه‌ی همان واژگان ساده و آرامی است که به زبان می‌آورد؛ واژگانی که گاه به تو کمک می‌کنند. مشقات و غصه‌های زندگی او به مراتب بیشتر از زندگی توست و وضع تو به مراتب بهتر از اوست.
اگر غیر از این بود، هرگز نمی‌توانست آن واژگان تسلی بخش را پیدا کند تا به تو بگوید.»

-نامه راینر ماریا ریلکه به فرانتس کاپوت
12
" اگه باهات سر موضوعی که اتمام حجت کرده بودیم تموم کردم، بدون ربطی به اون موضوع نداره و من از قبل منتظرش بودم تا سر کوچکترین اتفاق بعدی ازت فاصله بگیرم و راهمو جدا کنم. و اینطوری از فرصت پیش اومده استفاده کردم. چون من آدمی نیستم که یک موضوعو صدبار به زبون بیارم و هر بار برگردم سر خونه ی اول. هر طور که دوست داری راجبم فکر کن. من دیگه اهمیتی نمیدم."
15
دویدنم به سمت موفقیت مثل دویدنم رو تردمیله. می دوام اما به مقصد نزدیک نمیشم.
10
دستم را بگیر و با من بیا.
مگذار لحظات قربانیِ خودخواهی ما شوند.
8
دیدی آدما میگن امروز روزِ من نبود؟ منم الان ی چندوقتیه احساس میکنم هیچ روزی روزِ من نیست.
16
تکنولوژی آدمو وابسته میکنه. چیزی که من ازش نفرت دارم.
14
من چیزی راجب گذشتت نمیدونم. نیازی به دونستنشم ندارم. چون قرار نیست دست ببرم سمت زخماتو و از هم بشکافمشون. من برای درمانت اومدم. من اومدم بوسه بزنم روی هر خراش و تیکه های شکستتو بهم بچسبونم. اهمیتی نداره اگه دستام خونی بشه. من زیر درخت آرزوهام آب که سهله، خونمم میریزم.
25
وقتی فشار موضوعی که حلش به دست من نیست روم میوفته بیشتر از قبل از خودم زده میشم و بدم میاد. حس استیصال و درماندگی آدمو از پا درمیاره.
14
می‌گویم می‌خواهم بروم در یک غار زندگی کنم. استعاره و کنایه نیست. به کوهستان می‌روم، یه غاری پناه می‌برم. هر وقت دنیا جای بهتری شد، خبرم کن.
- از نامه های حسن دریابندی
11
خواستم بروم
اما
نشد
غم، وفادار تر از هر آنکه در زندگیم بود،
در کنارم
برایم
ماند.
9
" سخت است اما می توانم. من یاد گرفته ام ادامه دهم. حتی در میان غم ها. حتی در میان درد ها. در میان نبودن های خودم در کنارِ خودم. من دوباره مثل قبل می شوم و از این وادی می روم. "
10