فکر کردن به اینکه چطور باید ادامه بدی و زندگی کنی از خود زندگی کردن سخت تره.
❤11
ترجیح میدم کسی دوست نداشته باشم تا دوستش داشته باشم و هر لحظه و هر ثانیه منتظر توجه از سمتش باشم. منتظر موندن خیلی سخته و من آدم سرسختی نیستم.
❤18
صبح از خواب بیدار میشم. درس میخونم. میرم رو تخت دراز میکشم. اتاقمو مرتب میکنم. میرم رو تخت دراز میکشم. غذا میپزم. میرم رو تخت دراز میکشم. فیلم میبینم. میرم رو تخت دراز میکشم. بیرون قدم میزنم. میرم رو تخت دراز میکشم. میرم رو تخت دراز میکشم. میرم رو تخت دراز میکشم. هر کاری میکنم آخرش برمیگردم رو تخت و دراز میکشم. همین. خودت بفهم. بیشتر از این حوصله ی توضیح ندارم. میرم رو تختم دراز بکشم.
1❤14
آدم درونگراییم. اگه حال بدمو دیدی، خودتو امن بدون. من بهت اعتماد کردم.
❤16
نه شر بودم و نه خیری از دستم بر آمده نه خباثت کردهام، نه مهربانی، نه پستی و دنائت، نه شرافت و قهرمانبازی. حالا هم کنج عزلت مثلا دارم زندگیام را میکنم و با این دلخوشی مضحک و شرورانه و بهدردنخور، که آدم عاقل اصلا کاری نمیکند و کار مال احمقهاست، به ریش خودم میخندم.
-یادداشتهای زیرزمینی، داستایفسکی
❤8
« پدر خیال میکرد آدم فقط در حجره ی خودش تنها باشد، تنهاست. نمی دانست که تنهایی را فقط در شلوغی می شود حس کرد.»
❤10
«منظومه است آن دو تیله ی چشمان تو، می شود جان داد برای آن سرخی لب های تو.»
❤15
مظلوم ترین آدما کسایی ان که وقتی میخوان حرفی بزنن قبل هر کلمه دو بار بغضشونو قورت میدن و اما بازم ادامه میدن.
❤21
پیام دادن به آدمایی که تو گذشتت ریشه دارن ریسک پذیره. من خوندن چتای قبلی و ترجیح میدم تا همون ورژن قبلیشون تو یادم بمونه نه اینی که الان هستن.
1❤20
آدم باید کسی را برای زندگی انتخاب کند که وقتی دیوارها ترک برداشت، به فکر تعمیر باشد، نه فرار از زیر آوار.
-پا برهنهها، زاهاریا استانکو
❤18
نجات دهنده ی تو آینه، امشب آینه رو به مقصدی نامعلوم ترک کرد. نجات دهنده ی دومی وجود داره یا نه؟!
❤16
آدم وقتی تنهاست خیلی فکر میکنه. به چیزایی که نباید. به چیزایی که باید بندازه تو ی صندوق و درشو ببنده و بندازه ته ی دریاچه ی عمیق که هیچوقت دستس بهش نرسه. آدم بعضی وقتا احمق میشه. بیشتر مواقع یعنی.
❤15