چی بگم دیگه. گفتنیای لازم و قبلا گفتم. الان فقط میتونم از پس تماشا کردنش بر بیام.
❤1
دیگر تاب تحمل هیچگونه ماتم و عزایی را نداشتم، چه به معنی واقعی چه مجازی؛ در درونم شاهدی میزیست که به قدر کافی بدبختی دیده بود.
- سمیر چوپرا
- سمیر چوپرا
❤1
امروز همون شنبه ای که همه کاراتو نگه داشتی براش. یا علی بگو پاشو برو سر کارات بچه جون.
❤6
همه ی " عیب نداره. اینم ی تجربه شد. " هایی که گفتم زخمش روی روحم مونده و چرک کرده. لعنت به اینم تجربه شد های بعدتر.
❤6
این پیامو اونایی که حس ششم قوی دارن اما باز خودشونو گول میزنن که نه بهش نمیاد اینطور آدمی باشه، فوروارد کنن.
❤11
نمیدونم اما من تازگیا حرفهایی که آدما راجب خودشون میزنن رو باور میکنم. میگه آدم بدی ام؟ خب باشه. هست. شکست نفسی نمیفرمایه. حتما ی چیزی این وسط هست که اون خودشو آدم خوبی نمیدونه. توهم وظیفت نیست که خوب بودنشو ثابت کنی. پس فقط قبولش کن و بذارش اون گوشه ی ذهنت تا زمان ذات واقعیشو بهت نشون بده.
❤6
" و زمانی که از خانه بیرون می آیم، به دنبال دلیل می گردم. به دنبال دلیلی برایِ بیشتر درآغوش گرفتن تنهایی ام و دوریِ هر چه بیشتر از این موجودات دوپایِ انسان نما. "
❤3
خیلی وقته دلم برای خودم تنگ شده. برای اون آدمی که بودم. برای اون ذوقِ زندگی کردنی که داشتم. برای اون لبخندای از ته دلم. برای اون لحظه هایی که میگفتن نمیشه و من کاری می کردم که بشه. میدونی؟ خیلی دلتنگتم منِ عزیزم. خیلی.
❤4