حس آرامشی که گهگاهی در وجودم پیدایَش میشد آنچنان عمیق نبود که امیدی در من زنده کند. من اطمینان کافی به روزهای پیشِ رو نداشتم.
1❤11
اونجایی که مشکلتو باهاش درمیون میذاری و اون با حرفاش تپش قلبتو رفع میکنه >>>
1❤20
بعد یهو تصمیم میگیری فقط رو خودت حساب کنی چون تهش فقط خودتی و خودت.
❤22
متاسفانه از آدمای مهربون و گرین فلگ خوشم نمیاد. عالم و آدمو بِدَر و رامِ من باش.
❤25
آدما انرژیمو ازم میگیرن. نیاز دارم با سگا و کلاغا نشست و برخواست کنم.
❤21
اگه تو اون نفسی باشی که گیر کرده تو گلوم، من هیچوقت پست نمیدم.
❤41
بعضی وقتا ی سری اتفاقات میوفته که آدم با خودش میگه اینبار دیگه نه، اینبار دیگه از پسش برنمیام. اینبار زانوهام میشکنه و روی زمین میوفتم. اما.... اما درست همون لحظه ی آخر، همون دقیقه ی نود، همون موقع که از درد تو خودش مچاله شده و با خودش فکر میکنه فقط مرگ میتونه نجاتش بده، ی نیروی عجیبی وادارش میکنه از جاش بلند شه. که دستاشو بند زمین کنه و بایسته. که با تعجب به خودش خیره بشه و از شدت سگ جون بودنش نفسش بند بیاد. که از سرِ بیچارگیه این دووم آوردن باز با ی چرای دیگه رو به رو بشه. که چرا این وضعیت هنوز ادامه داره و تموم نمیشه؟ که چرا انقدر امید میگیره و دوباره ناامید میشه؟ چرا همیشه باید با زخم و درد امتحان بشه و چرا باید تا استخون بسوزه و دوباره برای بیشتر دست و پا زدن تو این گردآب رقت انگیزِ بلاتکلیفی خودشو کوچیک کنه؟! بعضی وقتا آدما پر از چران و هیچ جوابی نیست. بعضی وقتام نه. همیشه.
❤17
احساس میکنم پیر شده ام. دیگر در زندگی ام فقط سه چیز من را خوشحال می کند : خوابِ راحت. چایِ گرم و کسی که دوستش دارم.
❤13
من خیلی آدمِ "فرومیپاشم و بعد جوری رفتار میکنم انگار هیچی نشده." ای هستم.
❤11
Forwarded from Where do I belong?
Where do I belong?
Photo
این پیام + این پست فور کنید تا آخرین پستتون رو فور کنم.
❤1
سلام. این پیامو فوروارد بفرمایید تا من هم ازتان فوروارد کنم. دوست داشتید ربپ بزنید.☝️
کافیع. ۲۰:۲۰
کافیع. ۲۰:۲۰
❤11
ستارهای که بلعیده شد. pinned «سلام. این پیامو فوروارد بفرمایید تا من هم ازتان فوروارد کنم. دوست داشتید ربپ بزنید.☝️ کافیع. ۲۰:۲۰»
Forwarded from پوست (یِکی)
اگر تمایل دارید این پیام رو فوروارد کنید تا بهتون چند جملهی رندوم که حس میکنم به شنیدنش نیاز دارید بگم. به عنوان مثال: "تو هیچ تقصیری نداشتی، لازم نیست همهچیز رو گردن خودت بندازی. تازه قهوهات یادت نره که از دهن افتاد."