چه باید می گفتم؟ مگر از گودی زیر چشم و خشکی لب هایم معلوم نبود؟!
❤9
آنچه می خواستم با آنچه می توانستم داشته باشم منافات داشت. به دنبال ستاره بودم اما شمعِ نصفه ای نصیبم شد.
❤10
هر کی جای من بود بعد از اون اتفاقات دیگه نمی تونست مثل قبلش بخنده.
❤9
من اون دوران سخت و پشت سر گذاشتم و اون کاری که می خواستم و انجام دادم، کسی نمیدونه اون میون چقدر سختی کشیدم، چند بار افسرده شدم، چندبار خواستم عقب بکشم چندبار به مرگ فکر کردم، چندبار فکر کردم ک بی عرضم، چندبار ی گوشه نشستم و شر شر اشک ریختم. فقط میدونن که من از اون اتفاقات گذشتم.شاید با کلی آسیب و زخم اما سربلند. من ازش گذشتم.
❤9
ستارهای که بلعیده شد.
مگه میشه تورو بره از یادم؟ –
0:37
مگه میری تو از ته این دلم؟
مگه ندادیم قول یه روز به هم؟
اگه نباشم نترسی تو گلم
اگه تنها شدی من با توام
کل زمین یه ور تو واسم یه ور..
مگه میری تو از ته این دلم؟
مگه ندادیم قول یه روز به هم؟
اگه نباشم نترسی تو گلم
اگه تنها شدی من با توام
کل زمین یه ور تو واسم یه ور..
❤7
دیگر به هیچ وجه منتظر نیستم. نه منتظر کسی که مرا نجات دهد و نه منتظر اتفاقی که مرا دوباره سرپا کند. اگر هم آمدنی در کار باشد بگویید نمی خواهد. گلدانِ انتظارم شکست و گلش پژمرده شد.
5❤11
من اون شب خودمو از دست دادم و بعد از اون دیگه برام مهم نبود کی میمونه یا کی میره.
❤11
بعضی وقتا ترجیح میدم وجود نداشته باشم تا وجود داشته باشم و نتونم کاری برای بهتر شدن حالم انجام بدم.
❤9
“من تمامش نکردم، شاید همین هم پایان باشد”
_از اخرین دست نوشتهی آلبرکامو
_از اخرین دست نوشتهی آلبرکامو
❤8