اون نجات دهنده ی تو آینه اگه واقعا بلدِ کار بود که تو آینه زندگی نمی کرد.
ستارهای که بلعیده شد.
The Slims – Talking In My Sleep
Wander all alone
Through the streetscape in my mind
Feeling your lure
Feeding that drive
And on a cool wind that will blow
Fragments of a memory that hold
How many more nights we have
How many more days to go
Ooh Girl
Talking in my sleep now
Talking to you girl
Talking in my sleep now
Cold sheets on the floor
As I chase you through the night
No Clear direction
No end in sight
And for a moment I awoke
Frightened of the words I had spoke
But will my lover ever know
I whisper your name in the night
Ooh Girl
Talking in my sleep now
Talking to you girl
Talking in my sleep now
Ooh Girl
Talking in my sleep now
I'm Talking to you girl
Talking in my sleep now
Yeah
ستارهای که بلعیده شد.
- میخوای راجبش حرف بزنیم؟ + راجب چی؟ - راجب اینکه چرا دیگه به ابرا و آسمون لبخند نمیزنی.
- الان ی نسخه ی کوچیک از تو پیش خودم دارم. اگه گفتی چیهههه.
+ گربس؟
- آرهههه.
+ ..... میدونستم.
+ گربس؟
- آرهههه.
+ ..... میدونستم.
از آدمایی که حاشیه نمیرن، حرف آخرو اول میزنن، پیغوم پسغوم نمی دن خوشم میاد.
❤1
حافظه ی خوب یعنی تو یادت رفت ولی من نه تنها یادم نرفت بلکه هزار بارم مرورش کردم.
❤1
اونی که من و رها کرد رفت تو نبودی. این من بودم که جلوتو نگرفتم و گذاشتم بری. اگه برام مهم بودی که این دستای من مثل زنجیر دورت میپیچیدن و اسیرت میکردن.
«تو آنجا تنها و ماتم گرفتهای. من هم اینجا همین حال را دارم. از کجا میآیند این حملات مالیخولیایی که انسان را در خود فرو میبرند؟
مثل خیزابی قد میکشند، آدمی را غرقه میسازند و دیگر راه گریزی نیست»
مثل خیزابی قد میکشند، آدمی را غرقه میسازند و دیگر راه گریزی نیست»
_ نامه از گوستاو فلوبر به ژرژ ساند.
به ازای تعداد دفعاتی که گفتم نه اینبار هیچ اتفاقی نمیوفته، ضربه خوردم.
اگه این غصه حل شدنی بود که تا الان اسید معدم کار خودشو کرده بود. حل نمیشه عزیزم. نوچ. فقط ته نشین میشه اون زیر و وقتی فکر کردی همه چی آرومه میاد رو کار و خودی نشون میده.
تو مسئول نجات بقیه نیستی. تنها کسی که باید نجاتش بدی فقط خودتی. رنج کشیدن یعنی رشد کردن. جلوی رشد کسی و نگیر.
ساز ما به کوک کَج نشسته. ساده بگم. من ی کودکم که باد ابر آرزوهاشو با خودش برده.
حرفتو نزنی جات حرف میزنن. حرفیم بزنی براشون مهم نیست. بازم حرف خودشونو میزنن. ای بیچاره تویِ آدمیزاد که به کسی کاری نداری اما بعضیا خیلی با تو کار دارن.
ممنون از قلبم که در مواقع حساس، زمانی که من سکوت کردم و چیزی نگفتم با صدایِ تپیدنش سکوتو شکست.
زمانی که باید می پذیرفتم، کلنجار می رفتم. الان که باید تلاش کنم و کلنجار برم، خستم.