ستاره‌ای که بلعیده شد.
1.43K subscribers
192 photos
50 videos
3 files
99 links
- اینجا خبری از نور نیست. اگه از تاریکی نمیترسی بیا.
- ماروینم. بیشتر از این نپرس.
- برام آهنگ بفرست :
http://t.me/HidenChat_Bot?start=5912851922
Download Telegram
وقتی حالم خوب نیست، فیلم میبینم، آهنگ گوش میدم، حموم میرم، ظرف میشورم، یهو کمدمو میریزم بیرون و مرتب میکنم، اتاقمو تمیز میکنم، شکلات و بستنی میخورم، کلا خواستم بگم حرف زدن پیش دیگران راجب مشکلاتم و انرژی منفی دادن بهشون آخرین گزینه‌ست، اینطوری اتو هم دست کسی نمیدم.
31
تعادل احساساتم از دستم در رفته.
یا انقدر بی‌حس و ریلکسم که چیزی،نمی‌تونه عصبی و ناراحتم کنه یا انقدر حساسم که کوچک‌ترین چیزی عصبیم می‌کنه؛ حد وسطمو گم کردم.
18
«اگه من نیک باشم، تو جودیِ منی.»
20
«نجات دهنده من نیستم، نجات دهنده چشمای توعه.»
12
Nothing's New
Rio Romeo
I wanna be touched, be loved
I wanna heal, be hugged
It's just the two of us
Or that's what we swor...
11
وقتی در مورد مسئله ای به نکته ای اشاره میکنم منظورم این نیست که اینطور فکر میکنم. منظورمه این که اینطوری حس میکنم. فکر کردن با احساس کردن فرق میکنه. حس قوی تر از هر چیزیه.
13
Forwarded from کاغذ کاهی
🍩درود. این پیام رو فوروارد کنید تا مطابق خیالم مختصر بهتون بگم کانال شما چه رنگیه و چرا.
1
نمیدونم چرا اما به تو که میرسم یهو از این رو به اون رو میشم. یهو مهربون میشم. یهو بامزه تر میشم. سعی میکنم بخندونمت. ی حرفایی میزنم که خودم تعجب میکنم چطور به ذهنم رسیدن. سعی میکنم خوشحالت کنم. هر جور که شده. وقتی ازم میپرسی خوبم؟ درجا مینویسم آره. شاید به خاطر وجود خودته. وقتی ناراحتی و درد میکشی انگار غم چنبره میزنه رو قلب من. نفسم تنگ میشه. کدر میشم. عصبی میشم. دوست دارم بیام و نجاتت بدم. دوست دارم دستتو بگیرم و دوتایی باهم فرار کنیم. فکر کردن بهش مثل رویا میمونه. من و تو. ی جای دور از این همه شلوغی. ی رویای زیبا مثل خودت. تو ی رویایی برام. رویایی که ممکنه هیچوقت به واقعیت بدل نشه اما خب من با تموم وجودم این رویارو میپرستم. وقتی تو هستی، وقتی باهات حرف میزنم همه چی خوب به نظر میاد. وقتی کنارمی من آرومم. نفسام منظمه. تپش قلب ندارم. نمیدونم. شاید مسکنی چیزی هستی و خبر ندارم. یا شاید افسونگری. کی اینجوری منو افسون خودت کردی؟ صدات با روحم بازی میکنه. دستشو میگیره و میبره وسط پیست رقص و دست تو دست تو با صدات میرقصه. صدات باعث میشه از موسیقی مورد علاقم بگذرم. نمیدونم کدوم صفحه ی این داستانِ بلند و باز کردم اما میدونم حتی بعد تموم شدن این کتاب هر سطرشو که بخونم یادِ تو میوفتم و لبخند میزنم. تو، تو سطر به سطر این کتاب جا گرفتی و خونه ساختی. اما خونه ی اصلیت فقط ی جاست، کنجِ قلبِ من.
7