از کسایی که موقع حرف زدن اسممو صدا میکنن خوشم میاد. اما از کسایی که با لقب های خاصی که برام انتخاب کردن صدام میکنن بیشتر!
درود بر القاب و عناوین خاص و نازنازی!
درود بر القاب و عناوین خاص و نازنازی!
❤26
نمیدونم شاید ی پرنده ی زخمی دیدم و درمونش نکردم. شاید ی بچه برام بای بای کرد و من نکردم. شاید رو زمین تیکه نون دیدم و نذاشتم کنار دیوار تا کسی لهش نکنه. شاید برای گربه ای که بهم زل زده بود میو نکردم. شاید ی کاغذ دیدم روش اسم خدا بود و برنداشتم بذارمش روی درخت. شاید دل خیلیارو شکستم. شاید اشک خیلیارو درآوردم. حتما ی کاری کردم که لایق این روزام. نه؟! حتما آدم بدی بودم من.
❤20
Forwarded from MoCuishle (MoCuishle)
اگر مایلید، این پیام رو فوروارد کنید تا با توجه به فضا و محتوای چنلتون، به یک شخصیت سینمایی نسبتتون بدم.
-موکوشله
-موکوشله
❤5
مینویسم. راجبش سطر ها مینویسم. دیوانه وار راجبش مینویسم و حرف میزنم تا اگه ی روز نبودم بدونن من چقدر میخواستمش.
❤18
شب بود، زمستان بود، بیابان بود
من بودم، تو بودی، شمع بود
اینبار من سوختم و شمع
به تو نگاه کرد.
من بودم، تو بودی، شمع بود
اینبار من سوختم و شمع
به تو نگاه کرد.
❤7
این همه داد و قال راه انداختم که به اینجا نکشه. به اینجایی که سکوت کردم و دیگه ازت توقعی ندارم. حالا که تو رسیدی تا اینجای جمله من نقطه رو میذارم. تموم.
❤15
وقتی حالم خوب نیست، فیلم میبینم، آهنگ گوش میدم، حموم میرم، ظرف میشورم، یهو کمدمو میریزم بیرون و مرتب میکنم، اتاقمو تمیز میکنم، شکلات و بستنی میخورم، کلا خواستم بگم حرف زدن پیش دیگران راجب مشکلاتم و انرژی منفی دادن بهشون آخرین گزینهست، اینطوری اتو هم دست کسی نمیدم.
❤21
تعادل احساساتم از دستم در رفته.
یا انقدر بیحس و ریلکسم که چیزی،نمیتونه عصبی و ناراحتم کنه یا انقدر حساسم که کوچکترین چیزی عصبیم میکنه؛ حد وسطمو گم کردم.
یا انقدر بیحس و ریلکسم که چیزی،نمیتونه عصبی و ناراحتم کنه یا انقدر حساسم که کوچکترین چیزی عصبیم میکنه؛ حد وسطمو گم کردم.
❤11
Forwarded from مَرد سانفرانسیسکویی
میگوید: "دیگر به چیزی باور ندارم"، اما با کوچکترین تغییری میشکند. فقط انسان است که میتواند بارها و بارها به خود دروغ بگوید.
Forwarded from ستارهای که بلعیده شد.
جوری بهم میگن ول کن بابا. انقدر سخت نگیر انگار من مشکل و دودستی چسبیدم میگم تورو ناموست نرو.
❤3