ستاره‌ای که بلعیده شد.
1.43K subscribers
190 photos
50 videos
3 files
100 links
- اینجا خبری از نور نیست. اگه از تاریکی نمیترسی بیا.
- ماروینم. بیشتر از این نپرس.
- برام آهنگ بفرست :
http://t.me/HidenChat_Bot?start=5912851922
Download Telegram
«نگاهم میکنی و من دوباره جان میگیرم، همچو ماهی که فتد از تنگ به دریا.»
16
مرا فکر شدن هایی که امیدوارم کردند و نشدند، خواهد کشت.
18
‏اینکه شدیدا منتظر پاییزم، به این معنی نیست که قراره حالم بهتر بشه. فقط دلم میخواد تو فصل مورد علاقه م غمگین باشم.
28
ادامه بده. آره. آفرین. ادامه بده این رفتار های غیرقابل پیشینی و مرخرفتو. ادامه بده و سعی کن با حرفات خوردم کنی. بهم ضربه بزن. کاری کن نتونم روت حساب کنم. کاری کن ازت زده بشم. دور بشم. کاری کن من دوباره فقط به خودم اعتماد کنم و اسمی از کسی نبرم.
44
«گفت من آدم آسیب پذیری نیستم. اما دلم میخواد اگه روزی قرار باشه آسیبی بهم برسه، دوست دارم از سمت تو باشه. غم حس ارزشمند و فراموش نشدنیه. دلم میخواد اگه مُردم، منو با زخمی که تو روی تنم زدی بشناسن.»
23
قطع ارتباط با آدمی که بخشی از زندگی و روزمره بوده ممکنه بیش از حد روی آدم تاثیر بذاره. چون با قطع ارتباط هم بخشی از گذشته رو از بین میبری هم آینده. گذشته ای که پر از خاطرات خوب و بد، تلخ و شیرین بوده و تو الان برای فراموش کردن یا در خاطر نگه داشتن میتونی دلایل محکمی پیدا کنی اما راجب آینده ای که ساخته نشده از بین رفت فقط ی حس حسرت و سردرگمی باقی میمونه. که میتونست اوضاع جور دیگه ای باشه؟ حرف های دیگه ای زده بشه؟ رفتار های شاید متفاوت تر؟ شاید اصلا آینده کمی آرومتر بود و مجبور نبودید از هم فاصله بگیرید. بعضی وقتا زندگی خیلی عجیب و غیرقابل پیشبینیه. چقدر طفلکی ایم. چه حیف.
27
نمیدونم ولی این حس "شاید سخت نیست و تو الکی بزرگش کردی" میتونه منو زمین بزنه و تموم تلاشامو پودر کنه ببره هوا.
23
این روزا بیشترین مقدار انرژیمو صرف احیای اون بخش خسته و کم حوصله م میکنم. ازم انتظار انجام کارای سخت و نداشته باشید.
23
اگه وسط حرف زدن و خندیدن یهو دیدی کم انرژی شدم و سرد جواب دادم ناراحت نشو. باتری اجتماعی بودنم خراب شده. به طور غیر منتظره ای پر و خالی میشه. صبر کن به تنظیمات کارخانه برگردم بعد گفت و گورو ادامه بده.
26
عذر میخوام اجازه بدید راجب این مسئله پیش اومده فروبپاشم و گریه کنم، بعد با قدرت میام حلش میکنم.
29
نیاز دارم همچون خانه، تنِ خود را ستون و تیرک ببندم. استخوان هایم نحیف و رنجورند، میترسم زیر این بار له شوند آخر.
19
وضعیت جوری شده دیگه نمیشه چیزی و به دست آورد. نه سلامت روان، نه پول نه آینده. هر کی داره از قبل داشته.
17
«من سیاه چاله و تو ستاره یِ پر نورِ منی.»
19
«مطمئن باش که این روزها هر کسی از مشکلی غیر قابل درک رنج می‌برد، زندگی تشکیل شده از بلاهایی پی‌در‌پی که به قلب انسان مشت می‌کوبد اما وظیفه در همین‌جاست:
باید ادامه دهیم.»

-نامه ژرژ ساند به گوستاو فلوبر.
18