ستاره‌ای که بلعیده شد.
1.42K subscribers
191 photos
50 videos
3 files
99 links
- اینجا خبری از نور نیست. اگه از تاریکی میترسی نیا.
- ماروینم. بیشتر از این نپرس.
- برام آهنگ بفرست :
http://t.me/HidenChat_Bot?start=5912851922
Download Telegram
و خود را جا گذاشته ام،
در میانه ی راهی،
در سطر آخر کتابی،
در آخرین بوسه ی ماهی بر شن هایِ ساحل.
29
لحظاتی در زندگی آدم هست که تنهایی قابل تحمل است و لحظات دیگری هست که حتی ثانیه‌های تنهایی روی بدن آدم سنگینی می‌کند.

- نامه از ابوالحسن نجفی به بهرام صادقی.
12
«به تماشا مشغولم.
به تماشای زنی که خانه را جمع می کند
غذا می پزد
کودکش را در آغوش میگیرد
ولی اگر به تصویر درون آینه اش خیره شوی؛
سخت در پی گِریستن و گریختن است...»
14
ستاره‌ای که بلعیده شد.
«با اینکه درست کنارمه، اما خیلی دور به نظر میرسه.»
«دستم را بگیر و قلبِ شکسته‌ی مرا به پناه‌گاهِ امنِ خود ببر.»
18
شاید تنها نیاز آدمی همین باشد که شبی، در ساعتی، در کنج دنج خانه ای کسی با شنیدن یک موسیقی به یادش بیوفتد و دلتنگش شود.
18
من پیچیده نبودم. فقط یکم متفاوت بودم. و همین دلیلی شد برای اینکه همیشه مشکلو از من ببینن.
25
کاش ی خواب تابستونیم بود. میخوابیدی پاییز بیدار میشدی.
23
من بدبین نبودم. فقط لیوانی نمانده بود که نیمه ی پر یا خالی ای داشته باشد.
120
از آدمایی که برای هر چیز کوچیکی ذوق میکنن خوشم میاد. گل میبینن بو میکنن، به بچه ها لبخند میزنن، از ابرا عکس میگیرن و کلی کارای دیگه که حس زنده بودن میده. اما میدونی؟ بیشتر سعیمم میکنم که ازشون دور باشم. که نزدیکم نیان. چون دوست ندارم این احساسات لطیف جاشونو با خلا من پر کنن. چون من خاکستری ام. چون من دیگه ذوقم نمیذوقه.
30
این چه نجات دهنده ایه که تصمیم گیری های سختو به عهده ی خودم میذاره؟ من اگه بلد بودم که تو نجات دهنده م نبودی. اه.
16
بیاید «ممنون اما به خودم مربوطه» گفتن رو نرمالایز کنیم؛ هر کسی حق دخالت و نظر دادن راجب زندگی و ظاهر مارو نداره.
29
من حالم تا وقتی خوبه که پُستی راجب اون موضوعی که ازش فرار میکردمو نبینم.
16
قبلا تشخیص و درک مشکل ۸۰ درصد مسیرِ حل بود. الان درک کردن و از هم فرونپاشیدن ۸۰ درصد مسیره.
21
دردی ناشناخته را تجربه می‌کنم؛ نه با لبخند، نه با گریه و نه حتی با سکوت، تغییری در وضعیتم ایجاد نمی‌شود. خستگی جسم را می‌توانستم تحمل کنم، اما دیگر هیچ‌ خواب و استراحتی برای عذاب روحم سراغ ندارم؛ و این جمله مدام در سرم تکرار می‌شود: گاهی تنها راه پیروزی در یک مبارزه، تسلیم شدن است.

- محمد رشیدی
18
دردناک تر از هجوم زخم ها، این است که ندانی کی این نبرد بی رحمانه به پایان خواهد رسید. که ندانی کی آسوده خواهی گشت از این گردابِ خون آلودِ سردرگمی. که ندانی آیا در آخرین روز هنوز هم خودت را میشناسی یا نه.
19
«من یک زخمم
اما با لبه هایی تیز
دست به درمانم مبر
ناخواسته،
زخمی ات میکنم.»
18
میگفت :«وقتی گریه میکنم قلبم میسوزه، می میرم اما نمی میرم.»
18
- heavenly fruit ⭐️
18