پزشکیان نماينده تبريز :
برجام اگر خيانت است بياييد بيرون براي چي مذاكره مي كنيد؟
آخه نفهم؛ بفهم
طوری این برجام تنظیم شد که اگر ادامه ندهیم و به هر دلیلی از آن خارج شویم (حتی اگر به تمام تعهدات عمل کرده باشیم) و هوشمندانه و مقتدرانه ادامه ندهیم مکانیسم ماشه خودکار فعال میشود و می رویم تحت فصل ۷ شوارای امنیت که قبلا نبودیم و ما مقصر می شویم و تمام تحریمها بر میگردد؛ هر چند هنوز هم برقرار است!
دیپلماتهای اصلاحاتی کار کشته دیوث سیاسی و بیسواد شما این ناچاری را به ملت ایران تحمیل کردند.
حداقل شما اصلاحاتیهای دارودسته خاتمی و روحانی و رفسنجانی با لیدری خویینی ها و حجاریان و ...... سکوت کنید و خفه شوید و به شعور مردم توهین نکنید و بزارید تیم جدید کارشان را بکنند.
پزشکیان :
یک عده میگفتند بر جام خيانت است و الان هم قدرت دستشان آمده است، گفتم اگر میگویید خیانت است خب بیایید بیرون، چرا میخواهید مذاکره کنید؟
ولی واقعیت این است که ما هیچ چارهای نداریم جز اینکه اگر میخواهیم مشکلات مملکت را حل کنیم بر سر میز مذاکره بمانیم،
حرفهایمان را بزنیم، چیزی بدهیم و چیزی هم بستانیم.
آخه نفهم !
یک وقتی هست که من برای خودم تصمیم میگیرم، حق دارم هر کار و تصمیمی که میخواهم را اتخاذ کنم؛ ولی وقتی برای مردم تصمیم میگیرم، حق ندارم طوری تصمیم بگیرم که آنها را تحت فشار قرار دهم؛ حق ندارم تصمیمی بگیرم که مردم با سختی زندگی کنند. چون من دلم میخواهد که مثلا پوزه فلانی را بزنم!
پزشکیان :
تندرو که حق ندارد سرنوشت مردم را تغییر دهد.
حاکمیت و آن قدرتی که دست دولت و مجلس و قوه قضاییه و شورای امنیت و مقام معظم رهبری -در راس آن- است، از این مذاکرات پشتیبانی میکنند؛ باید طبق قانون با کسانی که میخواهند خلاف این جهت را بگویند و عمل کنند، برخورد شود.
آقای پزشکیان شما یا جاهل هستین یا خائن .
اگر خائن هستین شرح و نشر فایده ندارد.
اما اگر جاهل هستید که قاعدتا هستید،
پس
آقای پزشکیان نفهم، بفهم!
برجام خیانت بود که هست آنهم به علت :
نحوه تحریر متن یک طرفه آن و بدون ضمانت اجرایی؛ و عدم وجود ترجمه عینی و صحیح آن و عدم مطالعه توسط تیم دو سه نفره مذاکره کننده که نصف اونها هم جاسوس بودند.
آری برجام طوری تحریر شده که اگر از برجام خارج شویم با اینکه به تمام تعهدها و وظایف مان عمل کردیم طبق مکانیزم ماشه مقصر و مجرم میشوم.
یعنی اونا بدعهدی کردن اما ما مقصر قلمداد میشویم.
*قای پزشکیان نفهم؛ بفهم !
تیم جدید آمده که نقاط ضعف برجام را پوشش دهد.
آمد تا نقطه ضعف بی تضمینی را صاحب تضمین کند
آمده تا مکانیزم ماشه که اوج بی شرفی و بی انصافی و بی وجدانی بوده را بی اثر کند.
آمده تا بجای تعلیق کلمه لغو را جایگزین کند.
آمده تا به دنیا ثابت کند که آمریکا بد عهد است نه ایران.
آمده تا جای جلاد و شهید را عوض نکنن.
پس بفهم که این تیم ادامه دهنده برجام نیست بلکه تصحیح کننده برجام است.
البته از دیوثان سیاسی بیشتر از این توقعی نیست.
آقای پزشکیان اول جایگاه خودتان را بشناسید.
شماها در جایگاه متهم هستید نه درجایگاه شاکی.
شماها و فرقه اصلاحاتیها و حامیانتان باید جواب خیانتتان به ملت ایران را دهید نه اینکه با پرویی انتقاد کنید و در جایگاه طلبکار باشید.
@dead_wave
برجام اگر خيانت است بياييد بيرون براي چي مذاكره مي كنيد؟
آخه نفهم؛ بفهم
طوری این برجام تنظیم شد که اگر ادامه ندهیم و به هر دلیلی از آن خارج شویم (حتی اگر به تمام تعهدات عمل کرده باشیم) و هوشمندانه و مقتدرانه ادامه ندهیم مکانیسم ماشه خودکار فعال میشود و می رویم تحت فصل ۷ شوارای امنیت که قبلا نبودیم و ما مقصر می شویم و تمام تحریمها بر میگردد؛ هر چند هنوز هم برقرار است!
دیپلماتهای اصلاحاتی کار کشته دیوث سیاسی و بیسواد شما این ناچاری را به ملت ایران تحمیل کردند.
حداقل شما اصلاحاتیهای دارودسته خاتمی و روحانی و رفسنجانی با لیدری خویینی ها و حجاریان و ...... سکوت کنید و خفه شوید و به شعور مردم توهین نکنید و بزارید تیم جدید کارشان را بکنند.
پزشکیان :
یک عده میگفتند بر جام خيانت است و الان هم قدرت دستشان آمده است، گفتم اگر میگویید خیانت است خب بیایید بیرون، چرا میخواهید مذاکره کنید؟
ولی واقعیت این است که ما هیچ چارهای نداریم جز اینکه اگر میخواهیم مشکلات مملکت را حل کنیم بر سر میز مذاکره بمانیم،
حرفهایمان را بزنیم، چیزی بدهیم و چیزی هم بستانیم.
آخه نفهم !
یک وقتی هست که من برای خودم تصمیم میگیرم، حق دارم هر کار و تصمیمی که میخواهم را اتخاذ کنم؛ ولی وقتی برای مردم تصمیم میگیرم، حق ندارم طوری تصمیم بگیرم که آنها را تحت فشار قرار دهم؛ حق ندارم تصمیمی بگیرم که مردم با سختی زندگی کنند. چون من دلم میخواهد که مثلا پوزه فلانی را بزنم!
پزشکیان :
تندرو که حق ندارد سرنوشت مردم را تغییر دهد.
حاکمیت و آن قدرتی که دست دولت و مجلس و قوه قضاییه و شورای امنیت و مقام معظم رهبری -در راس آن- است، از این مذاکرات پشتیبانی میکنند؛ باید طبق قانون با کسانی که میخواهند خلاف این جهت را بگویند و عمل کنند، برخورد شود.
آقای پزشکیان شما یا جاهل هستین یا خائن .
اگر خائن هستین شرح و نشر فایده ندارد.
اما اگر جاهل هستید که قاعدتا هستید،
پس
آقای پزشکیان نفهم، بفهم!
برجام خیانت بود که هست آنهم به علت :
نحوه تحریر متن یک طرفه آن و بدون ضمانت اجرایی؛ و عدم وجود ترجمه عینی و صحیح آن و عدم مطالعه توسط تیم دو سه نفره مذاکره کننده که نصف اونها هم جاسوس بودند.
آری برجام طوری تحریر شده که اگر از برجام خارج شویم با اینکه به تمام تعهدها و وظایف مان عمل کردیم طبق مکانیزم ماشه مقصر و مجرم میشوم.
یعنی اونا بدعهدی کردن اما ما مقصر قلمداد میشویم.
*قای پزشکیان نفهم؛ بفهم !
تیم جدید آمده که نقاط ضعف برجام را پوشش دهد.
آمد تا نقطه ضعف بی تضمینی را صاحب تضمین کند
آمده تا مکانیزم ماشه که اوج بی شرفی و بی انصافی و بی وجدانی بوده را بی اثر کند.
آمده تا بجای تعلیق کلمه لغو را جایگزین کند.
آمده تا به دنیا ثابت کند که آمریکا بد عهد است نه ایران.
آمده تا جای جلاد و شهید را عوض نکنن.
پس بفهم که این تیم ادامه دهنده برجام نیست بلکه تصحیح کننده برجام است.
البته از دیوثان سیاسی بیشتر از این توقعی نیست.
آقای پزشکیان اول جایگاه خودتان را بشناسید.
شماها در جایگاه متهم هستید نه درجایگاه شاکی.
شماها و فرقه اصلاحاتیها و حامیانتان باید جواب خیانتتان به ملت ایران را دهید نه اینکه با پرویی انتقاد کنید و در جایگاه طلبکار باشید.
@dead_wave
بازخوانی پس از چهار سال
🔴 حزب الهی بودن با همه تراژدیهایش
✍🏻 دکتر عبدالله گنجی نوشت:
✅ حزب الهیها کسانی هستند که وقتی همه نگرانند که دو ریالشان نشود یک ریال، آنها نگران انقلاب اسلامی هستند و منافع خودشان را فراموش میکنند.
✅ حزب الهیها کسانی هستند که امکانات کشور در اختیارشان نیست، اما همه جا در تاکسی، اتوبوس، مترو، دانشگاه، اداره و مدرسه و... باید پاسخگوی همه کس و همه چیز باشند.
✅ حزب الهیها کسانی هستند که ضمن اینکه دور از قدرتند، شرمنده مردماند و هرکجا بتوانند، مانند اردوهای جهادی و کمک به زلزله زدگان، جبهه و سوریه در خط مقدم حضور دارند.
✅ حزب الهیها کسانی هستندکه از ناهنجاریهای اجتماعی رنج میبرند و غصه میخورند، اما هنوز یاد نگرفتهاند که اگر نمیتوانند جذب کنند، هل ندهند.
✅ حزب الهیها بین منتقد، مخالف و معاند فرق میگذارند و صرفاً معاند را در مقابل خود میبینند.
✅ حزب الهیها عنصر شهادت را همیشه در گوشه نگاه خود دارند و به دنبال آرمانی هستند که بدان نقطه ختم شود.
✅ حزب الهیها ساده پوش و ساده زیست هستند و اصراری ندارند همه مردم اینگونه باشد. آنها الگویی را ارائه میدهد که مملو از یک رنگی است و اینچنین میتواند اشرافی گری در حاکمیت را نفی کند.
✅ حزب الهیها از قشر و صنف خاص نیستند همانند مولدان انقلاب اسلامی هستند. در جمع آنان از سپاهی تا کارگر شهرداری، از معلم و استاد تا کشاورز و پزشک و پرستار تا مکانیک و بازاری قابل رهیابی است.
✅ حزب الهیها کسانی هستند که وقتی معاندین میخواهند از انقیاد خارج شوند نام او را «لباس شخصی» میگذارند حال آنکه او هم فردی شبیه خود آنان است فقط منشأ تعهد و مسیر هزینه شدن و هزینه دادن متفاوت است.
✅ حزب الهیها برای حفظ پرچم پر خون اسلام، تشیع و امام خمینی و آرمانهای انقلاب اسلامی از مال، جان، آبرو و زخم زبان میگذرند و در این راه هیچ شأن و جایگاهی برای خود قائل نیستند.
✅ حزب الهیها آن دختر و پسر «بدظاهر» را دشمن خود نمیداند ، اما احساس میکند خداوند او را در مقابلش قرارداده است تا آزمایش شود و ماموریتی را انجام دهد و در عین حال ارزش خود را نیز معنا کند.
✅ حزب الهیها کسانی هستند که در عرصه هنر، دانشگاه و حتی رسانه غریبند و این غربت علیرغم حاکمیت نظام دینی است. اما به تعبیر شهید آوینی: «باز معتقدم خداوند، لوح و قلم تاریخ را به اینان سپرده است». فقر در مقابل خالق، دلخوشی زندگی روزمره حزب الهیها است.
✅ حزب الهیها کسانی هستند که فرزندانشان مانند بقیه مردم بیکار در منزل نشستهاند گرانی آنان را میآزارد، اما سنگ زیرین آسیاب هستند و دم برنمیآورند و خود را در معرکه آزمایشی میدانند که با انقلاب امام در معرض آن قرار گرفتند.
✅ حزب الهیها مصداق «و من هم من ینظر» هستند و بر صراط «و ما بدلو تبدیلا» استوارند.
✅ حزب الهیها مردم سالاری را بزنگاه و بستر اصلاح مدیریت کشور و یکی از روشهای حفظ و استمرار ارزشهای انقلاب اسلامی میدانند و به آن اعتقاد دارند.
✅ حزب الهیها وقتی رد صلاحیت میشوند زمین و آسمان را بهم نمیدوزند، احساس میکنند تکلیفی از دوششان برداشته شده است و سجده شکر به جا میآورند.
✅ حزب الهیها جدا از مردم و در محله و شهرک خاص زندگی نمیکند ، فرزندشان در مدرسه خاص نمیرود. آنها با مردم زندگی میکند و البته در راه هزینه دادن برای انقلاب اسلامی پیش قراول است.
✅ حزب الهیها مسجد محورند و در بین انواع اسلامها به اسلام روحانیت اعتقاد دارند و «ایران امروز را مظهر آن نور مقدسی میداند که در ظلمات این عصر درخشیدن گرفته است».
✅ حزب الهیها هر کجا میدان دار بودهاند، افتخار آفرین شدهاند. از جنگ تا انرژی هستهای و موشکی و... (شهریاری، علی محمدی، تهرانی مقدم، کاظمی آشتیانی و...)
🔶 آنان که تصویر دیگری از خود مخابره میکنند و اصرار بر حزب الهی بودن دارند ، دروغ میگویند. حزب الهی نماها را شناسایی کنید.
🔷 اما حزب الهیها باید شرم را کنار بگذارند و وقتی به خاطر فسادهای موجود مورد بازخواست و سوال قرار میگیرند ، بگویند : اینها را ما انتخاب نکردیم اینها خروجی انتخاب خود شما ملتاند.
⚘۰۰۰۰۰🌿۰۰۰۰۰🌾
@dead_wave
🔴 حزب الهی بودن با همه تراژدیهایش
✍🏻 دکتر عبدالله گنجی نوشت:
✅ حزب الهیها کسانی هستند که وقتی همه نگرانند که دو ریالشان نشود یک ریال، آنها نگران انقلاب اسلامی هستند و منافع خودشان را فراموش میکنند.
✅ حزب الهیها کسانی هستند که امکانات کشور در اختیارشان نیست، اما همه جا در تاکسی، اتوبوس، مترو، دانشگاه، اداره و مدرسه و... باید پاسخگوی همه کس و همه چیز باشند.
✅ حزب الهیها کسانی هستند که ضمن اینکه دور از قدرتند، شرمنده مردماند و هرکجا بتوانند، مانند اردوهای جهادی و کمک به زلزله زدگان، جبهه و سوریه در خط مقدم حضور دارند.
✅ حزب الهیها کسانی هستندکه از ناهنجاریهای اجتماعی رنج میبرند و غصه میخورند، اما هنوز یاد نگرفتهاند که اگر نمیتوانند جذب کنند، هل ندهند.
✅ حزب الهیها بین منتقد، مخالف و معاند فرق میگذارند و صرفاً معاند را در مقابل خود میبینند.
✅ حزب الهیها عنصر شهادت را همیشه در گوشه نگاه خود دارند و به دنبال آرمانی هستند که بدان نقطه ختم شود.
✅ حزب الهیها ساده پوش و ساده زیست هستند و اصراری ندارند همه مردم اینگونه باشد. آنها الگویی را ارائه میدهد که مملو از یک رنگی است و اینچنین میتواند اشرافی گری در حاکمیت را نفی کند.
✅ حزب الهیها از قشر و صنف خاص نیستند همانند مولدان انقلاب اسلامی هستند. در جمع آنان از سپاهی تا کارگر شهرداری، از معلم و استاد تا کشاورز و پزشک و پرستار تا مکانیک و بازاری قابل رهیابی است.
✅ حزب الهیها کسانی هستند که وقتی معاندین میخواهند از انقیاد خارج شوند نام او را «لباس شخصی» میگذارند حال آنکه او هم فردی شبیه خود آنان است فقط منشأ تعهد و مسیر هزینه شدن و هزینه دادن متفاوت است.
✅ حزب الهیها برای حفظ پرچم پر خون اسلام، تشیع و امام خمینی و آرمانهای انقلاب اسلامی از مال، جان، آبرو و زخم زبان میگذرند و در این راه هیچ شأن و جایگاهی برای خود قائل نیستند.
✅ حزب الهیها آن دختر و پسر «بدظاهر» را دشمن خود نمیداند ، اما احساس میکند خداوند او را در مقابلش قرارداده است تا آزمایش شود و ماموریتی را انجام دهد و در عین حال ارزش خود را نیز معنا کند.
✅ حزب الهیها کسانی هستند که در عرصه هنر، دانشگاه و حتی رسانه غریبند و این غربت علیرغم حاکمیت نظام دینی است. اما به تعبیر شهید آوینی: «باز معتقدم خداوند، لوح و قلم تاریخ را به اینان سپرده است». فقر در مقابل خالق، دلخوشی زندگی روزمره حزب الهیها است.
✅ حزب الهیها کسانی هستند که فرزندانشان مانند بقیه مردم بیکار در منزل نشستهاند گرانی آنان را میآزارد، اما سنگ زیرین آسیاب هستند و دم برنمیآورند و خود را در معرکه آزمایشی میدانند که با انقلاب امام در معرض آن قرار گرفتند.
✅ حزب الهیها مصداق «و من هم من ینظر» هستند و بر صراط «و ما بدلو تبدیلا» استوارند.
✅ حزب الهیها مردم سالاری را بزنگاه و بستر اصلاح مدیریت کشور و یکی از روشهای حفظ و استمرار ارزشهای انقلاب اسلامی میدانند و به آن اعتقاد دارند.
✅ حزب الهیها وقتی رد صلاحیت میشوند زمین و آسمان را بهم نمیدوزند، احساس میکنند تکلیفی از دوششان برداشته شده است و سجده شکر به جا میآورند.
✅ حزب الهیها جدا از مردم و در محله و شهرک خاص زندگی نمیکند ، فرزندشان در مدرسه خاص نمیرود. آنها با مردم زندگی میکند و البته در راه هزینه دادن برای انقلاب اسلامی پیش قراول است.
✅ حزب الهیها مسجد محورند و در بین انواع اسلامها به اسلام روحانیت اعتقاد دارند و «ایران امروز را مظهر آن نور مقدسی میداند که در ظلمات این عصر درخشیدن گرفته است».
✅ حزب الهیها هر کجا میدان دار بودهاند، افتخار آفرین شدهاند. از جنگ تا انرژی هستهای و موشکی و... (شهریاری، علی محمدی، تهرانی مقدم، کاظمی آشتیانی و...)
🔶 آنان که تصویر دیگری از خود مخابره میکنند و اصرار بر حزب الهی بودن دارند ، دروغ میگویند. حزب الهی نماها را شناسایی کنید.
🔷 اما حزب الهیها باید شرم را کنار بگذارند و وقتی به خاطر فسادهای موجود مورد بازخواست و سوال قرار میگیرند ، بگویند : اینها را ما انتخاب نکردیم اینها خروجی انتخاب خود شما ملتاند.
⚘۰۰۰۰۰🌿۰۰۰۰۰🌾
@dead_wave
#رهبری باید پاسخگوی مشکلات کشور باشد‼️
رهبرانقلاب :
رهبری باید پاسخگوی #مشکلات کشور باشد البته مسئولیت
#مدیریت_انقلاب با
#مدیریت_اجرایی کشور فرق دارد❗️
این را توجه داشته باشید ، رهبری طبق قانون اساسی در کشور مسئولیت #اجرایی ندارد . ۸۲/۲/۲۲
@dead_wave
رهبرانقلاب :
رهبری باید پاسخگوی #مشکلات کشور باشد البته مسئولیت
#مدیریت_انقلاب با
#مدیریت_اجرایی کشور فرق دارد❗️
این را توجه داشته باشید ، رهبری طبق قانون اساسی در کشور مسئولیت #اجرایی ندارد . ۸۲/۲/۲۲
@dead_wave
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«پدر سوخته بازی یعنی این»
@dead_wave
@dead_wave
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به یاد میرزای شهید🖤
#گیلکی :
چقد جنگلَ خوسی ، ملت و َسی ، خسته نُبُستی، میجان جانانا ، تَرا گَمَه میرزا کوچک خانا.
خدا دانه که من ، نتانم خفتن ، از ترس دشمن ، می دل آویزانا ، ترا گمه میرزا کوچک خانا.
چِر ِه زوتر نایی ، تندتر نایی ، تنها بنایی ، گیلان ویرانا ، ترا گمه میرزا کوچک خانا.
اَمه رشتی جَغَلان ، ایسیم تی فرمان ، کُنیم اَمه جان ، تی پا جیر قربانا ، ترا گمه میرزا کوچک خانا...
#فارسی :
چقدر در جنگل میخوابی به خاطر مردم؟
خسته نشوی ای جان جانانم ، با توام ، میرزا کوچک خان !
خدا میداند که از ترس دشمن خواب نمیتوانم ، دل آویزان و نگرانم ، با توام ، میرزا کوچک خان!
چرا زودتر نمیآیی؟ تندتر نمیآیی؟ گیلان ویران را تنها گذاشتهای ، با توام میرزا کوچک خان!
ما بچههای رشت ، به فرمان تو ایم ، جانمان را به پایت قربان میکنیم ، با توام میرزا کوچک خان!
@dead_wave
#گیلکی :
چقد جنگلَ خوسی ، ملت و َسی ، خسته نُبُستی، میجان جانانا ، تَرا گَمَه میرزا کوچک خانا.
خدا دانه که من ، نتانم خفتن ، از ترس دشمن ، می دل آویزانا ، ترا گمه میرزا کوچک خانا.
چِر ِه زوتر نایی ، تندتر نایی ، تنها بنایی ، گیلان ویرانا ، ترا گمه میرزا کوچک خانا.
اَمه رشتی جَغَلان ، ایسیم تی فرمان ، کُنیم اَمه جان ، تی پا جیر قربانا ، ترا گمه میرزا کوچک خانا...
#فارسی :
چقدر در جنگل میخوابی به خاطر مردم؟
خسته نشوی ای جان جانانم ، با توام ، میرزا کوچک خان !
خدا میداند که از ترس دشمن خواب نمیتوانم ، دل آویزان و نگرانم ، با توام ، میرزا کوچک خان!
چرا زودتر نمیآیی؟ تندتر نمیآیی؟ گیلان ویران را تنها گذاشتهای ، با توام میرزا کوچک خان!
ما بچههای رشت ، به فرمان تو ایم ، جانمان را به پایت قربان میکنیم ، با توام میرزا کوچک خان!
@dead_wave
⭕ تصاویر و عکسهای اعلیحضرت از ادارات جمع شده اما هنوز مدیران کلیدی فراوانی در بدنه حضور دارند که :
اولا- از فردای پیروزی دولت جدید ، در وضعیت بیانگیزگی منتظر تعویض خود هستند .
ثانیا- سیاستهای دولت جدید را نهتنها قبول ندارند ، بلکه دقیقا عکس این رویکرد را قبول دارند .
ثالثا- محتمل است همچنان گوش بهفرمان افراد، اشخاص ، گروهها ، جریانهای وابسته و دلبستهی ضد رویکرد جدید دولت باشند .
رابعا- از آنجاکه برخی دارای تخلفات مالی یا پروندههای جاری یا حتی منتج به حکم اولیه هستند ، محتمل است در مدت تاخیر فعلی تا تودیع و تعویض ، اقدام به معدومسازی اسناد کنند!
@dead_wave
اولا- از فردای پیروزی دولت جدید ، در وضعیت بیانگیزگی منتظر تعویض خود هستند .
ثانیا- سیاستهای دولت جدید را نهتنها قبول ندارند ، بلکه دقیقا عکس این رویکرد را قبول دارند .
ثالثا- محتمل است همچنان گوش بهفرمان افراد، اشخاص ، گروهها ، جریانهای وابسته و دلبستهی ضد رویکرد جدید دولت باشند .
رابعا- از آنجاکه برخی دارای تخلفات مالی یا پروندههای جاری یا حتی منتج به حکم اولیه هستند ، محتمل است در مدت تاخیر فعلی تا تودیع و تعویض ، اقدام به معدومسازی اسناد کنند!
@dead_wave
🌏 *چرایی مذاکره مجدد در باره برجام نافرجام؟!!*
✅ *اصلاح طلبان میگویند اگر برجام بد است چرا میخواهید آنرا احیاء کنید؟!*
✅مثل این است که کسی زمین ارزشمندی را به سمن بخس بفروشد ولی پول آن زمین را نتواند بگیرد.
حالا تیم جدید میخواهد اقلا همان پول زمین مفت فروش رفته را بگیرد و فروشنده نگونبخت بگوید اگر معامله بد بود چرا میخواهی پول را مطابق با قرارداد بگیری؟!
✅برجام بد بود چون ضمانت اجرا برای ایران داشت ولی برای طرفهای ۵+۱ نداشت.
✅برجام بد بود چون طبق برجام ایران حتی اگر به دلیل بدعهدی هر یک از آنها شکایت کند، تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه ایران برمیگردد!
✅برجام بد بود زیرا بجای لغو تحریمها بر تعلیقی تأکید شده بود که ظریف نخوانده آن را امضاء گرد.
✅برجام بد بود چون امضای کری وریر خارجه را تضمین خواندند.
✅برجام بد بود چون آمریکا توانست آن را ترک کند و بر تحریمها بیافزاید بدون اینکه بابت آن هزینه بپردازد.
✅اما دولت روحانی برای اینکه اثبات حسننیت ایران را ثابت کند همه آنچه را آنها خواسته بودند یکطرفه اجرا کرد و بعد گفت حالا نوبت شماست. مثل کسی که زمینی را رسما به نام خریدار کلاهبردار کند و بعد که اسناد صادر شد بگوید حالا پول زمین را بده! آن کلاهبردار چه اجباری در پرداخت پول زمین دارد وقتی سند به نام او زده شده است.
✅آری، معامله برجام بد معاملهای بود لیکن مذاکره برای اخذ وجه زمین معامله شده حتی به سمن بخس منطقی است.
✅مذاکره بر سر برجام منطقی است به شرطی که از موضع عزت باشد و نه مثل دولت قبل از طریق ذلت و التماس و تلاش برای جلب ترحم طرفهای برجام.
✅مذاکره بر سر برجام منطقی است اگر ایران بتواند بابت انجام تعهدات غربیها ضمانت بگیرد.
✅حداقل مذاکره لازم است برای اینکه ایران تلاش کند خسارات وارده بر سر عدم انجام تعهد غربیها و نیز جلوی افزایش تحریم ها را بگیرد.
✅مذاکره بر سر برجام لازم است تا کسانی که میگویند با بایدن، رئیس جمهود جدید آمریکا فرصت برای رفع تحریمها هست رسوا شوند.
✅البته مذاکره با ۴+۱ و نه با آمریکایی که در زمان اوباما و ترامپ و بایدن نه تنها به تعهدات آمریکا عمل نکردند، بلکه در هر سه دوره بر تحریمها افزودند.
✅مذاکره لازم است اما نه با آمریکا لآقل تا زمانی که عملا تحریمها رابردارد و خسارات ما را بپردازد و تعهد عملی و تضمین شده دهد که دیگر رفتار گذشته تکرار نخواهد شد.
✅مذاکره لازم است تا یک بار دیگر ثابت شود که مذاکره با آمریکا فایده ندارد و نمیتواند آمریکا را از خصومت با ملت ایران باز دارد.
✅مذاکره لازم است تا تفاوت رفتار عژتمندانه با رفتار ذلیلانه عشاق غرب برای همگان مشخص گردد.
✅ مذاکره لازم است هر چند به نظر بنده مذاکرات قطعا به نتیجه رفع حریمها منجر نمیگردد.
@dead_wave
✅ *اصلاح طلبان میگویند اگر برجام بد است چرا میخواهید آنرا احیاء کنید؟!*
✅مثل این است که کسی زمین ارزشمندی را به سمن بخس بفروشد ولی پول آن زمین را نتواند بگیرد.
حالا تیم جدید میخواهد اقلا همان پول زمین مفت فروش رفته را بگیرد و فروشنده نگونبخت بگوید اگر معامله بد بود چرا میخواهی پول را مطابق با قرارداد بگیری؟!
✅برجام بد بود چون ضمانت اجرا برای ایران داشت ولی برای طرفهای ۵+۱ نداشت.
✅برجام بد بود چون طبق برجام ایران حتی اگر به دلیل بدعهدی هر یک از آنها شکایت کند، تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه ایران برمیگردد!
✅برجام بد بود زیرا بجای لغو تحریمها بر تعلیقی تأکید شده بود که ظریف نخوانده آن را امضاء گرد.
✅برجام بد بود چون امضای کری وریر خارجه را تضمین خواندند.
✅برجام بد بود چون آمریکا توانست آن را ترک کند و بر تحریمها بیافزاید بدون اینکه بابت آن هزینه بپردازد.
✅اما دولت روحانی برای اینکه اثبات حسننیت ایران را ثابت کند همه آنچه را آنها خواسته بودند یکطرفه اجرا کرد و بعد گفت حالا نوبت شماست. مثل کسی که زمینی را رسما به نام خریدار کلاهبردار کند و بعد که اسناد صادر شد بگوید حالا پول زمین را بده! آن کلاهبردار چه اجباری در پرداخت پول زمین دارد وقتی سند به نام او زده شده است.
✅آری، معامله برجام بد معاملهای بود لیکن مذاکره برای اخذ وجه زمین معامله شده حتی به سمن بخس منطقی است.
✅مذاکره بر سر برجام منطقی است به شرطی که از موضع عزت باشد و نه مثل دولت قبل از طریق ذلت و التماس و تلاش برای جلب ترحم طرفهای برجام.
✅مذاکره بر سر برجام منطقی است اگر ایران بتواند بابت انجام تعهدات غربیها ضمانت بگیرد.
✅حداقل مذاکره لازم است برای اینکه ایران تلاش کند خسارات وارده بر سر عدم انجام تعهد غربیها و نیز جلوی افزایش تحریم ها را بگیرد.
✅مذاکره بر سر برجام لازم است تا کسانی که میگویند با بایدن، رئیس جمهود جدید آمریکا فرصت برای رفع تحریمها هست رسوا شوند.
✅البته مذاکره با ۴+۱ و نه با آمریکایی که در زمان اوباما و ترامپ و بایدن نه تنها به تعهدات آمریکا عمل نکردند، بلکه در هر سه دوره بر تحریمها افزودند.
✅مذاکره لازم است اما نه با آمریکا لآقل تا زمانی که عملا تحریمها رابردارد و خسارات ما را بپردازد و تعهد عملی و تضمین شده دهد که دیگر رفتار گذشته تکرار نخواهد شد.
✅مذاکره لازم است تا یک بار دیگر ثابت شود که مذاکره با آمریکا فایده ندارد و نمیتواند آمریکا را از خصومت با ملت ایران باز دارد.
✅مذاکره لازم است تا تفاوت رفتار عژتمندانه با رفتار ذلیلانه عشاق غرب برای همگان مشخص گردد.
✅ مذاکره لازم است هر چند به نظر بنده مذاکرات قطعا به نتیجه رفع حریمها منجر نمیگردد.
@dead_wave
Forwarded from اتچ بات
🔺فتوای رهبر انقلاب در مورد نمایش دادن ساز در تلویزیون
◽️سالهاست بر مبنای سنتی که کسی نمیداند بنیانگذار آن چه کسی بوده، تصویر ساز در تلویزیون نشان داده نمیشود.
◽️به نظر میرسد چنین تصمیمی باید مبنای شرعی و فقهی داشته باشد. از اینرو اقتصادآنلاین در استفتایی از مقام معظم رهبری پرسید که فتوای معظمله درباره نشاندادن آلات موسیقی در تلویزیون چیست؟
◽️متن فتوای حضرت آیتالله خامنهای در پاسخ به این استفتا به این شرح است: «آن دسته از آلات موسیقی که عرفا از آلات مشترک بوده و قابل استفاده برای موسیقی حلال میباشد، خرید و فروش و استفاده از آن به قصد منفعت حلال جایز است و تفاوتی هم بین تلویزیون و جاهای دیگر نیست.»
◽️آنچه از این فتوا برمیآید آن است که نه تنها نشاندادن سازی که صدای نواختهشدن آن پخش میشود جایز است بلکه حتی خرید و فروش آن از طریق آگهی در صداوسیما نیز اشکالی ندارد.
◽️این در حالی است که در موارد بسیار معدودی از جمله در شبکههای برونمرزی صداوسیما گاهی ساز نمایش داده میشود و این موضوع تبدیل به یکی از سوالات قدیمی شده که واقعا چرا ساز نمایش داده نمیشود؟
◽️چندی قبل نیز اصغر پورمحمدی که زمانی معاون سیمای سازمان صداوسیما بود، در پاسخ به این پرسش گفت که شاید بهتر باشد تجدیدنظری در این زمینه صورت گیرد.
@dead_wave
◽️سالهاست بر مبنای سنتی که کسی نمیداند بنیانگذار آن چه کسی بوده، تصویر ساز در تلویزیون نشان داده نمیشود.
◽️به نظر میرسد چنین تصمیمی باید مبنای شرعی و فقهی داشته باشد. از اینرو اقتصادآنلاین در استفتایی از مقام معظم رهبری پرسید که فتوای معظمله درباره نشاندادن آلات موسیقی در تلویزیون چیست؟
◽️متن فتوای حضرت آیتالله خامنهای در پاسخ به این استفتا به این شرح است: «آن دسته از آلات موسیقی که عرفا از آلات مشترک بوده و قابل استفاده برای موسیقی حلال میباشد، خرید و فروش و استفاده از آن به قصد منفعت حلال جایز است و تفاوتی هم بین تلویزیون و جاهای دیگر نیست.»
◽️آنچه از این فتوا برمیآید آن است که نه تنها نشاندادن سازی که صدای نواختهشدن آن پخش میشود جایز است بلکه حتی خرید و فروش آن از طریق آگهی در صداوسیما نیز اشکالی ندارد.
◽️این در حالی است که در موارد بسیار معدودی از جمله در شبکههای برونمرزی صداوسیما گاهی ساز نمایش داده میشود و این موضوع تبدیل به یکی از سوالات قدیمی شده که واقعا چرا ساز نمایش داده نمیشود؟
◽️چندی قبل نیز اصغر پورمحمدی که زمانی معاون سیمای سازمان صداوسیما بود، در پاسخ به این پرسش گفت که شاید بهتر باشد تجدیدنظری در این زمینه صورت گیرد.
@dead_wave
Telegram
attach 📎
«سرتیم حفاظت هوشیار شده، فریاد میزند و در حالی که کلت برتایش را از غلاف بیرون کشیده، به سمت ماشین میدود؛ همان کلت آمریکایی که وقتی محافظ وزیر خارجه بود ، از جلال طالبانی هدیه گرفت ...
@dead_wave
@dead_wave
آژانس شیشه ای
«سرتیم حفاظت هوشیار شده، فریاد میزند و در حالی که کلت برتایش را از غلاف بیرون کشیده، به سمت ماشین میدود؛ همان کلت آمریکایی که وقتی محافظ وزیر خارجه بود ، از جلال طالبانی هدیه گرفت ... @dead_wave
✍️انصاف نیوز
«سرتیم حفاظت هوشیار شده، فریاد میزند و در حالی که کلت برتایش را از غلاف بیرون کشیده، به سمت ماشین میدود؛ همان کلت آمریکایی که وقتی محافظ وزیر خارجه بود، از جلال طالبانی هدیه گرفت.
اطراف را نگاه میکند و میدود. همه اینها در چند ثانیه اتفاق افتاد. تا جایی که چشم کار میکند، دشت است و کمی دورتر، کوه. چشمش دنبال تکتیرانداز است.
به دکتر میرسد و او را بغل میکند. تیرانداز به شلیکهایش ادامه میدهد. چهار گلوله به پای چپ او میخورد. گلولهای از بدنش رد میشود و به فخریزاده میخورد. هنوز فکر میکند که تکتیرانداز است. فریاد میزند که اعضای تیمش برای گیج کردن یا مجبور کردن تکتیرانداز به پناه گرفتن، تیراندازی کنند.»
این بخشی از متنی است که در آن محسن صالحیخواه، مستندساز و نویسندهی کتاب «خاطرات اسارت حسین اصغری»، به چند شبهه در ماجرای ترور دکتر محسن فخریزاده که به شهادت او منجر میشود پاسخ داده است و به جزییاتی جدید از این حادثه پرداخته است. متن کامل این مطلب را در ادامه بخوانید:
کاروان اسکورت، راه میافتد. ۴ ماشین در یک ستون حرکت میکنند؛ کیا سراتو، سوزوکی ویتارا، تویوتا هایلوکس دوکابین و یک سواری مشکی رنگ. ۱۴ محافظ در سه ماشین، و شخصیت در تینای مشکی نشسته است. این یک سفر روتین و جاافتاده برای تیم حفاظت است. شخصی که در ماشین نشسته، زیاد به اینجا سفر میکند … به رستمکلای بهشهر.
همه چیز از شورآباد شروع شد. در شبی زمستانی، در انباری که از ماهها پیش، تحت نظر جاسوسان اسرائیل بود. آن شب، ۲۰ مامور عملیاتی سراغ انبار رفتند و اسنادی فوق سری را به سرقت بردند. به روایتی دو وانت و به روایتی دیگر دو کامیون از اسناد سرقتی، قبل از روشن شدن هوا از انبار شورآباد خارج شدند و به طرف مرز حرکت کردند. و به روایتی دیگر، اسناد را در خاک کشور دوست و همسایه آذربایجان، تحویل افسران اطلاعاتی اسرائیل دادند! هرچند باکو این مساله را تکذیب کرد.
زمانی که نتانیاهو نخستوزیر قبلی اسرائیل از آن زونکنها، اسلایدها و سیدیها رونمایی کرد، گفت: محسن فخریزاده. این اسم را به یاد داشته باشید.
در ایران، مردم عادی محسن فخری زاده را نمیشناختند. گاهی، آنهایی که اخبار فارسی شبکههای خارجی را گوش میکردند، شاید خبری از تحریم او توسط شورای امنیت سازمان ملل، یا تمایل آمریکاییها و آژانسیها برای گفتگو با او را میشنیدند. معروف بود که خارجیها هیچ وقت نمیفهمند که ایران تا چه حد در صنعت هستهای پیشرفت کرده است، مگر اینکه بنشینند و با محسن فخریزاده حرف بزنند.
کاروان اسکورت به سمت آبسرد میآید. دکتر فخریزاده در تینای مشکی، پشت فرمان نشسته و پشت سر سراتوی پیشرو، حرکت میکند و پشت سر آنان، محافظان در دو ماشین دیگر، با سرعت میآیند. سرتیمِ دکتر در ویتارا نشسته و اوضاع را تحت نظر دارد. هشت ماه پیش، به درخواست فخریزاده از تیم معاون اول رئیسجمهور جدا شد و دوباره به تیم حفاظت دکتر برگشت. در دوره قبلی مسئولیتش، دو طرح ترور دکتر فخریزاده خنثی شده بود.
حالا آنها با سرعت به سمت ویلای آبسرد میرفتند. از سه روز قبل سفر، ۱۳ نفر اعضای تیم توجیه شدهاند. سرتیم حفاظت، قبل از سفر ماشینها، بیسیمها و خطوط تلفن همراه را تعویض کرده. اینبار کار فرق میکند، اولین مرتبهای که این مسئولیت را قبول کرد، یک ابلاغ سازمانی بود. اما اینبار به خاطر بالا رفتن تهدیدها، به درخواستِ خود دکتر به کار قبلیاش برگشت. تیم آنها برای مقابله با بمب دیسک مغناطیسی، کمین، بمبگذاری و تیراندازی آماده است. یعنی روشهایی که در ۱۱ سال گذشته، از آنها برای ترور دانشمندان هستهای استفاده کردند.
از جاده فیروزکوه وارد بلوار امام خمینی آبسرد میشوند؛ جایی در کیلومتر ۶۰ جاده فیروزکوه. خودروی سراتو سرعتش را زیاد میکند تا مقصد را چک امنیتی کند. از کنار نیسان آبیرنگ پر از الوار میگذرد که کنار ترانس برق اصلی آبسرد توقف کرده. ماشین دکتر، چندصدمتر عقبتر است که ناگهان از کار میافتد. همه چیز قفل میکند. دکتر ماشین را در بیست – سیمتری عقب نیسان آبی متوقف میکند. هیچ صدایی جز تک و توک ماشینهای عبوری نمیآید. ویتارا و تویوتای محافظین به ماشین فخری زاده نزدیک میشوند. دو گلوله به ماشین شلیک میشود. دوگلوله به فاصله چند صدم ثانیه و با چند میلیمتر اختلاف؛ همان تکنیکی که تکتیراندازان حرفهای برای اطمینان از کشته شدن هدف استفاده میکنند. فخریزاده از ماشین پیاده میشود.
سرتیم حفاظت هوشیار شده، فریاد میزند و در حالی که کلت برتایش را از غلاف بیرون کشیده، به سمت ماشین میدود؛ همان کلت آمریکایی که وقتی محافظ وزیرخارجه بود، از جلال طالبانی هدیه گرفت. اطراف را نگاه میکند و میدود. همه اینها در چند ثانیه اتفاق افتاد. تا جایی که چشم کار میکند، دشت است و کمی دورتر، کوه.
«سرتیم حفاظت هوشیار شده، فریاد میزند و در حالی که کلت برتایش را از غلاف بیرون کشیده، به سمت ماشین میدود؛ همان کلت آمریکایی که وقتی محافظ وزیر خارجه بود، از جلال طالبانی هدیه گرفت.
اطراف را نگاه میکند و میدود. همه اینها در چند ثانیه اتفاق افتاد. تا جایی که چشم کار میکند، دشت است و کمی دورتر، کوه. چشمش دنبال تکتیرانداز است.
به دکتر میرسد و او را بغل میکند. تیرانداز به شلیکهایش ادامه میدهد. چهار گلوله به پای چپ او میخورد. گلولهای از بدنش رد میشود و به فخریزاده میخورد. هنوز فکر میکند که تکتیرانداز است. فریاد میزند که اعضای تیمش برای گیج کردن یا مجبور کردن تکتیرانداز به پناه گرفتن، تیراندازی کنند.»
این بخشی از متنی است که در آن محسن صالحیخواه، مستندساز و نویسندهی کتاب «خاطرات اسارت حسین اصغری»، به چند شبهه در ماجرای ترور دکتر محسن فخریزاده که به شهادت او منجر میشود پاسخ داده است و به جزییاتی جدید از این حادثه پرداخته است. متن کامل این مطلب را در ادامه بخوانید:
کاروان اسکورت، راه میافتد. ۴ ماشین در یک ستون حرکت میکنند؛ کیا سراتو، سوزوکی ویتارا، تویوتا هایلوکس دوکابین و یک سواری مشکی رنگ. ۱۴ محافظ در سه ماشین، و شخصیت در تینای مشکی نشسته است. این یک سفر روتین و جاافتاده برای تیم حفاظت است. شخصی که در ماشین نشسته، زیاد به اینجا سفر میکند … به رستمکلای بهشهر.
همه چیز از شورآباد شروع شد. در شبی زمستانی، در انباری که از ماهها پیش، تحت نظر جاسوسان اسرائیل بود. آن شب، ۲۰ مامور عملیاتی سراغ انبار رفتند و اسنادی فوق سری را به سرقت بردند. به روایتی دو وانت و به روایتی دیگر دو کامیون از اسناد سرقتی، قبل از روشن شدن هوا از انبار شورآباد خارج شدند و به طرف مرز حرکت کردند. و به روایتی دیگر، اسناد را در خاک کشور دوست و همسایه آذربایجان، تحویل افسران اطلاعاتی اسرائیل دادند! هرچند باکو این مساله را تکذیب کرد.
زمانی که نتانیاهو نخستوزیر قبلی اسرائیل از آن زونکنها، اسلایدها و سیدیها رونمایی کرد، گفت: محسن فخریزاده. این اسم را به یاد داشته باشید.
در ایران، مردم عادی محسن فخری زاده را نمیشناختند. گاهی، آنهایی که اخبار فارسی شبکههای خارجی را گوش میکردند، شاید خبری از تحریم او توسط شورای امنیت سازمان ملل، یا تمایل آمریکاییها و آژانسیها برای گفتگو با او را میشنیدند. معروف بود که خارجیها هیچ وقت نمیفهمند که ایران تا چه حد در صنعت هستهای پیشرفت کرده است، مگر اینکه بنشینند و با محسن فخریزاده حرف بزنند.
کاروان اسکورت به سمت آبسرد میآید. دکتر فخریزاده در تینای مشکی، پشت فرمان نشسته و پشت سر سراتوی پیشرو، حرکت میکند و پشت سر آنان، محافظان در دو ماشین دیگر، با سرعت میآیند. سرتیمِ دکتر در ویتارا نشسته و اوضاع را تحت نظر دارد. هشت ماه پیش، به درخواست فخریزاده از تیم معاون اول رئیسجمهور جدا شد و دوباره به تیم حفاظت دکتر برگشت. در دوره قبلی مسئولیتش، دو طرح ترور دکتر فخریزاده خنثی شده بود.
حالا آنها با سرعت به سمت ویلای آبسرد میرفتند. از سه روز قبل سفر، ۱۳ نفر اعضای تیم توجیه شدهاند. سرتیم حفاظت، قبل از سفر ماشینها، بیسیمها و خطوط تلفن همراه را تعویض کرده. اینبار کار فرق میکند، اولین مرتبهای که این مسئولیت را قبول کرد، یک ابلاغ سازمانی بود. اما اینبار به خاطر بالا رفتن تهدیدها، به درخواستِ خود دکتر به کار قبلیاش برگشت. تیم آنها برای مقابله با بمب دیسک مغناطیسی، کمین، بمبگذاری و تیراندازی آماده است. یعنی روشهایی که در ۱۱ سال گذشته، از آنها برای ترور دانشمندان هستهای استفاده کردند.
از جاده فیروزکوه وارد بلوار امام خمینی آبسرد میشوند؛ جایی در کیلومتر ۶۰ جاده فیروزکوه. خودروی سراتو سرعتش را زیاد میکند تا مقصد را چک امنیتی کند. از کنار نیسان آبیرنگ پر از الوار میگذرد که کنار ترانس برق اصلی آبسرد توقف کرده. ماشین دکتر، چندصدمتر عقبتر است که ناگهان از کار میافتد. همه چیز قفل میکند. دکتر ماشین را در بیست – سیمتری عقب نیسان آبی متوقف میکند. هیچ صدایی جز تک و توک ماشینهای عبوری نمیآید. ویتارا و تویوتای محافظین به ماشین فخری زاده نزدیک میشوند. دو گلوله به ماشین شلیک میشود. دوگلوله به فاصله چند صدم ثانیه و با چند میلیمتر اختلاف؛ همان تکنیکی که تکتیراندازان حرفهای برای اطمینان از کشته شدن هدف استفاده میکنند. فخریزاده از ماشین پیاده میشود.
سرتیم حفاظت هوشیار شده، فریاد میزند و در حالی که کلت برتایش را از غلاف بیرون کشیده، به سمت ماشین میدود؛ همان کلت آمریکایی که وقتی محافظ وزیرخارجه بود، از جلال طالبانی هدیه گرفت. اطراف را نگاه میکند و میدود. همه اینها در چند ثانیه اتفاق افتاد. تا جایی که چشم کار میکند، دشت است و کمی دورتر، کوه.
آژانس شیشه ای
✍️انصاف نیوز «سرتیم حفاظت هوشیار شده، فریاد میزند و در حالی که کلت برتایش را از غلاف بیرون کشیده، به سمت ماشین میدود؛ همان کلت آمریکایی که وقتی محافظ وزیر خارجه بود، از جلال طالبانی هدیه گرفت. اطراف را نگاه میکند و میدود. همه اینها در چند ثانیه اتفاق…
چشمش دنبال تکتیرانداز است. به دکتر میرسد و او را بغل میکند. تیرانداز به شلیکهایش ادامه میدهد. چهار گلوله به پای چپ او میخورد. گلولهای از بدنش رد میشود و به فخریزاده میخورد. هنوز فکر میکند که تکتیرانداز است. فریاد میزند که اعضای تیمش برای گیج کردن یا مجبور کردن تکتیرانداز به پناه گرفتن، تیراندازی کنند.
تمام صداهای شلیک برای اسلحه محافظان است؛ نه سلاح FN MAG بلژیکی کالیبر جنگی ۷.۶۲ که پشت وانت نیسان جاسازی شده و از راهدور کنترل میشود. گلولههای بیصدای آن سلاح فقط وقتی خودشان را نشان دادند که با هیدرولیک و موتور و شیشه نیسان تینا، و بدن دکتر فخریزاده و محافظش برخورد کردند. محافظی که اگر خودش را سپر شخصیت نمیکرد، گلوله نمیخورد. چون انقدر کار دقیق و تمیز چیده شده بود که هیچ کسی گلوله نخورد. حتی همسر دکتر فخریزاده که در چند سانتیمتری او نشسته بود.
صدای تیراندازی محافظان هم قطع میشود. دیگر خبری از تیراندازی اسلحه پشت نیسان نیست. محافظان اطراف را نگاه میکنند و منتظر حرکتی دیگرند. همسر دکتر فخریزاده خودش را به شوهرش رسانده و او را در آغوش گرفته. سکوتِ آبسرد میشکند. خودروی نیسان منفجر میشود. ۲۵۰ کیلوگرم تیانتی توی ماشین جاسازی شده، صدها ساچمه و تکههای سوزان الوار را به اطراف پرتاب میکند. موج انفجار همه را زمینگیر میکند. خیلیها با ترکشهای نیسان منفجر شده، مجروح میشوند. دوباره آبسرد در سکوت میرود، چون ترانس اصلی برق را منفجر کردهاند. نه تلفنی، نه دوربین مداربستهای و نه چراغی … هیچ چیز روشن نیست.
سرتیم سعی میکند که خودش را هوشیار نگهدارد. گلوله به سفیدرانش برخورد کرده و خونریزیاش قطع نمیشود. نگران است که تیمی آن اطراف باشد و بخواهد دوباره حمله کند. پسر دکتر فخریزاده هم سر میرسد. پدر خونآلودش را میبیند که دارد جان میدهد. سرتیم فریاد میکشد و ماشین ویتارا صدا میکند. نامش حامد است. حامد و دکتر فخری زاده را روی صندلی عقب میگذارند. دکتر به هوش نیست و کف ماشین غرق خون است. ماشین با سرعت حرکت میکند. باید خودشان را به نزدیکترین درمانگاه برسانند. وارد منطقه شهری میشوند. ماشین آژیر میکشد. هر ثانیه ارزش دارد. حامد از کف ماشین کلاشینکف را بر میدارد و تیر هوایی شلیک میکند. باید از سر راه کنار بروند. مرد شماره ۱ برنامه هستهای ایران، خونآلود در صندلی عقب این ویتارا دارد جان میدهد. نگران حمله دوم است. تیر هوایی میزند. مردم آبسرد وحشت کردهاند. نفهمیدهاند چه خبر است. فقط چند دقیقه پیش صدای تیراندازی ممتد و بعد انفجاری مهیب را شنیدهاند و بعد همه چیزشان خاموش شد. ماشین به سمت درمانگاه میرود و از سمت شیشه عقب اسلحهای بیرون آمده که که تا درمانگاه، حدود ۲۰ گلوله شلیک میکند.
دکتر فخریزاده را داخل میبرند و حامد را بعد از او. سر یکی از محافظان فریاد میزند و به او دستور میدهد که هیچ کس وارد اتاق نمیشود، فقط بچههای تیم حفاظت. محافظ دو تا کلاشینکف دستش گرفته و پشت در میایستد.
هلیکوپتر میآید. صدای ملخهایش سکوت مرگبار آبسرد بعد از ترور را به هم میزند. دکتر و سرتیمش را در هلیکوپتر سوار و به سمت تهران پرواز میکنند. از آن بالا همه چیز کوچک میشود. مقصد، بیمارستان بقیها… تهران است.
چند ساعتی طول میکشد تا مردم از قضیه باخبر شوند. بیبیسی و ایران اینترنشنال از محل حمله تروریستی پخش زنده میگذارند. انگار اینجا لندن است و آنها تیم خبری در اطرافش دارند؛ نه اینکه تهران است و ما انتظار داریم از تلویزیون جمهوری اسلامی ببینیم و بشنویم کسی که از سال ۲۰۰۷ در لیست ترور اسرائیل بود و تا زمان ترورش، حداقل ۲ عملیات ناموفق برای حذفش در دل تهران برنامهریزی شده بود، در آبسرد دماوند به شهادت رسیده است.
حالا وقت طراحی سناریوهای هالیوودی است؛ بهترین وقت برای دیده شدن. مردم تشنه دانستناند. یکی میآید جلوی دوربین تلویزیون و میگوید که ۵-۶ نفر مسلح بلوار امام خمینی را بستند و دکتر را ترور کردند. حتی به طرف او هم تیراندازی کردند. یکی دیگر میگوید تیم ترور ۱۲ نفر بودند و با یک هیوندای شاسیبلند و ۴ موتور سیکلت در صحنه حاضر شدند و فخری زاده را ترور کردند و دو تا از محافظهایش را هم زدند. در این روایت حامد هم شهید میشود و یکی از همکارانش هم دارد نفسهای آخر را میکشد. حتی یکی روایت میکند که تروریست اصلی آمده و دکتر فخری زاده را در کنار سرتیم خونآلودش، خلاص کرده و رفته! هرچه هالیوودیتر بهتر.
اما حقیقت این بود که دکتر فخری زاده به شهادت رسید و سرتیمش به خاطر آمادگی بالای بدنی توانست در برابر خونریزی سفیدران مقاومت کند. پرستارها توی بیمارستان نمیتوانستند رگش را بگیرند و آخر دکتر دستور داد که آنژیوکت را توی گردنش فرو کنند. تنها جایی که میشد خونی در آنجا پیدا کرد.
تمام صداهای شلیک برای اسلحه محافظان است؛ نه سلاح FN MAG بلژیکی کالیبر جنگی ۷.۶۲ که پشت وانت نیسان جاسازی شده و از راهدور کنترل میشود. گلولههای بیصدای آن سلاح فقط وقتی خودشان را نشان دادند که با هیدرولیک و موتور و شیشه نیسان تینا، و بدن دکتر فخریزاده و محافظش برخورد کردند. محافظی که اگر خودش را سپر شخصیت نمیکرد، گلوله نمیخورد. چون انقدر کار دقیق و تمیز چیده شده بود که هیچ کسی گلوله نخورد. حتی همسر دکتر فخریزاده که در چند سانتیمتری او نشسته بود.
صدای تیراندازی محافظان هم قطع میشود. دیگر خبری از تیراندازی اسلحه پشت نیسان نیست. محافظان اطراف را نگاه میکنند و منتظر حرکتی دیگرند. همسر دکتر فخریزاده خودش را به شوهرش رسانده و او را در آغوش گرفته. سکوتِ آبسرد میشکند. خودروی نیسان منفجر میشود. ۲۵۰ کیلوگرم تیانتی توی ماشین جاسازی شده، صدها ساچمه و تکههای سوزان الوار را به اطراف پرتاب میکند. موج انفجار همه را زمینگیر میکند. خیلیها با ترکشهای نیسان منفجر شده، مجروح میشوند. دوباره آبسرد در سکوت میرود، چون ترانس اصلی برق را منفجر کردهاند. نه تلفنی، نه دوربین مداربستهای و نه چراغی … هیچ چیز روشن نیست.
سرتیم سعی میکند که خودش را هوشیار نگهدارد. گلوله به سفیدرانش برخورد کرده و خونریزیاش قطع نمیشود. نگران است که تیمی آن اطراف باشد و بخواهد دوباره حمله کند. پسر دکتر فخریزاده هم سر میرسد. پدر خونآلودش را میبیند که دارد جان میدهد. سرتیم فریاد میکشد و ماشین ویتارا صدا میکند. نامش حامد است. حامد و دکتر فخری زاده را روی صندلی عقب میگذارند. دکتر به هوش نیست و کف ماشین غرق خون است. ماشین با سرعت حرکت میکند. باید خودشان را به نزدیکترین درمانگاه برسانند. وارد منطقه شهری میشوند. ماشین آژیر میکشد. هر ثانیه ارزش دارد. حامد از کف ماشین کلاشینکف را بر میدارد و تیر هوایی شلیک میکند. باید از سر راه کنار بروند. مرد شماره ۱ برنامه هستهای ایران، خونآلود در صندلی عقب این ویتارا دارد جان میدهد. نگران حمله دوم است. تیر هوایی میزند. مردم آبسرد وحشت کردهاند. نفهمیدهاند چه خبر است. فقط چند دقیقه پیش صدای تیراندازی ممتد و بعد انفجاری مهیب را شنیدهاند و بعد همه چیزشان خاموش شد. ماشین به سمت درمانگاه میرود و از سمت شیشه عقب اسلحهای بیرون آمده که که تا درمانگاه، حدود ۲۰ گلوله شلیک میکند.
دکتر فخریزاده را داخل میبرند و حامد را بعد از او. سر یکی از محافظان فریاد میزند و به او دستور میدهد که هیچ کس وارد اتاق نمیشود، فقط بچههای تیم حفاظت. محافظ دو تا کلاشینکف دستش گرفته و پشت در میایستد.
هلیکوپتر میآید. صدای ملخهایش سکوت مرگبار آبسرد بعد از ترور را به هم میزند. دکتر و سرتیمش را در هلیکوپتر سوار و به سمت تهران پرواز میکنند. از آن بالا همه چیز کوچک میشود. مقصد، بیمارستان بقیها… تهران است.
چند ساعتی طول میکشد تا مردم از قضیه باخبر شوند. بیبیسی و ایران اینترنشنال از محل حمله تروریستی پخش زنده میگذارند. انگار اینجا لندن است و آنها تیم خبری در اطرافش دارند؛ نه اینکه تهران است و ما انتظار داریم از تلویزیون جمهوری اسلامی ببینیم و بشنویم کسی که از سال ۲۰۰۷ در لیست ترور اسرائیل بود و تا زمان ترورش، حداقل ۲ عملیات ناموفق برای حذفش در دل تهران برنامهریزی شده بود، در آبسرد دماوند به شهادت رسیده است.
حالا وقت طراحی سناریوهای هالیوودی است؛ بهترین وقت برای دیده شدن. مردم تشنه دانستناند. یکی میآید جلوی دوربین تلویزیون و میگوید که ۵-۶ نفر مسلح بلوار امام خمینی را بستند و دکتر را ترور کردند. حتی به طرف او هم تیراندازی کردند. یکی دیگر میگوید تیم ترور ۱۲ نفر بودند و با یک هیوندای شاسیبلند و ۴ موتور سیکلت در صحنه حاضر شدند و فخری زاده را ترور کردند و دو تا از محافظهایش را هم زدند. در این روایت حامد هم شهید میشود و یکی از همکارانش هم دارد نفسهای آخر را میکشد. حتی یکی روایت میکند که تروریست اصلی آمده و دکتر فخری زاده را در کنار سرتیم خونآلودش، خلاص کرده و رفته! هرچه هالیوودیتر بهتر.
اما حقیقت این بود که دکتر فخری زاده به شهادت رسید و سرتیمش به خاطر آمادگی بالای بدنی توانست در برابر خونریزی سفیدران مقاومت کند. پرستارها توی بیمارستان نمیتوانستند رگش را بگیرند و آخر دکتر دستور داد که آنژیوکت را توی گردنش فرو کنند. تنها جایی که میشد خونی در آنجا پیدا کرد.
آژانس شیشه ای
چشمش دنبال تکتیرانداز است. به دکتر میرسد و او را بغل میکند. تیرانداز به شلیکهایش ادامه میدهد. چهار گلوله به پای چپ او میخورد. گلولهای از بدنش رد میشود و به فخریزاده میخورد. هنوز فکر میکند که تکتیرانداز است. فریاد میزند که اعضای تیمش برای گیج…
قصهای که در آبسرد اتفاق افتاد، هالیوودیتر از چیزی بود که رسانهها تعریف کردند؛ هالیوودی، در حد فیلمهای علمی – تخیلی. قبل از اینکه بعضی جزئیات جدید قصه را مطرح کنم، بگذارید به چند شبهه فنی در خصوص ترور شهید فخریزاده پاسخ بدهم.
اول؛ از همان موقع این موضوع مطرح شد که چرا دکتر فخریزاده در اتومبیل ضدگلوله ننشسته بود. پاسخ این است که خودروی ضدگلوله و زرهی برای سفرهای جادهای استفاده نمیشود. چون وزش به شدت بالاست و برای مسافتهای طولانی طراحی نشده و نمیتواند سرعت ۱۸۰ تا ۲۰۰ کیلومتری کاروان اسکورت را تحمل کند. خودروی زرهی برای سفر درونشهری و آن هم نهایتا برای ۳-۴ ساعت است.
حتی شخصیتهای طراز اولی که از خودروی ضدگلوله در سفرهای استانی استفاده میکنند، تیم حفاظت خودروی زرهی را از راهی غیر از رانندگی جادهای به مقصد موردنظرشان منتقل میکند. همان خودروی زرهی هم ضعف بزرگی دارد، مثل تمام خودروهای معمولی که من و شما سوار میشویم. جلوی رادیاتور ماشین نمیتواند بسته باشد. چون جوش میآورد. بنابراین نمیشود جلوپنجره ماشین زرهی را هم بست. حتی ماشین رئیسجمهور آمریکا که معمولا به ایمنیاش مشهور است، جلوپنجره دارد. ولی تفاوتش این است که اگر کسی بخواهد رئیس جمهور آمریکا را به روش دکتر فخریزاده ترور کند، احتمالا موفق نمیشود. چون ماشین رئیسجمهور ایالات متحده، ۲ موتور دارد و درجا از کار نمیافتد.
دوم؛ چرا محافظین همراه دکتر فخریزاده در ماشین نبودند؟ شهید فخریزاده در سفرهایی که همسرشان او را همراهی میکرد، اجازه نمیداد که محافظین در ماشین باشند. تیمی که روی چنین شخصیتی کار اطلاعاتی میکند، از این مساله نیز قاعدتا باخبر میشود. سوال این است که اگر محافظین در ماشین بودند یا یکی از آنها راننده خودرو بود سرنوشت ماجرا فرق میکرد؟ به احتمال ۵۰ درصد بله. چون تیم حفاظت هوشیار میشد و واکنش مناسب نشان میداد. با خودروهای دیگر ارتباط میگرفت و آنها با ماشین، راه را میبستند و شخصیت را از محل خارج میکردند.
سوم؛ آیا واقعا ترور از راه دور صورت گرفت؟ جواب، بله است. روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی که اخیرا منتشر کرد، از قول منابع امنیتی نقل کرد که تیم ترور از سلاح FN MAG ساخت بلژیک برای این ترور استفاده کردند. سلاح به صداخفهکن مجهز شده و روی بازوی رباتیک کار گذاشته و با دوربین تشخیص چهره همراه بوده.
اما نحوه ارتباط سلاح به چه صورت بوده که تیرانداز به صورت آنلاین و در کمتر از ۳ دقیقه – به قول نویسنده نیویورک تایمز – هدف را حذف کرده؟ نیسانی که منفجر شد قرار بود برخی مدارک را از بین ببرد. این انتظاری است که آدمیزاد از ۲۵۰ کیلوگرم تیانتی دارد؛ که رد پایش را از بین ببرد. اما مدارک از بین نرفت. مودم ارتباطی سلاح با ماهواره اسرائیلی – به روایتی ارتباط مودم با یک پهپاد و آن پهپاد با ماهواره – در صحنه کشف شد. مودمی که زیر کاپوت یا در موتور وانت کار گذاشته شده بود.
آیا تیم حفاظت جَمِر – دستگاه ایجاد اختلال در امواج رادیویی – همراه داشت؟ پاسخ منفیست. اما این پاسخ منفی ادامه دارد. تیم اگر جمر به همراه داشت هم نمیتوانست کاری از پیش ببرد. چون جمرهایی که در ایران استفاده میشود، تا فرکانس ۲۰۰ مگاهرتز را مختل کند، از پس این مودم بر نمیآمد که با فرکانس ۱۰۰۰ مگاهرتز کار میکرد! چرا جمری قویتر نداریم؟ چون تاکنون چنین تهدید و عملیاتی طراحی نشده بود و اصولاً اقدامات ایمنی و امنیتی با استفاده از تجربیات و پیشبینیها، طراحی میشود. تا به حال کسی هیچ وقت به چنین فرستندهای بر نخورده بود.
شواهد و مدارک نشان میدهند که طراح و مجری این ترور، نه یک گروه تروریستی که یک دولت و سرویس اطلاعاتی است. هرچند مقامات کشور ما انقدر همه چیز – حتی ناکارآمدیهای داخلی – را گردن آمریکا و انگلیس و اسرائیل انداختهاند که این موضوع برای مردم لوث شده، اما شواهد نشان میدهد که دولت اسرائیل پشت این ترور بوده حتی اگر مسئولیتش را نپذیرد. اول به خاطر هایتِک بودن تجهیزات. این تجهیزات چیزی نبوده که یک گروه تروریستی یا پیمانکاران ترور مافیایی به آن دسترسی داشته باشند. دوم، به خاطر دقیق بودن بیش از اندازه عملیات و نحوه استفاده موفق از تجهیزات. محافظ دکتر فخری زاده اگر خودش را به او نمیرساند، در آن لحظه هیچ خراشی بر نمیداشت. شاید فقط آن ۲۰ تا ساچمهی بعد از انفجار را یادگاری بر میداشت. اما خبری از ۴ گلوله جنگی در پای چپش نبود. چون تنها تلفاتی که تیرانداز میخواست بگیرد، دکتر فخری زاده بود و اصولا دوربینها چهرهی او را شناسایی کرده بودند.
اول؛ از همان موقع این موضوع مطرح شد که چرا دکتر فخریزاده در اتومبیل ضدگلوله ننشسته بود. پاسخ این است که خودروی ضدگلوله و زرهی برای سفرهای جادهای استفاده نمیشود. چون وزش به شدت بالاست و برای مسافتهای طولانی طراحی نشده و نمیتواند سرعت ۱۸۰ تا ۲۰۰ کیلومتری کاروان اسکورت را تحمل کند. خودروی زرهی برای سفر درونشهری و آن هم نهایتا برای ۳-۴ ساعت است.
حتی شخصیتهای طراز اولی که از خودروی ضدگلوله در سفرهای استانی استفاده میکنند، تیم حفاظت خودروی زرهی را از راهی غیر از رانندگی جادهای به مقصد موردنظرشان منتقل میکند. همان خودروی زرهی هم ضعف بزرگی دارد، مثل تمام خودروهای معمولی که من و شما سوار میشویم. جلوی رادیاتور ماشین نمیتواند بسته باشد. چون جوش میآورد. بنابراین نمیشود جلوپنجره ماشین زرهی را هم بست. حتی ماشین رئیسجمهور آمریکا که معمولا به ایمنیاش مشهور است، جلوپنجره دارد. ولی تفاوتش این است که اگر کسی بخواهد رئیس جمهور آمریکا را به روش دکتر فخریزاده ترور کند، احتمالا موفق نمیشود. چون ماشین رئیسجمهور ایالات متحده، ۲ موتور دارد و درجا از کار نمیافتد.
دوم؛ چرا محافظین همراه دکتر فخریزاده در ماشین نبودند؟ شهید فخریزاده در سفرهایی که همسرشان او را همراهی میکرد، اجازه نمیداد که محافظین در ماشین باشند. تیمی که روی چنین شخصیتی کار اطلاعاتی میکند، از این مساله نیز قاعدتا باخبر میشود. سوال این است که اگر محافظین در ماشین بودند یا یکی از آنها راننده خودرو بود سرنوشت ماجرا فرق میکرد؟ به احتمال ۵۰ درصد بله. چون تیم حفاظت هوشیار میشد و واکنش مناسب نشان میداد. با خودروهای دیگر ارتباط میگرفت و آنها با ماشین، راه را میبستند و شخصیت را از محل خارج میکردند.
سوم؛ آیا واقعا ترور از راه دور صورت گرفت؟ جواب، بله است. روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی که اخیرا منتشر کرد، از قول منابع امنیتی نقل کرد که تیم ترور از سلاح FN MAG ساخت بلژیک برای این ترور استفاده کردند. سلاح به صداخفهکن مجهز شده و روی بازوی رباتیک کار گذاشته و با دوربین تشخیص چهره همراه بوده.
اما نحوه ارتباط سلاح به چه صورت بوده که تیرانداز به صورت آنلاین و در کمتر از ۳ دقیقه – به قول نویسنده نیویورک تایمز – هدف را حذف کرده؟ نیسانی که منفجر شد قرار بود برخی مدارک را از بین ببرد. این انتظاری است که آدمیزاد از ۲۵۰ کیلوگرم تیانتی دارد؛ که رد پایش را از بین ببرد. اما مدارک از بین نرفت. مودم ارتباطی سلاح با ماهواره اسرائیلی – به روایتی ارتباط مودم با یک پهپاد و آن پهپاد با ماهواره – در صحنه کشف شد. مودمی که زیر کاپوت یا در موتور وانت کار گذاشته شده بود.
آیا تیم حفاظت جَمِر – دستگاه ایجاد اختلال در امواج رادیویی – همراه داشت؟ پاسخ منفیست. اما این پاسخ منفی ادامه دارد. تیم اگر جمر به همراه داشت هم نمیتوانست کاری از پیش ببرد. چون جمرهایی که در ایران استفاده میشود، تا فرکانس ۲۰۰ مگاهرتز را مختل کند، از پس این مودم بر نمیآمد که با فرکانس ۱۰۰۰ مگاهرتز کار میکرد! چرا جمری قویتر نداریم؟ چون تاکنون چنین تهدید و عملیاتی طراحی نشده بود و اصولاً اقدامات ایمنی و امنیتی با استفاده از تجربیات و پیشبینیها، طراحی میشود. تا به حال کسی هیچ وقت به چنین فرستندهای بر نخورده بود.
شواهد و مدارک نشان میدهند که طراح و مجری این ترور، نه یک گروه تروریستی که یک دولت و سرویس اطلاعاتی است. هرچند مقامات کشور ما انقدر همه چیز – حتی ناکارآمدیهای داخلی – را گردن آمریکا و انگلیس و اسرائیل انداختهاند که این موضوع برای مردم لوث شده، اما شواهد نشان میدهد که دولت اسرائیل پشت این ترور بوده حتی اگر مسئولیتش را نپذیرد. اول به خاطر هایتِک بودن تجهیزات. این تجهیزات چیزی نبوده که یک گروه تروریستی یا پیمانکاران ترور مافیایی به آن دسترسی داشته باشند. دوم، به خاطر دقیق بودن بیش از اندازه عملیات و نحوه استفاده موفق از تجهیزات. محافظ دکتر فخری زاده اگر خودش را به او نمیرساند، در آن لحظه هیچ خراشی بر نمیداشت. شاید فقط آن ۲۰ تا ساچمهی بعد از انفجار را یادگاری بر میداشت. اما خبری از ۴ گلوله جنگی در پای چپش نبود. چون تنها تلفاتی که تیرانداز میخواست بگیرد، دکتر فخری زاده بود و اصولا دوربینها چهرهی او را شناسایی کرده بودند.
آژانس شیشه ای
قصهای که در آبسرد اتفاق افتاد، هالیوودیتر از چیزی بود که رسانهها تعریف کردند؛ هالیوودی، در حد فیلمهای علمی – تخیلی. قبل از اینکه بعضی جزئیات جدید قصه را مطرح کنم، بگذارید به چند شبهه فنی در خصوص ترور شهید فخریزاده پاسخ بدهم. اول؛ از همان موقع این موضوع…
مسالهی دیگر، این است که تیانتی و نیسان آبی را میشود در ایران پیدا کرد. اما بازوی رباتیک، سلاح قدرتمند و دقیق بلژیکی و آن مودم عجیب و غریب چیزی نیست که بشود حتی در پیشین سیستان و بلوچستان یا ….آباد کرمانشاه یا مرز کردستان پیدا کرد. بررسیها نشان میدهد که این تجهیزات با بهکارگیری عواملی در گمرکات مرزهای مختلف کشور و در دل محمولههای قانونی وارد مرزهای ایران شده است؛ مسالهای که مسئولیت نهادهای نظارتی را سنگینتر میکند.
نکتهی آخر اینکه، برخی به سرتیم حفاظت خرده گرفتند و او را در برخی رسانهها و شبکههای اجتماعی به اهمال متهم کردند. حتی فرزند شهید فخریزاده که ۵ دقیقه بعد از حادثه به محل رسید، در یکی از برنامههای خبری شبکهی دو سیما به این موضوع اشاره کرد که پدرش از فاصلهی ۵ متری به شهادت رسیده. نکتهی جالب این بود که سردار رمضان شریف سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نسبت به این موضوع واکنش نشان داد و در حاشیهی مراسمی از عدم توجه به سرتیم حفاظت و کملطفی به او اظهار گله کرد.
تیم حفاظت، آخرین حلقه است. دشمن باید چند رینگ امنیتی را رد کند، منافذ را پیدا کند و در نهایت بتواند به هدف مورد نظر برسد. وقتی از سد دستگاههای امنیتی گذشت، روی هدف عملیات میکند. اگر کار به آن نقطه رسید، تنها کاری که از محافظ بر میآید این است که از دانش و سلاحش استفاده کند و اگر دانش و سلاحش کارگر نیفتاد، دست آخر با بدنش سپر شخصیت شود؛ مثل حاج حیدر ذبیحی در آخرین سکانس بادیگاردِ حاتمیکیا.
http://t.me/dead_wave
نکتهی آخر اینکه، برخی به سرتیم حفاظت خرده گرفتند و او را در برخی رسانهها و شبکههای اجتماعی به اهمال متهم کردند. حتی فرزند شهید فخریزاده که ۵ دقیقه بعد از حادثه به محل رسید، در یکی از برنامههای خبری شبکهی دو سیما به این موضوع اشاره کرد که پدرش از فاصلهی ۵ متری به شهادت رسیده. نکتهی جالب این بود که سردار رمضان شریف سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نسبت به این موضوع واکنش نشان داد و در حاشیهی مراسمی از عدم توجه به سرتیم حفاظت و کملطفی به او اظهار گله کرد.
تیم حفاظت، آخرین حلقه است. دشمن باید چند رینگ امنیتی را رد کند، منافذ را پیدا کند و در نهایت بتواند به هدف مورد نظر برسد. وقتی از سد دستگاههای امنیتی گذشت، روی هدف عملیات میکند. اگر کار به آن نقطه رسید، تنها کاری که از محافظ بر میآید این است که از دانش و سلاحش استفاده کند و اگر دانش و سلاحش کارگر نیفتاد، دست آخر با بدنش سپر شخصیت شود؛ مثل حاج حیدر ذبیحی در آخرین سکانس بادیگاردِ حاتمیکیا.
http://t.me/dead_wave
Telegram
dead_wave
یک مخاطب خاموش !!
سئوال
فرق بین حکم حبس ابد ، با ابد و یک روز چیست ؟
جواب
حبس ابد یعنی کل عمرتو تو زندونی
حبس ابد که بهت بخوره ممکنه عفو بخوره بهت بعد ده ـ پانزده سال آزاد بشی ، ولی ابد و یک روز ، امکان نداره آزاد بشی...
یک روز بعد از مرگت آزادت میکنن
@dead_wave
فرق بین حکم حبس ابد ، با ابد و یک روز چیست ؟
جواب
حبس ابد یعنی کل عمرتو تو زندونی
حبس ابد که بهت بخوره ممکنه عفو بخوره بهت بعد ده ـ پانزده سال آزاد بشی ، ولی ابد و یک روز ، امکان نداره آزاد بشی...
یک روز بعد از مرگت آزادت میکنن
@dead_wave
پرسید اگر جمهوری اسلامی نباشد چه کار میکنی؟
گفت : فردای براندازی نظام کجا میروی؟
گفتم ؛ من تا آخرین کوچهای که به نام شهدا باشد میجنگم !
تا آخرین کوچه میایستم ...
گفتم : ترجیح میدهم در جمهوری اسلامی بمیرم تا در غیر آن زندگی کنم !
ما را از چه میترسانند؟!
از مرگی که عاجزانه طلبش میکنیم؟
یا محروم شدن از زندگیای که به اجبار در آن نفس میکشیم؟
ما نسلی هستیم که نترسیده !
ما به تعداد سالهای زندگیمان تابوت شهید دیدهایم !
شهید تشییع کردهایم !
شاهد بودهایم !
تصویر نوجوانی که زیر تانک بعثیها رفت یا جوانی که زیر اتوبوس دراویش ماند را ببین ! شاهد است !
فاصلهی آن دو بیست سال است ، او که نانِ حکومت طاغوت خورده بود ، آنگونه ایستاد و این که نان جمهوری اسلامی را ، به این شکل حماسه آفرید ...
عکس شهید امیر حاجامینی را دیدهای؟
با آن محاسن به خون خضاب شدهاش و آن سربند سرخ !
عکس دست قطع شده حاج قاسم را دیدهای؟
رد گلوله ها و ترکش ها را دیدهای؟
ما نسلی هستیم که نترسیده ، عقب نکشیده..
" ما مرگ را زندگی کردهایم .."
به آخرین شهیدِ فتح خرمشهر فکر میکنم، او که لابد بعد از شهادتش، بعد از ریخته شدن خونش روی خیابانهای مقدسِ خونین شهر، حاج احمد کاظمی پشت بیسیم گفت :
"ما توی شهریم آقا ، با هزار و خوردهای اسیرِ بعثی" و خرمشهر را خدا آزاد کرد !
با خونِ آن شهیدان ! آنها که به ظهرِ برافراشتن پرچم فتحِ روی گنبدِ مسجد جامع نرسیدند..
آنها که حتما شب تا به صبح دعا کرده بودند و ظهر به وصال رسیدند ! آزادی خودشان از قفسِ تن و آزادی خرمشهر از دشمن..
من فردای براندازی نخواهم بود !
چون شب تا صبحش میجنگم !
تا آخرین قطرهی خون ...
"من زنده نخواهم ماند"
حتی اگر جمهوری اسلامی ، صبح فردایش جمهوری اسلامی مانده باشد ...
شاید من باید بجنگم ...
شاید " من نباید زنده بمانم "
تا صبح فردایش ، جمهوری اسلامی ، جمهوری اسلامی مانده باشد ...
ما هستیم ...
ایستاده ایم پای کشوری که حتی اگر آب شربش از بی کفایتی مسئولینش گِل شده باشد !
یا هوایش برای نفس کشیدن آلوده ...
@The_Glass_Agency
گفت : فردای براندازی نظام کجا میروی؟
گفتم ؛ من تا آخرین کوچهای که به نام شهدا باشد میجنگم !
تا آخرین کوچه میایستم ...
گفتم : ترجیح میدهم در جمهوری اسلامی بمیرم تا در غیر آن زندگی کنم !
ما را از چه میترسانند؟!
از مرگی که عاجزانه طلبش میکنیم؟
یا محروم شدن از زندگیای که به اجبار در آن نفس میکشیم؟
ما نسلی هستیم که نترسیده !
ما به تعداد سالهای زندگیمان تابوت شهید دیدهایم !
شهید تشییع کردهایم !
شاهد بودهایم !
تصویر نوجوانی که زیر تانک بعثیها رفت یا جوانی که زیر اتوبوس دراویش ماند را ببین ! شاهد است !
فاصلهی آن دو بیست سال است ، او که نانِ حکومت طاغوت خورده بود ، آنگونه ایستاد و این که نان جمهوری اسلامی را ، به این شکل حماسه آفرید ...
عکس شهید امیر حاجامینی را دیدهای؟
با آن محاسن به خون خضاب شدهاش و آن سربند سرخ !
عکس دست قطع شده حاج قاسم را دیدهای؟
رد گلوله ها و ترکش ها را دیدهای؟
ما نسلی هستیم که نترسیده ، عقب نکشیده..
" ما مرگ را زندگی کردهایم .."
به آخرین شهیدِ فتح خرمشهر فکر میکنم، او که لابد بعد از شهادتش، بعد از ریخته شدن خونش روی خیابانهای مقدسِ خونین شهر، حاج احمد کاظمی پشت بیسیم گفت :
"ما توی شهریم آقا ، با هزار و خوردهای اسیرِ بعثی" و خرمشهر را خدا آزاد کرد !
با خونِ آن شهیدان ! آنها که به ظهرِ برافراشتن پرچم فتحِ روی گنبدِ مسجد جامع نرسیدند..
آنها که حتما شب تا به صبح دعا کرده بودند و ظهر به وصال رسیدند ! آزادی خودشان از قفسِ تن و آزادی خرمشهر از دشمن..
من فردای براندازی نخواهم بود !
چون شب تا صبحش میجنگم !
تا آخرین قطرهی خون ...
"من زنده نخواهم ماند"
حتی اگر جمهوری اسلامی ، صبح فردایش جمهوری اسلامی مانده باشد ...
شاید من باید بجنگم ...
شاید " من نباید زنده بمانم "
تا صبح فردایش ، جمهوری اسلامی ، جمهوری اسلامی مانده باشد ...
ما هستیم ...
ایستاده ایم پای کشوری که حتی اگر آب شربش از بی کفایتی مسئولینش گِل شده باشد !
یا هوایش برای نفس کشیدن آلوده ...
@The_Glass_Agency