Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6💔1
Forwarded from Moneta Funded Community
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3💔2
خوشحال میشم نظرتون رو بگید. 😌
Spotify:
https://open.spotify.com/episode/293XylKSGhuXIls9Gbgx0l?si=o2MqA9z-RhuGEmPTJuCEcQ
Apple:
https://podcasts.apple.com/us/podcast/one-little-why/id6807080493
Spotify:
https://open.spotify.com/episode/293XylKSGhuXIls9Gbgx0l?si=o2MqA9z-RhuGEmPTJuCEcQ
Apple:
https://podcasts.apple.com/us/podcast/one-little-why/id6807080493
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6💔2
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥4❤2🙏2
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5🙏1
💔 کاش این بار تحلیلم اشتباه از آب درمیاومد…
معمولاً وقتی یه تحلیل درست درمیاد، باید خوشحال باشیم؛ ولی این یکی نه. این از اون تحلیلهاییه که هرچقدر بیشتر درست درمیاد، بیشتر آدم رو ناراحت میکنه.
مدتها بود میگفتم اگه ریسک سیاسی، کسری بودجه، رشد نقدینگی، محدودیت درآمدهای ارزی و بیاعتمادی مردم به آینده کنار هم قرار بگیرن، کنترل دلار فقط با تزریق مقطعی ارز یا چند خبر امیدوارکننده ممکن نیست. متأسفانه حالا داریم نتیجه همون ترکیب رو میبینیم.
دلار دوباره بالا رفته و کانال ۲۴۰ هزار تومان دیگه مثل یه عدد دور از ذهن به نظر نمیرسه. و واقعاً ایکاش این بار اشتباه میکردم.
📍 چون دلار برای ما فقط یه نمودار نیست. فقط یه جفتارز نیست که روی چارت بالا و پایین بشه. دلار یعنی قیمت مواد اولیه، هزینه تولید، اجاره خونه، دارو، غذا، شهریه، سفر و قدرت خریدی که هر روز کوچیکتر میشه.
برای همین درست درآمدن این تحلیل هیچ حس بردی به من نمیده. وقتی یه تریدر حرکت طلا یا شاخص رو درست پیشبینی میکنه، میتونه از تحلیلش خوشحال باشه؛ اما وقتی موضوع سقوط ارزش پول ملیه، درست بودن تحلیل بیشتر شبیه دیدن یه اتفاق تلخه که از قبل میدونستی ممکنه رخ بده، ولی امیدوار بودی رخ نده.
⚠️ مشکل اصلی فقط قیمت امروز دلار نیست؛ مشکل، انتظارات مردمه. وقتی مردم باور کنن قیمتها در آینده بالاتر میرن، رفتارها تغییر میکنه. پسانداز ریالی کمتر میشه، تقاضا برای ارز و طلا بالا میره، فروشندهها قیمت آینده رو روی کالای امروز حساب میکنن و حتی قبل از اینکه کمبود واقعی ایجاد بشه، ترس از گرونی خودش گرونی تولید میکنه. اینجاست که دلار از یه قیمت، تبدیل میشه به یه شاخص اعتماد.
📊 از اینجا سه سناریو داریم:
🟢 سناریوی اول: گشایش واقعی سیاسی و اقتصادی
اگه توافقی شکل بگیره که واقعاً ورود ارز رو بیشتر کنه، صادرات رو پایدارتر کنه و ریسک سیاسی رو پایین بیاره، دلار میتونه اصلاح جدی داشته باشه. اما برای تغییر روند بلندمدت، فقط خبر کافی نیست. بازار باید اثر واقعی توافق رو توی جریان ارز، بودجه دولت و انتظارات مردم ببینه.
🟡 سناریوی دوم: مداخله کوتاهمدت و خبردرمانی
ممکنه با عرضه ارز یا انتشار خبرهای مثبت، دلار برای مدتی پایین بیاد. ولی اگه علتهای اصلی همچنان سر جاشون باشن، این کاهش بیشتر شبیه استراحته تا تغییر روند. اشتباه رایج اینه که هر ریزش ناگهانی رو پایان روند صعودی بدونیم، درحالیکه بازار ممکنه فقط بخشی از هیجان خرید رو تخلیه کرده باشه.
🔴 سناریوی سوم: ادامه بلاتکلیفی
اگه ریسک سیاسی بالا بمونه، سیاست اقتصادی قابلاعتمادی شکل نگیره و انتظارات تورمی هم کنترل نشن، محدوده ۲۴۰ هزار تومان کمکم تبدیل به یه هدف روانی میشه. و وقتی بازار به یه عدد روانی نزدیک میشه، خودِ انتظار رسیدن به اون عدد میتونه سرعت حرکت رو بیشتر کنه.
🎯 برای تریدرها هم شرایط ساده نیست. توی چنین بازاری، دنبالکردن کندلهای صعودی میتونه خیلی خطرناک باشه، چون هر لحظه امکان مداخله، خبر سیاسی یا اصلاح سنگین وجود داره. از اون طرف، هر ریزشی هم الزاماً تغییر روند نیست. باید فرق بین «اصلاح ناشی از مداخله» و «تغییر واقعی عوامل بنیادی» رو بفهمیم.
من همچنان امیدوارم شرایط تغییر کنه. امیدوارم یه گشایش واقعی اتفاق بیفته، اعتماد به اقتصاد برگرده و این تحلیل از همینجا به بعد اشتباه از آب دربیاد.
چون بعضی وقتها درست دیدن آینده، وقتی اون آینده تلخه، هیچ افتخاری نداره.
ایکاش این بار اشتباه میکردم. 😔
📱 YouTube 📱 Instagram
📱 Telegram
💬 پشتیبان آنلاین ما در تلگرام از دوشنبه تا جمعه پاسخگو سوالات شماست :
✅ Fx Tricks Support
معمولاً وقتی یه تحلیل درست درمیاد، باید خوشحال باشیم؛ ولی این یکی نه. این از اون تحلیلهاییه که هرچقدر بیشتر درست درمیاد، بیشتر آدم رو ناراحت میکنه.
مدتها بود میگفتم اگه ریسک سیاسی، کسری بودجه، رشد نقدینگی، محدودیت درآمدهای ارزی و بیاعتمادی مردم به آینده کنار هم قرار بگیرن، کنترل دلار فقط با تزریق مقطعی ارز یا چند خبر امیدوارکننده ممکن نیست. متأسفانه حالا داریم نتیجه همون ترکیب رو میبینیم.
دلار دوباره بالا رفته و کانال ۲۴۰ هزار تومان دیگه مثل یه عدد دور از ذهن به نظر نمیرسه. و واقعاً ایکاش این بار اشتباه میکردم.
📍 چون دلار برای ما فقط یه نمودار نیست. فقط یه جفتارز نیست که روی چارت بالا و پایین بشه. دلار یعنی قیمت مواد اولیه، هزینه تولید، اجاره خونه، دارو، غذا، شهریه، سفر و قدرت خریدی که هر روز کوچیکتر میشه.
برای همین درست درآمدن این تحلیل هیچ حس بردی به من نمیده. وقتی یه تریدر حرکت طلا یا شاخص رو درست پیشبینی میکنه، میتونه از تحلیلش خوشحال باشه؛ اما وقتی موضوع سقوط ارزش پول ملیه، درست بودن تحلیل بیشتر شبیه دیدن یه اتفاق تلخه که از قبل میدونستی ممکنه رخ بده، ولی امیدوار بودی رخ نده.
⚠️ مشکل اصلی فقط قیمت امروز دلار نیست؛ مشکل، انتظارات مردمه. وقتی مردم باور کنن قیمتها در آینده بالاتر میرن، رفتارها تغییر میکنه. پسانداز ریالی کمتر میشه، تقاضا برای ارز و طلا بالا میره، فروشندهها قیمت آینده رو روی کالای امروز حساب میکنن و حتی قبل از اینکه کمبود واقعی ایجاد بشه، ترس از گرونی خودش گرونی تولید میکنه. اینجاست که دلار از یه قیمت، تبدیل میشه به یه شاخص اعتماد.
📊 از اینجا سه سناریو داریم:
🟢 سناریوی اول: گشایش واقعی سیاسی و اقتصادی
اگه توافقی شکل بگیره که واقعاً ورود ارز رو بیشتر کنه، صادرات رو پایدارتر کنه و ریسک سیاسی رو پایین بیاره، دلار میتونه اصلاح جدی داشته باشه. اما برای تغییر روند بلندمدت، فقط خبر کافی نیست. بازار باید اثر واقعی توافق رو توی جریان ارز، بودجه دولت و انتظارات مردم ببینه.
🟡 سناریوی دوم: مداخله کوتاهمدت و خبردرمانی
ممکنه با عرضه ارز یا انتشار خبرهای مثبت، دلار برای مدتی پایین بیاد. ولی اگه علتهای اصلی همچنان سر جاشون باشن، این کاهش بیشتر شبیه استراحته تا تغییر روند. اشتباه رایج اینه که هر ریزش ناگهانی رو پایان روند صعودی بدونیم، درحالیکه بازار ممکنه فقط بخشی از هیجان خرید رو تخلیه کرده باشه.
🔴 سناریوی سوم: ادامه بلاتکلیفی
اگه ریسک سیاسی بالا بمونه، سیاست اقتصادی قابلاعتمادی شکل نگیره و انتظارات تورمی هم کنترل نشن، محدوده ۲۴۰ هزار تومان کمکم تبدیل به یه هدف روانی میشه. و وقتی بازار به یه عدد روانی نزدیک میشه، خودِ انتظار رسیدن به اون عدد میتونه سرعت حرکت رو بیشتر کنه.
🎯 برای تریدرها هم شرایط ساده نیست. توی چنین بازاری، دنبالکردن کندلهای صعودی میتونه خیلی خطرناک باشه، چون هر لحظه امکان مداخله، خبر سیاسی یا اصلاح سنگین وجود داره. از اون طرف، هر ریزشی هم الزاماً تغییر روند نیست. باید فرق بین «اصلاح ناشی از مداخله» و «تغییر واقعی عوامل بنیادی» رو بفهمیم.
من همچنان امیدوارم شرایط تغییر کنه. امیدوارم یه گشایش واقعی اتفاق بیفته، اعتماد به اقتصاد برگرده و این تحلیل از همینجا به بعد اشتباه از آب دربیاد.
چون بعضی وقتها درست دیدن آینده، وقتی اون آینده تلخه، هیچ افتخاری نداره.
ایکاش این بار اشتباه میکردم. 😔
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔14❤5👎1😁1
مولانا یه تصویر خیلی ساده داره: آدمی هر روز گندم توی انبار میریزه، اما هر بار که برمیگرده میبینه گندمها کمتر شدن. اول فکر میکنه باید بیشتر جمع کنه، تا اینکه میفهمه یه موش از کف انبار راه باز کرده.
مولانا میگه:
«اول ای جان دفع شر موش کن
وانگهان در جمع گندم کوش کن»
این حکایت، عجیب شبیه بازار ارز امروزه.
اما اگه سوراخ کف انبار هنوز باز باشه، گندم تازه هم کمکم ناپدید میشه.
موشهای بازار ارز چیان؟
کسری بودجهای که آخرش به رشد پول میرسه، فاصله زیاد نرخهای رسمی و آزاد، نااطمینانی سیاسی، سختتر شدن ورود ارز، ترس مردم از آینده و انتظاری که باعث میشه همه خرید امروز رو با قیمت فردا حساب کنن.
هرکدوم از اینها یه سوراخ کوچیکن. کنار هم که قرار میگیرن، حتی تزریق سنگین ارز هم فقط زمان میخره؛ روند رو الزاماً عوض نمیکنه.
شاید بگیم ایران صادرکننده نفته و نفت گرون باید به نفع ریال باشه؛ ولی وقتی فروش، انتقال پول یا دسترسی به درآمد ارزی محدود باشه و همزمان ریسک سیاسی بالا بره، گرونی نفت لزوماً به معنی ورود بیشتر دلار به بازار داخلی نیست.
گاهی فقط هزینه حمل، بیمه، واردات و انتظارات تورمی رو بالاتر میبره.
🟢 اگه سوراخ انبار واقعاً بسته بشه؛ یعنی گشایش سیاسی قابلاجرا، ورود پایدار ارز، کاهش ریسک و انضباط بودجهای شکل بگیره، افت دلار میتونه از یه اصلاح موقت به تغییر روند تبدیل بشه.
نشونهاش هم فقط یه کندل قرمز نیست. باید چند هفته کاهش تقاضا، افت حباب طلا و برگشت اعتماد رو ببینیم.
🟡 اگه فقط گندم بیشتری توی انبار بریزن؛ یعنی عرضه مقطعی، خبردرمانی یا محدودیت کوتاهمدت باشه، دلار ممکنه تند اصلاح کنه، ولی بعد از تخلیه هیجان دوباره برگرده.
این همون جاییه که خیلیها ریزش کوتاه رو با پایان روند اشتباه میگیرن.
🔴 اگه سوراخها بزرگتر بشن؛ یعنی تنش، کسری بودجه و بیاعتمادی ادامه پیدا کنه، عدد ۲۴۰ هزار تومان از یه پیشبینی دور تبدیل به لنگر ذهنی بازار میشه.
و وقتی یه عدد وارد ذهن همه میشه، بعضی معاملهگرها قبل از رسیدن قیمت، شروع به خریدن همون آینده میکنن.
برای تریدر، فقط نگاه کردن به قیمت دلار کافی نیست.
باید دید حباب سکه و طلای داخلی چه میکنه، اختلاف نرخها بیشتر شده یا کمتر، عرضه ارز واقعیه یا خبری، نفت از مسیر درآمد ارزی اثر میذاره یا از مسیر تورم و ریسک، و مهمتر از همه اینکه آیا مردم دوباره حاضرن ریال نگه دارن یا نه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤9🙏2
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤9👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ایشالا یه روز قسمت همه مون که دغدغه مون این باشه بسته های صد دلاری تو کیفمون جا نمیشن!! 🫠
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤩12❤5
یه سؤال جدی ازتون دارم 👀
فرض کنید قرار نیست خودتون ترید کنید و فقط به عنوان یک سرمایهگذار میخواید بین این ۳ مدل یکی رو انتخاب کنید.
هر سه نتیجه مربوط به یک بکتست تقریباً ۲۲ ماههست، با چیزی حدود ۱۰,۲۰۰ معامله؛ یعنی نه بکتست چند هفتهایه و نه نتیجهی چند ده معامله.
سرمایه اولیه رو $10,000 در نظر بگیرید:
🔹 گزینه 1
$10,000 → حدود $102,000
یعنی تقریباً 10 برابر شدن حساب
Maximum Equity Drawdown: حدود 38.5%
🔹 گزینه 2
$10,000 → حدود $35,000
یعنی تقریباً 3.5 برابر شدن حساب
Maximum Equity Drawdown: حدود 21.6%
🔹 گزینه 3
$10,000 → حدود $350,000
یعنی تقریباً 35 برابر شدن حساب
Maximum Equity Drawdown: حدود 48.8%
حالا چیزی که برام جالبه خودِ عدد سود نیست.
اگر سرمایهگذار این سیستم بودید، کدوم رو انتخاب میکردید؟
📊 سود کمتر ولی Drawdown حدود 21٪؟
📊 سود خیلی بیشتر با Drawdown حدود 38٪؟
📊 یا حاضرید برای حدود 35 برابر شدن سرمایه، افت نزدیک 50٪ از سقف Equity رو هم تحمل کنید؟
و سؤال مهمتر:
فرض کنید سیستم وارد Drawdown میشد...
یک ماه منفی، ماه بعد هم هنوز Recovery اتفاق نمیافتاد و حساب پایینتر از سقف قبلی خودش بود.
واقعاً اجازه میدادید سیستم بدون دخالت ادامه بده تا خودش Recovery کنه؟
یا احتمالاً وسط Drawdown میگفتید:
«نه، دیگه بسه. خاموشش کن.» 😅
چون روی کاغذ همه میتونیم بگیم:
«من Drawdown رو تحمل میکنم.»
ولی وقتی سودی که جلوی چشممون ساخته شده شروع میکنه به کم شدن، داستان کاملاً فرق میکنه.
پس انتخابتون کدومه؟
1️⃣ حدود 3.5X با DD ≈ 21.6%
2️⃣ حدود 10X با DD ≈ 38.5%
3️⃣ حدود 35X با DD ≈ 48.8%
و مهمتر از انتخابتون:
تا چند درصد Drawdown واقعاً حاضر بودید دست به سیستم نزنید؟ 👇
📱 YouTube 📱 Instagram
📱 Telegram
💬 پشتیبان آنلاین ما در تلگرام از دوشنبه تا جمعه پاسخگو سوالات شماست :
✅ Fx Tricks Support
فرض کنید قرار نیست خودتون ترید کنید و فقط به عنوان یک سرمایهگذار میخواید بین این ۳ مدل یکی رو انتخاب کنید.
هر سه نتیجه مربوط به یک بکتست تقریباً ۲۲ ماههست، با چیزی حدود ۱۰,۲۰۰ معامله؛ یعنی نه بکتست چند هفتهایه و نه نتیجهی چند ده معامله.
سرمایه اولیه رو $10,000 در نظر بگیرید:
🔹 گزینه 1
$10,000 → حدود $102,000
یعنی تقریباً 10 برابر شدن حساب
Maximum Equity Drawdown: حدود 38.5%
🔹 گزینه 2
$10,000 → حدود $35,000
یعنی تقریباً 3.5 برابر شدن حساب
Maximum Equity Drawdown: حدود 21.6%
🔹 گزینه 3
$10,000 → حدود $350,000
یعنی تقریباً 35 برابر شدن حساب
Maximum Equity Drawdown: حدود 48.8%
حالا چیزی که برام جالبه خودِ عدد سود نیست.
اگر سرمایهگذار این سیستم بودید، کدوم رو انتخاب میکردید؟
📊 سود کمتر ولی Drawdown حدود 21٪؟
📊 سود خیلی بیشتر با Drawdown حدود 38٪؟
📊 یا حاضرید برای حدود 35 برابر شدن سرمایه، افت نزدیک 50٪ از سقف Equity رو هم تحمل کنید؟
و سؤال مهمتر:
فرض کنید سیستم وارد Drawdown میشد...
یک ماه منفی، ماه بعد هم هنوز Recovery اتفاق نمیافتاد و حساب پایینتر از سقف قبلی خودش بود.
واقعاً اجازه میدادید سیستم بدون دخالت ادامه بده تا خودش Recovery کنه؟
یا احتمالاً وسط Drawdown میگفتید:
«نه، دیگه بسه. خاموشش کن.» 😅
چون روی کاغذ همه میتونیم بگیم:
«من Drawdown رو تحمل میکنم.»
ولی وقتی سودی که جلوی چشممون ساخته شده شروع میکنه به کم شدن، داستان کاملاً فرق میکنه.
پس انتخابتون کدومه؟
1️⃣ حدود 3.5X با DD ≈ 21.6%
2️⃣ حدود 10X با DD ≈ 38.5%
3️⃣ حدود 35X با DD ≈ 48.8%
و مهمتر از انتخابتون:
تا چند درصد Drawdown واقعاً حاضر بودید دست به سیستم نزنید؟ 👇
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5
🟡 Pontes چیست و چرا راهاندازیاش مهم است؟ قسمت اول
۲۱ سپتامبر ۲۰۲۶، یوروسیستم سامانهای به نام Pontes را راهاندازی کرد. بعضی تیترها این خبر را با «راهاندازی یوروی دیجیتال» یکی گرفتند، اما این دو پروژه فرق دارند.
برای فهمیدن اهمیت Pontes، اول باید بدانیم دارایی توکنیزهشده یعنی چه. فرض کن یک اوراق قرضه بهجای اینکه فقط در سامانههای سنتی ثبت و جابهجا شود، به شکل یک توکن دیجیتال روی یک شبکهٔ دفترکل توزیعشده ثبت شود. این کار میتواند بخشهایی از معامله، ثبت مالکیت و تسویه را به هم نزدیکتر و خودکارتر کند.
اما یک سؤال مهم باقی میماند: وقتی خریدار و فروشنده روی معامله توافق کردند، پول معامله چطور تسویه میشود؟ اگر دارایی روی یک شبکهٔ جدید باشد ولی پول در سامانهای جداگانه جابهجا شود، مؤسسات مالی هنوز باید بین دو زیرساخت هماهنگی ایجاد کنند. همین اتصال یکی از مسئلههایی است که Pontes برای حل آن طراحی شده است.
Pontes بین پلتفرمهای مالی مبتنی بر DLT و خدمات TARGET یوروسیستم پل میزند تا معاملات عمدهفروشیِ داراییهای توکنیزهشده بتوانند با پول بانک مرکزی تسویه شوند. منظور از «عمدهفروشی» اینجا معاملات میان بانکها و نهادهای مالی است، نه پرداخت روزمرهٔ مردم در فروشگاه.
یک نکتهٔ مهم این است که Pontes خودش یک رمزارز یا یوروی تازه نیست. این سامانه زیرساخت تسویه است. نقش آن این است که دارایی دیجیتالِ معاملهشده روی یک پلتفرم را به سازوکار تسویهٔ پول در زیرساخت یوروسیستم وصل کند.
چرا استفاده از پول بانک مرکزی اهمیت دارد؟ در یک معاملهٔ مالی، طرفین فقط دنبال انتقال یک دارایی نیستند؛ باید مطمئن شوند پول هم در برابر آن دارایی بهدرستی و نهایی تسویه شده است. در مدلهایی مثل تحویل در برابر پرداخت، انتقال دارایی و پرداخت باید هماهنگ باشند تا یک طرف دارایی را تحویل ندهد و طرف دیگر پرداخت را انجام ندهد. Pontes قرار است چنین اتصال و هماهنگیای را برای برخی معاملات توکنیزهشده ممکن کند.
طبق توضیح ECB، این سامانه از دو مسیر تسویه پشتیبانی میکند: استفاده از توکنهای نقدی روی پلتفرم DLT یوروسیستم، یا تسویه از طریق سامانهٔ T2. در مدل دوم، نهاییشدن بخش نقدی معامله در T2 انجام میشود. پس صحبت فقط از «استفاده از بلاکچین» نیست؛ اتصال این فناوری به زیرساخت موجود و تعیین نقطهٔ نهایی تسویه هم بخش اصلی ماجراست.
اگر این اتصال در عمل خوب کار کند، میتواند فرایندهای دستی و چندمرحلهای را کمتر کند و تسویهٔ داراییهای دیجیتال را با پول بانک مرکزی هماهنگتر سازد. این تغییر ممکن است برای انتشار و معاملهٔ اوراق بهادار توکنیزهشده مهم باشد؛ چون مؤسسات مالی برای گسترش چنین بازارهایی به سازوکاری قابل اتکا برای تسویه نیاز دارند.
اما نباید از یک راهاندازی زیرساختی نتیجه بگیریم که همهٔ معاملات از این پس ارزانتر، فوری یا بدون ریسک خواهند بود. نتیجهٔ واقعی به تعداد مشارکتکنندگان، نوع داراییهای قابل پذیرش، اتصال سامانههای مختلف، قواعد حقوقی و عملکرد عملیاتی بستگی دارد. خود ECB هم گفته خدمات Pontes در مرحلهٔ اول محدود است و قابلیتهای بیشتر بهتدریج اضافه میشوند؛ اجرای کاملتر را برای ۲۰۲۸ هدفگذاری کرده است.
یک نشانهٔ جالب از جدیبودن این مسیر، اعلام جداگانهٔ ECB دربارهٔ کسب تجربه با اوراق بهادار توکنیزهشده است. بانک مرکزی اروپا گفته قصد دارد بخش کوچکی از منابع خود را در این نوع اوراق سرمایهگذاری کند و تسویهٔ آنها از طریق Pontes انجام شود. تمرکز اولیه هم بر اوراق یوروییِ بخش عمومی و نهادهای فراملی اروپاست. این اقدام به معنی خرید رمزارز یا تغییر سیاست پولی ECB نیست؛ هدف اعلامشده، تجربهاندوزی دربارهٔ فناوری و بازار اوراق توکنیزهشده است.
Pontes فقط یک بخش از برنامهٔ بزرگتر اروپاست. در کنار آن، برنامهٔ Appia قرار است به شکلگیری یک اکوسیستم مالی توکنیزهشده در اروپا کمک کند و برای آیندهٔ این بازار نقشهٔ راه بسازد. به زبان ساده، Pontes بیشتر روی اتصال و تسویهٔ امروز تمرکز دارد؛ Appia به مسیر گستردهتر و بلندمدتتر این تحول مربوط است.
📱 YouTube 📱 Instagram
📱 Telegram
💬 پشتیبان آنلاین ما در تلگرام از دوشنبه تا جمعه پاسخگو سوالات شماست :
✅ Fx Tricks Support
۲۱ سپتامبر ۲۰۲۶، یوروسیستم سامانهای به نام Pontes را راهاندازی کرد. بعضی تیترها این خبر را با «راهاندازی یوروی دیجیتال» یکی گرفتند، اما این دو پروژه فرق دارند.
برای فهمیدن اهمیت Pontes، اول باید بدانیم دارایی توکنیزهشده یعنی چه. فرض کن یک اوراق قرضه بهجای اینکه فقط در سامانههای سنتی ثبت و جابهجا شود، به شکل یک توکن دیجیتال روی یک شبکهٔ دفترکل توزیعشده ثبت شود. این کار میتواند بخشهایی از معامله، ثبت مالکیت و تسویه را به هم نزدیکتر و خودکارتر کند.
اما یک سؤال مهم باقی میماند: وقتی خریدار و فروشنده روی معامله توافق کردند، پول معامله چطور تسویه میشود؟ اگر دارایی روی یک شبکهٔ جدید باشد ولی پول در سامانهای جداگانه جابهجا شود، مؤسسات مالی هنوز باید بین دو زیرساخت هماهنگی ایجاد کنند. همین اتصال یکی از مسئلههایی است که Pontes برای حل آن طراحی شده است.
Pontes بین پلتفرمهای مالی مبتنی بر DLT و خدمات TARGET یوروسیستم پل میزند تا معاملات عمدهفروشیِ داراییهای توکنیزهشده بتوانند با پول بانک مرکزی تسویه شوند. منظور از «عمدهفروشی» اینجا معاملات میان بانکها و نهادهای مالی است، نه پرداخت روزمرهٔ مردم در فروشگاه.
یک نکتهٔ مهم این است که Pontes خودش یک رمزارز یا یوروی تازه نیست. این سامانه زیرساخت تسویه است. نقش آن این است که دارایی دیجیتالِ معاملهشده روی یک پلتفرم را به سازوکار تسویهٔ پول در زیرساخت یوروسیستم وصل کند.
چرا استفاده از پول بانک مرکزی اهمیت دارد؟ در یک معاملهٔ مالی، طرفین فقط دنبال انتقال یک دارایی نیستند؛ باید مطمئن شوند پول هم در برابر آن دارایی بهدرستی و نهایی تسویه شده است. در مدلهایی مثل تحویل در برابر پرداخت، انتقال دارایی و پرداخت باید هماهنگ باشند تا یک طرف دارایی را تحویل ندهد و طرف دیگر پرداخت را انجام ندهد. Pontes قرار است چنین اتصال و هماهنگیای را برای برخی معاملات توکنیزهشده ممکن کند.
طبق توضیح ECB، این سامانه از دو مسیر تسویه پشتیبانی میکند: استفاده از توکنهای نقدی روی پلتفرم DLT یوروسیستم، یا تسویه از طریق سامانهٔ T2. در مدل دوم، نهاییشدن بخش نقدی معامله در T2 انجام میشود. پس صحبت فقط از «استفاده از بلاکچین» نیست؛ اتصال این فناوری به زیرساخت موجود و تعیین نقطهٔ نهایی تسویه هم بخش اصلی ماجراست.
اگر این اتصال در عمل خوب کار کند، میتواند فرایندهای دستی و چندمرحلهای را کمتر کند و تسویهٔ داراییهای دیجیتال را با پول بانک مرکزی هماهنگتر سازد. این تغییر ممکن است برای انتشار و معاملهٔ اوراق بهادار توکنیزهشده مهم باشد؛ چون مؤسسات مالی برای گسترش چنین بازارهایی به سازوکاری قابل اتکا برای تسویه نیاز دارند.
اما نباید از یک راهاندازی زیرساختی نتیجه بگیریم که همهٔ معاملات از این پس ارزانتر، فوری یا بدون ریسک خواهند بود. نتیجهٔ واقعی به تعداد مشارکتکنندگان، نوع داراییهای قابل پذیرش، اتصال سامانههای مختلف، قواعد حقوقی و عملکرد عملیاتی بستگی دارد. خود ECB هم گفته خدمات Pontes در مرحلهٔ اول محدود است و قابلیتهای بیشتر بهتدریج اضافه میشوند؛ اجرای کاملتر را برای ۲۰۲۸ هدفگذاری کرده است.
یک نشانهٔ جالب از جدیبودن این مسیر، اعلام جداگانهٔ ECB دربارهٔ کسب تجربه با اوراق بهادار توکنیزهشده است. بانک مرکزی اروپا گفته قصد دارد بخش کوچکی از منابع خود را در این نوع اوراق سرمایهگذاری کند و تسویهٔ آنها از طریق Pontes انجام شود. تمرکز اولیه هم بر اوراق یوروییِ بخش عمومی و نهادهای فراملی اروپاست. این اقدام به معنی خرید رمزارز یا تغییر سیاست پولی ECB نیست؛ هدف اعلامشده، تجربهاندوزی دربارهٔ فناوری و بازار اوراق توکنیزهشده است.
Pontes فقط یک بخش از برنامهٔ بزرگتر اروپاست. در کنار آن، برنامهٔ Appia قرار است به شکلگیری یک اکوسیستم مالی توکنیزهشده در اروپا کمک کند و برای آیندهٔ این بازار نقشهٔ راه بسازد. به زبان ساده، Pontes بیشتر روی اتصال و تسویهٔ امروز تمرکز دارد؛ Appia به مسیر گستردهتر و بلندمدتتر این تحول مربوط است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2
🟡 Pontes چیست و چرا راهاندازیاش مهم است؟- قسمت دوم
پس یوروی دیجیتالِ مردم کجای این ماجراست؟ آن پروژه جداست. یوروی دیجیتالِ خُرد برای پرداختهایی مثل خرید حضوری، آنلاین یا انتقال پول میان افراد طراحی میشود. ECB برنامهریزی کرده پایلوت آن از نیمهٔ دوم ۲۰۲۷ و برای ۱۲ ماه اجرا شود؛ آن هم با گروهی منتخب از ارائهدهندگان خدمات پرداخت، بازرگانان و کارکنان بانکهای مرکزی. صدور عمومی هنوز قطعی نیست و به تصویب مقررات وابسته است. ECB گفته در صورت تصویب مقررات در ۲۰۲۶، میخواهد برای صدور احتمالی در ۲۰۲۹ آماده باشد.
حتی از نظر فناوری هم این دو را نباید یکی گرفت: Pontes برای تسویهٔ عمدهفروشی از زیرساخت DLT استفاده میکند، اما طبق توضیح ECB، معماری پیشنهادی یوروی دیجیتالِ خُرد بر یک سکوی متمرکز تسویه متکی است و خود آن بر پایهٔ بلاکچین ساخته نمیشود.
دربارهٔ XRP و ISO 20022 هم باید محتاط بود. ISO 20022 یک استاندارد برای ساختار و تبادل پیامهای مالی است. مرجع رسمی ISO 20022 میگوید رمزارزها بهخودیخود با این استاندارد سازگار محسوب نمیشوند و نامبردن از XRP در کنار ISO 20022، رابطهٔ رسمی میان XRP و Pontes یا یوروی دیجیتال را ثابت نمیکند. برای چنین ادعایی باید مدرک مشخصی از خود ECB یا نهادهای مربوط وجود داشته باشد.
برای من، اهمیت Pontes در این نیست که «یوروی دیجیتال بالاخره آمد». اهمیتش در این است که یوروسیستم دارد راه استفاده از پول بانک مرکزی را در کنار داراییهای مالی توکنیزهشده آزمایش و عملیاتی میکند. اگر این مدل در مقیاس بزرگ جواب بدهد، میتواند شکل زیرساخت بازار اوراق بهادار و روش تسویهٔ آنها را تغییر دهد؛ اما هنوز فاصلهٔ زیادی میان راهاندازی یک زیرساخت و دگرگونی کامل نظام مالی وجود دارد.
📱 YouTube 📱 Instagram
📱 Telegram
💬 پشتیبان آنلاین ما در تلگرام از دوشنبه تا جمعه پاسخگو سوالات شماست :
✅ Fx Tricks Support
پس یوروی دیجیتالِ مردم کجای این ماجراست؟ آن پروژه جداست. یوروی دیجیتالِ خُرد برای پرداختهایی مثل خرید حضوری، آنلاین یا انتقال پول میان افراد طراحی میشود. ECB برنامهریزی کرده پایلوت آن از نیمهٔ دوم ۲۰۲۷ و برای ۱۲ ماه اجرا شود؛ آن هم با گروهی منتخب از ارائهدهندگان خدمات پرداخت، بازرگانان و کارکنان بانکهای مرکزی. صدور عمومی هنوز قطعی نیست و به تصویب مقررات وابسته است. ECB گفته در صورت تصویب مقررات در ۲۰۲۶، میخواهد برای صدور احتمالی در ۲۰۲۹ آماده باشد.
حتی از نظر فناوری هم این دو را نباید یکی گرفت: Pontes برای تسویهٔ عمدهفروشی از زیرساخت DLT استفاده میکند، اما طبق توضیح ECB، معماری پیشنهادی یوروی دیجیتالِ خُرد بر یک سکوی متمرکز تسویه متکی است و خود آن بر پایهٔ بلاکچین ساخته نمیشود.
دربارهٔ XRP و ISO 20022 هم باید محتاط بود. ISO 20022 یک استاندارد برای ساختار و تبادل پیامهای مالی است. مرجع رسمی ISO 20022 میگوید رمزارزها بهخودیخود با این استاندارد سازگار محسوب نمیشوند و نامبردن از XRP در کنار ISO 20022، رابطهٔ رسمی میان XRP و Pontes یا یوروی دیجیتال را ثابت نمیکند. برای چنین ادعایی باید مدرک مشخصی از خود ECB یا نهادهای مربوط وجود داشته باشد.
برای من، اهمیت Pontes در این نیست که «یوروی دیجیتال بالاخره آمد». اهمیتش در این است که یوروسیستم دارد راه استفاده از پول بانک مرکزی را در کنار داراییهای مالی توکنیزهشده آزمایش و عملیاتی میکند. اگر این مدل در مقیاس بزرگ جواب بدهد، میتواند شکل زیرساخت بازار اوراق بهادار و روش تسویهٔ آنها را تغییر دهد؛ اما هنوز فاصلهٔ زیادی میان راهاندازی یک زیرساخت و دگرگونی کامل نظام مالی وجود دارد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
Forwarded from تترلند | Tether Land
▫️ نرخ تتر: 241,250 تومان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تاریخ: 1405/07/06
ساعت: 11:00
تترلند - سادگی نهایت هوشمندی است
اینستاگرام | ایکس | بله | واتساپ | یوتیوب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تاریخ: 1405/07/06
ساعت: 11:00
تترلند - سادگی نهایت هوشمندی است
اینستاگرام | ایکس | بله | واتساپ | یوتیوب
خبر خوبه؛ پس چرا بازار میریزه؟
یکی از چیزهایی که اولِ کار توی بازار گیجکننده به نظر میرسه اینه که یک خبر مثبت منتشر میشه، اما قیمت برخلاف چیزی که انتظار داریم حرکت میکنه.
برای فهمیدن این اتفاق، من اول یک سؤال میپرسم: خبر نسبت به چی خوب بوده؟ نسبت به گذشته، یا نسبت به چیزی که بازار انتظار داشته؟
فرض کن رشد اقتصادی دورهٔ قبل ۱٪ بوده، اقتصاددانها برای گزارش جدید ۳٪ پیشبینی کرده بودن و عدد نهایی ۲٪ اعلام میشه. این یک مثال فرضیه. اقتصاد نسبت به قبل بهتر شده، ولی نتیجه از پیشبینی ضعیفتره. پس «بهبود اقتصاد» و «غافلگیری مثبت برای بازار» الزاماً یکی نیستن.
حالا یک قدم عقبتر بریم؛ قبل از انتشار خبر چه اتفاقی افتاده؟
قیمتها منتظر نمیمونن تا خبر قطعی بشه. معاملهگرها با اطلاعات موجود و برداشتشون از آینده، از قبل خرید و فروش میکنن. اگر احتمال کاهش نرخ بهره بالا رفته باشه، ممکنه بخشی از اثرش پیشاپیش توی قیمت داراییها منعکس شده باشه.
وقتی تصمیم بانک مرکزی دقیقاً مطابق انتظار درمیاد، لزوماً دلیل تازهای برای ادامهٔ همان حرکت ایجاد نمیشه. بعضی معاملهگرها هم ممکنه سودشون رو شناسایی کنن. این یکی از موقعیتهاییه که اصطلاح معروف زیر دربارهش به کار میره:
Buy the Rumor, Sell the News
«شایعه رو بخر، خبر رو بفروش»
این عبارت یک توصیف از رفتار احتمالی بازاره، نه قانون همیشگی یا دستور معامله. بازار میتونه بعد از تأیید خبر هم به حرکتش ادامه بده؛ مخصوصاً اگر متن بیانیه، جزئیات تصمیم یا چشمانداز آینده غافلگیرکننده باشه.
لایهٔ بعدی، اثر خبر روی نرخ بهرهست.
مثلاً دادهٔ اقتصادی قویتر میتونه برای درآمد شرکتها خبر خوبی باشه، اما همزمان احتمال کاهش نرخ بهره رو کمتر کنه. نرخهای بالاتر میتونن هزینهٔ تأمین مالی رو زیاد کنن و ارزش فعلی سودهای آینده رو پایین بیارن. برای همین، اثر نهایی روی سهام به تعادل این نیروها بستگی داره.
برای ارز هم فقط قویبودن اقتصاد یک کشور کافی نیست؛ تغییر انتظار نرخ بهره و شرایط کشور مقابلِ اون جفتارز مهمه. طلا هم میتونه از مسیر دلار و بازده واقعی اوراق واکنش بگیره؛ البته اینها تنها عوامل حرکتش نیستن.
بعد میرسم به جزئیات گزارش و جایگیری معاملهگرها.
ممکنه تورم کل پایین اومده باشه، ولی تورم هسته همچنان چسبنده باشه. یا عدد اشتغال قوی دیده بشه، اما آمار ماههای قبل پایین بازنگری شده باشه. در نتیجه، برداشت بازار بعد از خواندن جزئیات تغییر میکنه.
اگر موقعیتهای زیادی هم در یک سمت جمع شده باشن، خروج همزمان بخشی از معاملهگرها میتونه حرکت رو تشدید کنه. ولی از یک کندل نزولی نمیشه نتیجه گرفت «همه خریدار بودن» یا «دیگه خریداری باقی نمونده».
🎯 قبل از معامله روی خبر، این سؤالها رو میپرسم:
بازار قبل از انتشار چه چیزی رو قیمتگذاری کرده بود؟
عدد واقعی نسبت به پیشبینی و آمار بازنگریشده چه تفاوتی داره؟
این خبر، انتظار مسیر نرخ بهره رو چطور عوض میکنه؟
واکنش قیمت، دلار و بازده اوراق با سناریوی من همجهته یا تناقض داره؟
و مهمتر: اگر برداشتم اشتباه بود، کجا از معامله خارج میشم؟
توی لحظهٔ خبر، اسپرد و لغزش قیمت هم ممکنه بیشتر بشن. درست فهمیدن خبر، بهتنهایی ورود مناسب یا سوددهی معامله رو تضمین نمیکنه.
گاهی بازار نمیریزه چون خبر بده؛ میریزه چون خبر بهاندازهٔ انتظار خوب نبوده، یا معنای متفاوتی برای آیندهٔ نرخ بهره داشته.
محتوا آموزشیه و سیگنال خرید یا فروش نیست.
📱 YouTube 📱 Instagram
📱 Telegram
💬 پشتیبان آنلاین ما در تلگرام از دوشنبه تا جمعه پاسخگو سوالات شماست :
✅ Fx Tricks Support
یکی از چیزهایی که اولِ کار توی بازار گیجکننده به نظر میرسه اینه که یک خبر مثبت منتشر میشه، اما قیمت برخلاف چیزی که انتظار داریم حرکت میکنه.
برای فهمیدن این اتفاق، من اول یک سؤال میپرسم: خبر نسبت به چی خوب بوده؟ نسبت به گذشته، یا نسبت به چیزی که بازار انتظار داشته؟
فرض کن رشد اقتصادی دورهٔ قبل ۱٪ بوده، اقتصاددانها برای گزارش جدید ۳٪ پیشبینی کرده بودن و عدد نهایی ۲٪ اعلام میشه. این یک مثال فرضیه. اقتصاد نسبت به قبل بهتر شده، ولی نتیجه از پیشبینی ضعیفتره. پس «بهبود اقتصاد» و «غافلگیری مثبت برای بازار» الزاماً یکی نیستن.
حالا یک قدم عقبتر بریم؛ قبل از انتشار خبر چه اتفاقی افتاده؟
قیمتها منتظر نمیمونن تا خبر قطعی بشه. معاملهگرها با اطلاعات موجود و برداشتشون از آینده، از قبل خرید و فروش میکنن. اگر احتمال کاهش نرخ بهره بالا رفته باشه، ممکنه بخشی از اثرش پیشاپیش توی قیمت داراییها منعکس شده باشه.
وقتی تصمیم بانک مرکزی دقیقاً مطابق انتظار درمیاد، لزوماً دلیل تازهای برای ادامهٔ همان حرکت ایجاد نمیشه. بعضی معاملهگرها هم ممکنه سودشون رو شناسایی کنن. این یکی از موقعیتهاییه که اصطلاح معروف زیر دربارهش به کار میره:
Buy the Rumor, Sell the News
«شایعه رو بخر، خبر رو بفروش»
این عبارت یک توصیف از رفتار احتمالی بازاره، نه قانون همیشگی یا دستور معامله. بازار میتونه بعد از تأیید خبر هم به حرکتش ادامه بده؛ مخصوصاً اگر متن بیانیه، جزئیات تصمیم یا چشمانداز آینده غافلگیرکننده باشه.
لایهٔ بعدی، اثر خبر روی نرخ بهرهست.
مثلاً دادهٔ اقتصادی قویتر میتونه برای درآمد شرکتها خبر خوبی باشه، اما همزمان احتمال کاهش نرخ بهره رو کمتر کنه. نرخهای بالاتر میتونن هزینهٔ تأمین مالی رو زیاد کنن و ارزش فعلی سودهای آینده رو پایین بیارن. برای همین، اثر نهایی روی سهام به تعادل این نیروها بستگی داره.
برای ارز هم فقط قویبودن اقتصاد یک کشور کافی نیست؛ تغییر انتظار نرخ بهره و شرایط کشور مقابلِ اون جفتارز مهمه. طلا هم میتونه از مسیر دلار و بازده واقعی اوراق واکنش بگیره؛ البته اینها تنها عوامل حرکتش نیستن.
بعد میرسم به جزئیات گزارش و جایگیری معاملهگرها.
ممکنه تورم کل پایین اومده باشه، ولی تورم هسته همچنان چسبنده باشه. یا عدد اشتغال قوی دیده بشه، اما آمار ماههای قبل پایین بازنگری شده باشه. در نتیجه، برداشت بازار بعد از خواندن جزئیات تغییر میکنه.
اگر موقعیتهای زیادی هم در یک سمت جمع شده باشن، خروج همزمان بخشی از معاملهگرها میتونه حرکت رو تشدید کنه. ولی از یک کندل نزولی نمیشه نتیجه گرفت «همه خریدار بودن» یا «دیگه خریداری باقی نمونده».
🎯 قبل از معامله روی خبر، این سؤالها رو میپرسم:
بازار قبل از انتشار چه چیزی رو قیمتگذاری کرده بود؟
عدد واقعی نسبت به پیشبینی و آمار بازنگریشده چه تفاوتی داره؟
این خبر، انتظار مسیر نرخ بهره رو چطور عوض میکنه؟
واکنش قیمت، دلار و بازده اوراق با سناریوی من همجهته یا تناقض داره؟
و مهمتر: اگر برداشتم اشتباه بود، کجا از معامله خارج میشم؟
توی لحظهٔ خبر، اسپرد و لغزش قیمت هم ممکنه بیشتر بشن. درست فهمیدن خبر، بهتنهایی ورود مناسب یا سوددهی معامله رو تضمین نمیکنه.
گاهی بازار نمیریزه چون خبر بده؛ میریزه چون خبر بهاندازهٔ انتظار خوب نبوده، یا معنای متفاوتی برای آیندهٔ نرخ بهره داشته.
محتوا آموزشیه و سیگنال خرید یا فروش نیست.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چند دقیقه تفکر… 🥸
📱 YouTube 📱 Instagram
📱 Telegram
💬 پشتیبان آنلاین ما در تلگرام از دوشنبه تا جمعه پاسخگو سوالات شماست :
✅ Fx Tricks Support
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤9💔2
چرا دو دارایی که قبلاً خلاف جهت هم حرکت میکردن، ممکنه درست وقتی بهشون تکیه کردی با هم افت کنن؟ 🤔
گاهی مشکل از اینه که یک عدد مربوط به گذشته رو شبیه قانون همیشگی بازار میبینیم.
Correlation یعنی «همبستگی». اینجا منظورمون ضریب Pearson یا «پیرسون»ه: عددی بین منفی یک و مثبت یک که شدت و جهت رابطهٔ خطی دو مجموعه داده رو نشون میده. نزدیک صفر بودنش یعنی رابطهٔ خطی ضعیفه؛ ممکنه رابطهٔ غیرخطی هنوز وجود داشته باشه.
برای بررسی همحرکتی روزانهٔ دو دارایی، معمولاً Return یا «بازده» رو مقایسه میکنیم. در این مثال ساده، بازده روزانه همون درصد تغییر قیمت نسبت به روز قبله. خودِ سطح قیمت سؤال متفاوتی رو جواب میده: دو نمودار ممکنه در چند ماه هر دو صعودی باشن، ولی نوسانهای روزانهشون چندان شبیه هم نباشه.
حالا دو دارایی فرضی A و B رو تصور کن. یک عامل مشترک، مثلاً تغییر تقاضای عمومی، روی هر دو اثر میذاره. تا وقتی اثر این عامل پررنگه، بازدهها ممکنه همجهتتر دیده بشن. بعد یک تغییر مختص A، مثل محدود شدن عرضهٔ اون، مهمتر میشه. حالا A و B میتونن واکنشهای متفاوتی داشته باشن.
پس تغییر وزن عوامل مشترک و عوامل مخصوص هر دارایی میتونه همبستگی رو عوض کنه. حتی تغییر عدد اندازهگیریشده همیشه به معنی عوض شدن رابطهٔ بنیادی نیست؛ نوسان نمونه و ترکیب روزهایی که انتخاب کردی هم اثر دارن.
یک نکتهٔ مهم دیگه: همبستگی ثابت نمیکنه A باعث حرکت B شده. ممکنه هر دو از عامل سومی اثر گرفته باشن. همینطور، ضعیف شدن همبستگی بهتنهایی نمیگه قیمتها حتماً دوباره به نسبت قبلی برمیگردن.
🔎 قبل از تکیه به عدد، دو تنظیم رو ببین:
Window یعنی «پنجرهٔ محاسبه»: مثلاً ۲۰ روز معاملاتی اخیر یا ۱۲۰ روز؟ در پنجرهٔ کوتاه، چند روز غیرعادی میتونن اثر زیادی بذارن. پنجرهٔ بلندتر هم ممکنه دورههایی با شرایط متفاوت رو قاطی کنه.
Frequency یعنی «بسامد داده»: بازده روزانه رو بررسی کردی یا هفتگی؟ این دو لزوماً یک عدد نمیدن. تاریخها و ساعتهای ثبت قیمت دو دارایی هم باید تا حد ممکن هماهنگ باشن. همبستگی روزانه، پاسخ آماده برای معاملهٔ چنددقیقهای نیست.
حالا چرا همبستگی منفی، Hedge یا «پوشش ریسک» تضمینی نمیسازه؟ چون این عدد نمیگه هر روز یکی سود میده و دیگری ضرر. اندازهٔ حرکتها و مبلغ سرمایهگذاری هم مهمه.
یک مثال کاملاً فرضی: ۱۰۰ واحد سرمایه در A و ۱۰۰ واحد در B داری. A دو درصد افت میکنه و B یک درصد رشد. دو واحد زیان و یک واحد سود داری؛ کل سبد هنوز نیم درصد زیان کرده، قبل از هزینهها. حتی حرکت خلاف جهت هم لزوماً زیان رو کامل جبران نمیکنه.
Diversification یعنی «تنوعبخشی». ترکیب داراییهایی که یکسان واکنش نشون نمیدن، میتونه به کاهش ریسک کمک کنه؛ اما حذف زیان رو تضمین نمیکنه. اگر رابطهٔ قبلی ضعیف بشه یا هر دو همزمان افت کنن، سبد باید همچنان از نظر اندازهٔ موقعیتها قابلتحمل باشه.
پس کنار هر عدد همبستگی، نوع بازده، پنجره و بسامدش رو بنویس. بعد سناریوی خلاف انتظار رو هم بررسی کن: اگر هر دو ضرر بدن چه میشه؟
همبستگی خلاصهای از یک رابطه در دادههای انتخابشدهست. میتونه به مدیریت ریسک کمک کنه، تا وقتی ازش بیشتر از چیزی که اندازه گرفته انتظار نداشته باشیم.
چند تا از این همبستگی های مثبت و منفی که میدونید رو زیر همین پست کامنت کنین تا اونایی که نمیدونن آشننا بشن.
📱 YouTube 📱 Instagram
📱 Telegram
💬 پشتیبان آنلاین ما در تلگرام از دوشنبه تا جمعه پاسخگو سوالات شماست :
✅ Fx Tricks Support
گاهی مشکل از اینه که یک عدد مربوط به گذشته رو شبیه قانون همیشگی بازار میبینیم.
Correlation یعنی «همبستگی». اینجا منظورمون ضریب Pearson یا «پیرسون»ه: عددی بین منفی یک و مثبت یک که شدت و جهت رابطهٔ خطی دو مجموعه داده رو نشون میده. نزدیک صفر بودنش یعنی رابطهٔ خطی ضعیفه؛ ممکنه رابطهٔ غیرخطی هنوز وجود داشته باشه.
برای بررسی همحرکتی روزانهٔ دو دارایی، معمولاً Return یا «بازده» رو مقایسه میکنیم. در این مثال ساده، بازده روزانه همون درصد تغییر قیمت نسبت به روز قبله. خودِ سطح قیمت سؤال متفاوتی رو جواب میده: دو نمودار ممکنه در چند ماه هر دو صعودی باشن، ولی نوسانهای روزانهشون چندان شبیه هم نباشه.
حالا دو دارایی فرضی A و B رو تصور کن. یک عامل مشترک، مثلاً تغییر تقاضای عمومی، روی هر دو اثر میذاره. تا وقتی اثر این عامل پررنگه، بازدهها ممکنه همجهتتر دیده بشن. بعد یک تغییر مختص A، مثل محدود شدن عرضهٔ اون، مهمتر میشه. حالا A و B میتونن واکنشهای متفاوتی داشته باشن.
پس تغییر وزن عوامل مشترک و عوامل مخصوص هر دارایی میتونه همبستگی رو عوض کنه. حتی تغییر عدد اندازهگیریشده همیشه به معنی عوض شدن رابطهٔ بنیادی نیست؛ نوسان نمونه و ترکیب روزهایی که انتخاب کردی هم اثر دارن.
یک نکتهٔ مهم دیگه: همبستگی ثابت نمیکنه A باعث حرکت B شده. ممکنه هر دو از عامل سومی اثر گرفته باشن. همینطور، ضعیف شدن همبستگی بهتنهایی نمیگه قیمتها حتماً دوباره به نسبت قبلی برمیگردن.
🔎 قبل از تکیه به عدد، دو تنظیم رو ببین:
Window یعنی «پنجرهٔ محاسبه»: مثلاً ۲۰ روز معاملاتی اخیر یا ۱۲۰ روز؟ در پنجرهٔ کوتاه، چند روز غیرعادی میتونن اثر زیادی بذارن. پنجرهٔ بلندتر هم ممکنه دورههایی با شرایط متفاوت رو قاطی کنه.
Frequency یعنی «بسامد داده»: بازده روزانه رو بررسی کردی یا هفتگی؟ این دو لزوماً یک عدد نمیدن. تاریخها و ساعتهای ثبت قیمت دو دارایی هم باید تا حد ممکن هماهنگ باشن. همبستگی روزانه، پاسخ آماده برای معاملهٔ چنددقیقهای نیست.
حالا چرا همبستگی منفی، Hedge یا «پوشش ریسک» تضمینی نمیسازه؟ چون این عدد نمیگه هر روز یکی سود میده و دیگری ضرر. اندازهٔ حرکتها و مبلغ سرمایهگذاری هم مهمه.
یک مثال کاملاً فرضی: ۱۰۰ واحد سرمایه در A و ۱۰۰ واحد در B داری. A دو درصد افت میکنه و B یک درصد رشد. دو واحد زیان و یک واحد سود داری؛ کل سبد هنوز نیم درصد زیان کرده، قبل از هزینهها. حتی حرکت خلاف جهت هم لزوماً زیان رو کامل جبران نمیکنه.
Diversification یعنی «تنوعبخشی». ترکیب داراییهایی که یکسان واکنش نشون نمیدن، میتونه به کاهش ریسک کمک کنه؛ اما حذف زیان رو تضمین نمیکنه. اگر رابطهٔ قبلی ضعیف بشه یا هر دو همزمان افت کنن، سبد باید همچنان از نظر اندازهٔ موقعیتها قابلتحمل باشه.
پس کنار هر عدد همبستگی، نوع بازده، پنجره و بسامدش رو بنویس. بعد سناریوی خلاف انتظار رو هم بررسی کن: اگر هر دو ضرر بدن چه میشه؟
همبستگی خلاصهای از یک رابطه در دادههای انتخابشدهست. میتونه به مدیریت ریسک کمک کنه، تا وقتی ازش بیشتر از چیزی که اندازه گرفته انتظار نداشته باشیم.
چند تا از این همبستگی های مثبت و منفی که میدونید رو زیر همین پست کامنت کنین تا اونایی که نمیدونن آشننا بشن.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4