❤10🤯4👍1
حمل و نقل شهر خوشگله (وین):
وین با چندین خط مترو، تعداد زیادی اتوبوس و تراموا حمل و نقل نسبتا کارایی داره و به اکثر نقاط شهر میشه در زمان مناسبی رسید. همه این وسایل نقلیه زمانبندی مناسبی دارن و کمتر پیش میاد که بخاطر شلوغی یا تاخیر مشکل بخورید. (مگر اینکه طوفان بشه و حمل و نقل کامل از کار بیفته! 😑😑) قیمتها هم داخل شهر واقعا معقولن (حدود ۲ ۳ یورو).
اتوبوسها و ترامواها اکثرا مثل عکس مدرن و تمیزن؛ به همراه تعدادی نسخه قدیمیتر که به مرور جایگزین میشن.
قطارهای OBB که شهر و روستاهای مختلف اتریش رو به هم متصل میکنن، مدرنترین و لوکسترین قطارهایی هستن که تو تمام کشورها دیدم و آدم منتظره به یه بهونهای سوارشون شه. (قیمتها هم همچنان گروناند ولی از سوئیس خیلی معقولترن).
نقطه ضعف وین، قطارهای مترو یا U-Bahnها هستن که نسبتا قدیمین و ظاهر شیکی ندارن اما همچنان نزدیک به سطح خرابی و کثیفی پاریس هم نشدن. داستان جالبشونم اینه که قرار بوده قطارها جایگزین شن اما وینیها اعتراض کردن که چرا الکی پول هدر بدیم وقتی همینها به خوبی کار میکنن و برای همین جایگزینیشون فعلا کنسل شده.
#اتریش🇦🇹 #وین #حملونقلعمومی
وین با چندین خط مترو، تعداد زیادی اتوبوس و تراموا حمل و نقل نسبتا کارایی داره و به اکثر نقاط شهر میشه در زمان مناسبی رسید. همه این وسایل نقلیه زمانبندی مناسبی دارن و کمتر پیش میاد که بخاطر شلوغی یا تاخیر مشکل بخورید. (مگر اینکه طوفان بشه و حمل و نقل کامل از کار بیفته! 😑😑) قیمتها هم داخل شهر واقعا معقولن (حدود ۲ ۳ یورو).
اتوبوسها و ترامواها اکثرا مثل عکس مدرن و تمیزن؛ به همراه تعدادی نسخه قدیمیتر که به مرور جایگزین میشن.
قطارهای OBB که شهر و روستاهای مختلف اتریش رو به هم متصل میکنن، مدرنترین و لوکسترین قطارهایی هستن که تو تمام کشورها دیدم و آدم منتظره به یه بهونهای سوارشون شه. (قیمتها هم همچنان گروناند ولی از سوئیس خیلی معقولترن).
نقطه ضعف وین، قطارهای مترو یا U-Bahnها هستن که نسبتا قدیمین و ظاهر شیکی ندارن اما همچنان نزدیک به سطح خرابی و کثیفی پاریس هم نشدن. داستان جالبشونم اینه که قرار بوده قطارها جایگزین شن اما وینیها اعتراض کردن که چرا الکی پول هدر بدیم وقتی همینها به خوبی کار میکنن و برای همین جایگزینیشون فعلا کنسل شده.
#اتریش🇦🇹 #وین #حملونقلعمومی
🥰7❤3❤🔥1😁1💔1
آب و هوای هنگکنگ
هنگکنگ روی کاغذ چهارفصل داره: بهار و پاییز نسبتا گرم و مرطوب، تابستون گرم و شرجی و زمستون خشک و خنک.
میانگین دما طبق آمار در طول سال تغییرات زیادی نداره و بین ۱۵ تا ۳۲ در ماههای مختلف سال جابجا میشه. حداقل و حداکثر دما در طول روز هم معمولا ۲ ۳ درجه اختلاف داره.
تابستون رطوبت زیاد و دمای بالا راهپیمایی در محیط باز رو خیلی سخت میکنه و شاید برای همین ایستگاههای مترو بعضا ۱۰ تا خروجی هم دارند تا شما خیلی نیاز نباشه بالای زمین حرکت کنی. بارونهای نمنم و شدید موضعی هرلحظه ممکنه شروع یا تموم شن؛ پس بهتره یه چتر دوکاربره برای خورشید و بارون همیشه همراه باشه.
باد و بارونهای طوفانی هم بعضا پیش میاد که براشون سیگنالهای هشدار از ۱ تا ۱۰ مشخص کردند. (از سیگنال ۸ به بعد همه چی تعطیل میشه و مردم باید با آذوقه تو خونشون بمونن.)
پ.ن. هفته پیش سوپرطوفان بود و دو روز سیگنال ۱۰ دادن. بلافاصله بعد از کنسلیش (تبدیل به سیگنال ۸) رفتیم بیرون که ببینیم چه خبره (حرکت جهان سومی) و عکسهای بالا در مسیر روزانه ثبت شد و یه جلسه پارکور طبیعی رفتیم. البته که صبح مسیر کامل پاکسازی شد.
#هنگکنگ🇭🇰 #آبوهوا
هنگکنگ روی کاغذ چهارفصل داره: بهار و پاییز نسبتا گرم و مرطوب، تابستون گرم و شرجی و زمستون خشک و خنک.
میانگین دما طبق آمار در طول سال تغییرات زیادی نداره و بین ۱۵ تا ۳۲ در ماههای مختلف سال جابجا میشه. حداقل و حداکثر دما در طول روز هم معمولا ۲ ۳ درجه اختلاف داره.
تابستون رطوبت زیاد و دمای بالا راهپیمایی در محیط باز رو خیلی سخت میکنه و شاید برای همین ایستگاههای مترو بعضا ۱۰ تا خروجی هم دارند تا شما خیلی نیاز نباشه بالای زمین حرکت کنی. بارونهای نمنم و شدید موضعی هرلحظه ممکنه شروع یا تموم شن؛ پس بهتره یه چتر دوکاربره برای خورشید و بارون همیشه همراه باشه.
باد و بارونهای طوفانی هم بعضا پیش میاد که براشون سیگنالهای هشدار از ۱ تا ۱۰ مشخص کردند. (از سیگنال ۸ به بعد همه چی تعطیل میشه و مردم باید با آذوقه تو خونشون بمونن.)
پ.ن. هفته پیش سوپرطوفان بود و دو روز سیگنال ۱۰ دادن. بلافاصله بعد از کنسلیش (تبدیل به سیگنال ۸) رفتیم بیرون که ببینیم چه خبره (حرکت جهان سومی) و عکسهای بالا در مسیر روزانه ثبت شد و یه جلسه پارکور طبیعی رفتیم. البته که صبح مسیر کامل پاکسازی شد.
#هنگکنگ🇭🇰 #آبوهوا
❤7🤯4👍2😁1
جشن روز ملی چین: روز پایهگذاری جمهوری خلق چین
۱ اکتبر
۲۴ دقیقه آتیش بازی مداوم که آخرش کل آسمون غرق در دود شده بود!
#هنگکنگ🇭🇰
۱ اکتبر
۲۴ دقیقه آتیش بازی مداوم که آخرش کل آسمون غرق در دود شده بود!
#هنگکنگ🇭🇰
🔥9👍1
تا سلاطین دارن روز ملی چینو جشن میگیرن یکم مختصر از تاریخ هنگکنگ و چای بگم.
همونطور که احتمالا میدونید این چای محبوب ریشه در چین داره و ابتدا به عنوان دارو مصرف میشده. اما کمکم محبوبیت پیدا کرده و تبدیل به نوشیدنی روزانه شده.
این محبوبیت فقط تو شرق نبود و انگلیسیها بعد از آشنایی با چای معتادش شدن و هرجور شده میخواستن هرچی چای میتونن از چین بخرن. اوایل چای رو با نقره معاوضه میکردن اما کمکم نقرههاشون داشت تموم میشد و ازونور یه کالای بیدوام به جاش میگرفتن. پس رفتن سراغ سیاست انگلیسیشون :).
انگلیسیها یه چیز بیدوام میخواستن مثل چای که هم اعتیاد بیاره هم مصرفی باشه تا باهاش مبادله کنن (تریاک). از مستعمرشون هند تریاک میفرستادن و به جاش چای میگرفتن.
یه مدت بعد حکومت چین به خاطر تاثیر بدی که این تریاک داشت رو مردم کشور میذاشت ورودشو ممنوع کرد که انگلیسیها خوششون نیومد و بهونهای شد برای دو جنگ ۳ ساله و ۴ ساله با اتحاد انگلیس و فرانسه به اسم جنگهای تریاک که جفتشم چین شکست خورد و مجبور شد یه سری امتیاز خفتبار به انگلیس بده از جمله مالکیت موقت هنگکنگ. (یه چی مثل ترکمنچای خودمون)
هنگکنگ از سال ۱۸۴۱ تا ۱۹۹۷ که پایان اجارهنامه بود بخشی از انگلیس حساب میشد و نشونههاشو همهجا میشه دید (زبان دوم رسمی، مناطقی با اسم انگلیسی، فرمونهای سمت راست و ...)
فرق این قرارداد با ترکمنچای این بود که چین زور پس گرفتن هنگکنگ بعد از قرارداد رو داشت و قراره از سال ۲۰۴۷ (بعد از ۵۰ سال شبه استقلال بر اساس اصل یک کشور دو سیستم) دوباره هنگکنگ بخشی از چین بشه و سیاست آزاد و بازشو به کمونیسم چینی ببازه :(.
#هنگکنگ🇭🇰 #تاریخ
همونطور که احتمالا میدونید این چای محبوب ریشه در چین داره و ابتدا به عنوان دارو مصرف میشده. اما کمکم محبوبیت پیدا کرده و تبدیل به نوشیدنی روزانه شده.
این محبوبیت فقط تو شرق نبود و انگلیسیها بعد از آشنایی با چای معتادش شدن و هرجور شده میخواستن هرچی چای میتونن از چین بخرن. اوایل چای رو با نقره معاوضه میکردن اما کمکم نقرههاشون داشت تموم میشد و ازونور یه کالای بیدوام به جاش میگرفتن. پس رفتن سراغ سیاست انگلیسیشون :).
انگلیسیها یه چیز بیدوام میخواستن مثل چای که هم اعتیاد بیاره هم مصرفی باشه تا باهاش مبادله کنن (تریاک). از مستعمرشون هند تریاک میفرستادن و به جاش چای میگرفتن.
یه مدت بعد حکومت چین به خاطر تاثیر بدی که این تریاک داشت رو مردم کشور میذاشت ورودشو ممنوع کرد که انگلیسیها خوششون نیومد و بهونهای شد برای دو جنگ ۳ ساله و ۴ ساله با اتحاد انگلیس و فرانسه به اسم جنگهای تریاک که جفتشم چین شکست خورد و مجبور شد یه سری امتیاز خفتبار به انگلیس بده از جمله مالکیت موقت هنگکنگ. (یه چی مثل ترکمنچای خودمون)
هنگکنگ از سال ۱۸۴۱ تا ۱۹۹۷ که پایان اجارهنامه بود بخشی از انگلیس حساب میشد و نشونههاشو همهجا میشه دید (زبان دوم رسمی، مناطقی با اسم انگلیسی، فرمونهای سمت راست و ...)
فرق این قرارداد با ترکمنچای این بود که چین زور پس گرفتن هنگکنگ بعد از قرارداد رو داشت و قراره از سال ۲۰۴۷ (بعد از ۵۰ سال شبه استقلال بر اساس اصل یک کشور دو سیستم) دوباره هنگکنگ بخشی از چین بشه و سیاست آزاد و بازشو به کمونیسم چینی ببازه :(.
#هنگکنگ🇭🇰 #تاریخ
❤9👏2
Forwarded from انجمن علمی دانشکده مهندسی کامپیوتر
چه سودی در علم است، وقتی انسان ارزش ندارد؟
وقتی خون در کوچهها جاریست دیگر سکوت را بر خود روا نمیدانیم. دیماه امسال، روزهایی را پشت سر گذاشتهایم که شرح آنها زبان را به عجز میکشاند. مردمی که به خیابان آمدند تا حقشان را مطالبه کنند، با شلیک مستقیم گلوله به زمین افتادند. نه در میدان جنگ، بلکه در کوچه و خیابان. چند روز بیشتر طول نکشید تا فهرست کشتهشدگان به اندازهای طولانی شود که تخمین تعدادشان نیز نشدنی تلقی گردد. این فهرست، صرفاً مجموعهای از نامها نیست. هر نام در آن، یک خانوادهی داغدار، یک مادر عزادار، یک آیندهی نابودشده است. اینها آدمهایی هستند که زنده بودند. زنانی که میخواستند زندگی کنند، مردانی که آرزوی آزادی داشتند، دانشجویانی که نمیخواستند تن به ذلت زیستن در چنین استبدادی بدهند. دانشجویانی که روزی در همین کلاسهای درس نشستند، در همین دانشکدهها قدم زدند، در همین هوا نفس کشیدند و در میان همین دیوارها گفتند و خندیدند. دانشجویانی چون محمدرضا مرادعلی، ورودی ۹۵ دانشکدهی مهندسی کامپیوتر دانشگاه شریف، که در ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ کشته شد و از او، تنها یاد و خاطرهاش به جا ماندهاست.
ما اینها را دیدهایم. خون روی زمین را، جنازههای ردیفشده در کهریزک را، دیدهایم. شهادت کسانی را شنیدهایم که با چشم خودشان مرگ را دیدند. مرگی که از لولهی تفنگ نیروهایی بیرون میآمد که وظیفهشان حفظ مردم بود، نه قتلشان. و بالاتر از همه، شنیدیم دستور شما را. نه پروردگار، بلکه این اهریمن بود که بر شما نازل شد و از زبانتان سخن گفت که: «بکشید!» و کشتند. بدون تردید، بدون وجدان، بدون رحم.
همان مردمی که در روزهای جنگ از آنها به عنوان «ملت شریف و غیور» یاد میکردید، حالا به یکباره «اغتشاشگر» و «تروریست» نامیده شدند. همان مردمی که سالها زیر بار سختی و فشار تحمیلشده از ستمتان زندگی کردند، حالا «اراذل و اوباش» خوانده شدند. انگار فراموش کردهاید که نمیتوان یک ملت را یک روز به آسمان برد و روز بعد به زمین کوبید. فراموش کردهاید که واژهها معنا دارند و حافظهی مردم، کوتاه نیست.
کسانی که سالها بر منبرها گفتند «خون بیگناه، بنیان حکومتها را فرو میریزد»، امروز یا سکوت کردهاند و یا با واژگان آراسته گلولهها را تطهیر نمودهاند. حق تیرهایی را از خانوادهی قربانیان گرفتند که مدعی بودند دشمن نثارشان کردهاست. همانهایی که فریاد میزدند «هیهات منا الذله»، امروز ذلیلانهترین سکوت را پیشه کردهاند و به تماشای گورستانها نشستهاند؛ گورستانهایی که با فرمان کسی که خود را معصوم از خطا میداند، روزبهروز انسانهای بیگناه بیشتری را در خود جای میدهند.
حالا دیگر وقت انذار و هشدار و سکوت نیست. وقت آن است که بگوییم ما شاهدیم. ما میبینیم چه اتفاقی افتاده و هرگز این جنایت را فراموش نخواهیم کرد.
جمعی از دانشجویان دانشکده مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف، ۹ بهمن ۱۴۰۴
وقتی خون در کوچهها جاریست دیگر سکوت را بر خود روا نمیدانیم. دیماه امسال، روزهایی را پشت سر گذاشتهایم که شرح آنها زبان را به عجز میکشاند. مردمی که به خیابان آمدند تا حقشان را مطالبه کنند، با شلیک مستقیم گلوله به زمین افتادند. نه در میدان جنگ، بلکه در کوچه و خیابان. چند روز بیشتر طول نکشید تا فهرست کشتهشدگان به اندازهای طولانی شود که تخمین تعدادشان نیز نشدنی تلقی گردد. این فهرست، صرفاً مجموعهای از نامها نیست. هر نام در آن، یک خانوادهی داغدار، یک مادر عزادار، یک آیندهی نابودشده است. اینها آدمهایی هستند که زنده بودند. زنانی که میخواستند زندگی کنند، مردانی که آرزوی آزادی داشتند، دانشجویانی که نمیخواستند تن به ذلت زیستن در چنین استبدادی بدهند. دانشجویانی که روزی در همین کلاسهای درس نشستند، در همین دانشکدهها قدم زدند، در همین هوا نفس کشیدند و در میان همین دیوارها گفتند و خندیدند. دانشجویانی چون محمدرضا مرادعلی، ورودی ۹۵ دانشکدهی مهندسی کامپیوتر دانشگاه شریف، که در ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ کشته شد و از او، تنها یاد و خاطرهاش به جا ماندهاست.
ما اینها را دیدهایم. خون روی زمین را، جنازههای ردیفشده در کهریزک را، دیدهایم. شهادت کسانی را شنیدهایم که با چشم خودشان مرگ را دیدند. مرگی که از لولهی تفنگ نیروهایی بیرون میآمد که وظیفهشان حفظ مردم بود، نه قتلشان. و بالاتر از همه، شنیدیم دستور شما را. نه پروردگار، بلکه این اهریمن بود که بر شما نازل شد و از زبانتان سخن گفت که: «بکشید!» و کشتند. بدون تردید، بدون وجدان، بدون رحم.
همان مردمی که در روزهای جنگ از آنها به عنوان «ملت شریف و غیور» یاد میکردید، حالا به یکباره «اغتشاشگر» و «تروریست» نامیده شدند. همان مردمی که سالها زیر بار سختی و فشار تحمیلشده از ستمتان زندگی کردند، حالا «اراذل و اوباش» خوانده شدند. انگار فراموش کردهاید که نمیتوان یک ملت را یک روز به آسمان برد و روز بعد به زمین کوبید. فراموش کردهاید که واژهها معنا دارند و حافظهی مردم، کوتاه نیست.
کسانی که سالها بر منبرها گفتند «خون بیگناه، بنیان حکومتها را فرو میریزد»، امروز یا سکوت کردهاند و یا با واژگان آراسته گلولهها را تطهیر نمودهاند. حق تیرهایی را از خانوادهی قربانیان گرفتند که مدعی بودند دشمن نثارشان کردهاست. همانهایی که فریاد میزدند «هیهات منا الذله»، امروز ذلیلانهترین سکوت را پیشه کردهاند و به تماشای گورستانها نشستهاند؛ گورستانهایی که با فرمان کسی که خود را معصوم از خطا میداند، روزبهروز انسانهای بیگناه بیشتری را در خود جای میدهند.
حالا دیگر وقت انذار و هشدار و سکوت نیست. وقت آن است که بگوییم ما شاهدیم. ما میبینیم چه اتفاقی افتاده و هرگز این جنایت را فراموش نخواهیم کرد.
جمعی از دانشجویان دانشکده مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف، ۹ بهمن ۱۴۰۴
❤56👎7👍1🥰1💯1