Heathens
AURORA
The stone, the dirt, the dust
The unforgiving promise made to us
Unworthy of your light, your god, your touch
We're guided by the lust
We cry the fallen names
We cry for those who burn beneath the flame
We stand besides the good and brave
The broken and enslaved
That is why we live like heathens
@TheDeadPhilosopher
The unforgiving promise made to us
Unworthy of your light, your god, your touch
We're guided by the lust
We cry the fallen names
We cry for those who burn beneath the flame
We stand besides the good and brave
The broken and enslaved
That is why we live like heathens
@TheDeadPhilosopher
کل زندگی من تو اون بخش آهنگ تیلور خلاصه میشه که میگه
It's me, hi, I'm the problem, it's me.
It's me, hi, I'm the problem, it's me.
Anti Hero
Taylor Swift
It's me, hi, I'm the problem, it's me
At tea time, everybody agrees
I'll stare directly at the sun but never in the mirror
It must be exhausting always rooting for the anti-hero
@TheDeadPhilosopher
At tea time, everybody agrees
I'll stare directly at the sun but never in the mirror
It must be exhausting always rooting for the anti-hero
@TheDeadPhilosopher
نه، انگاری کتابها رو از جلدشون قضاوت نمیکنم. چون برام مهم نیست که مثلاً کتابهای یک مجموعه باهم هماهنگ باشن یا خوشگلی ملاک نیست. وقتی میبینم جلد کتاب به داستانش میخوره خوشحال میشم ولی وقتی میخوام انتخابشون کنم، پشتش رو میخونم و کمی از صفحههای اول. پس نتیجه میگیرم اصلاً کتاب رو از جلدش قضاوت نمیکنم.
پست بالا به ترتیب:
Dead Poet Society 1989
Dickinson 2019
Little Women 2019
Becoming Jane 2007
Dead Poet Society 1989
Dickinson 2019
Little Women 2019
Becoming Jane 2007
همیشه با پایانها مشکل دارم. نمیخوام هیچی تموم بشه چون حس خوبی نمیده. حس بدی که داره از سر نفهمیدنه؛ نمیفهمم باید با پایانها چیکار کنم. حتی هنوز درک نمیکنم چرا پایانها بیسروصدان. نویسنده وسط مبارزه داستان رو تموم نمیکنه، کمی بعدش، وقتی که نشون میده شخصیتها به زندگیشون میرسن تمومش میکنه. پایان زیر پاهات فرش نمیندازه، جلسهی رسمی نمیذاره که بگه قرارداد فسخ میشه، پایان تو راهپله برگهی گواهی فسخ رو دستت میده و میره. پایان نمیذاره با دوستت درستوحسابی خداحافظی کنی؛ یکی رو تو راهپلهی خودت بدرقه میکنی، اونیکی رو تو راهپلهی خودش، اونیکی زنگ میزنه از آمریکا و میگه دیگه هرگز برنمیگرده. پایان بهت پیام میده و میگه همتیمیت خودش رو کشته. پایان روی نیمکت پارک میشینه و میگه هیچوقت دوستت نداشتم. پایان روی صندلی اتوبوس میشینه و نادیدهت میگیره تا وقتی پیاده بشی. پایان بی سروصدا میآد، آنچنان تحویلت نمیگیره و نمیفهمه دوست داری درکش کنی. پایان خیلی وقتها یک لحظهست، پایان فشار دکمهی آسانسوره، پایان قدمی بیرون از چهارچوب درگاهه.
در عین حال پایان دفتر جدیدته که قراره داستان جدیدت رو توش بنویسی. پایان کتابهای جدیده که باید شروعشون کنی. پایان رشتهی جدید تو دانشگاه جدیده. پایان مقصد جدیده که داره لوکیشن پرواز رو دنبال میکنه و منتظره برسه. پایان وعدهی تغییره چون آرزو داشتی هیچوقت جا نمونی. جا نمیمونی چون پایان هست.
پس با لبخند خداحافظیهات رو میکنی. با ذوق و شوق منتظر ترم جدید میمونی. تو مغزت داستانت رو طراحی میکنی. پایان رو هنوز نمیفهمم ولی دلم میخواد دیگه ازش نترسم.
پس با لبخند خداحافظیهات رو میکنی. با ذوق و شوق منتظر ترم جدید میمونی. تو مغزت داستانت رو طراحی میکنی. پایان رو هنوز نمیفهمم ولی دلم میخواد دیگه ازش نترسم.
Everything Matters
AURORA, Pomme
You're part of the dawn where the light comes from the dark
You're a part of the morning and everything matters
And we are, an atom and a star
You're a part of the movement and everything matters
You're a part of the morning and everything matters
And we are, an atom and a star
You're a part of the movement and everything matters
Flare and Fire
Photo
خیلی منتظر این لحظه بودم. این لحظات ستارهای و فانتزی باعث میشه فکر کنم شاید لحظات ستارهای و فانتزی ممکنه. شاید اون آرزوهای دفنشده میتونه به حقیقت بپیونده. شاید تهش شیرینه. از این دو تا خوشم نمیآد چون امیدوارم میکنن و گاهی فکر میکنم امید مرگباره، در عین حال اگه امید نداشته باشیم چیکار کنیم.
از اونجایی که دست "او" ازم کوتاهه و نمیتونه دنبالم کنه در پایان میگم، دیگه همه میدونن... "او" قدش کوتاهه. هههههه!
از اونجایی که دست "او" ازم کوتاهه و نمیتونه دنبالم کنه در پایان میگم، دیگه همه میدونن... "او" قدش کوتاهه. هههههه!
میخوام از این ترم برم کتابخونهی دانشگاه. هنوز ندیدم چه شکلیه. کاش نور مناسب، صندلیهای راحت و کتابهای زیاد داشته باشه. کاش!