فیلسوف مرده
1.33K subscribers
2.32K photos
39 videos
15 files
172 links
چون «فلسفه تمرین مرگ است.»

اکانت ساب‌استک:
https://substack.com/@deadphilosopher

مخزن موسیقی:
@TheDeadPlaylist

آرشیو:
@DeadPhilosopherArchive
Download Telegram
Forwarded from بتنی‌نوشت
یه ریدینگ دیت با پانیذم باشه طلبم تابستون که برگشتم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی سرگذشت و اخلاق و عادت‌های شخصیت‌ها تو ذهنم ردیف می‌شه و باهاشون حرف می‌زنم تا کم‌کم بشناسم‌شون و یهو ازم می‌پرسن اسم‌شون چیه؟
من:
ولی اسم شخصیت اصلی به ذهنم رسیده و کمی خیالم راحته.
واقعاً نمی‌دونم از کجا اتاقم رو تمیز کنم. جدی نمی‌دونم. کمک.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این داستان: #آیکو حمله می‌کند🐾
-مگه می‌شه دنیایی که هرگز ندیدیم حس نوستالژی بهمون بده؟
-آره دیگه. چون سرمون پر از رویاست و از بچگی پر‌ از آرزو بوده. رویاهای قدیمی برامون آشنان.
گواهی فسخ قراردادمان را می‌خوانیم و سپس سیگاری روشن می‌کنیم چون گویا زندگی همین است.
«یونیفرم ما» ساخته‌ی یگانه مقدم نامزد اسکار شده. این اتفاق برای اولین بار در تاریخ انیمیشن ایران می‌افته.

زن جوان ایرانی دوران تحصیل و الزام رعایت حجاب اجباری را در قالب یونیفرم دخترانه مدارس ایران از میان چروک‌ها و درزهای لباس قدیمی خود به یاد می‌آورد.

[لینک دانلود با کیفیت ۱۰۸۰]
Forwarded from Nothing But A Monster
این پیام رو فوروارد کنید توی چنلاتون (اگر پرایوته لینک بدید تا چک کنم.) تا یه پاراگراف براتون بنویسم. می‌تونه متن کتاب باشه، خطاب به خودتون باشه، نامه باشه، یا هرچیزی.
Forwarded from Nothing But A Monster
کش و قوسی به تنش داد و بی‌حوصله آهی کشید. دمپایی‌های ابری‌اش را پوشید، گربه‌ی سیاه را از بین پاهایش برداشت و زیر بغل زد. لیوان قهوه را از روی کانتر برداشت و لخ‌لخ‌کنان به سمت میز آشفته و انبوه از کتاب و دفترچه یادداشت رفت و نشست. با بدقلقی به کاغذ روبرو خیره شد و تقریبا مشتش را روی آن کوبید: «آهای لعنتی. بهم بگو اسمت چیه!»

https://t.me/TheDeadPhilosopher
دارم می‌بینم قلم تو دستم داره جوهر پس می‌ده؛ می‌خواد بنویسه، باید بنویسه. ولی باید تلخی‌ها رو زیر زبونم مزه‌مزه کنم، بعد بنویسم‌شون. اگه هر چی حس می‌کنم رو مستقیم بیارم رو برگه که نمی‌شه. عباس معروفی گفت «روزنامه را باد برد، ما باید ادبیات شویم.» و منم باید سر جام بمونم، باید ادبیات بشم. باید نذارم باد من رو با خودش ببره. اشکالی نداره جوهر داره از لای انگشت‌هام می‌ریزه روی زمین.