فیلسوف مرده
1.33K subscribers
2.32K photos
39 videos
15 files
172 links
چون «فلسفه تمرین مرگ است.»

اکانت ساب‌استک:
https://substack.com/@deadphilosopher

مخزن موسیقی:
@TheDeadPlaylist

آرشیو:
@DeadPhilosopherArchive
Download Telegram
یلداتون مبارک🍉
‌‌‌
اگه بروکلین رو دیده باشید می‌دونید ایشون بهترین گزینه برای نقش دیونیزوسه. بهترین!
‌‌‌
سعی می‌کنم امروز برگردم رو روال همیشگی. اینجوری که می‌شینم سر ویرایش و وانمود می‌کنم از زندگی خوشم می‌آد.
‌‌
نه، نمی‌تونم بیشتر از دو ساعت وانمود کنم از زندگی خوشم می‌آد. پروژه شکست خورد.
Forwarded from ArThas
نسل z وقتی تحتِ آموزشِ غلط قرار می‌گیره و متوجه می‌شه حجمِ زیادی از مطالبی که داره بهش آموزش داده می‌شه به‌دردنخور و صرفاً برای نمره‌س، سمتش نمی‌ره و ازش زده می‌شه.
اگه فکر می‌کنید هوش و سواد و آگاهی، توی نمره‌های بالایِ سیستمِ آموزشیِ اشتباهِ این رژیم خلاصه می‌شه، قربانیِ طرزِ فکرِ سیستم شدید.
نسل z بعد از چهل و پنج سال اولین نسلیه که قراره مسیرِ جدیدی رو طی کنه و به همین خاطر، تفکراتِ اشتباه رو زیرپاش می‌ذاره و در برابرش ایستادگی می‌کنه. طبیعیه که این نسل به خاطر مقابله با سیستم و قربانی‌هاش قراره از طرفِ خیلی‌ها قضاوت شه.
و ویرایش ادامه داره. آیا این بازیکن می‌تونه تا آخر هفته پرونده‌ی این نسخه رو ببنده یا نه؟ با ما باشید.
‌‌آخرین فرصته قبل امتحان‌ها بتونم ویرایش کنم. این دور دارم کامنت یکی رو اعمال می‌کنم. دفعه‌ی بعدش مشکلی که خودم دارم رو باید حل کنم. یه بار دیگه هم داستان داره خونده می‌شه که اونم باز کار داره. فکر کنم در همین حین یه نسخه‌ای تحویل می‌دم بلکه شاید کارهای چاپ داستان قبلی رو پیش ببرن. هر وقت به چاپ شدن فکر می‌کنم انقدر استرس می‌گیرم که می‌گم شاید اصلاً نمی‌خوام چاپ کنم؟ شاید تا ابد می‌خوام واسه خودم بنویسم؟ شاید کرم دارم؟
‌‌‌
از لحاظ روحی لازم دارم هر روز اپیزود جدید پرسی جکسون ببینم و در حد صد اپیزود پیش بره.
‌‌
باید یادم بمونه کمتر از دست آدم‌ها دلخور بشم چون خیلی وقت‌ها اون‌ها هم دارن زور می‌زنن زنده بمونن.
‌‌
ولی داستانم رو دوسش دارم. ایرادهاش رو می‌بینم و دارم حل‌شون می‌کنم تا جای ممکن. می‌دونم می‌تونست بهتر باشه. می‌دونم. ولی به این داستان اهمیت می‌دم که سال‌هاست پاش موندم. اهمیت می‌دم که مدام روش کار می‌کنم. هر روز عاشق داستان نیستم، نمی‌تونی هر روز عاشق هیچی باشه. ولی هر روز باید فکر کنی مهمه. هر روز باید اهمیت بدی. هر روز باید فکر کنی چه خوب می‌نویسی، چه بد، داستانش داستان مهمیه. اولین طرفدار داستان‌هامون باید خودمون باشیم.
‌‌
اگه بپرسن درونت چه شکلیه:
کاش از این مدل آدم‌هایی بودم که یهویی می‌رفتم سفر و لازمم نبود به کسی بگم. ساک کوچیک می‌بستم، کتاب می‌زدم زیر بغلم و سوار قطار می‌شدم.
‌‌
بعضی وقت‌ها فقط سرم رو می‌ذارم رو میز و باورم نمی‌شه چقدر از کارهای کتاب مونده‌. هم‌زمان باورم نمی‌شه چقدر کارهاش رو انجام دادم و پیش اومدم. کلاً باورم نمی‌شه به کجا رسیدم.
‌‌
واقعاً آدم با پشتکاری نیستم، اینجوری نیستم که یهو ده ساعت کار کنم ولی فقط رها نمی‌کنم. هر روز شده در حد یه ذره کار رو پیش می‌برم و الآن بعد از سال‌ها دو تا کتاب آماده دارم. فکر نمی‌کنم روزی بوده که به داستان‌هام فکر نکنم. فکر کردن مهم‌ترین بخش نوشتنه.
Forwarded from Open, Sesame! (Zahra)
Living In The Shadows
Matthew Perryman Jones
Light is breaking through a dark that is underneath
I know the truth but for you it's just out of reach
You took it all, yeah, you took everything
I will never break the silence
When I look inside
I don't have to hide
If you're looking, you won't find me
Who's the enemy?
Don't know what to believe
@TheDeadPhilosopher
‌‌‌
ولی فیلسوف‌هایی که دغدغه‌ی اخلاقیات داشتن رو دوست ندارم. تو هنر اخلاق نباید حرف اول رو بزنه و نباید اولویت داشته باشه. هنر باید پرواز کنه و هر نوع محدودیتی براش تعیین کنیم، احمقانه‌ست.
‌‌