Telegram
واژهفروش
دارم یک کتاب عالی میخونم. کتابی که الان افراد معدودی از وجود داشتن و عالی بودنش باخبرند. اما تا یه مدت دیگه، اگه اهل کتاب ژانری خوندن باشید و کتاب خوب رو بشناسید، حتما اسم رویاسازان رو میشنوید. و حتما عاشقش میشید.
داشتم با ذوق و شوق میخوندم ببینم چه کتابی رو میگه، دیدم کتابیه که عین خر تو گل گیر کردم تو ویرایش نهایی داستان دومش.
Helvegen
Wardruna
You will be free from the bonds that bind you
You are free from the bonds that bound you
@TheDeadPhilosopher
You are free from the bonds that bound you
@TheDeadPhilosopher
اون صدای ممتد، اون ناامیدی، میآد و میره ولی روزهایی هست که میشینه روی ذهنم، سایه میندازه روش و دیگه ول نمیکنه. نفسم رو بند میآره، پاهام رو سست میکنه و فکر میکنم الآنه که سقوط کنم. یهو چیز دیگهای من رو برمیگردونه. صدای خندهی یکی. جملهای تو کتاب. رایحهی بارون. متن آهنگی. نگاه خیرهی گربه. بوی غذای محبوب.
تا الآن هر دفعه برگشتم ولی سوالی که برام پیش اومده اینه، چی میشه اگه روزی برسه که برنگردم؟ اگه صدایی، بویی، لمسی نباشه که من رو بهموقع برگردونه، چی میشه؟
تا الآن هر دفعه برگشتم ولی سوالی که برام پیش اومده اینه، چی میشه اگه روزی برسه که برنگردم؟ اگه صدایی، بویی، لمسی نباشه که من رو بهموقع برگردونه، چی میشه؟
شاید بچگانه باشه وقتی تو کشوری زندگی میکنی که پر از قهرمانه، ناراحت بشی چرا بازیگری تو کشور دیگهای مرده. قهرمانهای ما خیلی واقعیان و بدون ذرهای شاخوبرگ باشکوه و زیبان، تشویقت میکنن ادامه بدی و مبارزه رو رها نکنی. در عین حال اون بازیگری هم که نقشی رو بازی کرد تا کمی تو تاریکترین لحظات تو رو بخندونه، اونم ارزشمنده اما نه در مقامی برابر و اصلاً لازم نیست مقایسهای در کار باشه.
پس خداحافظ کاپیتان هولت، مبارز توانایی بودی و پرچم رنگینکمان رو با شهامت بالا گرفتی🫡
پس خداحافظ کاپیتان هولت، مبارز توانایی بودی و پرچم رنگینکمان رو با شهامت بالا گرفتی🫡
این هفته یهویی انقدر سرم شلوغ شد که طبق معمول شگفتزده شدم چرا بهعنوان انسان بالغ عادت ندارم به برنامهی پر. شاید بالغ نیستم؟ هفتهی آینده هم همین داستان رو خواهیم داشت تا اینکه کارهای دانشگاهم رو یکشنبه تحویل بدم. به خودم افتخار میکنم که اولین باره کار دانشگاهی رو میدونم چجوری انجامش بدم. محض رضای زئوس برید اون رشتهای که دوست دارید، نه اونی که خانوادهتون ازتون خواستن. الآن که دکتر و مهندسش هم بیکار میشن تو این مملکت، لااقل درسی رو بخونید که دوست دارید و تو همون بیکار بشید.
طرف پایه گذاشته برای لپتاپش که همسطح صورتش بشه و گردنش به فنا نره. خوشحال و شاد و خندان داشتم میگشتم ببینم جایی هست بخرم که انقدر مثل گالوم خم نشم موقع کار. همون موقع #آیکو پرید رو لپتاپ و بهم یادآوری کرد رییس کیه. اگه بخوام پایه بگیرم صد درصد آیکو لپتاپ رو پرت میکنه و پیروز میشه.
کیمیاگری نه فقط با جنبهی مادی جهان بلکه با جنبهی لطیفتر دنیا، یعنی بخش روانی و روحانی، سروکار داشته. در کیمیاگری عدهای صنعتگر داشتیم که بیشتر با فلزات کار میکردن. گروه دومی داشتیم که کیمیای روحانی رو مطالعه میکردن. گروه سوم فکر میکردن اون عملیاتهای خارجی بهعنوان تکیهگاهی برای تحولات درونی روح کاربرد داره.