Son of Nyx
Hozier
این آهنگ راجعبه نیکس، خدای شب در یونان باستان، و پسرش کارنه که مسئول جابهجایی روحها از طریق رودخانهی استیکس به عالم زیرین بوده. انگار به حلقهی پنجم جهنم، خشم، هم اشاره داره که اطراف رودخانهی استیکس قرار گرفته.
@TheDeadPhilosopher
@TheDeadPhilosopher
Little Dark Age
MGMT
این آهنگ راجعبه افسردگیه، راجعبه روزهاییه که نمیخوایم از زیر پتو بیرون بیایم اما درست هم نمیخوابیم. میخوابیم بلکه شدت احساساتمون کمرنگ بشه. اشاره داره به صدمههایی که ممکنه به خودمون بزنیم، آنچه خیلی وقتها انکارش میکنیم.
Breathing in the dark, lying on its side
The ruins of the day painted with a scar
And the more I straighten out, the less it wants to try
The feelings start to rot, one wink at a time
@TheDeadPhilosopher
Breathing in the dark, lying on its side
The ruins of the day painted with a scar
And the more I straighten out, the less it wants to try
The feelings start to rot, one wink at a time
@TheDeadPhilosopher
وقتی از ناداستان دوباره برمیگردم روی داستان انگار سرم رو آوردم از آب بیرون و میتونم نفس بکشم. ولی باید یاد بگیرم ناداستان و مقاله بیشتر بخونم🙄
وقتی تازه کاری رو شروع میکنی خیلی بدم میآد از این حسی که هیچی دستت نیست، هنوز هیچی بلد نیستی. همکارهای جدیدت هم میآن میگن زود یاد میگیری و نگران نباش، بدتر میشه. داداش من تو چاه هیچی نمیبینم هنوز، حالا تو هی بگو الآن نردبون میندازیم پایین. هیچی نمیبینم! من به هیچ دردی نمیخورم!
Boyish
Japanese Breakfast
Lack of inhibition works wonders
In revealing every demon
And all this confrontation, this suffering
What do you want from me?
If you don't like how I look, then leave
@TheDeadPhilosopher
In revealing every demon
And all this confrontation, this suffering
What do you want from me?
If you don't like how I look, then leave
@TheDeadPhilosopher
کارها رو لیست نکنم تو to do list یادم میره انجامشون بدم. وقتی لیست میکنم، انجام میدم ولی یادم میره تو to do list تیک بزنم. چرخهی معیوب منم و من چرخهی معیوبم.
انقدر افرادی که کتابم رو خوندن سلیقههاشون فرق داره، مدام شگفتزده میشم. یکی عاشق شخصیتیه که اونیکی ازش متنفره. یکی از شخصیتی خوشش میآد که اونیکی چشم دیدن رو نداره. از این تفاوتها ذوق میکنم.
هنوز وقتی به نوشتههام میگم «کتاب» حس نادرستی میده. کجا باید برسه که به نوشتهمون بگیم کتاب؟ فقط وقتی چاپ میشه حسابه؟
Jaws
Sleep Token
Show me those pretty white jaws
Show me where the delicate stops
Show me what you've lost
And why you're always taking it slow
Show me what wounds you've got show me love
@TheDeadPhilosopher
Show me where the delicate stops
Show me what you've lost
And why you're always taking it slow
Show me what wounds you've got show me love
@TheDeadPhilosopher
Chlorine
Twenty One Pilots
Fall out of formation
I plan my escape from walls they confined
Rebel red carnation
Grows while I decay
@TheDeadPhilosopher
I plan my escape from walls they confined
Rebel red carnation
Grows while I decay
@TheDeadPhilosopher
تایپ کردن خیلی قشنگه. کاری ندارم چی مینویسم، این عمل رو دوست دارم. صدای کیبورد رو دوست دارم. وقتی کلمات سرعت میگیرن رو دوست دارم.
کسی که فکر میکردم عرزشیه آدم درستی از آب دراومد و کسی که فکر میکردم آدم معمولیه در واقع عرزشیه. تو دانشگاه بهتر از بیرون میتونی خودت رو مخفی کنی، همینه اشتباه گرفتم.
کلاس جبرانی امروز به هفتهی آینده موکول شد؛ در نتیجه کار میکنم و بعدش میشینم به داستان آخر فکر میکنم تا سگ سیاه افسردگی من رو بگیره.
Forwarded from Flare and Fire (Armina Salemi)
اسپویل آخر مجموعهی هانگر گیمز/عطش مبارزه
آخر جلد سه، کتنیس و پیتا شروع میکنن یه کتاب درست میکنن به یاد همه اونایی که کشته شدهن. رنگ چشم فلانی، کاری که بهمانی با یه تیکه پارچه میکرد، یکیشون نقاشی میکرد، یکیشون مینوشت. اون آدما هنوز مرده بودن، ولی انگار لای اون کاغذا زنده میموندن تا ابد. حس میکنم این کاریه که فردای آزادی ما هم باید بکنیم. خندهها، رنگ چشمها، استعدادها، اسمها. اسمها. اسمها.
باید همه رو جمع کنیم توی یه کتاب و اسمشم بذاریم کتاب ژینا.
باید همه رو جمع کنیم توی یه کتاب و اسمشم بذاریم کتاب ژینا.