فیلسوف مرده
1.34K subscribers
2.32K photos
39 videos
15 files
172 links
چون «فلسفه تمرین مرگ است.»

اکانت ساب‌استک:
https://substack.com/@deadphilosopher

مخزن موسیقی:
@TheDeadPlaylist

آرشیو:
@DeadPhilosopherArchive
Download Telegram
Sonne
Rammstein
Alle warten auf das Licht (All waiting for the light)
fürchtet euch, fürchtet euch nicht (have fear, fear not)
die Sonne scheint mir aus den Augen (the sun shines out of my eyes)
sie wird heut nacht nicht untergehen (she will not go down tonight)

und die Welt zählt laut bis zehn (and the world counts loud to ten)
@TheDeadPhilosopher
اینکه ابن سینا بعد از نجات دادن امیر خراسان جای پول، درخواست کرده به کتابخونه‌ی یارو دسترسی داشته باشه اثبات می‌کنه بهره‌ی هوشی اقصادی جفت‌مون در یه حده و جفت‌مون ریدیم.
خیلی خب. امروز دیگه ویرایش رو تمومش می‌کنم. من می‌تونم. من قادرم. من توانام. من تنبل نیستم. من پشت گوش نمی‌ندازم.
حالا برم یه ذره بخوابم چون دارم بی‌هوش می‌شم ولی من می‌تونم. موفق شدم می‌آم اینجا اعلام می‌کنم. موفق نشدم... موفق نشدم نداریم. امروز کار تمومه. بله!
-چرا انقدر خرج حیوون خونگی می‌کنی؟
-چون خیلی وقت‌ها فقط این بچه زنده نگهم داشته.
همیشه دارم زور می‌زنم بنویسم و ویرایش کنم تا تحویل بدم خونده بشه یا چاپ بشه. بعدش که تحویل می‌دم دچار افسردگی پس از زایمان می‌شم.
اینجوری که می‌خوام به مقصد برسم، نفسم می‌بره ولی پیش می‌رم و خوشحالی‌های گهگاه نصیبم می‌شه چون خب دارم داستان می‌نویسم. اگه روندش طولانی بشه وحشت می‌کنم که نکنه هرگز نتونم تمومش کنم. وقتی بالاخره تحویل می‌دم، هر بار که تحویل دادم، سگ سیاه افسردگی پاچه‌م رو می‌گیره. و این چرخه تکرار می‌شه.
#دست‌ها و کتاب‌ها.
Pink + White
Frank Ocean
Just the same way you showed me
If you could die and come back to life
Up for air from the swimming pool
You'd kneel down to the dry land
Kiss the Earth that birthed you
Gave you tools just to stay alive
And make it out when the sun is ruined
#TheDeadPhilosopher
‌‌
🍓1
دارم زیر کوهی از کتاب‌های نیمه‌تموم له می‌شم.
معتقدم هر کی می‌گه فقط وقتی حسش هست باید بنویسی، داره دروغ می‌گه. نوشتن لذت‌بخشه ولی روتین‌شدنش خوشایند و راحت نیست. تقریباً هر روز در حد چند ثانیه تمایل نوشتن من رو می‌گیره ولی سریع هم ولم می‌کنه؛ اگه بخوام انقدری بنویسم که اسم خودم رو بذارم نویسنده، باید به اون تمایله بچسبم. باید انقدر محکم بگیرمش که دیگه حس نکنم دستم داره راحت سمت نوشتن می‌ره چون آنچه راحته لابد ارزشمند نیست. خیلی نویسنده‌ها ازشون می‌پرسن نویسندگی شما رو انتخاب کرد یا شما نویسندگی رو، جواب می‌دن نویسندگی انتخاب‌مون کرد. من هیچ‌وقت اینجوری نبودم، نه استعداد دارم، نه پشتکار، ولی به نوشتن می‌رسه پافشاری می‌‌کنم. به نوشتن می‌رسه خودم رو می‌ترسونم؛ «اگه تمومش نکنی پس حق نداری بگی نویسنده‌ای.»
‌‌‌
👍1
#آیکو اومد کنارم دراز کشید، دست‌‌هاش رو گذاشت که «جای خوندن متن زن‌ستیز به من توجه کن!»
🍓1
Son of Nyx
Hozier
این آهنگ راجع‌به نیکس، خدای شب در یونان باستان، و پسرش کارنه که مسئول جابه‌جایی روح‌ها از طریق رودخانه‌ی استیکس به عالم زیرین بوده. انگار به حلقه‌ی پنجم جهنم، خشم، هم اشاره داره که اطراف رودخانه‌ی استیکس قرار گرفته.
@TheDeadPhilosopher