تـْ͜ـᬼٞـ۪ٞرنـْ͜ـᬼٞـ۪ٞم‌احـْ͜ـᬼٞـ۪ٞسـْ͜ـᬼٞـ۪ٞاس
9 subscribers
36.4K photos
9.95K videos
174 files
199 links
Download Telegram
‏تو زندگی همه‌مون یه کسایی هستن که حاضری بمیری ولی دردشونو نبینی
💖💖مـعـنـاے دنـیـا را
درکــســے بــبـیــن❧

کـه دنـــیـا بــدون تـــو
بـرایـــش مــعـــنـایــے نــدارد❧
‏آدم هر کاری میکنه به نظرم باید اولویتش این باشه حسرتی به دلش نمونه. حسرت خوردن از هر چیزی کشنده تره
💭
آدم وقتی حالش خوبه که حالش خوبه
وقتی قهره یا حالش بده باید بغلش کنی
چون اون موقع ها آدم دلش گرفته، دلش بغل میخواد
میشه یادت بمونه...؟
" بغل " خیلی مهمه
چون هر جا سرد باشه اونجا گرمه
هر چی سخت بگذره اونجا نرمه
انقدر مهمه که توش میشه دوباره به دنیا اومد بزرگ شد
دنیارو آب ببره، اما اونجا میشه با خیال راحت آدمو خواب ببره
بغلم کن
یه جوری امن و امان
که نخوام دیگه ازش بیرون بیام
ايستاده ام
دُرست در مرز چشمانت
نگاه ڪُنی ميميرم
نگاه نڪُنی ميميرم
نفس بڪش مرا
عطر عاشقانه هايم
مستت خواهد كرد
چنان
در قید مهرت پای بندم
که گویی آهوی سر در کمندم

گهی
بر درد بی درمان بگریم
گهی بر حال بی سامان بخندم

#سعدی
قصد دارم"
دل به چشمانت "ببازم حاضری..
کعبه ام را!
"دور چشمانت "بسازم حاضری؟
دوست دارم"
باتو معراجی"کنم در اسمان،
بستری در
"کهکشانها"من بسازم حاضری؟
زمان تصميم ميگيرد چه کسي را در زندگيت ملاقات خواهي کرد،
قلبت تصميم ميگيرد چه کسي را در زندگيت ميخواهي،
و رفتارت تصميم ميگيرد چه کسي در زندگيت ميماند.
هرگز لبخند روی صورتت، در آن روزی که به تو سلام دادم و تو جواب سلامم را دادی فراموش نمی کنم. سالگرد آشنایی مون مبارک
در ثانیه های بودنت می مانم.
در فصل شکست خوردنت می مانم
یک سال نه ده سال چه فرقی دارد.
تا لحظه دل سپردنت می مانم و دوستت دارم . . .
به نظرم سال خیلی زود گذشت.
حتما به خاطر اینه که روزای خوب و خاطره انگیز زیادی باهم داشتیم…به قول معروف بهم خوش گذشته…
تو این مدت خیلی چیزها یاد گرفتم…
یاد گرفتم باید صبر کرد…
یادگرفتم چطوری احساسات و علاقه ام رو ابراز کنم…
باید همدیگرو درک کرد،باید بعضی جاها از دید طرف مقابلت نگاه کنی تا به نتیجه درست برسی…
باید گذشت…
باید بخشید…
و از در کنار هم بودن لذت برد...
روي آن شيشه تبدار تو را "ها" کردم
اسم زيباي تو را با نفسم جا کردم

حرف با برف زدم سوز زمستاني را
با بخار نفسم وصل به گرما کردم

شيشه بد جور دلش ابري و باراني شد
شيشه را يک شبه تبديل به دريا کردم

عرقي سرد به پيشاني آن شيشه نشست
تا به اميد ورود تو دهان وا کردم

در هواي نفسم گم شده بودي اي عشق
با سرانگشت ، تو را گشتم و پيدا کردم


با سرانگشت کشيدم به دلش عکس تو را
عکس زيباي تو را سير تماشا کردم

و به عشق تو فرآيند تنفس را هم
جذب اکسيژن چشمان تو معنا کردم

باز با بازدمي اسم تو بر شيشه نشست
من دمم را به اميد تو مسيحا کردم

پنجره دفترم امروز شد و شيشه غزل
و من امروز بر اين شيشه تو را "ها" کردم

آن قدر آه کشيدم که تو اين شعر شدي
جاي هر واژه، نفس پشت نفس جا کردم
فدای مهربونیهات تو نهایت عشقی

میدونی که برا همه ی عمرم دوستت خواهم داشت

میدونی که تنها عشق قلبم تو هستی فقط تو ..

میدونی که معنی عشق رو با تو فهمیدم

میدونی که چشمان منتظرم همیشه خدا انتطار تو رو می کشند

میدونی که تنها امیدم ، تنها دلخوشی زندگیم فقط تویی

خدا رو شکر که دارمت ، خدا رو شکر که عشق تو رو تو سینه دارم

خدا رو شکر برا داشتن مهربونی چون تو ... عشق به تو غرور و افتخاری هست برا من

دوستت دارم
اگر باشی هستم و نفس میکشم

اگه تو قلبت جا داشته باشم زنده ام

اگه تو فکرت باشم زندگی خواهم کرد

اگه دعام کنی بهبود پیدا میکنم

اگه روزی رو ازم برگردانی دنیام تار شده ونفسم بند میاد و دیگه برا همیشه ممیرم

پس همیشه باش تا باشم

چون جونم و زندگیم فقط برا تو و به لطف توست
اونجا که شادمهر میگه؛
«هرچی سرم شلوغ شد؛ رو قلب من اثر نزاشت»
نشون میده که نمیشه به این راحتی
کسی که دوستش داری و فراموش کنی
حالا هی بگید خودتو با یه کاری مشغول کن
...😔💔🍃
یکیو پیدا کنید که هم بشه باهاش دعوا کرد و هم بشه باهاش راجبه همه چی حرف زد!
بدون ترس از دست دادنش :)😔💔