This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سبک کردن درخت خرما با مهارت حاج آقای امینی
فیلم ارسالی: م. کریمیان
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
فیلم ارسالی: م. کریمیان
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🇮🇷من ایران را دوست دارم ...
سایت تاریخی و گردشگری روستای اصفهک
Esfahak Village_Tabas_Iran
فیلم : سجاد نصر
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
سایت تاریخی و گردشگری روستای اصفهک
Esfahak Village_Tabas_Iran
فیلم : سجاد نصر
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔳آیین مذهبی #فاطمیه #طبس
شهادت حضرت فاطمه(سلام الله علیها)
فیلم : ۱۳۹۰
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
شهادت حضرت فاطمه(سلام الله علیها)
فیلم : ۱۳۹۰
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصویری دیده نشده از تظاهرات عظیم مردم طبس در روز تاسوعا ۱۹ آذر ۱۳۵۷
و ۸۵ روز بعد از زلزله
منبع : آرشیو دانشنامه طبس
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
و ۸۵ روز بعد از زلزله
منبع : آرشیو دانشنامه طبس
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
👍2❤1👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سایت تاریخی شهر دیهوک
Deyhook _Tabas_Iran
فیلم: سید امیرحسین میر معینی
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
Deyhook _Tabas_Iran
فیلم: سید امیرحسین میر معینی
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
👍1
🏛عکس دیده نشده از چادر تکیه عزاداری محرم در طبس
محل تصویر : مدرسه حسینیه خان
📆۱۲۸۴ هجری شمسی
📷 سون هدین جهانگرد سوئدی
📚 "موزه مجازی دانشنامه طبس"
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
محل تصویر : مدرسه حسینیه خان
📆۱۲۸۴ هجری شمسی
📷 سون هدین جهانگرد سوئدی
📚 "موزه مجازی دانشنامه طبس"
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
❤6
🏛 برپایی چادر تکیه عزاداری محرم در مدرسه حسینیه خان
📆حدود ۶۰ سال پیش
📷...
📚 "موزه مجازی دانشنامه طبس"
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
📆حدود ۶۰ سال پیش
📷...
📚 "موزه مجازی دانشنامه طبس"
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مدرسه و حسینیه خان_ طبس
#تصاویر_تاریخی
این بنای تاریخی_فرهنگی_مذهبی که یکی از ده ها بنای فاخر طبس محسوب میشد در زلزله شهریور سال ۱۳۵۷ تخریب گردید .
این مدرسه توسط امیر علینقی خان مقلب به وکیل الدوله که یکی از خوانین طبس است ساخته شده بود .
در وقفنامه ای که امیر علینقی خان وکیل الدوله به سال 1249 هـ -ق بنام وقفنامه وکیلی تنظیم نموده ، از این بنا با نام مدرسه حسینیه یاد شده است .
در جای دیگر سی فنجان از آب نهرین طبس را جهت مصرف حوضها و حوض بزرگ جنب مدرسه وقف کرده و همچنین موقوفه هایی برای تعمیر حسینیه مدرسه و خرید کتاب در هر زمینه ای که باشد و صحافی کتاب ها در نظر گرفته شده است .
تاریخ ساختمان این بنا در در مجله یغما 1250 هـ -ق ثبت گردیده است .
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
#تصاویر_تاریخی
این بنای تاریخی_فرهنگی_مذهبی که یکی از ده ها بنای فاخر طبس محسوب میشد در زلزله شهریور سال ۱۳۵۷ تخریب گردید .
این مدرسه توسط امیر علینقی خان مقلب به وکیل الدوله که یکی از خوانین طبس است ساخته شده بود .
در وقفنامه ای که امیر علینقی خان وکیل الدوله به سال 1249 هـ -ق بنام وقفنامه وکیلی تنظیم نموده ، از این بنا با نام مدرسه حسینیه یاد شده است .
در جای دیگر سی فنجان از آب نهرین طبس را جهت مصرف حوضها و حوض بزرگ جنب مدرسه وقف کرده و همچنین موقوفه هایی برای تعمیر حسینیه مدرسه و خرید کتاب در هر زمینه ای که باشد و صحافی کتاب ها در نظر گرفته شده است .
تاریخ ساختمان این بنا در در مجله یغما 1250 هـ -ق ثبت گردیده است .
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
❤5👍2
🌴جشن شب چله از دیگر مراسمات سنتی طبس است که از واژه ی “شب چراغو ” استفاده می شده و این نامگذاری هم به دلیل کثرت چراغهایی است که هر مهمانی برای رفتن به شب نشینی با خود می برده.
👨👩👧👧در این جشن ، میزبان که معمولا بزرگان فامیل هستند از میهمانان با محصولات محلی طبس همچون خرما ؛ پسته ؛ مغزوک ؛ انجیر خشک، پرتقال و گاهی انار و شیرینی رو ورکرده و ... پذیرایی میکنند.
🌼در شب چله ،طبسی ها رسم دارند که چند شاخه گل نرگس برای میزبان هدیه ببرند، دسته های گل نرگسی که طراوت این شب نشینی را دو چندان میکند .
💝از دیگر مراسم های این شب ، بردن شب چله ای از سوی خانواده داماد برای عروس خانم هایی است که در دوران عقد بسر میبرند .
خانواده داماد طبقی از میوه و شیرینی و هدیه ای به رسم مهر و محبت طی مراسمی به عروس خانم تقدیم میکند و خانواده عروس ؛ میوه و شیرینی هدیه اورده شده ؛ بین حاضرین میگرداند و میهمانان را پذیرایی میکند .
📖خواندن اشعار شاهنامه ، گرفتن فال حافظ و بیان خاطرات بزرگتر ها از لحظات شیرین این شب است.
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
👨👩👧👧در این جشن ، میزبان که معمولا بزرگان فامیل هستند از میهمانان با محصولات محلی طبس همچون خرما ؛ پسته ؛ مغزوک ؛ انجیر خشک، پرتقال و گاهی انار و شیرینی رو ورکرده و ... پذیرایی میکنند.
🌼در شب چله ،طبسی ها رسم دارند که چند شاخه گل نرگس برای میزبان هدیه ببرند، دسته های گل نرگسی که طراوت این شب نشینی را دو چندان میکند .
💝از دیگر مراسم های این شب ، بردن شب چله ای از سوی خانواده داماد برای عروس خانم هایی است که در دوران عقد بسر میبرند .
خانواده داماد طبقی از میوه و شیرینی و هدیه ای به رسم مهر و محبت طی مراسمی به عروس خانم تقدیم میکند و خانواده عروس ؛ میوه و شیرینی هدیه اورده شده ؛ بین حاضرین میگرداند و میهمانان را پذیرایی میکند .
📖خواندن اشعار شاهنامه ، گرفتن فال حافظ و بیان خاطرات بزرگتر ها از لحظات شیرین این شب است.
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♨️ کرسی و فواید آن
با لهجه طبسی
شاعر و گوینده : عباسعلی قادری ( پریزاد طبسی )
تصاویر : جشنواره کرسی در طبس _۱۳۹۷
🎬 تدوین و مونتاژ: #دانشنامه_طبس
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
با لهجه طبسی
شاعر و گوینده : عباسعلی قادری ( پریزاد طبسی )
تصاویر : جشنواره کرسی در طبس _۱۳۹۷
🎬 تدوین و مونتاژ: #دانشنامه_طبس
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
دولچه حمام - طبس
قدمت: قاجاریه (بیش از ۱۵۰ سال)
جنس مسی
جهت غسل و آبکشی در حمام
منبع: موزه مجازی تاریخ و مردمشناسی طبس :
http://anthropology.tabasenc.ir/
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
قدمت: قاجاریه (بیش از ۱۵۰ سال)
جنس مسی
جهت غسل و آبکشی در حمام
منبع: موزه مجازی تاریخ و مردمشناسی طبس :
http://anthropology.tabasenc.ir/
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
👍2
دانشنامه طبس گلشن
دولچه حمام - طبس قدمت: قاجاریه (بیش از ۱۵۰ سال) جنس مسی جهت غسل و آبکشی در حمام منبع: موزه مجازی تاریخ و مردمشناسی طبس : http://anthropology.tabasenc.ir/ 📚 " دانشنامه طبس" رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس 📚 Tabas ENCyclopedia 🌐@TabasENC
🔹وقتی که شامپو تازه رایج شده و بلکه " تازه بِه دَو آمده بود " ، ما یک بطری پلاستیکی " شامپویِ تخم مرغیِ خُمره ای داروگر " خریده بودیم . روزی هم که قرار بود بروم حمام ( حمامِ عمومیِ کوچه یِ حمام متعلق به استاد غلامرضا حسن زاده ، که الآن به کوچه آموزش و پرورش داده شده و کمی از آن هم که کنار منزل آقای بهرامی که حالا مطب آقای دکتر زمانی است ، باقی مانده است ) .
🔹بله روزی که قرار بود بروم حمام ، شامپو را با خودم بردم و میدانستم که باید خیلی کم مصرف کنم !
🔹رویِ سکّویِ پشت به خزینه نشسته بودم ، خودم را می شستم و در مواقع لازم ، با " دَلو چه که ما به آن دولچه " می گوییم ، از خزینه آب برمی داشتم و روی خودم می ریختم .
من هم علی رغم اینکه فقط اِجازه یِ مصرفِ مقدارِ خیلی کمی از آن بطریِ شامپو را داشتم ، برای اینکه مردم ببینند که چقدر مُهم ام ! و چشمانشان باز بماند از تعجّبِ این فراورده یِ نوظهور ، به چند نفر تعارف کردم که ؛ شامپو بفرمایید ! و بعد هم چند قطره ای از آن چیزِ عجیب در کفِ دستشان می چِکاندم که به سرِشان بِمالند و " کَف " کنند !
روی سکو ، کنارِ من آقایِ قطب نشسته بودند و سر و رویِشان را با صابون می شستند و طبعاً چشمانِشان بسته بود .
من هم به ایشان ، عرض کردم که ؛ شامپو لازم دارید ؟ آقای قطب گفتند : چیست ؟
گفتم : عرض می کنم ؛ شامپو .
ایشان که مانند بسیاری ، هنوز با این شوینده یِ فرنگی آشنا نبوده و اِسمش را نشنیده بودند ، هوا را که آغشته از عطرِ مطبوعِ شامپو شده بود ، با نفسی عمیق به درونِ ریه هایشان فرستادند و چون نسبت به صابونِ وثوق و پیه و روشِیَه ( که از سنگِ پُکّوُ و حرام مغز گوسفند درست می کردند و بویِ خوبی نداشت ) عطرِ بسیار دلپذیری را اِستِشمام کردند با حالتی از اِستفهام پرسیدند: عطرِ کاشانه ؟
گفتم : نه ، شامپویه !
و ایشان همانطور که سرشان پر صابون و چشمهایشان بسته بود ، " دَست پَلَیسا " #دولچه شان را پیدا کردند و به سمتِ من آوردند و گفتند ؛ من که شامپو نمیدانم چیست . ولی هرچه هست حالا بریزید این تو .
و تویِ آن دولچه یِ خیلی بزرگ که نمیشد فقط چند قطره ریخت .... و این شد که مجبور شدم نصفِ بیشتر محتویات بطری شامپو را آن توُ بریزم !
و چقدر دِلم سوخت و چگونه جوابِ مادر و پدرم را دادم !
😍آخر بچه را چه به این ژست ها !
📝مطلب : مرحوم محمد مهدی امینیان مدرس
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
🔹بله روزی که قرار بود بروم حمام ، شامپو را با خودم بردم و میدانستم که باید خیلی کم مصرف کنم !
🔹رویِ سکّویِ پشت به خزینه نشسته بودم ، خودم را می شستم و در مواقع لازم ، با " دَلو چه که ما به آن دولچه " می گوییم ، از خزینه آب برمی داشتم و روی خودم می ریختم .
من هم علی رغم اینکه فقط اِجازه یِ مصرفِ مقدارِ خیلی کمی از آن بطریِ شامپو را داشتم ، برای اینکه مردم ببینند که چقدر مُهم ام ! و چشمانشان باز بماند از تعجّبِ این فراورده یِ نوظهور ، به چند نفر تعارف کردم که ؛ شامپو بفرمایید ! و بعد هم چند قطره ای از آن چیزِ عجیب در کفِ دستشان می چِکاندم که به سرِشان بِمالند و " کَف " کنند !
روی سکو ، کنارِ من آقایِ قطب نشسته بودند و سر و رویِشان را با صابون می شستند و طبعاً چشمانِشان بسته بود .
من هم به ایشان ، عرض کردم که ؛ شامپو لازم دارید ؟ آقای قطب گفتند : چیست ؟
گفتم : عرض می کنم ؛ شامپو .
ایشان که مانند بسیاری ، هنوز با این شوینده یِ فرنگی آشنا نبوده و اِسمش را نشنیده بودند ، هوا را که آغشته از عطرِ مطبوعِ شامپو شده بود ، با نفسی عمیق به درونِ ریه هایشان فرستادند و چون نسبت به صابونِ وثوق و پیه و روشِیَه ( که از سنگِ پُکّوُ و حرام مغز گوسفند درست می کردند و بویِ خوبی نداشت ) عطرِ بسیار دلپذیری را اِستِشمام کردند با حالتی از اِستفهام پرسیدند: عطرِ کاشانه ؟
گفتم : نه ، شامپویه !
و ایشان همانطور که سرشان پر صابون و چشمهایشان بسته بود ، " دَست پَلَیسا " #دولچه شان را پیدا کردند و به سمتِ من آوردند و گفتند ؛ من که شامپو نمیدانم چیست . ولی هرچه هست حالا بریزید این تو .
و تویِ آن دولچه یِ خیلی بزرگ که نمیشد فقط چند قطره ریخت .... و این شد که مجبور شدم نصفِ بیشتر محتویات بطری شامپو را آن توُ بریزم !
و چقدر دِلم سوخت و چگونه جوابِ مادر و پدرم را دادم !
😍آخر بچه را چه به این ژست ها !
📝مطلب : مرحوم محمد مهدی امینیان مدرس
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
👍6
🌺میلاد مادر تمام خوبیها ، حضرت فاطمه الزهرا(س) و روز مادر مبارک باد .
🌺پیامبر اکرم (صلی الله و علیه و آله):
«الجَنَّهُ تَحتَ اَقدَامِ الاُمَّهَات»
بهشت زیر پای مادران است.
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
🌺پیامبر اکرم (صلی الله و علیه و آله):
«الجَنَّهُ تَحتَ اَقدَامِ الاُمَّهَات»
بهشت زیر پای مادران است.
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
«عکس فوری حاج عباسعلی هادیان»
👇👇👇👇ه
ادامه مطلب پست بعدی
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
👇👇👇👇ه
ادامه مطلب پست بعدی
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
دانشنامه طبس گلشن
«عکس فوری حاج عباسعلی هادیان» 👇👇👇👇ه ادامه مطلب پست بعدی 📚 " دانشنامه طبس" رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس 📚 Tabas ENCyclopedia 🌐@TabasENC
📸 «عکس فوری حاج عباسعلی هادیان»
#تاریخ_شفاهی_طبس
روبروی گیتی نورد، راسته مغازه های حاج محمد باقر توس، میرزا سیفی، وفادار، هادیان، حاجی رحیم، حاج غلامحسین اصلحی و چند مغازه دیگر تا سر کوچه شغالا، هر کدام به کاری و کسبی مشغول بودند.
بالای تعدادی از این مغازه ها، حجره عکاسی حاج عباسعلی هادیان بود. تابلوی با زمینه سفید با قاب آبی که عنوان «عکاسی هادیان» شاید هم «عکاسخانه هادیان» روی آن، با خطی خوانا نقش بسته روی دیوار نصب شده بود.
جعبه هایی پر از فیلم و عکسهای ظاهر شده. برای تکمیل پرونده کلاس اول عکس خواسته بودند. با پدرم از پله های باریک بالا رفتیم. بعد از احوالبرسی و صحبتی که بین پدر و حاج عباسعلی رد و بدل شد حاج عباسعلی عکسهای ظاهر شده را زیر و رو کردند بعد هم مثل اینکه جستجویشان نتیجه نداده با اشاره به من گفتند آماده ش کنید.
سه پایه ای بلند که باید تا قد کوتاه من پایین تنظیم می شد. کمترین حد ارتفاع را تنظیم کردند. جعبه ای روی سه پایه بود و پارچه ای سیاه. لوله مانند به آن وصل شبیه پاچه شلوار. چند بار سر درون پاچه کردند و باز دستوراتی مبنی بر کج و راست کردن سر و گردن من.
چند دقیقه بعد هم با شمارش تا سه، عکس گرفته شد و وعده به روز بعد برای ظاهر شدن فیلم و یک روز هم برای چاب عکسها.
گاهی تا چند بار، گرفتن عکس تجدید می شد چرا که ظاهر کردن فیلم عکس با دارو و امکانات ابتدایی سخت بود. البته حساسیت زیاد و علاوه بر آن امکانی برای شباهت دقیق عکس و فرد وجود نداشت.
چیزی که کار حاج عباسعلی را برجسته و منحصر به فرد می کرد گرفتن عکس فوری بود.
آرشیو ایشان کما بیش غنی بود. با دقت و تمرکز و جستجو ببن فیلم و عکس های داخل جعبه ها و چند بار تطبیق بالاخره، عکسهایی را پیدا کرده و به عنوان عکس فوری به متقاضی می دادند.
حتا بعد از چاب عکس اگر کیفیت آن مورد بسند مشتری نبود آن عکسها را داخل جعبه ای قرار می دادند و تا شاید روزی این عکسِ وازد به چهره کسی شبیه و به عنوان عکس فوری به بهایی اندک فروخته شود.
از انجایی که این عکسها تا حدی محو بود و گاه سفیده و سیاهی چشم، کلا موقع چاپ به سفیدی می زد با شباهت کلی، برای دیگران هم قابل استفاده بود چرا که بخشی از عکسها برای برونده دریافت کوپن تریاک از بهداری بود در این مورد حساسیت برای متمایز بودن تصویر کم بود و شاید هم مشتریها ترجیح می دادند محو باشد.
بعدها هم فتو شهلا پهلوی مغازه کلبعلی سهی زاده و بعد تر فرشید نزدیک کوچه حمام استا غلام و آغ عبدالحسین اخوان، روبروی بیمارستان شیبانی، همه در راسته خیابان گلشن در حرفه عکاسی در طبس مغازه باز کردند و رقیب سرسخت حاج عباسعلی شدند و با ورود عکاسان خبره و دوربینهای عکاسی بیشرفته تر کیفیت عکسها خیلی تغییر کرد.
حاج عباسعلی هادیان از اولین عکاسان طبس، با روحیه شوخ و مهربان از پدیده های ماندگار در ذهن و زبان مردم قبل و بعد زلزله طبس اند.
بسیاری از مردم شوخی های ایشان را در خاطر دارند.
یکی دیگر از رفتارهای حاج عباسعلی چله نشینی ایشان است که فرصتی و نوشته ای جدا طلب می کند.
حاج عباسعلی چند سال بعد از زلزله زندگی را بدرود گفتند.
📝 آقای محمد رضا عطاری
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
#تاریخ_شفاهی_طبس
روبروی گیتی نورد، راسته مغازه های حاج محمد باقر توس، میرزا سیفی، وفادار، هادیان، حاجی رحیم، حاج غلامحسین اصلحی و چند مغازه دیگر تا سر کوچه شغالا، هر کدام به کاری و کسبی مشغول بودند.
بالای تعدادی از این مغازه ها، حجره عکاسی حاج عباسعلی هادیان بود. تابلوی با زمینه سفید با قاب آبی که عنوان «عکاسی هادیان» شاید هم «عکاسخانه هادیان» روی آن، با خطی خوانا نقش بسته روی دیوار نصب شده بود.
جعبه هایی پر از فیلم و عکسهای ظاهر شده. برای تکمیل پرونده کلاس اول عکس خواسته بودند. با پدرم از پله های باریک بالا رفتیم. بعد از احوالبرسی و صحبتی که بین پدر و حاج عباسعلی رد و بدل شد حاج عباسعلی عکسهای ظاهر شده را زیر و رو کردند بعد هم مثل اینکه جستجویشان نتیجه نداده با اشاره به من گفتند آماده ش کنید.
سه پایه ای بلند که باید تا قد کوتاه من پایین تنظیم می شد. کمترین حد ارتفاع را تنظیم کردند. جعبه ای روی سه پایه بود و پارچه ای سیاه. لوله مانند به آن وصل شبیه پاچه شلوار. چند بار سر درون پاچه کردند و باز دستوراتی مبنی بر کج و راست کردن سر و گردن من.
چند دقیقه بعد هم با شمارش تا سه، عکس گرفته شد و وعده به روز بعد برای ظاهر شدن فیلم و یک روز هم برای چاب عکسها.
گاهی تا چند بار، گرفتن عکس تجدید می شد چرا که ظاهر کردن فیلم عکس با دارو و امکانات ابتدایی سخت بود. البته حساسیت زیاد و علاوه بر آن امکانی برای شباهت دقیق عکس و فرد وجود نداشت.
چیزی که کار حاج عباسعلی را برجسته و منحصر به فرد می کرد گرفتن عکس فوری بود.
آرشیو ایشان کما بیش غنی بود. با دقت و تمرکز و جستجو ببن فیلم و عکس های داخل جعبه ها و چند بار تطبیق بالاخره، عکسهایی را پیدا کرده و به عنوان عکس فوری به متقاضی می دادند.
حتا بعد از چاب عکس اگر کیفیت آن مورد بسند مشتری نبود آن عکسها را داخل جعبه ای قرار می دادند و تا شاید روزی این عکسِ وازد به چهره کسی شبیه و به عنوان عکس فوری به بهایی اندک فروخته شود.
از انجایی که این عکسها تا حدی محو بود و گاه سفیده و سیاهی چشم، کلا موقع چاپ به سفیدی می زد با شباهت کلی، برای دیگران هم قابل استفاده بود چرا که بخشی از عکسها برای برونده دریافت کوپن تریاک از بهداری بود در این مورد حساسیت برای متمایز بودن تصویر کم بود و شاید هم مشتریها ترجیح می دادند محو باشد.
بعدها هم فتو شهلا پهلوی مغازه کلبعلی سهی زاده و بعد تر فرشید نزدیک کوچه حمام استا غلام و آغ عبدالحسین اخوان، روبروی بیمارستان شیبانی، همه در راسته خیابان گلشن در حرفه عکاسی در طبس مغازه باز کردند و رقیب سرسخت حاج عباسعلی شدند و با ورود عکاسان خبره و دوربینهای عکاسی بیشرفته تر کیفیت عکسها خیلی تغییر کرد.
حاج عباسعلی هادیان از اولین عکاسان طبس، با روحیه شوخ و مهربان از پدیده های ماندگار در ذهن و زبان مردم قبل و بعد زلزله طبس اند.
بسیاری از مردم شوخی های ایشان را در خاطر دارند.
یکی دیگر از رفتارهای حاج عباسعلی چله نشینی ایشان است که فرصتی و نوشته ای جدا طلب می کند.
حاج عباسعلی چند سال بعد از زلزله زندگی را بدرود گفتند.
📝 آقای محمد رضا عطاری
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
❤6👍4
🍽 ۵۱ قلم از تجهیزات مطبخ های قدیمی طبس
۱- درب یک یا دولنگه
۲- یک یا چند دکدو ( اجاق )
۳- تنور گلی نانوایی
۴- انبربلند و رفده
۵- یک یا چند پرخو
۶- توه ( جهت سرخ کردن بلغور یا خوشتلی )
۷- دود کش یک تا چند دهانه
۸- تعداد زیادی جل سرخمیر
۹- یک تا چند طغارو لگن
۱۰- یک تا چند غرفه
۱۱- چند عدد سوچ
۱۲- یک عدد چهک
۱۳- تعداد ی میخ فولادی روی دیوارها
۱۴- چند عدد دیک و دیکچه مسی
۱۵- چند عدد سینی وچلو صافی مسی
۱۶- لاغو
۱۷- فر گلی یا اجوری
۱۸- اوگردو
۱۹- کفچیزو کفگیر
۲۰- منغل
۲۱- چوه
۲۲- سه پیه
۲۳- چند عد د غلیف
۲۴- کینو،
۲۵- کپو،
۲۶- سنگ آش،
۲۷- کندَه
۲۸- گربه تاز
۲۹-نمکدون گلی
۳۰-دستاس
۳۱_دَسگیرَه
۳۲_قَشُق
۳۳_عَلَوگِرَه
۳۴_اَنواعِ اَدِیَه جات
۳۵_ذُغال
۳۶_خَکِنداز (بِرا جَم کِردَنِ خَکِستَر)
۳۷_دوشَخلی
۳۸_اِسکِل (برا شور دادن ِاَتِشِ تِنور)
۳۹_دَبَّه مِسی یا نِکِلی (بِرا روغن)
۴۰_تُربَنجی
۴۱ـ دَگدو
۴۲ـ دیک برگ
۴۳ـ چلو صافی
۴۴ـ چِلِک
۴۵_زنبیل نو
۴۶_دولک قند
۴۷_هونگ
۴۸_خیک خرما
۴۹_کارد رشته آش
۵۰_سِوِچ
۵۱_تین آهنی
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
۱- درب یک یا دولنگه
۲- یک یا چند دکدو ( اجاق )
۳- تنور گلی نانوایی
۴- انبربلند و رفده
۵- یک یا چند پرخو
۶- توه ( جهت سرخ کردن بلغور یا خوشتلی )
۷- دود کش یک تا چند دهانه
۸- تعداد زیادی جل سرخمیر
۹- یک تا چند طغارو لگن
۱۰- یک تا چند غرفه
۱۱- چند عدد سوچ
۱۲- یک عدد چهک
۱۳- تعداد ی میخ فولادی روی دیوارها
۱۴- چند عدد دیک و دیکچه مسی
۱۵- چند عدد سینی وچلو صافی مسی
۱۶- لاغو
۱۷- فر گلی یا اجوری
۱۸- اوگردو
۱۹- کفچیزو کفگیر
۲۰- منغل
۲۱- چوه
۲۲- سه پیه
۲۳- چند عد د غلیف
۲۴- کینو،
۲۵- کپو،
۲۶- سنگ آش،
۲۷- کندَه
۲۸- گربه تاز
۲۹-نمکدون گلی
۳۰-دستاس
۳۱_دَسگیرَه
۳۲_قَشُق
۳۳_عَلَوگِرَه
۳۴_اَنواعِ اَدِیَه جات
۳۵_ذُغال
۳۶_خَکِنداز (بِرا جَم کِردَنِ خَکِستَر)
۳۷_دوشَخلی
۳۸_اِسکِل (برا شور دادن ِاَتِشِ تِنور)
۳۹_دَبَّه مِسی یا نِکِلی (بِرا روغن)
۴۰_تُربَنجی
۴۱ـ دَگدو
۴۲ـ دیک برگ
۴۳ـ چلو صافی
۴۴ـ چِلِک
۴۵_زنبیل نو
۴۶_دولک قند
۴۷_هونگ
۴۸_خیک خرما
۴۹_کارد رشته آش
۵۰_سِوِچ
۵۱_تین آهنی
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
👍6❤1
📜اظهار نامه و برگ شناسنامه مربوط به یک خانواده ی طبسی
۱۳۳۵ خورشیدی
(موزه مجازی دانشنامه طبس)
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
۱۳۳۵ خورشیدی
(موزه مجازی دانشنامه طبس)
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
👍2
Forwarded from دانشنامه طبس گلشن
طبس قدیم
دهه ۳۰ خورشیدی
توضیح: این عکس از سمت حسینیه خان گرفته شده است که بخشی از بازار قدیمی در تصویر مشخص است .
www.tabasEnc.ir
بخش تاریخ معاصر "دانشنامه طبس"
🌸 @tabasEnc
دهه ۳۰ خورشیدی
توضیح: این عکس از سمت حسینیه خان گرفته شده است که بخشی از بازار قدیمی در تصویر مشخص است .
www.tabasEnc.ir
بخش تاریخ معاصر "دانشنامه طبس"
🌸 @tabasEnc
👍1
Forwarded from دانشنامه طبس گلشن
🏛بازار قدیم طبس
✒شرحی برعکس بازار طبس
⏰دهه ۳۰ خورشیدی
سال اول دبستان را در مدرسه ای که پایین تر از مسجد جامع ومدرسه دومنار قرار داشت گذراندم .
مدیر آن جناب مرحوم عباس خان صفایی ومعلم کلاس اول مرحوم سید رضا حجازی و مرحوم محمد علی سهرابی بودند .
نام مدرسه پدرام یا پرهام بود . بعدا این مدرسه تعطیل شد وما از کلاس دوم در مدرسه وکیلی ادامه دادیم .
اگر در جهت آنچه که در عکس فوق مشاهده میشود حرکت میکردیم و در ابتدای بازار ؛ مغازه بقالی و بعد آن مغازه حلوا کنجدی قرار داشت که با یک پناباد میتوانستیم کلی حلوا بخریم .
کمی بالاتر در سمت چپ بازار ، کوچه شهربانی بود که حاج اقا اخوی در انجا خدمت میکردند.
کوچه روبرو آن معروف بود به کوچه حوض قلی خان .
ابتدای کوچه حمام معروف کربلایی اکبر فولادی قرار داشت ( هنوز محل دیگ ومخزن آن پابرجاست) وسوخت آن کرگن خرما بود .
از کوچه شهربانی به سمت بالا که حرکت میکردیم راست بازار، مغازه کربلایی حسن بود و بعد از آن مغازه مرحوم حاج محمد حسین سهرابی و بعد تیمچه قرار داشت که بخشی از بازرگانی واقتصاد بازار انجا اتفاق می افتاد .
جذابیت های تیمچه درهای چوبی مغازه ها بود به صورت عمودی و کشویی باز و بست میشد.
از تیمچه که رد میشدیم ،مغازه خیاطی جناب منصوری بود وبعد از ایشان آرایشگاه عاشوری قرار داشت که با یک ریال سر دانش اموزان را با ماشین چهار صفر اصلاح میکرد .
طرف راست بازار سمت کوچه شهربانی، مغازه اقای شفیعی بود که از نوع تجارت ایشان یادم نیست اما بعدا این مغازه به قالی بافی تبدیل شد که به اقای موسویان متعلق بود وصدای نقشه خوانی قالی تو بازار می پیچید .
مغازه مجاور آن ، قماش وپارچه فروشی مرحوم ضرابی بود .
پس از ان ، مغازه مرحوم صفریان پدر بزرگ دکتر صفریان بود ، اینجا سقف بازار تمام می شد که در عکس هم پیداست .
سپس وارد یک فضای بیضی شکل میشدیم بنام دهنه "جلوخو" یا "چار سو" که در وسط آن حوض چهار گوش کوچکی بودکه از آن حرکت اب بطرف پایین شهر را میدیدیم درست مثل مظهر قنات .
درگوشه سمت راست "چارسو " مغازه قنادی مرحوم علی اقا سابقی قرار داشت که از ۲۰ اسفند تا عید اوج کار ایشان بود . من آن زمان شاگرد ایشان بودم.
ادامه آن کوچه پر پیچ وخمی قرار داشت که منازل شروع میشدند که میان آن یک اب انبار با ۲۰ پله بلند واقع بود .
بعد از کوچه مغازه خیاطی اقایان رعنایی بود وبعد هم مغازه کوچکی از آقای عاشوری قرار داشت که اخرشب ها جگر و بستنیهای قندونی خوشمزهای داشتند .
در گوشه سمت راست بقالی حاج حسن هادیان (احتمالا) بود و درکنارش مغازه کوچکی متعلق به آقای مختارعلی شوقی بود .
در این گوشه دهنه "جلوخو" طبقه دومی هم داشت که دو برادر دوقلو (احتمالا) هم بودند و عمامه های ملیله دوری زرد رنگ به نشانه کربلایی شدن، میفروختن و همچنین به تولید سفره های قلمکار مشغول بودند ، و بانظم قالبهای چوبی کنده کاری شده منقش به طرح ترنج با رنگ تهیه شده از پوست انار وگردو تماس میدادند و روی پارچه قرار میدادند و و برادران مرادی انچنان با مشت بر پشت قالب میکوبیدند که طبقه دوم میلرزید وگاهی تکه ای کلوخماننداز دیوار کنده میشد .
درگوشه راست بالا سالن کبابی مرحوم محمد طاهر برقی قرار داشت که لذیذ ترین کباب کوبیده دنیا اینجا تهیه میشد اولین باری که پپسی کولا وکوکاکولا وارد طبس شده بود از اینجا سر درآورد.
از اینجا بازار به پایان میرسید.
✒ به قلم : مهندس محمد حسن پیوندی
✏ویرایش : #دانشنامه_طبس
تصاویر و خاطرات قدیمی خودتان را برای ما ارسال کنید : @iranEnc
www.tabasEnc.ir
📚بخش تاریخ معاصر "دانشنامه طبس"
🌸 @tabasEnc
✒شرحی برعکس بازار طبس
⏰دهه ۳۰ خورشیدی
سال اول دبستان را در مدرسه ای که پایین تر از مسجد جامع ومدرسه دومنار قرار داشت گذراندم .
مدیر آن جناب مرحوم عباس خان صفایی ومعلم کلاس اول مرحوم سید رضا حجازی و مرحوم محمد علی سهرابی بودند .
نام مدرسه پدرام یا پرهام بود . بعدا این مدرسه تعطیل شد وما از کلاس دوم در مدرسه وکیلی ادامه دادیم .
اگر در جهت آنچه که در عکس فوق مشاهده میشود حرکت میکردیم و در ابتدای بازار ؛ مغازه بقالی و بعد آن مغازه حلوا کنجدی قرار داشت که با یک پناباد میتوانستیم کلی حلوا بخریم .
کمی بالاتر در سمت چپ بازار ، کوچه شهربانی بود که حاج اقا اخوی در انجا خدمت میکردند.
کوچه روبرو آن معروف بود به کوچه حوض قلی خان .
ابتدای کوچه حمام معروف کربلایی اکبر فولادی قرار داشت ( هنوز محل دیگ ومخزن آن پابرجاست) وسوخت آن کرگن خرما بود .
از کوچه شهربانی به سمت بالا که حرکت میکردیم راست بازار، مغازه کربلایی حسن بود و بعد از آن مغازه مرحوم حاج محمد حسین سهرابی و بعد تیمچه قرار داشت که بخشی از بازرگانی واقتصاد بازار انجا اتفاق می افتاد .
جذابیت های تیمچه درهای چوبی مغازه ها بود به صورت عمودی و کشویی باز و بست میشد.
از تیمچه که رد میشدیم ،مغازه خیاطی جناب منصوری بود وبعد از ایشان آرایشگاه عاشوری قرار داشت که با یک ریال سر دانش اموزان را با ماشین چهار صفر اصلاح میکرد .
طرف راست بازار سمت کوچه شهربانی، مغازه اقای شفیعی بود که از نوع تجارت ایشان یادم نیست اما بعدا این مغازه به قالی بافی تبدیل شد که به اقای موسویان متعلق بود وصدای نقشه خوانی قالی تو بازار می پیچید .
مغازه مجاور آن ، قماش وپارچه فروشی مرحوم ضرابی بود .
پس از ان ، مغازه مرحوم صفریان پدر بزرگ دکتر صفریان بود ، اینجا سقف بازار تمام می شد که در عکس هم پیداست .
سپس وارد یک فضای بیضی شکل میشدیم بنام دهنه "جلوخو" یا "چار سو" که در وسط آن حوض چهار گوش کوچکی بودکه از آن حرکت اب بطرف پایین شهر را میدیدیم درست مثل مظهر قنات .
درگوشه سمت راست "چارسو " مغازه قنادی مرحوم علی اقا سابقی قرار داشت که از ۲۰ اسفند تا عید اوج کار ایشان بود . من آن زمان شاگرد ایشان بودم.
ادامه آن کوچه پر پیچ وخمی قرار داشت که منازل شروع میشدند که میان آن یک اب انبار با ۲۰ پله بلند واقع بود .
بعد از کوچه مغازه خیاطی اقایان رعنایی بود وبعد هم مغازه کوچکی از آقای عاشوری قرار داشت که اخرشب ها جگر و بستنیهای قندونی خوشمزهای داشتند .
در گوشه سمت راست بقالی حاج حسن هادیان (احتمالا) بود و درکنارش مغازه کوچکی متعلق به آقای مختارعلی شوقی بود .
در این گوشه دهنه "جلوخو" طبقه دومی هم داشت که دو برادر دوقلو (احتمالا) هم بودند و عمامه های ملیله دوری زرد رنگ به نشانه کربلایی شدن، میفروختن و همچنین به تولید سفره های قلمکار مشغول بودند ، و بانظم قالبهای چوبی کنده کاری شده منقش به طرح ترنج با رنگ تهیه شده از پوست انار وگردو تماس میدادند و روی پارچه قرار میدادند و و برادران مرادی انچنان با مشت بر پشت قالب میکوبیدند که طبقه دوم میلرزید وگاهی تکه ای کلوخماننداز دیوار کنده میشد .
درگوشه راست بالا سالن کبابی مرحوم محمد طاهر برقی قرار داشت که لذیذ ترین کباب کوبیده دنیا اینجا تهیه میشد اولین باری که پپسی کولا وکوکاکولا وارد طبس شده بود از اینجا سر درآورد.
از اینجا بازار به پایان میرسید.
✒ به قلم : مهندس محمد حسن پیوندی
✏ویرایش : #دانشنامه_طبس
تصاویر و خاطرات قدیمی خودتان را برای ما ارسال کنید : @iranEnc
www.tabasEnc.ir
📚بخش تاریخ معاصر "دانشنامه طبس"
🌸 @tabasEnc
👍6
📜نخل هایی که ایستاده میمیرند
تصاویری که ناشی از سو مدیریت دستگاه های ذی ربط ، فقدان قانون بازدارنده و بیتفاوتی مردم ؛ در گوشه گوشه باغراه تاریخی گلشن ( بلوار امام خمینی) در حال وقوع است
باغ هایی که قرار است تبدیل به پاساژ و ساختمان های بی هویت شوند
عکس ارسالی: و. اسدی
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
تصاویری که ناشی از سو مدیریت دستگاه های ذی ربط ، فقدان قانون بازدارنده و بیتفاوتی مردم ؛ در گوشه گوشه باغراه تاریخی گلشن ( بلوار امام خمینی) در حال وقوع است
باغ هایی که قرار است تبدیل به پاساژ و ساختمان های بی هویت شوند
عکس ارسالی: و. اسدی
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
👍2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ازمیغان ؛ بهشتی در دل کویر
طبس
Ezmeyghan Village_Tabas
فیلم : مهران فتحی
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
طبس
Ezmeyghan Village_Tabas
فیلم : مهران فتحی
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
❤1👍1