📚 معرفی کتاب «تروما را از تنت بتکان»
از روز نخست، مطالعهی این کتاب صرفا یک تجربهی اتفاقی بود. بارها حین مطالعه، کتاب را میبستم و چند دقیقه به همان چیزی که خوانده بودم فکر میکردم. بعضی فصلها باعث شدند خیلی از چیزهایی را که سالها در میان کتابها و انسانها شاهد بودم، از زاویهی دقیقتری ببینم.
ایدهی محوری کتاب این است:
تروما نه تنها در ذهن، که بر سیستم عصبی و بدن هم اثر میگذارد، و بدن سازکاری ذاتی برای تخلیهی همین تنش دارد.
لرزشهای نوروژنیک — واکنشی که در بسیاری از پستانداران بعد از عبور از موقعیت تهدیدآمیز دیده میشود — بخشی از همین سازکار تنظیمگر است.
روش TRE (Tension & Trauma Releasing Exercises) بر همین پایه شکل گرفته: فعالسازی کنترلشدهی همین پاسخ فیزیولوژیک برای رهاسازی تنش انباشته.
در این کتاب چه میخوانید:
• مبانی عصبشناختی و فیزیولوژیک لرزشهای نوروژنیک، از جمله نقش مولدهای الگوی مرکزی (CPG) در نخاع و ساقهی مغز
• رابطهی تروما با پاسخهای دفاعی ناتمام (جنگ/گریز/یخزدگی) و نقش لرزش در تکمیل این چرخه
• شواهد بالینی از کاربرد TRE در کاهش درد مزمن، اضطراب و اسپاسم (از جمله در بیماران اماس)
• گزارشهای میدانی از کاربرد این روش در نیروهای امدادی و نظامی، بازماندگان جنگ، و نوجوانان مضطرب
• هفت تمرین عملی، آموزشدادهشده بهصورت گامبهگام و ایمن
یکی از نقاط قوت کتاب این است که فقط دیدگاه یک نفر را نمیخوانید. در کنار دکتر دیوید برسلی (بنیانگذار TRE)، متخصصانی از حوزههای عصبشناسی، فیزیوتراپی، درد مزمن، فاشیا و رواندرمانی هر کدام فصلی را از منظر تخصصی خودشان نوشتهاند. همین باعث شده کتاب هم علمی و مستند باشد، هم قابلفهم برای غیرمتخصص.
اگر روانشناس، درمانگر، فیزیوتراپیست یا دانشجوی این حوزهها هستید، این کتاب میتواند منبع مرجع خوبی برای کتابخانهتان باشد.
و اگر صرفاً میخواهید بفهمید چرا بعضی تنشها با فکر کردن یا حرف زدن بهتنهایی رفع نمیشوند، این کتاب توضیحی دقیق و مستدل به شما میدهد.
امیدوارم خواندنش برایتان بهاندازهی ترجمهکردنش برای من، ارزشمند باشد. 🌱
دکتر ندا محمدی
دانشآموخته زبان و ادبیات فارسی و روانشناسی بالینی
🛒 برای تهیهی کتاب:
https://danjehpub.com/product/تروما-را-از-تن-خود-بتکان/
#کتاب_تروما #TRE #رهاسازی_تنش #سلامت_روان #بدن_ذهن #نوروفیزیولوژی
از روز نخست، مطالعهی این کتاب صرفا یک تجربهی اتفاقی بود. بارها حین مطالعه، کتاب را میبستم و چند دقیقه به همان چیزی که خوانده بودم فکر میکردم. بعضی فصلها باعث شدند خیلی از چیزهایی را که سالها در میان کتابها و انسانها شاهد بودم، از زاویهی دقیقتری ببینم.
ایدهی محوری کتاب این است:
تروما نه تنها در ذهن، که بر سیستم عصبی و بدن هم اثر میگذارد، و بدن سازکاری ذاتی برای تخلیهی همین تنش دارد.
لرزشهای نوروژنیک — واکنشی که در بسیاری از پستانداران بعد از عبور از موقعیت تهدیدآمیز دیده میشود — بخشی از همین سازکار تنظیمگر است.
روش TRE (Tension & Trauma Releasing Exercises) بر همین پایه شکل گرفته: فعالسازی کنترلشدهی همین پاسخ فیزیولوژیک برای رهاسازی تنش انباشته.
در این کتاب چه میخوانید:
• مبانی عصبشناختی و فیزیولوژیک لرزشهای نوروژنیک، از جمله نقش مولدهای الگوی مرکزی (CPG) در نخاع و ساقهی مغز
• رابطهی تروما با پاسخهای دفاعی ناتمام (جنگ/گریز/یخزدگی) و نقش لرزش در تکمیل این چرخه
• شواهد بالینی از کاربرد TRE در کاهش درد مزمن، اضطراب و اسپاسم (از جمله در بیماران اماس)
• گزارشهای میدانی از کاربرد این روش در نیروهای امدادی و نظامی، بازماندگان جنگ، و نوجوانان مضطرب
• هفت تمرین عملی، آموزشدادهشده بهصورت گامبهگام و ایمن
یکی از نقاط قوت کتاب این است که فقط دیدگاه یک نفر را نمیخوانید. در کنار دکتر دیوید برسلی (بنیانگذار TRE)، متخصصانی از حوزههای عصبشناسی، فیزیوتراپی، درد مزمن، فاشیا و رواندرمانی هر کدام فصلی را از منظر تخصصی خودشان نوشتهاند. همین باعث شده کتاب هم علمی و مستند باشد، هم قابلفهم برای غیرمتخصص.
اگر روانشناس، درمانگر، فیزیوتراپیست یا دانشجوی این حوزهها هستید، این کتاب میتواند منبع مرجع خوبی برای کتابخانهتان باشد.
و اگر صرفاً میخواهید بفهمید چرا بعضی تنشها با فکر کردن یا حرف زدن بهتنهایی رفع نمیشوند، این کتاب توضیحی دقیق و مستدل به شما میدهد.
امیدوارم خواندنش برایتان بهاندازهی ترجمهکردنش برای من، ارزشمند باشد. 🌱
دکتر ندا محمدی
دانشآموخته زبان و ادبیات فارسی و روانشناسی بالینی
🛒 برای تهیهی کتاب:
https://danjehpub.com/product/تروما-را-از-تن-خود-بتکان/
#کتاب_تروما #TRE #رهاسازی_تنش #سلامت_روان #بدن_ذهن #نوروفیزیولوژی
❤5
معرفی و مفهوم حافظهی تروماتیک
📘 کتاب «تروما و حافظه»
راهنمایی برای درک و درمان خاطرات آسیبزا
نوشتهی دکتر پیتر اِی. لوین، بنیانگذار رویکرد «تجربهی جسمانی» (Somatic Experiencing)
بسیاری از ما خاطراتی داریم که بهجای راهنما بودن، به زنجیری برای گذشته تبدیل شدهاند. دکتر لوین نشان میدهد حافظهی تروماتیک با سایر انواع حافظه تفاوت بنیادین دارد: نهتنها در ذهن، بلکه در بدن و دستگاه عصبی نقش میبندد و بهصورت احساسات، رفتارهای تکراری و علائم جسمانی بروز میکند.
نکته اینجاست که حافظهی معمولی پویا و تغییرپذیر است اما حافظهی تروماتیک ثابت، منجمد و تکرارشوندهست. مثل یک فیلم شکسته که تکهتکه (احساسات، تصاویر، بوها، تنشهای عضلانی) بازمیگردد.
از نگاه دکتر لوین، رنج قربانیان تروما نه از خود رویداد، بلکه از تثبیتشدگی آن در دستگاه عصبی و بدن ناشی میشود. به همین دلیل صِرفِ سخنگفتن دربارهی آن معمولاً کافی نیست. چرا که «آنچه ذهن فراموش کرده، بدن فراموش نکرده است.»
#تروما_و_حافظه #پیتر_لوین #Somatic_Experiencing
📘 کتاب «تروما و حافظه»
راهنمایی برای درک و درمان خاطرات آسیبزا
نوشتهی دکتر پیتر اِی. لوین، بنیانگذار رویکرد «تجربهی جسمانی» (Somatic Experiencing)
بسیاری از ما خاطراتی داریم که بهجای راهنما بودن، به زنجیری برای گذشته تبدیل شدهاند. دکتر لوین نشان میدهد حافظهی تروماتیک با سایر انواع حافظه تفاوت بنیادین دارد: نهتنها در ذهن، بلکه در بدن و دستگاه عصبی نقش میبندد و بهصورت احساسات، رفتارهای تکراری و علائم جسمانی بروز میکند.
نکته اینجاست که حافظهی معمولی پویا و تغییرپذیر است اما حافظهی تروماتیک ثابت، منجمد و تکرارشوندهست. مثل یک فیلم شکسته که تکهتکه (احساسات، تصاویر، بوها، تنشهای عضلانی) بازمیگردد.
از نگاه دکتر لوین، رنج قربانیان تروما نه از خود رویداد، بلکه از تثبیتشدگی آن در دستگاه عصبی و بدن ناشی میشود. به همین دلیل صِرفِ سخنگفتن دربارهی آن معمولاً کافی نیست. چرا که «آنچه ذهن فراموش کرده، بدن فراموش نکرده است.»
#تروما_و_حافظه #پیتر_لوین #Somatic_Experiencing
❤5
🧠 چرا گاهی بدنمان چیزی را به یاد دارد که ذهنمان فراموش کرده است؟
وقتی از حافظه حرف میزنیم، معمولاً یاد اسمها، تاریخها و خاطرات میافتیم. اما از نگاه دکتر پیتر لوین، حافظه فقط این نیست.
او حافظه را به دو دسته تقسیم میکند:
۱. حافظهٔ آشکار
حافظهای که آگاهانه به آن دسترسی داریم؛ مثل اطلاعات، حقایق و خاطرات شخصی.
۲. حافظهٔ ناآشکار
حافظهای که خارج از آگاهی عمل میکند و شامل احساسات، مهارتها و مهمتر از همه، واکنشهای بقای بدن مانند جنگ، گریز، یخزدگی و فروپاشی است.
🌱 اهمیت این موضوع در تروما چیست؟
در تروما، اغلب این حافظهٔ ناآشکار است که فعال میماند. یعنی ممکن است ذهن، حادثه را به خاطر نیاورد، اما بدن همچنان طوری واکنش نشان دهد که انگار خطر هنوز وجود دارد.
به همین دلیل گاهی بدون دلیل مشخص، بدن منقبض میشود، قلب تند میزند یا احساس ناامنی میکنیم.
به همین خاطر، درمان تروما فقط دربارهٔ حرف زدن از گذشته نیست؛ بلکه کمک به سیستم عصبی است تا بفهمد خطر گذشته و اکنون امنیت برقرار است.
#پیتر_لوین #تروماوحافظه
وقتی از حافظه حرف میزنیم، معمولاً یاد اسمها، تاریخها و خاطرات میافتیم. اما از نگاه دکتر پیتر لوین، حافظه فقط این نیست.
او حافظه را به دو دسته تقسیم میکند:
۱. حافظهٔ آشکار
حافظهای که آگاهانه به آن دسترسی داریم؛ مثل اطلاعات، حقایق و خاطرات شخصی.
۲. حافظهٔ ناآشکار
حافظهای که خارج از آگاهی عمل میکند و شامل احساسات، مهارتها و مهمتر از همه، واکنشهای بقای بدن مانند جنگ، گریز، یخزدگی و فروپاشی است.
🌱 اهمیت این موضوع در تروما چیست؟
در تروما، اغلب این حافظهٔ ناآشکار است که فعال میماند. یعنی ممکن است ذهن، حادثه را به خاطر نیاورد، اما بدن همچنان طوری واکنش نشان دهد که انگار خطر هنوز وجود دارد.
به همین دلیل گاهی بدون دلیل مشخص، بدن منقبض میشود، قلب تند میزند یا احساس ناامنی میکنیم.
به همین خاطر، درمان تروما فقط دربارهٔ حرف زدن از گذشته نیست؛ بلکه کمک به سیستم عصبی است تا بفهمد خطر گذشته و اکنون امنیت برقرار است.
#پیتر_لوین #تروماوحافظه
❤5
چرا هنگام ترس بدن خود را جمع میکند؟
اگر ناگهان صدای بلندی بشنوید، احتمالاً پیش از آنکه فرصت فکر کردن داشته باشید، شانههایتان بالا میآید، گردنتان جمع میشود و بدنتان کمی خم میشود.
این واکنشها اتفاقی نیست. چرا که در این موقعیت، سیستم عصبی تلاش میکند از آسیبپذیرترین بخشهای بدن، یعنی گردن، قفسه سینه و شکم، محافظت کند. این الگو آنچنان بنیادی است که تقریباً در همه پستانداران دیده میشود.
#رابرت_اسکر این وضعیت را یادآور «حالت جنینی» میداند. الگویی که از نظر تکاملی یکی از ایمنترین وضعیتهای بدن برای محافظت از اندامهای حیاتی است.
بدن پیش از آنکه ما تصمیم بگیریم، تصمیم خودش را گرفته است:
اول بقا، سپس اندیشیدن.
منبع اصلی:
مقدمه دکتر رابرت اسکر در کتاب «تروما را از تنت بتکان»، نشر دانژه.
مطالعه بیشتر:
Waking the Tiger, Peter Levine
اگر ناگهان صدای بلندی بشنوید، احتمالاً پیش از آنکه فرصت فکر کردن داشته باشید، شانههایتان بالا میآید، گردنتان جمع میشود و بدنتان کمی خم میشود.
این واکنشها اتفاقی نیست. چرا که در این موقعیت، سیستم عصبی تلاش میکند از آسیبپذیرترین بخشهای بدن، یعنی گردن، قفسه سینه و شکم، محافظت کند. این الگو آنچنان بنیادی است که تقریباً در همه پستانداران دیده میشود.
#رابرت_اسکر این وضعیت را یادآور «حالت جنینی» میداند. الگویی که از نظر تکاملی یکی از ایمنترین وضعیتهای بدن برای محافظت از اندامهای حیاتی است.
بدن پیش از آنکه ما تصمیم بگیریم، تصمیم خودش را گرفته است:
اول بقا، سپس اندیشیدن.
منبع اصلی:
مقدمه دکتر رابرت اسکر در کتاب «تروما را از تنت بتکان»، نشر دانژه.
مطالعه بیشتر:
Waking the Tiger, Peter Levine
❤4
تروما نوعی احساسِ بیپناهی است.
بیشتر ما فکر میکنیم هر اتفاق سختی، تروماست.
اما #رابرت_اسکر تعریف دقیقتری ارائه میدهد.
او میگوید:
تروما زمانی شکل میگیرد که فرد با تهدیدی برای بقا روبهرو شود و در همان لحظه احساس کند هیچ کاری از دستش برنمیآید.
یعنی آنچه سیستم عصبی را زخمی میکند، فقط شدت حادثه نیست، بلکه تجربهی احساس درماندگی است. (به نظرم، درک این نکته در نوع مواجههی ما با تروما در خودمون و دیگری، اهمیت بسزائی داره!)
به همین دلیل ممکن است دو نفر یک حادثه مشابه را تجربه کنند، اما فقط یکی از آنها دچار پیامدهای تروماتیک شود.
در نگاه اسکر، معنایی که مغز به یک اتفاق میدهد، گاهی از خودِ اتفاق مهمتر است.
منبع:
Robert Scaer (2014). The Body Bears the Burden, Chapter 1.
بیشتر ما فکر میکنیم هر اتفاق سختی، تروماست.
اما #رابرت_اسکر تعریف دقیقتری ارائه میدهد.
او میگوید:
تروما زمانی شکل میگیرد که فرد با تهدیدی برای بقا روبهرو شود و در همان لحظه احساس کند هیچ کاری از دستش برنمیآید.
یعنی آنچه سیستم عصبی را زخمی میکند، فقط شدت حادثه نیست، بلکه تجربهی احساس درماندگی است. (به نظرم، درک این نکته در نوع مواجههی ما با تروما در خودمون و دیگری، اهمیت بسزائی داره!)
به همین دلیل ممکن است دو نفر یک حادثه مشابه را تجربه کنند، اما فقط یکی از آنها دچار پیامدهای تروماتیک شود.
در نگاه اسکر، معنایی که مغز به یک اتفاق میدهد، گاهی از خودِ اتفاق مهمتر است.
منبع:
Robert Scaer (2014). The Body Bears the Burden, Chapter 1.
❤6
رد پای تروما در بدن میماند.
وقتی از تروما حرف میزنیم، معمولاً ذهنمان به سمت خاطرات دردناک یا احساسات ناخوشایند میرود. اما #رابرت_اسکر در پیشگفتار کتاب "تروما را از تنت بتکان"، از زاویهی دیگری به موضوع نگاه میکند.
او میگوید: اینگونه نیست که هر تجربهی تهدیدکننده فقط در ذهن ثبت شود، بلکه بدن هم آن را به شیوهی خودش به یاد میسپارد: با انقباض بدن!
واکنشی که میلیونها سال تکامل آن را شکل داده است.
اگر این تنشها پس از پایان خطر، بهطور کامل آزاد نشوند، ممکن است بدن آنها را برای مدت طولانی در خود نگاه دارد. حتی زمانی که دیگر خطری وجود ندارد.
به همین دلیل است که گاهی بدن ما چیزی را به یاد دارد که ذهنمان مدتهاست فراموش کرده است.
درباره #تروماوحافظه میتوانید کتاب ارزشمند #پیتر_لوین با همین عنوان رو مطالعه کنید یا هشتگ رو لمس کنید و مطالب مرتبط به دیدگاههای پیتر لوین رو در کانال بخوانید.
منبع اصلی
Robert Scaer – Preface to Shake It Off Naturally (TRE)
مطالعه بیشتر:
The Body Bears the Burden
The Body Keeps the Score
Trauma and memory, by Peter Levine
وقتی از تروما حرف میزنیم، معمولاً ذهنمان به سمت خاطرات دردناک یا احساسات ناخوشایند میرود. اما #رابرت_اسکر در پیشگفتار کتاب "تروما را از تنت بتکان"، از زاویهی دیگری به موضوع نگاه میکند.
او میگوید: اینگونه نیست که هر تجربهی تهدیدکننده فقط در ذهن ثبت شود، بلکه بدن هم آن را به شیوهی خودش به یاد میسپارد: با انقباض بدن!
واکنشی که میلیونها سال تکامل آن را شکل داده است.
اگر این تنشها پس از پایان خطر، بهطور کامل آزاد نشوند، ممکن است بدن آنها را برای مدت طولانی در خود نگاه دارد. حتی زمانی که دیگر خطری وجود ندارد.
به همین دلیل است که گاهی بدن ما چیزی را به یاد دارد که ذهنمان مدتهاست فراموش کرده است.
درباره #تروماوحافظه میتوانید کتاب ارزشمند #پیتر_لوین با همین عنوان رو مطالعه کنید یا هشتگ رو لمس کنید و مطالب مرتبط به دیدگاههای پیتر لوین رو در کانال بخوانید.
منبع اصلی
Robert Scaer – Preface to Shake It Off Naturally (TRE)
مطالعه بیشتر:
The Body Bears the Burden
The Body Keeps the Score
Trauma and memory, by Peter Levine
❤4🥰1
درباره نویسنده
#دب_دانا درمانگر، نویسنده و مدرس آمریکایی در حوزهی تروما، #تنظیم_سیستم_عصبی و #نظریه_پلیواگال (Polyvagal Theory) است.
شهرت علمی: ارائه ساده و کاربردی مفاهیم پیچیدهی نظریه پلیواگال برای درمانگران و عموم مردم.
برخی از آثار مهم او:
• Anchored
دربارهی ایجاد احساس امنیت در بدن، شناخت حالتهای سیستم عصبی و پیدا کردن راههایی برای برگشت به تعادل.
• The Polyvagal Theory in therapy
کتابی تخصصیتر برای درمانگران دربارهی استفاده از نظریه پلیواگال در فرایند درمان.
• Pokyvagal exercises for therapist and clients
مجموعهای از تمرینهای عملی برای افزایش آگاهی از وضعیتهای سیستم عصبی.
تمرکز اصلی کار او این است که به جای نگاه صرفاً شناختی به مشکلاتی مثل اضطراب و تروما، به این سؤال توجه کنیم:
«بدن من الان چه پیامی از محیط دریافت میکند؟ آیا احساس امنیت میکند یا در حالت دفاع قرار گرفته است؟»
او توضیح میدهد که بسیاری از واکنشهایی که ما بهعنوان «اضطراب»، «بیانگیزگی»، «اجتناب» یا «واکنش شدید» تجربه میکنیم، میتوانند پاسخهای محافظتی سیستم عصبی باشند، نه ضعف شخصیتی.
#دب_دانا درمانگر، نویسنده و مدرس آمریکایی در حوزهی تروما، #تنظیم_سیستم_عصبی و #نظریه_پلیواگال (Polyvagal Theory) است.
شهرت علمی: ارائه ساده و کاربردی مفاهیم پیچیدهی نظریه پلیواگال برای درمانگران و عموم مردم.
برخی از آثار مهم او:
• Anchored
دربارهی ایجاد احساس امنیت در بدن، شناخت حالتهای سیستم عصبی و پیدا کردن راههایی برای برگشت به تعادل.
• The Polyvagal Theory in therapy
کتابی تخصصیتر برای درمانگران دربارهی استفاده از نظریه پلیواگال در فرایند درمان.
• Pokyvagal exercises for therapist and clients
مجموعهای از تمرینهای عملی برای افزایش آگاهی از وضعیتهای سیستم عصبی.
تمرکز اصلی کار او این است که به جای نگاه صرفاً شناختی به مشکلاتی مثل اضطراب و تروما، به این سؤال توجه کنیم:
«بدن من الان چه پیامی از محیط دریافت میکند؟ آیا احساس امنیت میکند یا در حالت دفاع قرار گرفته است؟»
او توضیح میدهد که بسیاری از واکنشهایی که ما بهعنوان «اضطراب»، «بیانگیزگی»، «اجتناب» یا «واکنش شدید» تجربه میکنیم، میتوانند پاسخهای محافظتی سیستم عصبی باشند، نه ضعف شخصیتی.
❤5
خلاصه کتاب
Anchored
اثر Deb Dana
#دب_دانا
چگونه #سیستم_عصبی خود را تنظیم کنیم و احساس امنیت را دوباره پیدا کنیم؟
ما فقط با ذهنمان تجربه نمیکنیم.
بدن ما دائماً در حال بررسی محیط است تا بفهمد:
«آیا اینجا امن است یا خطر وجود دارد؟»
دب دانا با استفاده از #نظریه_پلیواگال توضیح میدهد که سیستم عصبی ما سه حالت اصلی دارد:
۱. حالت امنیت و ارتباط (Ventral Vagal)
وقتی سیستم عصبی احساس امنیت میکند:
• راحتتر با دیگران ارتباط میگیریم.
• کنجکاوی و خلاقیت بیشتر میشود.
• بدن توانایی استراحت، ترمیم و یادگیری پیدا میکند.
• میتوانیم احساساتمان را تجربه کنیم بدون اینکه توسط آنها تسخیر شویم.
۲. حالت آمادهباش و دفاع (Sympathetic)
وقتی بدن خطر را احساس میکند:
• ضربان قلب بالا میرود.
• اضطراب، خشم، بیقراری یا نگرانی فعال میشود.
• بدن انرژی زیادی برای مقابله یا فرار آماده میکند.
این حالت ذاتاً بد نیست؛ یک سیستم محافظتی طبیعی است. مشکل زمانی ایجاد میشود که بدن در این وضعیت گیر کند.
۳. حالت خاموشی و قطع ارتباط (Dorsal Vagal)
وقتی بدن احساس کند راه دیگری وجود ندارد:
• بیحسی هیجانی
• خستگی شدید
• کنارهگیری
• احساس جداشدگی از خود یا محیط
ممکن است ظاهر شود.
مفهوم کلیدی کتاب:
لنگرهای امنیت (Anchors)
دب دانا توضیح میدهد که ما میتوانیم با تمرین، نشانههایی از امنیت برای سیستم عصبی بسازیم.
این لنگرها میتوانند شامل موارد زیر باشند:
🌱 یک نفس آرام و آگاهانه
🌱 توجه به احساسات بدن
🌱 ارتباط با فردی امن
🌱 یک مکان آرامبخش
🌱 موسیقی، حرکت یا فعالیتی که بدن را آرام میکند
با تکرار این تجربهها، سیستم عصبی یاد میگیرد که مسیر برگشت به حالت تعادل را راحتتر پیدا کند.
Anchored
اثر Deb Dana
#دب_دانا
چگونه #سیستم_عصبی خود را تنظیم کنیم و احساس امنیت را دوباره پیدا کنیم؟
ما فقط با ذهنمان تجربه نمیکنیم.
بدن ما دائماً در حال بررسی محیط است تا بفهمد:
«آیا اینجا امن است یا خطر وجود دارد؟»
دب دانا با استفاده از #نظریه_پلیواگال توضیح میدهد که سیستم عصبی ما سه حالت اصلی دارد:
۱. حالت امنیت و ارتباط (Ventral Vagal)
وقتی سیستم عصبی احساس امنیت میکند:
• راحتتر با دیگران ارتباط میگیریم.
• کنجکاوی و خلاقیت بیشتر میشود.
• بدن توانایی استراحت، ترمیم و یادگیری پیدا میکند.
• میتوانیم احساساتمان را تجربه کنیم بدون اینکه توسط آنها تسخیر شویم.
۲. حالت آمادهباش و دفاع (Sympathetic)
وقتی بدن خطر را احساس میکند:
• ضربان قلب بالا میرود.
• اضطراب، خشم، بیقراری یا نگرانی فعال میشود.
• بدن انرژی زیادی برای مقابله یا فرار آماده میکند.
این حالت ذاتاً بد نیست؛ یک سیستم محافظتی طبیعی است. مشکل زمانی ایجاد میشود که بدن در این وضعیت گیر کند.
۳. حالت خاموشی و قطع ارتباط (Dorsal Vagal)
وقتی بدن احساس کند راه دیگری وجود ندارد:
• بیحسی هیجانی
• خستگی شدید
• کنارهگیری
• احساس جداشدگی از خود یا محیط
ممکن است ظاهر شود.
مفهوم کلیدی کتاب:
لنگرهای امنیت (Anchors)
دب دانا توضیح میدهد که ما میتوانیم با تمرین، نشانههایی از امنیت برای سیستم عصبی بسازیم.
این لنگرها میتوانند شامل موارد زیر باشند:
🌱 یک نفس آرام و آگاهانه
🌱 توجه به احساسات بدن
🌱 ارتباط با فردی امن
🌱 یک مکان آرامبخش
🌱 موسیقی، حرکت یا فعالیتی که بدن را آرام میکند
با تکرار این تجربهها، سیستم عصبی یاد میگیرد که مسیر برگشت به حالت تعادل را راحتتر پیدا کند.
❤6
تمرینات رهاسازی تروما (TRE)
نگاهی علمی به یک روش بدنمحور
تمرینات رهاسازی (TRE) روشی است که توسط دکتر دیوید برسلی طراحی شده و بر پایهی یک فرض ساده اما بنیادین استوار است:
بدن انسان، مثل بسیاری از پستانداران دیگر، مجهز به یک مکانیسم ذاتی برای تخلیهی تنشهای ناشی از استرس و تروما است. این مکانیسم از طریق مجموعهای تمرین ساده و کنترلشده فعال میشود که منجر به بروز لرزشهای نورولوژیک (neurogenic tremors) در عضلات، بهویژه در ناحیهی رانها و کمر، میشود.
مکانیسم عمل
وقتی بدن با تهدید مواجه میشود، سیستم عصبی خودمختار وارد یک واکنش بقا میشود: جنگ، گریز یا انجماد. در حیوانات وحشی، پس از رفع تهدید، بدن از طریق لرزیدن و تکانهای فیزیکی، انرژی ذخیرهشده در این واکنش را تخلیه میکند و به حالت تعادل بازمیگردد. اما در انسان، به دلایل فرهنگی و اجتماعی، این چرخهی طبیعی اغلب ناقص میماند و تنش در بافت عضلانی و فاشیا باقی میماند.
با فعالسازی کنترلشدهی عضلات ران، این لرزش نورولوژیک دوباره فرا خوانده میشود. بر اساس فرضیههای مطرحشده، این فرایند با درگیری ناحیهی خاکستری پیرامون مجرای مغزی (PAG) و سایر ساختارهای زیرقشری مرتبط است. ساختارهایی که در تنظیم پاسخهای بقا نقش دارند.
فایدهها
طبق تجربهی بالینی و گزارشهای کاربران:
• تنظیم و کاهش عملکرد سیستم عصبی سمپاتیک و کاهش علائم برانگیختگی مزمن
• بازگشت به بدن و افزایش آگاهی حسی-بدنی
• کاهش تنشهای مزمن عضلانی، بهویژه در کمر و لگن
• بهبود کیفیت خواب و کاهش اضطراب روزمره در برخی افراد
• کاهش مشهود نشخوار فکری
• کاهش علائم pms
• افزایش رغبت به ارتباطات انسانی و اجتماعی
• ابزاری مکمل در کنار رویکردهای درمان کلامی، بهویژه برای کسانی که تروما را بیشتر در بدن تجربه میکنند تا در ذهن
لازم به ذکر است بخش قابل توجهی از این یافتهها هنوز دادههای مبتنی بر تجربهی فردی هستند، نه نتیجهی مطالعات گسترده در چارچوب علوم دقیق و تجربی. پژوهشهای کنترلشده در این حوزه هنوز محدود است.
محدودیتها
• تمرینات رهاسازی برای همه مناسب نیست؛ افرادی با سابقهی تشنج، اختلالات شدید تجزیهای، یا برخی شرایط پزشکی خاص باید با احتیاط و زیر نظر متخصص پیش بروند.
• در برخی افراد، بهویژه در ابتدای مسیر، ممکن است لرزش با احساس درماندگی و ناخاطرجمعی همراه شود که نیازمند کیس فرمولیشن دقیق و همراهی تسهیلگر آموزشدیده است.
• تمرینات رهاسازی، ابزاری برای "بهبود کامل" نیست. بلکه ابزاری برای تنظیم سیستم عصبی است و معمولاً در کنار سایر رویکردهای درمانی بیشترین اثربخشی را دارد.
• گذار از حالت کمبرانگیختگی (hypoarousal) به بیشبرانگیختگی (hyperarousal) در برخی کیسها ممکن است رخ دهد و باید تحت نظارت مدیریت شود.
• شواهد علمی رسمی هنوز در حال شکلگیری است و ادعاهای درمانی قطعی دربارهی آن زودهنگام است.
تمرینات رهاسازی را نه بهعنوان یک "درمان معجزهآسا"، بلکه بهعنوان یک تمرین جسمانی برای بازگرداندن تنظیم به سیستم عصبی ببینید.
روشی که وقتی با آگاهی، به تدریج و همراهی مناسب انجام شود، میتواند دری بهسوی بازگشت به بدن باز کند.
ندا محمدی
تسهیلگر رسمی تمرینات رهاسازی TRE
@TREwithNeda
نگاهی علمی به یک روش بدنمحور
تمرینات رهاسازی (TRE) روشی است که توسط دکتر دیوید برسلی طراحی شده و بر پایهی یک فرض ساده اما بنیادین استوار است:
بدن انسان، مثل بسیاری از پستانداران دیگر، مجهز به یک مکانیسم ذاتی برای تخلیهی تنشهای ناشی از استرس و تروما است. این مکانیسم از طریق مجموعهای تمرین ساده و کنترلشده فعال میشود که منجر به بروز لرزشهای نورولوژیک (neurogenic tremors) در عضلات، بهویژه در ناحیهی رانها و کمر، میشود.
مکانیسم عمل
وقتی بدن با تهدید مواجه میشود، سیستم عصبی خودمختار وارد یک واکنش بقا میشود: جنگ، گریز یا انجماد. در حیوانات وحشی، پس از رفع تهدید، بدن از طریق لرزیدن و تکانهای فیزیکی، انرژی ذخیرهشده در این واکنش را تخلیه میکند و به حالت تعادل بازمیگردد. اما در انسان، به دلایل فرهنگی و اجتماعی، این چرخهی طبیعی اغلب ناقص میماند و تنش در بافت عضلانی و فاشیا باقی میماند.
با فعالسازی کنترلشدهی عضلات ران، این لرزش نورولوژیک دوباره فرا خوانده میشود. بر اساس فرضیههای مطرحشده، این فرایند با درگیری ناحیهی خاکستری پیرامون مجرای مغزی (PAG) و سایر ساختارهای زیرقشری مرتبط است. ساختارهایی که در تنظیم پاسخهای بقا نقش دارند.
فایدهها
طبق تجربهی بالینی و گزارشهای کاربران:
• تنظیم و کاهش عملکرد سیستم عصبی سمپاتیک و کاهش علائم برانگیختگی مزمن
• بازگشت به بدن و افزایش آگاهی حسی-بدنی
• کاهش تنشهای مزمن عضلانی، بهویژه در کمر و لگن
• بهبود کیفیت خواب و کاهش اضطراب روزمره در برخی افراد
• کاهش مشهود نشخوار فکری
• کاهش علائم pms
• افزایش رغبت به ارتباطات انسانی و اجتماعی
• ابزاری مکمل در کنار رویکردهای درمان کلامی، بهویژه برای کسانی که تروما را بیشتر در بدن تجربه میکنند تا در ذهن
لازم به ذکر است بخش قابل توجهی از این یافتهها هنوز دادههای مبتنی بر تجربهی فردی هستند، نه نتیجهی مطالعات گسترده در چارچوب علوم دقیق و تجربی. پژوهشهای کنترلشده در این حوزه هنوز محدود است.
محدودیتها
• تمرینات رهاسازی برای همه مناسب نیست؛ افرادی با سابقهی تشنج، اختلالات شدید تجزیهای، یا برخی شرایط پزشکی خاص باید با احتیاط و زیر نظر متخصص پیش بروند.
• در برخی افراد، بهویژه در ابتدای مسیر، ممکن است لرزش با احساس درماندگی و ناخاطرجمعی همراه شود که نیازمند کیس فرمولیشن دقیق و همراهی تسهیلگر آموزشدیده است.
• تمرینات رهاسازی، ابزاری برای "بهبود کامل" نیست. بلکه ابزاری برای تنظیم سیستم عصبی است و معمولاً در کنار سایر رویکردهای درمانی بیشترین اثربخشی را دارد.
• گذار از حالت کمبرانگیختگی (hypoarousal) به بیشبرانگیختگی (hyperarousal) در برخی کیسها ممکن است رخ دهد و باید تحت نظارت مدیریت شود.
• شواهد علمی رسمی هنوز در حال شکلگیری است و ادعاهای درمانی قطعی دربارهی آن زودهنگام است.
تمرینات رهاسازی را نه بهعنوان یک "درمان معجزهآسا"، بلکه بهعنوان یک تمرین جسمانی برای بازگرداندن تنظیم به سیستم عصبی ببینید.
روشی که وقتی با آگاهی، به تدریج و همراهی مناسب انجام شود، میتواند دری بهسوی بازگشت به بدن باز کند.
ندا محمدی
تسهیلگر رسمی تمرینات رهاسازی TRE
@TREwithNeda
❤7
TRE with Neda pinned «تمرینات رهاسازی تروما (TRE) نگاهی علمی به یک روش بدنمحور تمرینات رهاسازی (TRE) روشی است که توسط دکتر دیوید برسلی طراحی شده و بر پایهی یک فرض ساده اما بنیادین استوار است: بدن انسان، مثل بسیاری از پستانداران دیگر، مجهز به یک مکانیسم ذاتی برای تخلیهی تنشهای…»
تمرینات رهاسازی چه چیزی نیست؟ و چه چیزی هست؟
یکی از سؤالهایی که این روزها زیاد از من میپرسید این است:
«این لرزشهایی که در تمرینات رهاسازی اتفاق میافتد، ربطی به انرژیدرمانی، هیپنوتیزم، جادو یا حتی تسخیر دارد؟»
پاسخ کوتاه این است: خیر.
لرزشهایی که ممکن است در جریان تمرینات رهاسازی تجربه شوند، در چارچوب این روش قرار نیست به نیروهای ماورایی، تسخیر یا «انرژیهای مرموز» نسبت داده شوند.
تمرینات رهاسازی، یک رویکرد بدنمحور است؛ نه انرژیدرمانی و نه هیپنوتیزم.
در طول تمرین، فرد هوشیار است، میتواند تجربهاش را مشاهده کند و هر زمان که بخواهد میتواند شدت تمرین را کاهش دهد یا آن را متوقف کند.
اما سؤال مهمتر این است:
پس این لرزشها از کجا میآیند؟
در تمرینات رهاسازی، مجموعهای از تمرینهای حرکتی و بدنی انجام میشود که ممکن است در ادامه، لرزشها یا حرکات غیرارادی در بدن ظاهر شوند.
ما درباره این تجربهها هنوز نباید بیشتر از چیزی که شواهد علمی اجازه میدهد ادعا کنیم. اینکه یک نفر در بدنش لرزش، گرما، سبکی، سنگینی، هیجان یا تغییرات دیگری را احساس میکند، یک تجربه واقعی بدنی است؛ اما توضیح دادن علت آن، مسئله دیگری است.
و اینجا یک تمایز مهم وجود دارد:
تجربه با تفسیر تجربه یکی نیست.
ممکن است فردی بعد از تمرین احساس آرامش و سبکی کند.
ممکن است فرد دیگری هیجان یا احساسات متفاوتی را تجربه کند.
گاهی خاطرهای به ذهن میآید.
و گاهی هم هیچ اتفاق خاصی از این جنس رخ نمیدهد؛ فقط بدن لرزیده و تمام.
همه این تجربهها میتوانند برای فرد معنادار باشند، اما لازم نیست برای معنادار بودنشان، حتماً یک توضیح ماورایی پیدا کنیم.
مثلاً اگر کسی هنگام تمرین احساس کند «چیزی از بدنم خارج شد»، میتوانیم به این تجربه احترام بگذاریم؛ اما از نظر علمی نمیتوانیم صرفاً بر اساس این احساس نتیجه بگیریم که واقعاً یک «انرژی خاص» از بدن خارج شده است.
در کار بدنمحور، بهجای اینکه بلافاصله برای هر احساس و هر حرکت یک داستان بسازیم، میتوانیم کمی مکث کنیم و ببینیم:
بدن من الان چه چیزی را تجربه میکند؟
چه احساسی دارم؟
چه تغییری در تنفس، تنش عضلانی یا حالت کلی بدنم اتفاق افتاده؟
و بعد، لازم نیست تمام تجربه را مدام تحلیل کنیم.
گاهی کافی است تجربه را مشاهده کنیم، اجازه دهیم بیاید و برود و دوباره به اکنون برگردیم.
این نگاه نه به معنای انکار تجربههای بدنی و روانی انسان است و نه به معنای اینکه بگوییم «هیچ اتفاقی نمیافتد».
برعکس؛ بدن ما بسیار پیچیده است و هنوز چیزهای زیادی درباره رابطه میان بدن، سیستم عصبی، هیجان و تجربههای درونی نمیدانیم.
اما پیچیده بودن بدن، به معنای ماورایی بودن آن نیست.
شاید یکی از مهمترین کارهایی که میتوانیم در مواجهه با چنین تجربههایی انجام دهیم، همین باشد:
نه تجربه را انکار کنیم،
نه برایش سریع یک توضیح قطعی بسازیم.
فقط با کنجکاوی نگاه کنیم، تجربه کنیم و تا جایی که شواهد اجازه میدهند، دربارهاش حرف بزنیم.
تمرینات رهاسازی را بهتر است همانطور که هست بشناسیم؛
نه چیزی بیشتر، نه چیزی کمتر.
ندا محمدی
تسهیلگر رسمی تمرینات رهاسازی TRE
@TREwithNeda
یکی از سؤالهایی که این روزها زیاد از من میپرسید این است:
«این لرزشهایی که در تمرینات رهاسازی اتفاق میافتد، ربطی به انرژیدرمانی، هیپنوتیزم، جادو یا حتی تسخیر دارد؟»
پاسخ کوتاه این است: خیر.
لرزشهایی که ممکن است در جریان تمرینات رهاسازی تجربه شوند، در چارچوب این روش قرار نیست به نیروهای ماورایی، تسخیر یا «انرژیهای مرموز» نسبت داده شوند.
تمرینات رهاسازی، یک رویکرد بدنمحور است؛ نه انرژیدرمانی و نه هیپنوتیزم.
در طول تمرین، فرد هوشیار است، میتواند تجربهاش را مشاهده کند و هر زمان که بخواهد میتواند شدت تمرین را کاهش دهد یا آن را متوقف کند.
اما سؤال مهمتر این است:
پس این لرزشها از کجا میآیند؟
در تمرینات رهاسازی، مجموعهای از تمرینهای حرکتی و بدنی انجام میشود که ممکن است در ادامه، لرزشها یا حرکات غیرارادی در بدن ظاهر شوند.
ما درباره این تجربهها هنوز نباید بیشتر از چیزی که شواهد علمی اجازه میدهد ادعا کنیم. اینکه یک نفر در بدنش لرزش، گرما، سبکی، سنگینی، هیجان یا تغییرات دیگری را احساس میکند، یک تجربه واقعی بدنی است؛ اما توضیح دادن علت آن، مسئله دیگری است.
و اینجا یک تمایز مهم وجود دارد:
تجربه با تفسیر تجربه یکی نیست.
ممکن است فردی بعد از تمرین احساس آرامش و سبکی کند.
ممکن است فرد دیگری هیجان یا احساسات متفاوتی را تجربه کند.
گاهی خاطرهای به ذهن میآید.
و گاهی هم هیچ اتفاق خاصی از این جنس رخ نمیدهد؛ فقط بدن لرزیده و تمام.
همه این تجربهها میتوانند برای فرد معنادار باشند، اما لازم نیست برای معنادار بودنشان، حتماً یک توضیح ماورایی پیدا کنیم.
مثلاً اگر کسی هنگام تمرین احساس کند «چیزی از بدنم خارج شد»، میتوانیم به این تجربه احترام بگذاریم؛ اما از نظر علمی نمیتوانیم صرفاً بر اساس این احساس نتیجه بگیریم که واقعاً یک «انرژی خاص» از بدن خارج شده است.
در کار بدنمحور، بهجای اینکه بلافاصله برای هر احساس و هر حرکت یک داستان بسازیم، میتوانیم کمی مکث کنیم و ببینیم:
بدن من الان چه چیزی را تجربه میکند؟
چه احساسی دارم؟
چه تغییری در تنفس، تنش عضلانی یا حالت کلی بدنم اتفاق افتاده؟
و بعد، لازم نیست تمام تجربه را مدام تحلیل کنیم.
گاهی کافی است تجربه را مشاهده کنیم، اجازه دهیم بیاید و برود و دوباره به اکنون برگردیم.
این نگاه نه به معنای انکار تجربههای بدنی و روانی انسان است و نه به معنای اینکه بگوییم «هیچ اتفاقی نمیافتد».
برعکس؛ بدن ما بسیار پیچیده است و هنوز چیزهای زیادی درباره رابطه میان بدن، سیستم عصبی، هیجان و تجربههای درونی نمیدانیم.
اما پیچیده بودن بدن، به معنای ماورایی بودن آن نیست.
شاید یکی از مهمترین کارهایی که میتوانیم در مواجهه با چنین تجربههایی انجام دهیم، همین باشد:
نه تجربه را انکار کنیم،
نه برایش سریع یک توضیح قطعی بسازیم.
فقط با کنجکاوی نگاه کنیم، تجربه کنیم و تا جایی که شواهد اجازه میدهند، دربارهاش حرف بزنیم.
تمرینات رهاسازی را بهتر است همانطور که هست بشناسیم؛
نه چیزی بیشتر، نه چیزی کمتر.
ندا محمدی
تسهیلگر رسمی تمرینات رهاسازی TRE
@TREwithNeda
❤13👍3
