و در آخر مهم نیست واژه ها چقدر زیبا به گوش برسند؛
رفتار همیشه نشان میدهد که تودر زندگی کسی چه جایگاهی داری.
رفتار همیشه نشان میدهد که تودر زندگی کسی چه جایگاهی داری.
میدونی چیه
اگه سعی کنی کوزه ترک خورده رو پر کنی،تمام عمرت رو کنار چشمه هدر میدی
صبر ی چیزه،خودت رو هدر دادن یک چیزه دیگس
برای کسی که نمیفهمه،توضیح دادن،و برای کسی ک قدر نمیدونه،ارزش قائل شدن بیهودس
فراموش نکن عزیزمن
بعضی ظرفا هیچوقت پر نمیشن و بعضی انسان ها هیچوقت سیر نمیشن.
@TCafeyas🌱
اگه سعی کنی کوزه ترک خورده رو پر کنی،تمام عمرت رو کنار چشمه هدر میدی
صبر ی چیزه،خودت رو هدر دادن یک چیزه دیگس
برای کسی که نمیفهمه،توضیح دادن،و برای کسی ک قدر نمیدونه،ارزش قائل شدن بیهودس
فراموش نکن عزیزمن
بعضی ظرفا هیچوقت پر نمیشن و بعضی انسان ها هیچوقت سیر نمیشن.
@TCafeyas🌱
امروز که گفتی « در آینده بچه تو بیار، خودم برات بزرگش میکنم، خودم عروست میکنم»، تو دلم گفتم: زن، نخواست دیگه... وگرنه بچهم نوهی خودت میشد و خودمم عروست بودم ؛ درست همونجوری که یه روزی قرار بود باشه، ولی نشد ...
۱۹ مهر
#من_و_تمام_نگفته_هایم
۱۹ مهر
#من_و_تمام_نگفته_هایم
💔3
بسیاری دیگر همچنان مرا دوست دارند
اما از این پس ″مرگ″ من کسی را نخواهد کشت
اما از این پس ″مرگ″ من کسی را نخواهد کشت
بازگشت تک و تنها به اپارتمان برای اولین بار
چگونه از پس تنها زیستن در اینجا بر خواهم امد..
«و به هر حال برایم روشن است که جای دیگری هم برایم نیست».
چگونه از پس تنها زیستن در اینجا بر خواهم امد..
«و به هر حال برایم روشن است که جای دیگری هم برایم نیست».
حتی اگر کسی گل های باغ شما را بچیند
بهار ی که خداوند در سرنوشت شما نوشته را نمیتواند متوقف کند.
@TCafeyas🌱
بهار ی که خداوند در سرنوشت شما نوشته را نمیتواند متوقف کند.
@TCafeyas🌱
من هیچی از زندگی، دنیا و آینده نمیدونم؛ فقط خدا میدونه قراره چه اتفاقایی برام بیفته. همیشه از نشدنها گله میکردم و نمیفهمیدم چرا چیزی که از ته دلم میخوام، نباید اتفاق بیفته. اما چند روزیه دارم میفهمم شاید بعضی نشدنها، لطف خدا باشن؛ لطفی که منِ بیخبر، از حکمتش چیزی نمیدونستم.
شاید من فقط خواستهم رو میدیدم، اما خدا عاقبتش رو میدونست. شاید چیزی که من اسمش رو گذاشته بودم حسرت، همون چیزی بود که خدا نمیخواست روزی باعث پشیمونیم بشه.
گاهی باید بپذیرم که من فقط میتونم بخوام، اما این خداست که میدونه چی برام خوبه؛ شاید خوب شد که نشد، چون من نمیدونستم، اما خالقم میدونست.
" برای روز های سخت ۲۰ سالگی "
#من_و_تمام_نگفته_هایم
شاید من فقط خواستهم رو میدیدم، اما خدا عاقبتش رو میدونست. شاید چیزی که من اسمش رو گذاشته بودم حسرت، همون چیزی بود که خدا نمیخواست روزی باعث پشیمونیم بشه.
گاهی باید بپذیرم که من فقط میتونم بخوام، اما این خداست که میدونه چی برام خوبه؛ شاید خوب شد که نشد، چون من نمیدونستم، اما خالقم میدونست.
" برای روز های سخت ۲۰ سالگی "
#من_و_تمام_نگفته_هایم
داستایوفسکی معتقد بود که آدما بیشتر از آنکه عاشقِ خودِ طرف مقابل باشند، عاشقِ "تصویری" هستند که از او در ذهنشان ساختهاند.
به همین خاطر است که وقتی آن تصویر فرو میریزد، احساس خیانت میکنیم. در حالی که آن بنده خدا هیچ تغییری نکرده، فقط ما "بیدار" شدهایم!
عشق واقعی شاید همین باشد: اینکه بتوانی با واقعیتِ زمخت و معمولیِ یک نفر کنار بیایی، نه با آن فرشتهیِ خیالی که در رویاهایت تراشیده بودی. بقیه هر چه هست، فقط بازیِ هورمونهاست و بس ...
به همین خاطر است که وقتی آن تصویر فرو میریزد، احساس خیانت میکنیم. در حالی که آن بنده خدا هیچ تغییری نکرده، فقط ما "بیدار" شدهایم!
عشق واقعی شاید همین باشد: اینکه بتوانی با واقعیتِ زمخت و معمولیِ یک نفر کنار بیایی، نه با آن فرشتهیِ خیالی که در رویاهایت تراشیده بودی. بقیه هر چه هست، فقط بازیِ هورمونهاست و بس ...
حتی اگه بداخلاقترین آدم دنیا هم بودی، حتی اگه گاهی دلمو میشکستی و با رفتارات ناراحتم میکردی، باز هم هیچکس برام شبیه تو نمیشد. من هیچوقت نتونستم کسی رو به اندازهی تو دوست داشته باشم، چون تو یه جایی از قلبمو لمس کردی که قبل از تو حتی نمیدونستم وجود داره. یه جایی که انگار تا قبل از تو خاموش بود و با اومدنت بیدار شد. تو برای من فقط یه آدم نبودی؛ تو همون احساسی بودی که هیچوقت تجربهاش نکرده بودم، همون دلبستگی عجیبی که حتی با ناراحتیهام، دلخوریهام و تموم سختیهاش هم نتونستم ازش دست بکشم. شاید خیلی چیزا بین ما اونجوری که میخواستیم پیش نرفت، شاید بارها از هم ناراحت شدیم، اما هیچکدوم از اینا نتونست ذرهای از حسی که بهت داشتم کم کنه. چون من تو رو فقط برای روزای خوبت دوست نداشتم؛ من تو رو با تمام اخلاقهات، با تمام سختیهات و حتی با اون قسمتهایی از وجودت که شاید خودت هم دوستشون نداشتی، دوست داشتم.
- یاسمن
- یاسمن