Spanika uno
1.52K subscribers
224 photos
114 videos
6 files
52 links
🇪🇸 زبان اسپانیایی 🇪🇸
آموزش این زبان شیرین را فقط با ما شروع کنید!
چرا موسسه ما؟
✏️دارا بودن کادری با تجربه
✏️آموزش تخصصی

ادمین ثبت‌نام 👩‍💻
@Spanish_plus_admin

پیج اینستاگرام
https://instagram.com/spanika.uno
Download Telegram
🔍 Más vale pájaro en mano que ciento volando
🔹 معنی تحت‌اللفظی: «یک پرنده در دست بهتر از صد پرنده در حال پرواز است.»

📌 معنی و کاربرد:
👉 یعنی چیزی که الان داری (هرچند کم یا کوچک باشه) از چیزی که فقط احتمال به دست آوردنش هست، ارزشمندتره.

🔑 معادل در فارسی:
• «سیلی نقد به از حلوای نسیه»
• «یک دست جام باده و یک دست زلف یار» (در مفهوم قناعت)
• «گنجشک دستت رو به کبوتر بام ترجیح بده»

📚 Ejemplo (مثال):
• No voy a dejar mi trabajo fijo por un proyecto incierto. Más vale pájaro en mano que ciento volando.
(کار ثابت‌مو ول نمی‌کنم برای پروژه‌ای نامعلوم. سیلی نقد به از حلوای نسیه.)
🔍 Acercarse a
🔹 معنی: نزدیک شدن به

✅ ساختار:
Acercarse + a + [اسم / ضمیر / فعل در مصدر]

📌 Ejemplos (مثال‌ها):
• Me acerco a la puerta.
(به سمت در نزدیک می‌شم.)
• Quiero acercarme a ti.
(می‌خوام بهت نزدیک بشم.)
• Nos estamos acercando a cumplir nuestros sueños.
(داریم به رویا‌هامون نزدیک می‌شیم.)

✨ نکته: همیشه بعد از acercarse حرف اضافه‌ی a میاد.

🔑 معادل در فارسی:
• نزدیک شدن به کسی/چیزی
• قدم برداشتن به سوی هدف
🔍 Tardar en + infinitivo

🔹 معنی تحت‌اللفظی: «زمان بردن برای انجام کاری»

📌 معنی و کاربرد:
👉 وقتی می‌خواهیم بگیم انجام کاری طول کشیده یا کسی دیر انجامش داده.

🔑 معادل در فارسی:
• «(فلان کار) طول کشید تا انجام شد»
• «دیر (کاری را) انجام دادن»
• «(زمان) برد تا…»

📚 Ejemplos (مثال‌ها):
• Tardé dos horas en llegar a casa.
«دو ساعت طول کشید تا به خانه برسم.»
• Siempre tardas en contestar mis mensajes.
«همیشه دیر جواب پیام‌هامو می‌دی.»
• El tren tardará en salir.
«قطار دیر راه می‌افته / طول می‌کشه تا حرکت کنه.»
🔍 A río revuelto, ganancia de pescadores
🔹 معنی تحت‌اللفظی: «در رودخانهٔ گل‌آلود، صید ماهی‌گیران بیشتر است.»

📌 معنی و کاربرد:
👉 وقتی اوضاع آشفته یا بی‌ثبات می‌شه، بعضی‌ها از این بی‌نظمی و آشوب به نفع خودشون استفاده می‌کنن.

🔑 معادل در فارسی:
• «ماهی از آب گل‌آلود گرفتن»
• «آشوب که می‌شه، فرصت‌طلب‌ها سود می‌برن»

📚 Ejemplo (مثال):
• Con la crisis económica, algunos especuladores hicieron fortuna. A río revuelto, ganancia de pescadores.
«با بحران اقتصادی، بعضی دلال‌ها ثروتمند شدن. ماهی از آب گل‌آلود گرفتن.»
🔍 Aunque
🔹 معنی تحت‌اللفظی: «اگرچه»، «با اینکه»، «هرچند»

📌 معنی و کاربرد:
👉 از «aunque» برای بیان تضاد یا امری برخلاف انتظار استفاده می‌شه؛ یعنی دوتا جمله داریم که یکی از اون‌ها نتیجه‌ای غیرمنتظره نسبت به دیگری داره.

🔑 معادل در فارسی:
• با اینکه
• هرچند
• اگرچه

📚 Ejemplo / مثال:

Aunque estaba cansado, fue al trabajo.
با اینکه خسته بود، رفت سر کار.
🔍 Cada loco con su tema
🔹 معنی تحت‌اللفظی: «هر دیوونه‌ای با موضوع خودش»

📌 معنی و کاربرد:
👉 وقتی می‌خوای بگی هر کسی علایق، سلیقه یا دنیای خودش رو داره و نباید از بقیه انتظار داشت مثل ما فکر کنن یا رفتار کنن، از این عبارت استفاده می‌شه.
گاهی هم لحنی طنز یا بی‌تفاوت داره، یعنی: «ولش کن، هر کی ساز خودشو می‌زنه!»

🔑 معادل در فارسی:
• هر کسی ساز خودش رو می‌زنه
• هر کسی سرش به کار خودشه
• بگذار هر کسی کار خودش را بکند

📚 Ejemplo / مثال:

A mí me encanta el reguetón, pero a mi hermano solo le gusta el rock.
Cada loco con su tema.
من عاشق رگِتونم، ولی داداشم فقط راک گوش می‌ده.
هر کسی ساز خودش رو می‌زنه.
📖 “YA” — una palabra pequeña, con un universo de significados.

📖 «یا» — واژه‌ای کوچک، با دنیایی از معناها.

En español, “ya” parece una palabra simple, de solo dos letras.
در اسپانیایی، «یا» به نظر یه کلمه ساده میاد، فقط با دو حرف.

Pero detrás de ella hay emoción, tiempo, cambio, paciencia, y a veces… rendición.
اما پشتش احساس، زمان، تغییر، صبر و گاهی هم تسلیم پنهانه.

“Ya” se usa cuando algo acaba, empieza o finalmente sucede.
«یا» وقتی استفاده می‌شه که چیزی تموم می‌شه، شروع می‌شه یا بالاخره اتفاق می‌افته.

Es una forma de decir: “por fin”, “ahora”, o “basta”.
یه جور گفتنه برای «بالاخره»، «الان»، یا «بسه».

Una sola palabra, pero con el poder de marcar un antes y un después.
یه واژه‌ی تنها، ولی با قدرتی برای نشون دادن «قبل و بعد» در زندگی.

⸻

✨ Algunos ejemplos que muestran su alma:
✨ چند مثال که روح این کلمه رو نشون می‌دن:
• “Ya llegué.” → «الان رسیدم.» (زمان حال، لحظه‌ی حضور)
• “¡Ya basta!” → «بسه دیگه!» (احساس خشم یا خستگی)
• “Ya no duele.” → «دیگه درد نمی‌کنه.» (آرامش بعد از درد)
عبارت «hacer la vista gorda» در اسپانیایی یعنی «چشم‌پوشی کردن» یا «خود را به ندیدن زدن»

1. آموزشی:
🔹 «Hacer la vista gorda» یعنی وقتی چیزی را می‌بینی، اما وانمود می‌کنی که ندیدی! در فارسی یعنی چشم‌پوشی کردن. 👁️🙈

2. طنزآمیز:
🔹 بعضی وقتا بهترین واکنش اینه که… 😏
👉 hacer la vista gorda

3. ادبی/فلسفی:
🔹 گاهی برای آرامش باید چشمانت را ببندی، نه از نادانی، بلکه از خرد. 🌙
hacer la vista gorda

4. روزمره / شبکه اجتماعی:
🔹 دیدم ولی چیزی نگفتم… 😌
✨ Hacer frente a

💬 Significado: enfrentarse o resistir algo difícil.

ترجمه و توضیح فارسی:
عبارت hacer frente a در اسپانیایی یعنی مقابله کردن با، روبرو شدن با یا ایستادگی در برابر چیزی.
این عبارت معمولاً برای موقعیت‌های سخت، چالش‌ها یا مشکلات استفاده می‌شود.

🧠 نکته کاربردی:
بعد از hacer frente a معمولاً یک اسم یا موقعیت می‌آید:
✔️ hacer frente a los problemas — مقابله با مشکلات
✔️ hacer frente a una situación difícil — روبرو شدن با وضعیت دشوار
📖 “TODAVÍA” — una palabra que vive entre el presente y la esperanza.
📖 واژه‌ای که بین حال و امید زندگی می‌کنه.

En español, “todavía” significa que algo continúa, que no ha terminado.
در اسپانیایی یعنی چیزی هنوز ادامه داره، هنوز تموم نشده.

Es una palabra que respira paciencia, fe, y el deseo de seguir.
یه واژه‌ست که از صبر، ایمان و ادامه دادن حرف می‌زنه.

Cuando dices “todavía”, dices que no es el final.
وقتی می‌گی یعنی این آخرش نیست.

⸻

✨ Algunos ejemplos que muestran su alma:
✨ چند مثال که روح این واژه رو نشون می‌دن:

• Todavía estoy aquí. → «هنوز اینجام.» (پایداری، حضور)
• Todavía no lo sé. → «هنوز نمی‌دونم.» (ابهام، انتظار)
• Todavía te extraño. → «هنوز دلم برات تنگه.» (احساس، دلتنگی)
• Todavía hay tiempo. → «هنوز وقت هست.» (امید، فرصت)
• Todavía puedes intentarlo. → «هنوز می‌تونی امتحانش کنی.» (انگیزه، امید)
😏 ¿Eres de los que no tienen pelos en la lengua?
یعنی از اونایی هستی که حرفشونو رک می‌زنن؟

🗣️ در اسپانیایی، عبارت “no tener pelos en la lengua” یعنی
👉 «رک بودن»، «بی‌پرده حرف زدن» یا «تعارف نداشتن».

🔹 ترجمه تحت‌اللفظی‌ش می‌شه:
«مو نداشتن روی زبان» 😅
اما در واقع یعنی اون آدمی که هرچی تو دلشه، همونو می‌گه — بدون سانسور!

📍 Ejemplos:
• Mi abuela no tiene pelos en la lengua. → «مامان‌بزرگم زبونش مو نداره!»
• A veces ser tan directo puede meterte en problemas. → «گاهی زیادی رک بودن دردسرسازه!»

💡 نکته:
اگه بخوای مودب‌تر بگی، می‌تونی از “hablar con franqueza” یا “ser sincero/a” استفاده کنی.
یه فعل خیلی پرکاربرد اسپانیایی که یعنی «استفاده کردن» یا «بهره‌بردن» 😎

📚 نکته‌های گرامری:
✅ Aprovechar یه فعل باقاعده (regular verb) هست.
در زمان حال (presente) مثل بقیه فعل‌های -ar صرف میشه 👇
yo aprovecho – tú aprovechas – él aprovecha…

💡 حرف اضافه‌ها:
معمولاً بدون حرف اضافه میاد،
ولی وقتی می‌خوای بگی «از چیزی استفاده کردن»، از “aprovecharse de” استفاده می‌کنی 👇
👉 Aprovecharse de algo/alguien = سوءاستفاده کردن از چیزی/کسی 😬

📖 تفاوت مهم:
• Aprovechar algo = از چیزی استفاده کردن ✅
• Aprovecharse de algo = از چیزی سوءاستفاده کردن ❌

✨ خلاصه:
Aprovechar = بهره‌بردن
Aprovecharse de = سوءاستفاده کردن
⸻

🔵 Por یعنی چی؟

هر وقت درباره‌ی “علت، مسیر، مدت، یا روش” حرف می‌زنیم → POR

مثال:
Viajé por trabajo.
به خاطرِ کار سفر کردم.

⸻

🔷 Para یعنی چی؟

هر وقت درباره‌ی “هدف، مقصد، گیرنده، یا نتیجه” حرف می‌زنیم → PARA

مثال:
Estudio para viajar a España.
درس می‌خونم تا به اسپانیا سفر کنم.

⸻

✨ مقایسه‌ی POR و PARA

📌 POR = دلیل / مسیر

📌 PARA = هدف / مقصد

مثال مقایسه‌ای:
Camino por el parque para llegar a casa.
از پارک رد می‌شم (por) تا برسم خونه (para).
حوله را انداختن 😀
ریشه‌ش از بوکس میاد؛ وقتی مربی می‌دید بوکسورش دیگه توان ادامه نداره، برای اعلام تسلیم حوله رو به داخل رینگ می‌انداخت.
به‌مرور این عبارت وارد زبان روزمره شد و الان یعنی:

👉 تسلیم شدن، دست کشیدن از ادامه‌ی یک کار، یا قبول شکست

بسته به موقعیت، می‌تونه بار منفی (ناامیدی) یا واقع‌بینانه/عاقلانه داشته باشه.

Por ejemplo:

Aunque todo vaya mal, nunca hay que tirar la toalla.💪🏻

حتی اگر همه‌چیز بد پیش بره، نباید تسلیم شد. 💪🏻
Spanika uno
SoyCanallita – Ser El Primero Bachata Remix
Tócame, tócame, tócame
Tócame, que yo me muero
Bésame, bésame, bésame
Bésame, que desespero
Ámame, ámame, ámame
Ámame siendo el primero
Mírame, mírame, mírame
Mírame como te miro
Búscame, búscame, búscame
Busca que por ti suspiro
Pídeme, pídeme, pídeme
Pide el aire que respiro
Llórame, llórame, llórame
Llórame, que yo te sienta
Piénsame, piénsame, piénsame
Piénsame más de la cuenta
Miénteme, miénteme, miénteme
Miente si mi querer te atormenta
Grítame, grítame, grítame
Grítame, que yo te sienta
Ódiame, ódiame, ódiame
Ódiame cuando yo mienta
Cuídame, cuídame, cuídame
Cuida que no me arrepienta
Sálvame, sálvame, sálvame
Sálvame de mi locura
Llévame, llévame, llévame
Llévame a tu dulce cura
Déjame, déjame, déjame
Déjame ser tu tortura
Sígueme, sígueme, sígueme
Sígueme, voy con el viento
Júzgame, júzgame, júzgame
Júzgame por lo que siento
Guíame, guíame, guíame
Guíame si soy lamento
Invítame, invítame, invítame
Invítame a besar sin miedo
Créeme, créeme, créeme
Créeme, solo no puedo
Léeme, léeme, léeme
Léeme porque sin ti solo quedo
Enséñame, enséñame, enséñame
Enséñame, yo solo espero
Ayúdame, ayúdame, ayúdame
Ayúdame, soy prisionero
Elígeme, elígeme, elígeme
Elígeme porque te quiero
Bésame, ámame, quiéreme
Déjame ser el primero
نه! قرار نیست واقعاً چشمتون رو از دست بدید! 😁😀
این اصطلاح اسپانیایی یعنی:

👉 خیلی گران بودن / قیمت خیلی زیادی داشتن

مثلاً:
🇪🇸 Este coche cuesta un ojo de la cara.
🇮🇷 این ماشین خیلی گرونه / قیمتش سر به فلک می‌کشه! 🚗💸

📌 پس از این به بعد وقتی یک اسپانیایی گفت:
¡Cuesta un ojo de la cara!
بدونید منظورش قیمت بالاست، نه چشم! 👀😂
☁️ Estar en las nubes
اگر یک اسپانیایی به شما بگوید:
“Hoy estás en las nubes.”
قرار نیست درباره آسمان صحبت کند! 😄
این اصطلاح یعنی:
✅ حواست پرت است.
✅ تمرکز نداری.
✅ در دنیای خودت هستی.
📚 Ejemplos
Hoy estás en las nubes. No has escuchado nada de lo que he dicho.
امروز حسابی حواست پرته. هیچ‌کدام از حرف‌هایی که زدم را نشنیدی.
Mi hermano siempre está en las nubes cuando estudia y por eso tarda mucho en terminar los deberes.
برادرم وقتی درس می‌خواند همیشه حواسش پرت می‌شود و به همین دلیل انجام تکالیفش خیلی طول می‌کشد.
Durante la reunión estaba en las nubes pensando en mis próximas vacaciones.
در طول جلسه حواسم جای دیگری بود و به تعطیلات بعدی‌ام فکر می‌کردم.
📝 نکات گرامری🔹 این اصطلاح همیشه با فعل estar استفاده می‌شود، چون درباره یک حالت موقتی صحبت می‌کنیم.
❌ Es en las nubes.
✅ Está en las nubes.
⚠️ اشتباه رایج زبان‌آموزها
بعضی‌ها فکر می‌کنند:
Estar en las nubes = خوشحال بودن
❌ کاملاً اشتباه.
این اصطلاح فقط یعنی حواس‌پرت بودن یا در فکر فرو رفتن.
تا حالا شده وقتی کسی رو می‌بینی، یه حس عجیب توی دلت داشته باشی؟ 😍
همون حس هیجان، استرس و ذوقی که انگار پروانه‌ها توی شکمت پرواز می‌کنن! 🦋💓

🇪🇸 اسپانیایی‌ها برای این حس می‌گن:
Tener mariposas en el estómago
یعنی: دلشوره و هیجان عاشقانه داشتن / پروانه در شکم داشتن 🥰

📌 مثال:
Cuando lo veo, tengo mariposas en el estómago.
وقتی می‌بینمش، دلم پر از پروانه می‌شه! 🦋❤️

این اصطلاح رو ذخیره کن و برای کسی بفرست که باعث می‌شه پروانه‌ها توی شکمت پرواز کنن! 😉🦋