Hiraeth
540 subscribers
201 photos
2 videos
6 links
مینویسم و خلق میکنم و ثبت میکنم برای بودن ...


صدام کن فربد
https://t.me/XBCHATBot?start=sec-cgehiefee
Download Telegram
Hiraeth
این متن من تقریبا شاید خیلی شخصی باشه و اگه کسی خوند و با حرفهام موافق نبود ایرادی نداره . تو روزهای جنگ که بودم زیر فشار اضطراب و یه صدای انفجار اینور و یه صدای انفجار اونور، یه سوالی خیلی فکرم رو درگیر کرده بود. سوالی که خب، خیلی سال پیش هم برای خودم مطرحش…
در راستای همین جنون و مرض علم گرایی که به جون مغرب زمین افتاده، میتونید کتاب انسان خداگونه رو یه ورق بزنید و ببینید انسان رو تا مقام موجودی هورمونی و الکترونی تنزل دادن؛ نویسنده اصرار عجیبی داره که علوم تجربی پاسخ دهنده صفر تا صد مسائل مربوط به انسان هست و بعد نتیجه گیری کرده که اگه علوم تجربی نتونه مسئله ای رو پاسخ بده یا هنوز وقتش نشده، به احتمال زیاد مسئله مهمی نیست چرا که اگه مهم بود علم قطعا بهش پاسخ داده بود؛ مثلا تا الان مقوله ذهن ( mind ) توسط علوم تجربی تبیین نشده و ماهیتش مشخص نیست که دقیقا ذهن چیه ؟ منتها نویسنده کم نیاورده و گفته اگه ذهن، و پشت بند اون عواطف انسانی مثل ترس، عشق، و دوست داشتن و تنفر و غیره توسط علوم تجربی تبیین و توصیف نشده، میتونیم این موارد رو جزو مسائل بی‌ارزش در نظر بگیریم و نبودشون از قضا میتونه برای انسان بهتر هم باشه.
شاید براتون مهم نباشه این چیزا شاید ازش رد بشید ولی برای اونایی که باید، تو این کلمات این نویسنده و خیلی های دیگه احتمالا یجور افول انسانیت و اخلاق رو ببینن و جالب اینجاست هیچ هدف غایی نداره؛ یک نفر از خودش نمیپرسه این مسیر وحشتناکی که این جماعت در پیش گرفتن و عملا فاتحه علوم انسانی و هنر و سایر شاخه های آکادمی رو باهاش خوندن، تهش قراره چه هدف و معنایی رو دنبال کنه ؟
❤10
مینویسم امضا میکنم اگه پاییز امسال اون چیزی باشه که انتظارشو دارم، هر آخر هفته چنل و اینستا رو با عکاسی و پرسه زنی تو شمال تهران پاره میکنم 🤷🏻‍♂️
❤15
📷
❤19
شاید براتون جالب باشه بدونید نشستم سریال خانه به دوش رو میبینم
با بازی عطاران و حمید لولایی؛ چقدر اون دوران شیرین بود :))))))
❤17
قلمرو آلمان خاکش عجیبه. نمیدونم چه رازی پشت این جماعت ژرمن هست که یه بازه طولانی فاتح تاریخ بودن؛ یه برهه ای گوی فلسفه دست اسکاتلندی ها و بریتانیایی ها بود که غالبا تجربه گرا بودن؛ تا بعدش که این گوی با ظهور کانت در عرصه فلسفه، دست آلمانی ها افتاد و وقتی افتاد دیگه به این راحتی ها پسش ندادن و عملا آلمان به صحنه تاریخ تبدیل شد و این قضیه تا جایی که حداقل من سوادش رو دارم، تا اواخر دهه ۱۹۷۰ ادامه داشت. کانت، شوپنهاور، هگل، نیچه، ویتگنشتاین، هایدگر و ...
از اون طرف هم تو عرصه علم فیزیک و روانشناسی همه یا اتریشی بودن یا آلمانی
تو سیاست هم که رایش سوم ظهور کرد و دنیا رو بهم ریخت تو زمانه خودش. از نظر من وزنه آلمان سنگین بوده تو تاریخ معاصر و حتی قبل از اون و هنوز هم فلسفه آلمانی هست که میتونه یکه تازی کنه
❤16
Crimson Tears
Voha
#Atmospheric_Black
#Epic_Black
#Black_Metal 🇩🇴
یادآور بلک متال های دهه نود
❤14
از این انسان مثالی و ایده آل که تو ذهن ماها جا انداختن خستم. کلا از هرچیز ایده‌آلی که برامون جا انداختن چه بدن ایده آل چه عشق ایده آل چه هرچیز دیگه ای خستم و فرسوده. آدمها با نقص هاشون باید دوست داشته بشن، با ماه گرفتگی ها و خال و لکه های روی صورت و بدنشون هستن که بازتابی از عالم طبیعت بدون دستکاری و ماشینی شدن. از این عشق های خیلی اتو کشیده و شسته رفته و پر زرق و برق و پر سر و صدایی که به اسم یه رابطه ایده آل انداختن به روح و روانمون هم خستم. نمیدونم این غرور انسان که خودش رو برتر از هم نوعان خودش و برتر از طبیعت میدونه از کجا نشأت میگیره؛ انسانی که دین اون رو مخلوق از گل مرداب و علوم تجربی اون رو حاصل فرگشت میدونه و با میمون نیای مشترک داره، فارغ از اینکه کدوم درست هست، هر دو در یک چیز مشترک هستن اون هم پیدایش انسان از پست ترین مقام در طبیعت ...
❤16
اما فراق و دلتنگی رو نه نواهای پیانو میتونن منعکس کنن و نه گیتار و نه هیچی؛ صدای غربت چیزی مثل صدای سنتور یا حتی سنج هست. برای دلهای شکسته آدما همیشه صدای سنج رو توی کوچه پس کوچه های یک روستا یا یک شهر کوچیک تصور میکنم، اون وقتی که از جنگی که تنها دل خودت ازش خبر داره، به زادگاه مادری‌ات برگشتی و از دور نوای سنج به گوش میرسه ...
❤14
Hiraeth
گاهی پیچیده ترین مسائل از ساده ترین زاویه دید، برای ما قابل حل میشه، مثلا تو این فضایی که براتون توصیف کردم گاهی به خودم میگم چشم امیدم به ایران خودمون باشه، کشور یکپارچه ای نیستیم؛ مثل یه لحاف چهل تیکه هستیم، یا یه پارچه پاره پاره شده ای که شکاف های اون رو…
برام جالب بود
هانری کربن، ایران شناس فرانسوی که یه خیابون هم به اسمش زدن، تو یکی از کتاباش درباره اشعار حافظ و عرفان ایرانی که گفته، تهش نتیجه گرفته فرهنگ ایرانی پادزهر پوچی و نهیلیسمی هست که بشر گرفتارش شده.
❤14
کاش مریضیم زودتر خوب شه این هوا رو از دست ندم. چه برای پیاده روی چه عکاسی
حیفه حیف
این هوا نوید بخش یه پاییز دل چسبه ...
❤17
Hiraeth
#هنر_من
واکنش خود مدل به طرحی که از روی عکسش زدم
❤17
دلتنگ شنیدن کلمات هستم، اون کلماتی که از عمق جان میان و بر عمق جان اثر می‌ذارن.
❤17
وقتی یه دوست قدیمی رو توی خواب میبینی و مابین صحبتتون هم یه بارونی داره میباره و حسی که مدتها تو واقعیت دنبالش بودی رو تجربه میکنی، دیگه بعدش که بیدار میشی کل مدت روز یه حس دلتنگی همراهته ...
❤18
وقتی به شاخه های درخت نگاه میکنی چی می‌بینی؟ اول جوانه‌هایی رو میبینی بعد جوانه جاش رو به شکوفه ها میده، بعد شکوفه ها کم کم میرن و درخت شروع میکنه به میوه دادن. در نگاه اول انگار نوعی از کثرت رو داری مشاهده میکنی، جایی که در نگاه اول بنظر میاد هر سوژه ای داره سوژه قبلیش رو نقض میکنه و سوژه بعدی هم اون قبلی رو تا اینکه به یه حد نهایی برسه؛ اما در نگاه کلان یکجور هماهنگی و وحدت میشه دید؛ جایی که میشه گفت هیچ سوژه ای در حال نقض دیگری نیست بلکه هر سوژه جزیی از یک سیستم یکپارچه و کاملا هماهنگ هست. اینجا جایی هست که کانت از ساختارهای ذهنی برای تجربه جهان پیرامون صحبت میکنه و مطرح میکنه تشخیص همچین فرآیند و نگاه کلانی، قبلش به ساختار و نظم ذهن برمیگرده که انسان فردی میتونه همچین نگاهی از خودش ارائه بده.
و جلوتر، ما بینش هگل رو داریم که فرآیند های تحول رو از ذهن خودآگاه به بیرون و تاریخ تعمیم میده و تحول بشر رو در سیر گذر زمان به همین شکوفه های درخت تشبیه میکنه ...
❤11
❤29
❤36
میتونید با کوکی منو خوشحال کنید 🤷🏻‍♂️😂
❤17