Hiraeth
530 subscribers
201 photos
2 videos
7 links
مینویسم و خلق میکنم و ثبت میکنم برای بودن ...


صدام کن فربد
https://t.me/XBCHATBot?start=sec-cgehiefee
Download Telegram
«اونقدر در جست‌وجوی معنای زندگی نباش که خودِ زندگی رو از دست بدی.»
چون از حرف‌ها و نوشته‌هات حس می‌کنم آدمی هستی که خیلی فکر می‌کنه، دنبال فهمیدن خودت، آدم‌ها و جهان اطرافتی. این عمق نگاهت قشنگه، اما گاهی ممکنه اونقدر درگیر پیدا کردن جواب همه‌چیز بشی که خودِ لحظه‌هایی که داری زندگی‌شون می‌کنی رو فراموش کنی.
https://t.me/Songsofhiraeth
❤5
:)
❤6
اینکه آدما با دیدن رنگ آبی یاد من میوفتن حس خیلی خوبی بهم میده
❤9
🤌🏻
❤10
نظر شوپنهاور راجع به هگل =))))))))
❤7
از چیزهایی که جدیدا یاد گرفتم و قبولش یکم برام سخت بود، این هست که اگه شواهد و قرائن نشون میدن که زندگیت داره رو به تغییر میره و لازم هست دیگه یه چیزایی رو رها کنی و نقش یه چیزایی و یه آدمایی قراره بره رو به کمرنگ شدن، باید بپذیری و استقبال کنی حتی اگه این پروسه، خیلی خوشایند بنظر نیاد. منم نمیدونم تهش چی میشه ولی مقاومت با خواسته ها و روندی که زندگی در پیش میگیره برای تغییر دادنت، به مراتب سخت‌تر و دردناک تر از این هست که بخوای به این فکر کنی که این تغییرات تورو به کجا قراره برسونه .
❤8
همه ما انسان ها قبول داریم که انسان دارای نیرویی به نام عقل است؛ اما از طرفی هم هرچه انسان عمیق‌تر باشد می‌فهمد که نیروی عقل برای رسیدن به سعادت مزاحم است. انسان هرچقدر کمتر از عقل برخوردار باشد، سعادتمندتر است. آدمهایی که ساده لوح اند، زودباورتراند، قدرت استدلال عمیق و قوی‌ای ندارند، زودتر هم احساس شادمانی و خوشبختی و بهروزی می‌کنند.

/ به نقل از کانت در پیشگفتار بنیادهای مابعدالطبیعه اخلاق
❤5
Hiraeth
طرح جدیدو استارت بزنیم ؟
موهاش زمان میبره
❤14
کار چهار سال پیش من، موقعی که خودکار رو تازه شروع کردم. اون موقع داشتم رو درآوردن فرم موها کار میکردم‌.
#هنر_من
❤11
✨
❤7
❤9
Hiraeth
Photo
ترکیبی از غروب و پرسه زنی و نور چراغ‌های خیابون و البته با پس زمینه‌ای آبی ...
❤5
Una Rosa Bailada
Canvasser
❤5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤10
📖
❤7
تو ذهنم یه سالن بزرگ رو تصور می‌کنم. هر خاطره و هر دوره‌ای از زندگی رو که گذروندم، به شکل یه تابلوی نقاشی یا قاب عکس می‌ذارم روی دیوارها. آدم‌ها هم به شکل مجسمه و تندیس روی کف سالن قرار می‌گیرن.
گاهی میرم تو این فضا قدم می‌زنم. با دیدن بعضی نقاشی‌ها لبخند می‌زنم، با دیدن بعضی‌ها چشم‌هام خیس میشه. گاهی هم یاد و خاطرۀ آدمی به سراغم میاد و دستی به تندیس خاک‌خورده‌ش می‌کشم.
اما بارها پیش اومده که بخوام مجسمه‌ها و تندیس‌ها رو یکی یکی خرد کنم. تابلوها رو بسوزونم و چیزی جز ویرانه به جا نذارم.
اون وقت اگه دوباره دلتنگ شدم چی؟
شاید دوباره پاره‌آجرها و سنگ‌ها رو کنار بزنم، به امید اینکه گوشه‌ای از تابلویی کمتر سوخته رو پیدا کنم. شاید بی‌تاب بشم که آیا حتی یک تک‌چشم از پیکرۀ سنگیِ اونی که باید رو می‌تونم پیدا کنم؟


از یادداشت های پارسال
تقریبا همین روزها
❤10
حس بویایی در مقایسه با حس بینایی احساسات قوی تری رو در آدم بیدار میکنه. از بوی یک ادکلن خاص گرفته تا چوب سوخته و خاک مرطوب و بویی که از صفحات یک کتاب کهنه بلند میشه همه و همه تاثیر عمیقی روی حالات درونی آدم میزاره، خیلی قوی تر از چیزی که در نگاه آدمی پدیدار میشه.
البته این نظر منه
❤10
Hiraeth
تا قبل، تصوری از فلسفه کانت نداشتم ولی یه حسی بهم میگفت اگه روزی شروع به خوندن زندگی و نگرشش بکنم، حس کسی رو خواهم داشت که با یک دوست، به آسمان شب خیره شده و راجع به ستاره‌ها باهم صحبت میکنن. نمیدونم چرا چنین فکری میکردم، تا اینکه اتفاقی به این جمله ازش برخورد…
کانت یجا توی صحبت هاش میگه که ما به اشیا و کلا، جهان بیرون اونطور که باید فی‌النفسه دسترسی نخواهیم داشت. به بیان دیگه اگه عالم بیرون رو بود در نظر بگیریم عالمی که در نگاه ما به وجود میاد نمود هستش و بود و نمود ( نومن و فنومن یا پدیدار ) هیچگاه باهم یکسان نخواهد بود، درسته در یک جهان داریم زندگی میکنیم اما انگار همین یک جهان، چندین جهان دیگه رو در خودش جا داده و اگه روزی حرف من رو قبول کردی بدون که تنها یک جهان از هزاران جهان ممکن رو داری تجربه میکنی.
❤8
Hiraeth
موهاش زمان میبره
❤17