Hiraeth
مهم نیست چقدر روز بدی بوده، همین که میری کتاب میخونی بعدش حالت بهتر میشه.
کلا هرچقدر بیشتر پای کتاب و دوری از گوشی و حرفهای سطحی آدما بگذرونی، ذهن آروم تر و زندگی باصفاتری خواهی داشت. ذهنت هم که آروم باشه بهتر میتونی اوضاع رو تحلیل کنی و مثل عوام هرکی هرچی گفت رو بیخود و بدون فکر تکرار نمیکنی ...
❤9
Hiraeth
رشد تصوف در فرهنگ ایران تلویحاً بر ناهشیاری و ضرورت خروج از ناهشیار تاکید میکند. مولانا ناهشیاری را در دو بعد میبیند: نخست، بیگانگی با خود یا ناتوانی در تشخیص خودی و غیر خودی: وی همواره بر اهمیت تشخیص خودی و بیگانه ای که در وجود آدمی خانه میکند، تاکید کرده…
جای دیگهای از این کتاب مدل فکری به نام مثلث تعارض رو مطرح کرد که روانکاوی به نام دیوید مالان ابداعش کرد. بحث مثلث تعارض خیلی پیچیده هستش و کتاب از جزییاتش امتناع کرده اما شاکله اصلی این مثلث شاه کلید فهم خیلی از مسائل مربوط به تعاملات ما آدمها با یکدیگر هستش؛ یه مثال بخوام بزنم مثلث تعارض به ما میگه چرا آدما رو تعصباتشون پافشاری میکنن و حاضر به شنیدن صدای مخالفشون نیستن، یا چرا آدما تو شکل دادن رابطه عاطفی دو به شک هستن و طرفشون رو تو ابهام نگه میدارن. یک راس این مثلث احساس هست، چیزی که در مواجهه با یک ابژه بیرونی در ما شکل میگیره. راس دیگر این مثلث، اضطراب هست و راس سوم آن، دفاع ...
آدمی که از عشق تجربه تلخی داشته باشه ناهشیار ( یا همون ناخودآگاه ) عشق رو مساوی با غم توی ذهن ثبت میکنه و دفعه بعدی در مواجهه با عشق ( احساس ) به شخص یه حالت ترس از تکرار گذشته دست میده ( اضطراب ). اما در مقابل میدونه عشق رو باید تجربه کنه و نیاز داره بهش اما ذهن سازوکار غالبا سرکوب رو به کار میگیره تا این نیاز از بین بره به هوای اینکه سیستم بدن، به اصطلاح Stable بمونه و از یه تجربه تلخ دیگه جلوگیری کنه. ( دفاع )
مثال عشق رو گفتم که واضح و ساده باشه.
با همین فرمول و همین مثلث تعارض مالان ریشه خیلی از تنش بین دو آدم تو بحث های فکری و عقیدتی و عاطفی و ... رو میشه پیدا کرد و تطبیق داد.
/ یادداشت ۲۷ تیر
آدمی که از عشق تجربه تلخی داشته باشه ناهشیار ( یا همون ناخودآگاه ) عشق رو مساوی با غم توی ذهن ثبت میکنه و دفعه بعدی در مواجهه با عشق ( احساس ) به شخص یه حالت ترس از تکرار گذشته دست میده ( اضطراب ). اما در مقابل میدونه عشق رو باید تجربه کنه و نیاز داره بهش اما ذهن سازوکار غالبا سرکوب رو به کار میگیره تا این نیاز از بین بره به هوای اینکه سیستم بدن، به اصطلاح Stable بمونه و از یه تجربه تلخ دیگه جلوگیری کنه. ( دفاع )
مثال عشق رو گفتم که واضح و ساده باشه.
با همین فرمول و همین مثلث تعارض مالان ریشه خیلی از تنش بین دو آدم تو بحث های فکری و عقیدتی و عاطفی و ... رو میشه پیدا کرد و تطبیق داد.
/ یادداشت ۲۷ تیر
❤5
اون روز بیشتر تمرکزم رو ثبت لحظه و حس و حال خودم بود نه روی حرفه ای بودن یا هرچی
📸 Canon IXUS
📸 Canon IXUS
❤10
Le Palais des solitudes
اکوان (Akvan)
سخن خلاصهکنم، عاشقی همان رنجیست
که در فراقِ ثریا، به شهریار گذشت...
#حسین_دهلوی
#Persian_Folklore
#Traditional 🇮🇷
که در فراقِ ثریا، به شهریار گذشت...
#حسین_دهلوی
#Persian_Folklore
#Traditional 🇮🇷
❤5
Hiraeth
جای دیگهای از این کتاب مدل فکری به نام مثلث تعارض رو مطرح کرد که روانکاوی به نام دیوید مالان ابداعش کرد. بحث مثلث تعارض خیلی پیچیده هستش و کتاب از جزییاتش امتناع کرده اما شاکله اصلی این مثلث شاه کلید فهم خیلی از مسائل مربوط به تعاملات ما آدمها با یکدیگر هستش؛…
خب بنظرم برای این مقطع، مطالعه این کتاب کافی باشه. دوباره برمیگردم سر تاریخ فلسفه و از فلاسفهای که در پیش دارم بیشتر مینویسم و صحبت خواهم کرد ...
❤6
مگر شب، در تاریخ سیاه خود، چه افتخاری کسب کرده است که این همه ستاره بر سینه دارد؟!
❤8
Forwarded from 𝑺𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘 𝑷𝒓𝒐𝒋𝒆𝒄𝒕
فکر میکنم این روزها بیشتر از هرچیزی، نیاز داری یکی این را به تو بگوید:
لازم نیست همیشه در حالِ پیدا کردنِ معنای همهچیز باشی. قرار نیست هر سؤال، جوابی داشته باشد و هر ابهامی، روزی روشن شود. بعضی از زیباترین بخشهای زندگی، درست همان جاهایی شکل میگیرند که دست از جنگیدن با ندانستن برمیداری.
تو لازم نیست خودت را همین امروز کامل بشناسی. آدمها بارها در طول زندگیشان گم میشوند، تغییر میکنند و دوباره خودشان را پیدا میکنند. پس اگر هنوز میان کتابها، فکرها و شبهای طولانی در جستوجوی خودت هستی، نترس. شاید مقصد، پیدا کردنِ یک پاسخ نباشد؛ شاید مقصد این باشد که هر روز، کمی عمیقتر از دیروز زندگی را نگاه کنی.
گاهی کافی است به جای اینکه همهچیز را بفهمی، فقط اجازه بدهی زندگی آرامآرام خودش را به تو نشان بدهد.
لازم نیست همیشه در حالِ پیدا کردنِ معنای همهچیز باشی. قرار نیست هر سؤال، جوابی داشته باشد و هر ابهامی، روزی روشن شود. بعضی از زیباترین بخشهای زندگی، درست همان جاهایی شکل میگیرند که دست از جنگیدن با ندانستن برمیداری.
تو لازم نیست خودت را همین امروز کامل بشناسی. آدمها بارها در طول زندگیشان گم میشوند، تغییر میکنند و دوباره خودشان را پیدا میکنند. پس اگر هنوز میان کتابها، فکرها و شبهای طولانی در جستوجوی خودت هستی، نترس. شاید مقصد، پیدا کردنِ یک پاسخ نباشد؛ شاید مقصد این باشد که هر روز، کمی عمیقتر از دیروز زندگی را نگاه کنی.
گاهی کافی است به جای اینکه همهچیز را بفهمی، فقط اجازه بدهی زندگی آرامآرام خودش را به تو نشان بدهد.
برای Hiraeth عزیز🤎
❤5