Hiraeth
530 subscribers
201 photos
2 videos
7 links
مینویسم و خلق میکنم و ثبت میکنم برای بودن ...


صدام کن فربد
https://t.me/XBCHATBot?start=sec-cgehiefee
Download Telegram
مهم نیست چقدر روز بدی بوده، همین که میری کتاب میخونی بعدش حالت بهتر میشه.
❤10
🖊️🎨

#هنر_من
❤16
📸 جای خاصی هست
❤12
Audio
فلسفه به چه درد می‌خورد؟

دکتر اکبر سلطانی
❤8
Hiraeth
فلسفه به چه درد می‌خورد؟ دکتر اکبر سلطانی
گوش دادنش خالی از لطف نیست ...
❤6
همیشه پای یک زن درمیان باید باشه، میشه اینجور گفت اگه عاشقی کنی توی نوشته ها و نگاهت هم تاثیرگذار هست و میتونی از فرصت استفاده کنی و فیلسوف قدری بشی‌. اما به این فکر میکنم اگر ازدواج کردم و خوشبخت نشدم به هر دلیل، بازهم به نوعی دیگه، فیلسوف خوبی خواهم شد ...
❤14
رشد تصوف در فرهنگ ایران تلویحاً بر ناهشیاری و ضرورت خروج از ناهشیار تاکید میکند. مولانا ناهشیاری را در دو بعد می‌بیند: نخست، بیگانگی با خود یا ناتوانی در تشخیص خودی و غیر خودی: وی همواره بر اهمیت تشخیص خودی و بیگانه ای که در وجود آدمی خانه می‌کند، تاکید کرده است:
ای تو در پیکار خود را باخته
دیگران را تو ز خود نشناخته‌.
از دید وی، رذایل بیگانگانی‌اند که در وجود انسان خانه می‌کنند و فضایل عین خوداند.
دوم، ناهشیاری نه تنها بر ناآگاهی به رذایلی که هلاکت آورند، دلالت می‌کند، بلکه بر جنبه‌های مثبتی که سرچشمه‌ی سعادت‌اند هم اشاره دارد:
تو یکی تو نیستی ای خوش رفیق
بلکه گردونی و دریای عمیق


من به روایت من - نیما قربانی
❤9
اما دقت کن به این موضوع، که آدمی در دراز مدت شبیه به استاد و پیشوای راه زندگی خود خواهد شد.
❤11
لابلای خستگی این روزها، خیلی اتفاقی ذهنم رفت سمت تصور یه شب بارونی که زمین خیس هست و بوی رطوبت خاک توی هوا پخش هست و برگها افتادن و چسبیدن به زمین. دروغ چرا، حتی فکرش هم باعث شد برای چند ثانیه‌ای حس بهتری داشته باشم‌.
❤10
همیشه زمان رو گم میکنم، نمیدونم این جمله رو باید میگفتم یا از کلمات و جمله بندی دیگه ای برای توصیف این وضعیت استفاده میکردم. وضعیت اینطوری هست که گاهی فراموش میکنم بعضی روزها و اتفاقات و تجربیات، چقدر نزدیک بودن، یا چقدر دور بودن. فراموش میکنم از فلان شب و فلان اتفاق، فقط دو سال هست که گذشته نه چهار سال و نه ده سال، فقط دو سال ولی طوری برام تداعی میشه انگار سالیان سال هست که گذشته اما موضوع همینجا تموم نمیشه؛ گاهی به سختی به یاد میارم که همچین روزی رو آیا گذروندم یا نه؟ انگار خواب بوده یا خاطره ‌ای بوده که از زندگی قبلیم با خودم به همراه داشتم. این روی قضاوتی که باید روی خودم داشته باشم هم تاثیرگذار هست، اگه بتونم تشخیص بدم که گذشت دو سال از بعضی شبها و تجربه ها و گذر از یه دورانی، آیا زمان زیادی هست یا زمان نسبتا کوتاه، اون وقت شاید بتونم تشخیص بدم برای آینده چه انتظاراتی از خودم داشته باشم و بشه امیدوار بود که نسبت به مسائلی، کمتر به خودم سخت بگیرم...

/ یادداشت ۲۱ تیرماه
❤9
گذشتن و رد شدن ...
❤13
اما دل من همیشه با جنوب ایران بوده و هست و خواهد بود ... ❤️‍🩹
❤11
بر مزار که میروی، دستی بر تندیس های بی‌جان بکش
❤2
Hiraeth
مهم نیست چقدر روز بدی بوده، همین که میری کتاب میخونی بعدش حالت بهتر میشه.
کلا هرچقدر بیشتر پای کتاب و دوری از گوشی و حرفهای سطحی آدما بگذرونی، ذهن آروم تر و زندگی باصفاتری خواهی داشت. ذهنت هم که آروم باشه بهتر میتونی اوضاع رو تحلیل کنی و مثل عوام هرکی هرچی گفت رو بیخود و بدون فکر تکرار نمیکنی ...
❤9