Sociology_کانال اصلی سوسیولوژی
1.33K subscribers
93 photos
45 videos
9 files
275 links
Download Telegram
«تفکر انتقادی»


✨جامعه شناسی فهم ما از فعالیت های معمولی مانند نوشیدن قهوه و چایی را عمیق تر می کند، اما این بحث هم مطرح است که یافته های پژوهش جامعه شناختی می تواند موجب تغییر در رفتار نیز بشود.درک گسترده تری که «جامعه شناسی قهوه و چایی» به ما می دهد چه تغییراتی ممکن است در رفتار خود ما پدید آورد؟


✅سوسیولوژی


https://t.me/Soiology

https://t.me/Sociologyoriginal
«نخستین جلسه کتاب‌خوانی مرگ ایوان ایلیچ»


🍀 دوستان عزیزم لئو تولستوی در شاهکار خود، مرگ ایوان ایلیچ، فراتر از یک داستان تراژیک، آناتومی یک زندگی معمولی را با چنان دقتی تشریح می‌کند که گویی در حال کالبد شکافی اضطراب‌ های وجودی انسان مدرن است.
ایوان ایلیچ، قاضی موفق و مرد قاعده، تا آخرین لحظات حیات، از مواجهه با حقیقت خویش می‌ گریزد. او نماد زیستنی است که در آن، فرم زندگی بر محتوای هستی پیشی گرفته است. خواندن این کتاب، فرصتی است برای تماشای فروپاشی آن نقاب‌ هایی که جامعه، کار و عرف، بر چهره ما نشانده‌ اند.
ما در این سلسله جلسات کتاب‌ خوانی، قصد داریم به جای خوانشی ساده، لایه‌ های این متن را در کنار هم واکاوی کنیم؛ تا پرسش بنیادی تولستوی را بازخوانی کنیم که اگر زندگی همین بوده که زیسته ایم، پس اصالت در کجای این مسیر جا مانده است؟


✨ از تمام دوستان علاقه‌مند دعوت می‌کنیم برای یک گفت‌وگوی عمیق، در این محفل حضور یابند. این جلسه نه برای خواندن دوباره، که برای تأمل دوباره بر زیستن طراحی شده است.

✨ با توجه به حضور دوستان عزیزمان از مناطق جغرافیایی مختلف، نخستین جلسه بررسی این اثر را بدین شرح برگزار می‌کنیم:


پنج شنبه 1405/05/22
ساعت 21 به وقت ایران
مدیریت جلسه: جناب آقای میکائیل حسینی

برای هماهنگی به آیدی من پیام ارسال کنید.
👏3❤1
«نباید آزادی را در کلمه رها کرد»


🕊شناخت از آزادی فقط نباید در ذهن بمونه اگه اینجوری باشه یعنی هنوز آزادی در زندگی مون وارد نشده، ما باید آزادی رو در زندگی مون ببینیم آزادی زمانی ایجاد میشه که در رفتارامون دیده بشه.
هر تصمیمی در زندگی مون، رابطه هامون و... میگیریم هر روز ما رو یه قدم به آزادی نزدیک یا دور میکنه برای همین ما اگه میخواییم آزادی رو زندگی کنیم باید از خودمون شروع کنیم
یک جامعه ی آزاد بدون انسان هایی که هر روز خودشون رو از نو می سازن بوجود نمیاد، ذهن انسان یه بار برای همیشه آزاد نمیشه. آزادی تمرین میخواد، مثل ورزشکاری که هر روز باید بره باشگاه.
تمرین اینکه هر روز باید یه چیزی یاد بگیری، فکر کنی یا کتابی بخونی سوالی بپرسی. آزادی گاهی جرات نقد کردنه اینکه از خودمون بپرسیم شاید اشتباه کرده باشم، شاید هنوز چیزی رو نفهمیده باشم. از آشکار شدن اشتباهاتمون نترسیم، اشتباهی که امروز بشناسیم آشکار بشه دیگه فردا به ما حکومت نمیکنه. اما آزادی اگه فقط در وجود من بمونه خیلی زود خاموش میشه یه بخشی از آزادی به مردم برمیگرده که در بین مردم جریان پیدا کنه. اگه چیزی یاد گرفتیم اونو با دیگران تقسیم کنیم اگه کتابی خوندیم درباره اش گفتگو کنیم با هم بخونیم نقدش کنیم جامعه اگه گفتگو نکنه فکر کردن رو از دست میده گفتگو خیلی مهمه.
ما باید بدونیم دانش و آگاهی ابزار برتری نیست بلکه دانش و آگاهی مسئولیت میاره هر چه بیشتر بدونیم مسئولیت ما در برابر جامعه هم بیشتر میشه. دانشی که فقط برای بزرگ کردن خودمون باشه آزادی نمیاره، زمانی آزادی میاره که به درد زندگی مردم بخوره و نباید از تفاوت آدم ها ترسید چون در این صورت آزادی رو نشناختیم. شاید حقیقت پیش کسی باشه که امروز باهاش اختلاف دارم. شاید چیزی که امروز نمی بینم فردا راه تازه ای رو جلوم باز کنه.


🕊آزادی یعنی مسئولیت


یعنی هر روز از خودم بپرسم برای رابطه ای که در اونم چیکار می تونم انجام بدم، واسه مشکلی که تو جامعه ست چه کاری از دستم برمیاد و بهش فکر کنم و سهم خودمو بپذیرم.
هر روز باید منتظر باشیم چیزی تفکر ما رو به چالش بکشه، آزادی نباید در حرف رها بشه....
رفتار ما (و نه حرف های ما) نخستین درس آزادیه. هیچ اندیشه و باوری اونقدر قوی مقدس و بت نیست که نشه در موردش پرسش کرد.
شک کردن باعث میشه دوباره فکر کنیم دوباره بررسی کنیم، نسبت به تفکراتمون شک کنیم این اوج گرفتن هست. ذهن آزاد هرگز خودشو از نقد معاف نمیکنه.
سخت ترین امتحان آزادی نه در میدان جنگ که همینجا در خانواده ست در کارهای روزمره ی ما با همسایه و حتی با کسانی که باهامون اختلاف دارن.
با کسی که با ما مخالفه باید چیکار کرد؟ ترکش کنیم؟ حذفش کنیم؟ یا گفتگو کنیم شناختن اصلاح کردن رابطه ای بهتر؟ البته منظورم تسلیم در برابر ظلم نیست، در برابر ظلم باید ایستاد اما در همون مبارزه هم نباید هدف مرگ انسان ها باشه. هنر آزادی این نیست که هر روز به دشمن هامون اضافه کنیم اینه که با دشمن هامون همزیستی کنیم و باهاشون زندگی مشترک داشته باشیم.
به نظرتون واسه امشب از خودمون نپرسیم آیا من آزاد هستم یا نه؟ امروز چه کردم که خودم خانواده ام و جامعه ام حتی به اندازه ی یک قدم آزادتر شدن؟
اگه هر شب این سوالو تمرین کنیم دیگه آزادی فقط یه کلمه نیست بلکه شیوه ی زندگی ماست.


✅سوسیولوژی



https://t.me/Soiology

https://t.me/Sociologyoriginal
بیمار خاموش.pdf
2.4 MB
«نخستین جلسه کتاب خوانی مرگ خاموش»



✨«گاهی سکوت، فریاد لایه‌هایی است که زبان از بیان شان عاجز مانده…»
❤1
🍀 درود به اعضای فرهیخته گروه؛ در ادامه مسیر واکاوی لایه‌ های پنهان جهان زیسته ی انسان، این هفته از قاب سینما فراتر می‌ رویم و به سراغ متنی می رویم که سکوتش، فریادی است بر سر ناخودآگاه. کتاب بیمار خاموش، نه فقط یک تریلر روان‌شناختی، که کالبد شکافی دقیق واپس‌ زنی و تاثیرات ویرانگر ترومای سرکوب‌ شده در بستر روابط قدرت است.
Sociology_کانال اصلی سوسیولوژی
🍀 درود به اعضای فرهیخته گروه؛ در ادامه مسیر واکاوی لایه‌ های پنهان جهان زیسته ی انسان، این هفته از قاب سینما فراتر می‌ رویم و به سراغ متنی می رویم که سکوتش، فریادی است بر سر ناخودآگاه. کتاب بیمار خاموش، نه فقط یک تریلر روان‌شناختی، که کالبد شکافی دقیق واپس‌…
✨ ما در این نشست، به سراغ این پرسش‌ ها می‌رویم: چگونه سکوت می‌تواند به عنوان یک مکانیسم دفاعی، حقیقت را در زندان ذهن حبس کند؟ و چگونه این سکوت در ابعاد جامعه‌ شناختی، بازتابی از عاملیت از دست رفته در ساختارهای سرکوبگر است؟ آیا بیمار خاموش، قربانی روان خویش است یا محصول یک سیستم نادیده‌ انگار؟ از شما دعوت می‌کنیم تا با خوانش (یا مرور) این اثر، همراه ما باشید تا در این سفر به اعماق تاریکی، نه تنها گره‌ های روان‌ شناختی شخصیت‌ ها، بلکه سایه‌ های اجتماعی بر خشم فروخورده را تحلیل کنیم. آیا آلیسیا سکوت کرده است یا جامعه او را به سکوت واداشته؟ در کجای جهان زیسته خود، برای حفظ تعادل روانی، به «سکوت» پناه برده‌ اید؟ در این جلسات، فراتر از روایت داستانی خواهیم رفت تا ببینیم چگونه ترومای شخصی در برخورد با سیاست بدن و ساختار جامعه، به یک بن‌بست روان‌کاوانه تبدیل می‌شود.



✨سفر به لایه های پنهان از متن تا تحلیل

از تاریخ 8 شهریور تا 2 مهر 1405 در مسیری 12 جلسه ای به مطالعه متون خواهیم پرداخت. هر جلسه با مطالعه ی 20 صفحه به سراغ کتاب خواهیم رفت؛ و در نهایت در آخرین جلسه به تحلیلی روانکاوانه و نگاهی جامعه شناختی خواهیم پرداخت.


✅سوسیولوژی
✍نوشین_تیموری


https://t.me/Soiology

https://t.me/Sociologyoriginal
داستان تلاش یک انسان برای به دست آوردن عشق از کسی است که ظرفیت عشق ورزیدن ندارد.

چرا راشل فیلیپ را انتخاب می‌کند؟
خودشناسی، سینمای روانکاوی
داستان تلاش یک انسان برای به دست آوردن عشق از کسی است که ظرفیت عشق ورزیدن ندارد. چرا راشل فیلیپ را انتخاب می‌کند؟
عشق وقتی شکل می‌گیره که دو نفر واقعاً همدیگه رو ببینن؛ دو نفر که همدیگه رو به عنوان یک انسان مستقل قبول داشته باشن. اما وقتی یکی فقط برای تأیید گرفتن، کنترل کردن یا لذت بردن وارد رابطه می‌شه، شاید از بیرون شبیه عشق به نظر برسه، ولی در واقع یه رابطه نابرابره.
چرا راشل عاشق فیلیپ می‌شه؟
ما فقط عاشق یک آدم نمی‌شیم؛ گاهی عاشق چیزی می‌شیم که اون آدم برامون نمایندگی می‌کنه. راشل توی فیلیپ فقط یک مرد نمی‌بینه؛ دنیایی رو می‌بینه که همیشه آرزوش رو داشته؛ دنیای فرهنگ، موقعیت اجتماعی، اعتمادبه‌نفس و احساس ارزشمند بودن. برای همین رابطه با فیلیپ، برای راشل فقط یک رابطه عاشقانه نیست؛ انگار راهی برای رسیدن به زندگی‌ایه که همیشه حس می‌کرد ازش دور مونده.
اما مشکل اینجاست که فیلیپ هیچ‌وقت راشل رو واقعاً نمی‌بینه. برای اون، راشل بیشتر یک تجربه و یک لذت موقته تا یک انسان با احساسات و نیازهای واقعی. تا وقتی رابطه براش خوشایند باشه می‌مونه، اما وقتی پای مسئولیت، تعهد و قبول کردن پیامدهای رابطه وسط میاد، عقب می‌کشه.
در یک رابطه سالم، آدم مقابل رو با همه احساسات و نیازهاش می‌بینیم. می‌فهمیم که اون هم دنیای خودش رو داره. اما در یک رابطه خودشیفته‌وار، دیگری فقط تا جایی مهمه که نیازهای ما رو برآورده کنه.
یکی از مهم‌ترین بخش‌های فیلم، فرار فیلیپ از پدر شدنه. پدر بودن فقط اسم یا نسبت خانوادگی نیست؛ یعنی مسئولیت کارهایی رو که کردی بپذیری. یعنی قبول کنی حضورت روی زندگی یک نفر اثر گذاشته. اما فیلیپ فقط لذت رابطه رو می‌خواد، نه مسئولیتش رو. انگار با خودش می‌گه: «اگر نپذیرمش، انگار اصلاً وجود نداره.»
غم بزرگ راشل فقط این نیست که فیلیپ رو دوست داره؛ اون به امیدی دل بسته که فیلیپ براش ساخته. امید اینکه شاید یک روز انتخابش کنه، شاید یک روز دوستش داشته باشه و شاید بالاخره مسئولیتش رو بپذیره. خیلی وقت‌ها ما عاشق خودِ آدم نیستیم؛ عاشق تصویری هستیم که از اون توی ذهنمون ساختیم و امیدواریم یک روز واقعی بشه.
رابطه راشل با دخترش، کریستین، هم یکی از دردناک‌ترین بخش‌های فیلمه. راشل سعی می‌کنه مادر خوبی باشه، اما زخمی که از رابطه با فیلیپ خورده، ناخواسته به دخترش هم منتقل می‌شه. بچه‌ها فقط رفتار پدر و مادرشون رو نمی‌بینن؛ حال و هوای عاطفی خونه رو هم با تمام وجود حس می‌کنن.
کریستین با یک سؤال بزرگ بزرگ می‌شه: «چرا پدرم من رو نخواست؟» و این سؤال کم‌کم می‌تونه تبدیل بشه به این باور دردناک که: شاید من به اندازه کافی دوست‌داشتنی نبودم.
آخر فیلم یادآوری می‌کنه که گاهی سخت‌ترین سوگواری، از دست دادن یک رابطه نیست؛ سوگواری برای عشقیه که از همون اول قرار نبوده به سرانجام برسه.
اشتیاق مضاعف عشق است، اما عشق مضاعف به هذیان تبدیل می‌شود.

ژک لکان
خودشناسی، سینمای روانکاوی
عشق وقتی شکل می‌گیره که دو نفر واقعاً همدیگه رو ببینن؛ دو نفر که همدیگه رو به عنوان یک انسان مستقل قبول داشته باشن. اما وقتی یکی فقط برای تأیید گرفتن، کنترل کردن یا لذت بردن وارد رابطه می‌شه، شاید از بیرون شبیه عشق به نظر برسه، ولی در واقع یه رابطه نابرابره.…
«تحلیل فیلم یک عشق غیرممکن»


✨تحلیل‌های دکتر عبدی، با رویکرد روانکاوی عمیق و غنی، همواره بر استخراج هسته معنایی و مفاهیم بنیادین فیلم تمرکز دارد. من با تکیه بر نکات کلیدی و اصیلِ تحلیل ایشان، بر آن شدم تا پلی به سوی تحلیل جامعه‌شناختی این اثر برقرار کنم. برای من بدون بهره‌گیری از نگاه دقیق ایشان، دستیابی به لایه‌های زیرین و معنای پنهان فیلم‌ها میسر نبود؛ از این بابت صمیمانه از ایشان سپاسگزارم.


🍀 در ثانیه های اول فیلم با روایت راوی شروع میشود: راشل تو جایی زندگی میکنه که به دخترایی که تا سن 25 سالگی ازدواج نکردن میگن ترشیده از همینجا فیلم به ما میگه با یه جامعه ی سنتی طرفیم جامعه ای مردسالار
رابطه ی راشل و فیلیپ را نه یک رابطه ی عاشقانه که باید بازتولید مردسالاری دانست.
فیلیپ یه مرد مسلط است که در کارخانه ی تمدن مدرن ساخته شده، فیلیپ کسی است که قدرت را با مالکیت اشتباه گرفته. او نه تنها راشل که حتی دخترش را کالا می بیند. او راشل رو مصرف میکنه و وقتی مسئولیتش از حد مطلوب اون بالاتر میره اون رو مثل یه کالا کنار میزاره.
چرا اسم فیلم یک عشق غیرممکن است؟ در سیستمی که با سلسله مراتب قدرت بنا شده باشد عشق برابر ناممکن است عشق نیازمند آزادی است اما در دنیای سنتی راشل زن از لحظه ی تولد تبدیل به یک کالا می شود. محدود بودن پوشش زن در فیلم نماد فشارهای اجتماعی است وقتی ساختار جامعه بر فرمانبری زن و فرمانروایی مرد استوار است رابطه عاطفی آزاد یک فانتزی غیرممکن است.
سکوت راشل در برابر زندان رفتن فیلیپ فقط یه ویژگی شخصیتی راشل نیست این فرهنگ سکوت است که به زن تحمیل شده. زن در فرهنگ مردسالاری سنگ صبور رنج های مرد است. راشل به این دلیل سکوت میکند که سیستم به او آموخته اگه میخوای بقا داشته باشی باید هزینه روانی مرد قدرت طلب رو بپردازی. او به نوعی همدست ساختاری می شود که خودش را قربانی می کند.
❤1
خودشناسی، سینمای روانکاوی
Voice message
«سکانس کوتاه کردن موها توسط دختر»



✨مو در فرهنگ مردسالاری همواره نماد زیبایی و تسلیم بوده، کوتاه کردن موی سر توسط دختر یعنی اعلام جنگ به نگاه مردانه، اون با این کار تصویری که پدر ازش ساخته بود رو می شکنه و این آغاز خلق خود است. جایی که زن دیگه نمی خواد اون چیزی باشه که مرد براش تعریف کرده.

جامعه ای که زن در اون آزاد نباشه به آزادی نخواهد رسید. مشکلات راشل نتیجه ی مستقیم یک نظام سیاسی است که خانواده رو به جای کانون عشق به سلول کوچک قدرت تبدیل کرده. فیلیپ نه یک استثنا بلکه محصول همون سیستمی هست که در محل کار راشل رو مجبور به پوشیدن دامن میکنه؛ هر دو هم محل کار و رابطه بر پایه اعمال قدرت بر بدن زن بنا شده.
یه سوالم اینجا مطرح میشه چرا پدر به دختر تجاوز میکنه؟ این سوال بسیار حیاتی هست
تجاوز به دختر توسط پدر نهایی ترین مرحله مرد قدرت طلب است، یعنی رسیدن به نقطه ای که مالکیت کافی نیست تخریب باید صورت بگیرد، این عمل صرفا یک جنایت روانی نیست بلکه سیاسی ترین شکل سلطه ی سیستم مردسالاری است که می خواهد تا آخرین مرزهای روح زن را تسخیر کند.


✅سوسیولوژی
✍نوشین_تیموری


https://t.me/Soiology

https://t.me/Sociologyoriginal
«سینما در آینه روان»


✨ سومین جلسه از سلسله نشست‌های تحلیل فیلم و روانکاوی


🔗 با سلام و احترام خدمت تمامی اعضای فرهیخته ی کانال و گروه خودشناسی، سینمای روانکاوی؛ این هفته در سفر به اعماق روان به تماشای فیلم «من تونیا هستم» می نشینیم ، اثری فراتر از یک درام ورزشی، بلکه طردشدگی و قضاوت است فیلمی که مرز میان قربانی بودن و متهم بودن را در هم می شکند و ما را با پرسش های تکان دهنده ای درباره ی خشونت نهادینه مواجه می کند. چگونه آسیب های کودکی در بزرگسالی به خشم و جستجوی کمال تغییر شکل می دهند؟ چگونه در روابطی که باید منبع امنیت باشند مثل مادر با خود مواجه می شویم؟ اسکیت روی یخ برای تونیا یک ورزش بود یا یک مکانیسم دفاعی برای فرار از حقیقت فروپاشیده اش؟


▪️ آیا شما نیز در زندگی خود جایی بوده که برای دیده شدن به ناچار نقاب دیگری بر چهره زده باشید؟ چالش های روانی ناشی از قضاوت های ناعادلانه ی اطرافیان را چگونه در خود مدیریت کرده اید؟
تردیدها و تجربیات خود را در مواجهه با لایه های پنهان شخصیت تونیا و مادرش را با ما به اشتراک بگذارید. پرسش های خود را با محوریت فیلم یا نگاهی به گره های کور زندگی شخصی تان را مطرح نمایید.


▪️ شما عزیزان می‌ توانید پرسش‌ های بنیادین خود را در مسیر خودشناسی، با دکتر محمدرضا عبدی (فعال حوزه‌ ی هنر و سینما، دانش‌ آموخته انجمن روانکاوی آرژانتین) در میان بگذارید.


و در پایان جلسه، به‌منظور بسط تجربیات حاصل از مواجهه با فیلم و تسهیل فرایند خودشناسی، منبعی مطالعاتی معرفی خواهد شد تا به شما در گذار از چالش‌ های شخصی و عمق‌ بخشی به مسیر خودشناسی باشد.


تاریخ: سه شنبه 1405/06/16 ساعت 21:00
جلسه به صورت تصویری در گوگل میت یا برنامه بله تشکیل خواهد شد.

تماشای فیلم

✅خودشناسی، سینمای روانکاوی
✍محمد_رضا_عبدی


https://t.me/+VCunKEmni4pFMxrD

https://t.me/MohammadRezaAbdiPsychoanalysis
❤1
«فیلم من تونیا هستم»


✨فیلم براساس مصاحبه از تانیا، جف (همسر سابق تانیا) ست. لاوانا مادر تانیا و شاون هم محافظ شخصی سابق تانیاست.

🍂تانیا از بچگی فقیر و بدون تحصیلات بزرگ شده اون اولین زن آمریکایی هست که تونسته پرش سه گانه ( شامل سه نیم چرخ روی هوا و سپس فرو آمدن روی زمین میشه) در مسابقات اسکیت روی یخ بزنه که پرامتیازترین حرکت در این ورزش به حساب میاد.
مادر بسیار سختگیری که حتی به تانیا اجازه نمیده دوستی داشته باشه، وقتی بچه دستشویی داره اجازه دستشویی بهش نمیده و میگه برو تمرین کن که بعدش به بچه فشار میاد و خرابکاری میکنه؛ مادر به عمد تانیا رو عصبانی میکنه که تانیا بتونه بهتر اسکیت بازی کنه (انگار از این کار لذت میبره) تانیا لباسی رو تو مدرسه می پوشه که دوسش نداره و تو مدرسه مسخره اش میکنن.

🍂مسابقه اسکیت روی یخ فقط داشتن مهارت ورزشی نیست بلکه داورها میخوان شرکت کنندگان پولدارتر به نظر بیان واسه همینم به مادر تانیا میگن: باید تانیا کت خز بپوشه که همه چیز تموم نشون داده بشه.
لاوانا: من پیش خدمتی می کنم و تمام پولش هم به جنابعالی (مربی) میدم دیگه پولی ندارم؛ این دختر می تونه سه گانه بزنه.
تانیا: تو بچگی هیچ خوشگذرونی نداشتم اگه چیزی می خواستم خودم باید از یه راهی گیرش می آوردم.
تا اینکه پدرش هم ولش میکنه و خونه رو ترک میکنه...



✨فوکو در مراقبت و تنبیه از بدن مطیع صحبت میکنه، مادر تانیا نقش یه نهاد قدرت رو بازی میکنه که بدن تانیا رو به ابزاری برای تولید موفقیت تبدیل کرده، تانیا در فیلم همش مراقب بدن خودشه برای قضاوت شدن توسط داورها اون هیچ وقت صاحب بدن خودش نیست. یا تحت انظباط مادر هست یا تحت نگاه جامعه که بهش میگن باید کت خز بپوشی تا پولدار به نظر بیایی این گفتمان تحمیلی هست که فوکو روش حساس بود بدن تو متعلق به تو نیست بلکه متعلق به استانداردهایی هست که جامعه برای کلاس اجتماعی تعریف کرده. تانیا در دادگاه ورزش اسکیت همیشه یه متهم هست حتی وقتی اشتباهی نکرده چون فقیر هست و در حاشیه ست باید حذف بشه.



«سومین جلسه از سلسه نشست های تحلیل فیلم و روانکاوی»




✨در تماشای فیلم «من تونیا هستم» می نشینیم به اثری از طردشدگی و قضاوت، مرز میان قربانی و متهم بودن، خشونت نهادینه، آسیب های کودکی در بزرگسالی، جستجوی کمال و...
آیا شما در زندگی خود جایی به ناچار نقاب بر چهره زده اید؟ قضاوت های ناعادلانه ی اطرافیان را چگونه مدیریت کرده اید؟
شما عزیزان می‌ توانید پرسش‌ های بنیادین خود را در مسیر خودشناسی، با دکتر محمدرضا عبدی (فعال حوزه‌ ی هنر و سینما، دانش‌ آموخته انجمن روانکاوی آرژانتین) در میان بگذارید.


تاریخ: سه شنبه 1405/06/16 ساعت 21:00
جلسه به صورت تصویری در گوگل میت یا برنامه بله تشکیل خواهد شد. برای شرکت در جلسه به آیدی من پیام دهید.


✍نوشین_تیموری
«سینما در آینه روان»


✨سومین جلسه از سلسله نشست های تحلیل فیلم و روانکاوی

🔗ما در روانکاوی در آینه هنر پیوند تنگاتنگی که بین مخاطب و زندگیش برقرار شده مورد توجه و بررسی قرار میدیم، ما اینجا مخاطب رو تشویق می کنیم به اعماق روانش سفر کنه تجربه های خودش با موقعیته شخصیت های فیلم مواجه کنه، چالش روانی که در مقاطعی از زندگیش درگیر اون بوده بهش فکر کنه و اینکه چطور ازش گذشته؟ کدوم سکانس یا دیالوگ لایه ای از ناخودآگاه مخاطب رو لمس کرده؟
و در پایان ازتون می خواییم تردیدها و تجربیات خودتون رو با ما به اشتراک بزارین؛ پرسش های خودتون رو با محوریت فیلم مطرح کنید.


               «فیلم این هفته هست من تونیا هستم»

🔗اثری فراتر از یک درام ورزشی، بلکه طردشدگی و قضاوت است فیلمی که مرز میان قربانی بودن و متهم بودن را در هم می شکند و ما را با پرسش های تکان دهنده ای درباره ی خشونت نهادینه مواجه می کند. چگونه آسیب های کودکی در بزرگسالی به خشم و جستجوی کمال تغییر شکل می دهند؟ چگونه در روابطی که باید منبع امنیت باشند مثل مادر با خود مواجه می شویم؟ اسکیت روی یخ برای تونیا یک ورزش بود یا یک مکانیسم دفاعی برای فرار از حقیقت فروپاشیده اش؟
آیا شما نیز در زندگی خود جایی بوده که برای دیده شدن به ناچار نقاب دیگری بر چهره زده باشید؟ چالش های روانی ناشی از قضاوت های ناعادلانه ی اطرافیان را چگونه در خود مدیریت کرده اید؟
تردیدها و تجربیات خود را در مواجهه با لایه های پنهان شخصیت تونیا و مادرش را با ما به اشتراک بگذارید.


تاریخ: سه شنبه 1405/06/17 ساعت 21:00
جلسه به صورت گفتگو محور در بله تشکیل می شود.

لینک جلسه
http://ble.ir/join/4zsM97WfRJ



✨سخنران: جناب آقای دکتر محمدرضا عبدی(دانش آموخته انجمن روانکاوی آرژانتین)
✨مدیریت جلسه: نوشین تیموری


https://t.me/+VCunKEmni4pFMxrD

https://t.me/MohammadRezaAbdiPsychoanalysis
Forwarded from محمدرضا عبدی(モハマド・レザー・アブディ。 ) شماره پروانه تخصصی: ۵۳۲۹
معرفی فیلم سینمایی پدران و دختران
به کارگردانی گابریله موچینو (Gabriele Muccino)
نویسنده: برد دش (Brad Desch)
محصول آمریکا و ایتالیا 2015


وقتی یک رابطه تموم نمی‌شه، حتی اگر آدم‌ها از هم دور شده باشن…

تحلیل روانکاوانه فیلم «پدران و دختران؛ درباره فقدان، دلبستگی و زخم‌هایی که گاهی سال‌ها بعد، خودشان را در روابط ما نشان می‌دهند.
Sociology_کانال اصلی سوسیولوژی
معرفی فیلم سینمایی پدران و دختران به کارگردانی گابریله موچینو (Gabriele Muccino) نویسنده: برد دش (Brad Desch) محصول آمریکا و ایتالیا 2015 وقتی یک رابطه تموم نمی‌شه، حتی اگر آدم‌ها از هم دور شده باشن… تحلیل روانکاوانه فیلم «پدران…
«سینما در آینه روان»

▪️چهارمین جلسه از سلسله نشست های تحلیل فیلم و روانکاوی

🔗ما در روانکاوی در آینه هنر پیوند تنگاتنگی که بین مخاطب و زندگیش برقرار شده رو مورد توجه و بررسی قرار میدیم، ما اینجا مخاطب رو تشویق می کنیم به اعماق روانش سفر کنه تجربه های خودش با موقعیت شخصیت های فیلم مواجه کنه، چالش های روانی که در مقاطعی از زندگیش درگیر اون بوده بهش فکر کنه و اینکه چطور ازش گذشته؟ کدوم سکانس یا دیالوگ لایه ای از ناخودآگاه مخاطب رو لمس کرده؟
و در پایان ازتون می خواییم تردیدها و تجربیات خودتون رو با ما به اشتراک بزارین؛ پرسش های خودتون رو با محوریت فیلم مطرح کنید.


               «فیلم این هفته هست پدران و دختران»


▪️وقتی یک رابطه تمام نمی‌شود، حتی اگر آدم‌ها از هم دور شده باشند…
فیلم پدران و دختران، روایتی است از دو خط زمانی که در هم تنیده شده‌اند؛ داستان پدری که تلاش می‌کند در سایه‌ ی یک بیماری روانی، ارتباطش را با دختر خردسالش حفظ کند، و داستان همان دختر در بزرگسالی که در برقراری پیوند عاطفی با دیگران با بن‌ بست رو به‌ روست.
این فیلم، فرصتی است برای واکاوی زخم‌های دلبستگی اینکه چگونه فقدان یا حضور آسیب‌ زای اولین مراقب زندگی (پدر)، می‌تواند به شکل یک الگوی تکرار شونده در روابط بزرگسالی ما نقش ببندد. در نشست این هفته، بررسی خواهیم کرد که چگونه زخم‌های کهنه در سکوت ما، خودشان را در روابط عاشقانه بازتولید می‌ کنند و چطور می‌توان از چرخه‌ ی ترس از رها شدگی یا ترس از صمیمیت خارج شد.


🔗چالش این هفته:
1. ما در روابط عاشقانه مان به دنبال پدریم، یا در حال فرار از او؟ آیا انتخاب های عاطفی ما، تلاشی برای ترمیم زخم های گذشته است یا تکرار ناخودآگاه همان دردها؟
2.چرا با اینکه قول داده بودیم اشتباهات گذشته را تکرار نکنیم، باز هم در روابطمان به همان بن بست های قدیمی می رسیم؟



تاریخ: سه شنبه 1405/06/31 ساعت 21:00
جلسه به صورت گفتگو محور در بله تشکیل می شود.
(این سلسله نشست ها کاملا رایگان هستند)

✅خودشناسی، سینمای روانکاوی
✍محمد_رضا_عبدی( دانش آموخته انجمن روانکاوی آرژانتین)


https://t.me/Mohmmad55Reza

https://t.me/MohammadRezaAbdiPsychoanalysis
روان تحلیلگران باید در تجسم های شما کندوکاو کنند و بدانند آیا شما پدری خیالی را برای خود خلق کرده اید، پدری نمادین دارید یا با پدر واقعی تان زندگی می کنید. تعداد زیاد موارد نمادین و خیالی که به پدر مربوط می شوند، همگی از توجه به این نکته ی مهم غفلت دارند که این موارد خیالی از واقعیت خالی اند.


📕کریستیان اولیور، برگرفته از کتاب پدر غایب صفحه 1
✅سوسیولوژی


https://t.me/Soiology

https://t.me/Sociologyoriginal
«سینما در آینه روان»



▪️چهارمین جلسه از سلسه نشست های تحلیل فیلم و روانکاوی
                   

                «فیلم این هفته هست پدران و دختران»


🔗خلاصه فیلم: فیلم درباره ی مرد نویسنده ای است که در یک تصادف همسر خود را از دست می دهد و دچار فروپاشی روانی شده، با تنها بودن و پدر بودن دست و پنجه نرم می کند. 27 سال بعد دختر بزرگ شده اش در تلاش است تا ارتباطات خود را شکل دهد...
داستان فیلم حول محور شخصیت های اصلی می چرخد که هر کدام با میراث روانی رفتارهای والدین خود دست و پنجه نرم می کنند. فیلم روایتگر زندگی زنانی است که در دوران کودکی، تحت تاثیر شخصیت های آسیب پذیر، غایب یا گاهی بی توجه پدران خود بوده اند.
رشته ی اتفاقات زمانی گره می خورد که این زنان در مواجهه با روابط عاطفی، انتخاب های شغلی و چالش های شخصیتی خود در دوران بزرگسالی، ناخودآگاه به الگوهایی بازمی گردند که از دوران پدری در وجودشان نهادینه شده است. فیلم نشان میدهد که چگونه نقش پدر می تواند یا به عنوان یک ستون استوار برای رشد شخصیت عمل کند، یا به عنوان یک منشا آسیب که مانع از رسیدن فرد به بلوغ عاطفی و استقلال واقعی می شود.
فیلم به خوبی نشان می دهد که چگونه افراد تمایل دارند در روابط بزرگسالی خود، همان الگوهای حتی مخرب دوران کودکی را تکرار کنند، به امید اینکه این بار بتوانند نتیجه ای متفاوت بگیرند.
بررسی اینکه چگونه حضور یا غیاب فیزیکی و عاطفی پدر می تواند در شکل گیری هویت دختر نقش داشته باشد.
در بخشی از داستان مشخص می شود که شخصیت ها چگونه ویژگی های پدر خود را به شرکای عاطفی جدیدشان منتقل می کنند و با آنها برخورد می کنند.



🔗چالش این هفته:
1. ما در روابط عاشقانه مان به دنبال پدریم، یا در حال فرار از او؟ آیا انتخاب های عاطفی ما، تلاشی برای ترمیم زخم های گذشته است یا تکرار ناخودآگاه همان دردها؟
2.چرا با اینکه قول داده بودیم اشتباهات گذشته را تکرار نکنیم، باز هم در روابطمان به همان بن بست های قدیمی می رسیم؟


پرسش‌ های خود را با محوریت فیلم، یا حتی با نگاهی متفاوت تر (همچون «رابطه‌ ی پدر-پسر» و مفاهیم تحلیل‌گرانه) مطرح نمایید.


تاریخ: امشب سه شنبه 1405/06/31 ساعت 21:00
جلسه به صورت گفتگو محور در بله تشکیل می شود.
(این سلسله نشست ها کاملا رایگان هستند)

✅خودشناسی، سینمای روانکاوی
✍محمد_رضا_عبدی( فعال حوزه‌ ی هنر و سینما، دانش آموخته انجمن روانکاوی آرژانتین)


https://t.me/Mohmmad55Reza

https://t.me/MohammadRezaAbdiPsychoanalysis