عصر طلایی بازیهای فلش/flash! 🎮 ✨
برمیگشتی خانه بعد از یک روز مدرسه، مینشستی پشت کامپیوتر یا لپتاپ خانوادگی و با ذوق و شوق، توی گوگل فقط یک چیزی شبیه «بازی» یا «games» سرچ میکردی. ناگهان با چیزی روبهرو میشدی که انگار یک کتابخانه بیانتها از بازیهای عجیب، خلاقانه و رنگارنگ بود؛ همانهایی که به اسم بازیهای فلش شناخته میشدند و نسل کاملی از گیمرها را با خودشان بزرگ کردند.
بیشتر این بازیها را تیمهای کوچک مستقل یا حتی گاهی فقط یک نفر میساخت. از نظر گرافیکی شاهکار نبودند و مکانیکهای پیچیده و پیشرفتهای هم نداشتند، چون قرار بود مستقیماً داخل مرورگر اجرا شوند. اما یک چیز داشتند که از همه مهمتر بود: فوقالعاده سرگرمکننده بودند، دسترسی به آنها آسان بود و کاملاً رایگان بودند.
هزاران، شاید حتی میلیونها بازی فلش در اینترنت وجود داشت. اما متأسفانه با پایان پشتیبانی و تعطیلی سیستم فلش ادوبی، دسترسی به بخش بزرگی از این گنجینه دیجیتالی سخت و دشوار شد.
بازی فلش موردعلاقه شما چه بود؟🎮 💭
برمیگشتی خانه بعد از یک روز مدرسه، مینشستی پشت کامپیوتر یا لپتاپ خانوادگی و با ذوق و شوق، توی گوگل فقط یک چیزی شبیه «بازی» یا «games» سرچ میکردی. ناگهان با چیزی روبهرو میشدی که انگار یک کتابخانه بیانتها از بازیهای عجیب، خلاقانه و رنگارنگ بود؛ همانهایی که به اسم بازیهای فلش شناخته میشدند و نسل کاملی از گیمرها را با خودشان بزرگ کردند.
بیشتر این بازیها را تیمهای کوچک مستقل یا حتی گاهی فقط یک نفر میساخت. از نظر گرافیکی شاهکار نبودند و مکانیکهای پیچیده و پیشرفتهای هم نداشتند، چون قرار بود مستقیماً داخل مرورگر اجرا شوند. اما یک چیز داشتند که از همه مهمتر بود: فوقالعاده سرگرمکننده بودند، دسترسی به آنها آسان بود و کاملاً رایگان بودند.
هزاران، شاید حتی میلیونها بازی فلش در اینترنت وجود داشت. اما متأسفانه با پایان پشتیبانی و تعطیلی سیستم فلش ادوبی، دسترسی به بخش بزرگی از این گنجینه دیجیتالی سخت و دشوار شد.
بازی فلش موردعلاقه شما چه بود؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1😭1
بزرگترین تراژدی Metal Gear Solid V برای من جنگ، انتقام یا حتی درد فانتوم نیست؛ اینه که بازی مدام ازت میپرسه: «اگر تمام خاطرات، اسم، گذشته و هویتت رو ازت بگیرن، واقعاً چی ازت باقی میمونه؟»
جالبه که آخرش میفهمیم افسانهها اونقدری که فکر میکردیم واقعی نیستن. آدمها اول یک قهرمان میسازن، بعد کمکم خودشون رو درون اون قهرمان حل میکنن. یه جایی مرز بین «من» و «تصویری که دیگران از من دارن» از بین میره.
شاید به همین خاطر The Phantom Pain اینقدر تلخه؛ چون درباره از دست دادن یک دست یا یک پای مصنوعی نیست. درباره از دست دادن خودته. درباره لحظهایه که میفهمی سالها برای تبدیل شدن به یک افسانه جنگیدی، اما آخرش حتی مطمئن نیستی اون افسانه واقعاً خودت بوده یا نه.
و شاید درد فانتوم واقعی همین باشه؛
درد چیزی که هنوز حسش میکنی، حتی وقتی مدتهاست وجود خارجی نداره.
جالبه که آخرش میفهمیم افسانهها اونقدری که فکر میکردیم واقعی نیستن. آدمها اول یک قهرمان میسازن، بعد کمکم خودشون رو درون اون قهرمان حل میکنن. یه جایی مرز بین «من» و «تصویری که دیگران از من دارن» از بین میره.
شاید به همین خاطر The Phantom Pain اینقدر تلخه؛ چون درباره از دست دادن یک دست یا یک پای مصنوعی نیست. درباره از دست دادن خودته. درباره لحظهایه که میفهمی سالها برای تبدیل شدن به یک افسانه جنگیدی، اما آخرش حتی مطمئن نیستی اون افسانه واقعاً خودت بوده یا نه.
و شاید درد فانتوم واقعی همین باشه؛
درد چیزی که هنوز حسش میکنی، حتی وقتی مدتهاست وجود خارجی نداره.
❤1