🍂🍁 محبوب من ...
قربانیانِ تبسم تو در اطراف پاییز افتادهاند. در حوالی سیمای عاشق.
ای دهانت باغها، ای نگاهت آسمان مهتابها.
بیتو بودن آسان نیست.
کجاست دستهایت که روز عاشق را روشن میکرد.
محبوبم! تو نیستی و من حتی سر خودم داد نمیکشم. لعنت به نبودن. کجایی تا با جادوی نگاهت ماه را تبدیل به گنجشک کنی. مُشتی مهتاب روی شبمان بپاشی ...
محبوب من ...
پاییز میراث فرهنگی عاشق هاست.
در مدرسه به ما الفبا را یاد نداده اند که با آن دکتر و مهندس و مانند اینها شویم.
الفبا را یاد داده اند تا ما باهم حرف بزنیم و با حرف زدن باهم زلفی گره بزنیم و قربان صدقه هم برویم ...
محبوبم! در پاییز اینجا باغها تا صبح، تا طلوعِ آفتاب بازند ...
📝 محمد صالح علاء
#پاییز1404
@SinAlefMimm
قربانیانِ تبسم تو در اطراف پاییز افتادهاند. در حوالی سیمای عاشق.
ای دهانت باغها، ای نگاهت آسمان مهتابها.
بیتو بودن آسان نیست.
کجاست دستهایت که روز عاشق را روشن میکرد.
محبوبم! تو نیستی و من حتی سر خودم داد نمیکشم. لعنت به نبودن. کجایی تا با جادوی نگاهت ماه را تبدیل به گنجشک کنی. مُشتی مهتاب روی شبمان بپاشی ...
محبوب من ...
پاییز میراث فرهنگی عاشق هاست.
در مدرسه به ما الفبا را یاد نداده اند که با آن دکتر و مهندس و مانند اینها شویم.
الفبا را یاد داده اند تا ما باهم حرف بزنیم و با حرف زدن باهم زلفی گره بزنیم و قربان صدقه هم برویم ...
محبوبم! در پاییز اینجا باغها تا صبح، تا طلوعِ آفتاب بازند ...
📝 محمد صالح علاء
#پاییز1404
@SinAlefMimm
سین.الف.میم
shahrara14040826.pdf
📝به گفته محققان و استادان علم ارتباطات، کتاب از نخستین روزهای اختراع خط و نوشتار تا عصر دیجیتال، نقشی ماندگار و بیبدیل در انتقال دانش، حفظ حافظهجمعی و شکلدهی به ارتباطات و فرهنگ ایفا کرده است و با انقلاب دیجیتال و گسترش رسانههای تصویری، فضای مجازی و شبکههای اجتماعی، عادات مطالعه را دگرگون کرده و در رقابتی نابرابر با سایر رسانهها قرار گرفته است. تحولات پیشآمده در عرصه ارتباطات، جایگاه کتاب را در میان رسانههای مختلف متحول ساخته است. در واقع کتاب در جهان امروز نهفقط حامل معنا، بلکه رسانهای ارتباطی است که میتواند در تعامل میان نویسنده، مخاطب و ساختارهای ارتباطی- فرهنگی نقشآفرینی خاص و ویژهای داشته باشد. یافتههای محققان نشان میدهد که در عصر رسانههای شبکهای، بازتعریف تجربه مطالعه، برندسازی فرهنگی ناشران، بهرهگیری از فناوریهای تعاملی و تقویت سوادرسانهای، محورهای اساسی برای احیای نقش اجتماعی کتاب محسوب میشوند و امروز مخاطب نهتنها مصرفکننده محتوا، بلکه تولیدکننده معنا نیز است و به شکلی میتوان ادعا کرد که کتاب دیگر کالا نیست و به نوعی تجربه و تحلیل محسوب میشود. آشنایی با کتاب و انسگرفتن با مطالعه و کتابخوانی تجربهای است که فراتر از کالای ارتباطی باید به آن نگریست. تجربهای ارزشمند و پرمعنا در مسیر آموزش و آگاهی. قصه مطالعه، کتاب و کتابخوانی دیگر یک کلیشه و شعار همگانی نیست؛ دغدغه و ضرورت است. ضرورتی که هرچه پیش میرویم بیشتر متوجه میشویم که نسل جدید تا چه اندازه از این دوست خوب و رفیق ناب فاصله دارند. این دغدغه و ضرورت دیگر با شعار دادن و برنامه کلیشهای با ارائه آمارهای غیرواقعی جبرانپذیر نیست. امروز باید به این دغدغه اول خود عمل کنیم تا فرزندانمان به سوی آن جذب شوند. باید مسئولان و افراد صاحب تریبون و منصب به آن وفادار باشند و عمل کنند تا ذینفعان نیز این ضرورت را حس و اجرا کنند.
در نظریههای جدید ارتباطات، معنا در تعامل میان پیام و گیرنده ساخته میشود، نه در تولیدکننده. بنابر این نظریه میتوان گفت؛ کتاب، برخلاف تصور سنتی، محصولی ایستا نیست، بلکه رسانهای پویا، فعال، تجربی و چندوجهی است. «دیوید تروسبی» استاد برجسته اقتصاد در دانشگاه «مکوآری سیدنی» در نظریه اقتصاد فرهنگ خود، بر تمایز میان ارزش اقتصادی و ارزش فرهنگی کالاها تأکید میکند؛ حتی اگر کتاب را در همین چارچوب، کالا بدانیم باید تأکید کنیم که علاوه بر ارزش مادی، دارای ارزش ارتباطی و نمادین است. مطالعات یونسکو بهصورت شفاف نشان میدهد که میانگین مطالعه روزانه در جهان رو به کاهش است. تغییر سبک زندگی دیجیتال، کاهش تمرکز ذهنی و رقابت محتوای کوتاه و تصویری، از عوامل این روند است. ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست و وضعیت کتابخوانی دوران نامطلوبی را سپری میکند.
بازتعریف برند فرهنگی کتاب، همافزایی رسانهای و فناوری تعاملی، ایجاد شبکههای اجتماعی کتابمحور، سیاستگذاری فرهنگی نوین و آموزش و سواد رسانهای از جمله سرفصلهایی محسوب میشوند که میتوانند کتاب را وارد فضای ارتباطی به صورت اثرگذار کنند. در واقع باید هر کتاب بهمثابه برند فرهنگی عمل کند؛ برندی که در ذهن مخاطب هویت و ارزش خاصی دارد. همچنین انواع مختلف کتاب مانند کتابهای صوتی، کتابهای الکترونیک، پادکستها و ویدئوهای کوتاه معرفی آثار، برگزاری ایونت و رویدادهای کتابمحور، نمونههایی از تبدیل کتاب به رسانه ارتباطی و یک تجربه کتابی هستند. اکنون پلتفرمهایی با فراهم کردن امکان گفتوگو و امتیازدهی به کتابها، مطالعه را از فعالیتی فردی به تجربهای جمعی تبدیل کردهاند. در حوزه نهادها و دستگاههای حکومتی باید از مدلهای تبلیغی بالا به پایین فاصله گرفت و به سمت سیاستگذاری ارتباطی- مشارکتی حرکت کرد. موضوعی که هنوز در پیچ و خمهای اداری و سنتی گیر کرده است. باید فعالیتهای ترویجی کتابخوانی توسط مروجان مردمی را ارج نهاد و به آن اهمیت داد و حمایت کرد. موضوع دیگر تقویت سواد رسانهای مخاطبان است که موجب میشود کتاب به عنوان ابزار تحلیل، تجربه، تفکر انتقادی و گفتوگو درک شود.
باید بپذیریم که کتاب در عصر ارتباطات شبکهای دیگر رسانهای منفرد نیست، بلکه عنصری از اکوسیستم ارتباطی گسترده است. تبدیل کتاب به ارتباط و تجربه و دوری از کالا بودن، مستلزم سه تغییر بنیادی است: تغییر در نگاه فرهنگی، تغییر در سیاستگذاری و تغییر در تجربه مخاطب؛ بدین ترتیب، کتاب میتواند دوباره به رسانهای زنده و مشارکتجو تبدیل شود که نهتنها حامل دانش، بلکه سازنده ارتباط است. کتاب باید از حالت رسانهای یکسویه و منفعل به رسانهای گفتوگومحور و تعاملی تبدیل شود.
🖊سین.الف.میم
📆۱۴۰۴/۰۸/۲۵، روزنامه شهرآرا
#یادداشت
#هفته_کتاب
#روزنامه_شهرآرا
@SinAlefMimm
در نظریههای جدید ارتباطات، معنا در تعامل میان پیام و گیرنده ساخته میشود، نه در تولیدکننده. بنابر این نظریه میتوان گفت؛ کتاب، برخلاف تصور سنتی، محصولی ایستا نیست، بلکه رسانهای پویا، فعال، تجربی و چندوجهی است. «دیوید تروسبی» استاد برجسته اقتصاد در دانشگاه «مکوآری سیدنی» در نظریه اقتصاد فرهنگ خود، بر تمایز میان ارزش اقتصادی و ارزش فرهنگی کالاها تأکید میکند؛ حتی اگر کتاب را در همین چارچوب، کالا بدانیم باید تأکید کنیم که علاوه بر ارزش مادی، دارای ارزش ارتباطی و نمادین است. مطالعات یونسکو بهصورت شفاف نشان میدهد که میانگین مطالعه روزانه در جهان رو به کاهش است. تغییر سبک زندگی دیجیتال، کاهش تمرکز ذهنی و رقابت محتوای کوتاه و تصویری، از عوامل این روند است. ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست و وضعیت کتابخوانی دوران نامطلوبی را سپری میکند.
بازتعریف برند فرهنگی کتاب، همافزایی رسانهای و فناوری تعاملی، ایجاد شبکههای اجتماعی کتابمحور، سیاستگذاری فرهنگی نوین و آموزش و سواد رسانهای از جمله سرفصلهایی محسوب میشوند که میتوانند کتاب را وارد فضای ارتباطی به صورت اثرگذار کنند. در واقع باید هر کتاب بهمثابه برند فرهنگی عمل کند؛ برندی که در ذهن مخاطب هویت و ارزش خاصی دارد. همچنین انواع مختلف کتاب مانند کتابهای صوتی، کتابهای الکترونیک، پادکستها و ویدئوهای کوتاه معرفی آثار، برگزاری ایونت و رویدادهای کتابمحور، نمونههایی از تبدیل کتاب به رسانه ارتباطی و یک تجربه کتابی هستند. اکنون پلتفرمهایی با فراهم کردن امکان گفتوگو و امتیازدهی به کتابها، مطالعه را از فعالیتی فردی به تجربهای جمعی تبدیل کردهاند. در حوزه نهادها و دستگاههای حکومتی باید از مدلهای تبلیغی بالا به پایین فاصله گرفت و به سمت سیاستگذاری ارتباطی- مشارکتی حرکت کرد. موضوعی که هنوز در پیچ و خمهای اداری و سنتی گیر کرده است. باید فعالیتهای ترویجی کتابخوانی توسط مروجان مردمی را ارج نهاد و به آن اهمیت داد و حمایت کرد. موضوع دیگر تقویت سواد رسانهای مخاطبان است که موجب میشود کتاب به عنوان ابزار تحلیل، تجربه، تفکر انتقادی و گفتوگو درک شود.
باید بپذیریم که کتاب در عصر ارتباطات شبکهای دیگر رسانهای منفرد نیست، بلکه عنصری از اکوسیستم ارتباطی گسترده است. تبدیل کتاب به ارتباط و تجربه و دوری از کالا بودن، مستلزم سه تغییر بنیادی است: تغییر در نگاه فرهنگی، تغییر در سیاستگذاری و تغییر در تجربه مخاطب؛ بدین ترتیب، کتاب میتواند دوباره به رسانهای زنده و مشارکتجو تبدیل شود که نهتنها حامل دانش، بلکه سازنده ارتباط است. کتاب باید از حالت رسانهای یکسویه و منفعل به رسانهای گفتوگومحور و تعاملی تبدیل شود.
🖊سین.الف.میم
📆۱۴۰۴/۰۸/۲۵، روزنامه شهرآرا
#یادداشت
#هفته_کتاب
#روزنامه_شهرآرا
@SinAlefMimm
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا
گر تو شکیب داری طاقت نمانْد ما را
باری به چشم احسان در حال ما نظر کن
کز خوان پادشاهان راحت بود گدا را
سلطان که خشم گیرد بر بندگان حضرت
حکمش رسد ولیکن حدی بود جفا را
من بی تو زندگانی خود را نمیپسندم
کآسایشی نباشد بی دوستان بقا را
چون تشنه جان سپردم آن گه چه سود دارد
آب از دو چشم دادن بر خاک من گیا را
حال نیازمندی در وصف مینیاید
آن گه که بازگردی گوییم ماجرا را
بازآ و جان شیرین از من ستان به خدمت
دیگر چه برگ باشد درویش بینوا را
یا رب تو آشنا را مهلت ده و سلامت
چندان که باز بیند دیدار آشنا را
نه ملک پادشا را در چشم خوبرویان
وقعیست ای برادر نه زهد پارسا را
ای کاش برفتادی برقع ز روی لیلی
تا مدعی نماندی مجنونِ مبتلا را
سعدی قلم به سختی رفتهست و نیکبختی
پس هر چه پیشت آید گردن بنه قضا را
📝حضرت سعدی💙
🎥شبهای روشن🤍
#غیر_از_اینه
@SinAlefMimm
گر تو شکیب داری طاقت نمانْد ما را
باری به چشم احسان در حال ما نظر کن
کز خوان پادشاهان راحت بود گدا را
سلطان که خشم گیرد بر بندگان حضرت
حکمش رسد ولیکن حدی بود جفا را
من بی تو زندگانی خود را نمیپسندم
کآسایشی نباشد بی دوستان بقا را
چون تشنه جان سپردم آن گه چه سود دارد
آب از دو چشم دادن بر خاک من گیا را
حال نیازمندی در وصف مینیاید
آن گه که بازگردی گوییم ماجرا را
بازآ و جان شیرین از من ستان به خدمت
دیگر چه برگ باشد درویش بینوا را
یا رب تو آشنا را مهلت ده و سلامت
چندان که باز بیند دیدار آشنا را
نه ملک پادشا را در چشم خوبرویان
وقعیست ای برادر نه زهد پارسا را
ای کاش برفتادی برقع ز روی لیلی
تا مدعی نماندی مجنونِ مبتلا را
سعدی قلم به سختی رفتهست و نیکبختی
پس هر چه پیشت آید گردن بنه قضا را
📝حضرت سعدی💙
🎥شبهای روشن🤍
#غیر_از_اینه
@SinAlefMimm
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نیامدی و غمت بارها به من سر زد
چو در بر او نگشودم نرفت و بر در زد
بنا نبود که دل با غم تو بنشیند
همین که نام تو را بُرد، من دلم پر زد
گریست با من و از قصه جدایی گفت
به سرسلامتیام ساغری به ساغر زد
چو دید در جگرم تیر بیوفایی را
برون کشیدش و اینبار کارگرتر زد
چه کرد عشق تو با من که با هزار ستم
دلم هنوز برای غم تو میلرزد
📝فاضل نظری
📹برف آخرین روزهای پاییز ۱۴۰۴
🕌مشهد. حرم امام مهربان. صحن کوثر
@SinAlefMimm
چو در بر او نگشودم نرفت و بر در زد
بنا نبود که دل با غم تو بنشیند
همین که نام تو را بُرد، من دلم پر زد
گریست با من و از قصه جدایی گفت
به سرسلامتیام ساغری به ساغر زد
چو دید در جگرم تیر بیوفایی را
برون کشیدش و اینبار کارگرتر زد
چه کرد عشق تو با من که با هزار ستم
دلم هنوز برای غم تو میلرزد
📝فاضل نظری
📹برف آخرین روزهای پاییز ۱۴۰۴
🕌مشهد. حرم امام مهربان. صحن کوثر
@SinAlefMimm
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غم زمانه خورم یا فراق یار کشم؟
به طاقتی که ندارم کدام بار کشم؟
نه قوتی که توانم کناره جُستن از او
نه قدرتی که به شوخیش در کنار کشم
نه دست صبر که در آستین عقل برم
نه پای عقل که در دامن قرار کشم
ز دوستان به جفا سیرگَشت مردی نیست
جفای دوست، زنم گر نه مردوار کشم!
چو میتوان به صبوری کشید جور عدو
چرا صبور نباشم که جور یار کشم
شراب خورده ساقی ز جام صافی وصل
ضرورت است که درد سر خمار کشم
گلی چو روی تو گر در چمن به دست آید
کمینه دیده سعدیش پیش خار کشم
📜سعدی علیهالرحمه💙
🎥سواحل دریای کاسپین🤍
@SinAlefMimm
به طاقتی که ندارم کدام بار کشم؟
نه قوتی که توانم کناره جُستن از او
نه قدرتی که به شوخیش در کنار کشم
نه دست صبر که در آستین عقل برم
نه پای عقل که در دامن قرار کشم
ز دوستان به جفا سیرگَشت مردی نیست
جفای دوست، زنم گر نه مردوار کشم!
چو میتوان به صبوری کشید جور عدو
چرا صبور نباشم که جور یار کشم
شراب خورده ساقی ز جام صافی وصل
ضرورت است که درد سر خمار کشم
گلی چو روی تو گر در چمن به دست آید
کمینه دیده سعدیش پیش خار کشم
📜سعدی علیهالرحمه💙
🎥سواحل دریای کاسپین🤍
@SinAlefMimm
📝حقیقت آن است، نویسندهای که جهان خود را صادقانه ساخته و انسانها را صمیمانه تربیت کرده باشد، هرگز از میان نمیرود. «سعید تشکری» هنوز زنده است؛ در سطرهایی که مکث دارند...
⬅️متن یادداشت: ibna.ir/x6FKc
#خبرگزاری_کتاب_ایران
#سعیدتشکری
#ایبنا
@SinAlefMimm
⬅️متن یادداشت: ibna.ir/x6FKc
#خبرگزاری_کتاب_ایران
#سعیدتشکری
#ایبنا
@SinAlefMimm
دلا، ذوقی ندارد دولت دنیا و شادیها
خوشا! آن دردمندیهای عشق و نامرادیها
من و مجنون دو مدهوشیم سر گردان بهر وادی
ببین کآخر جنون انداخت ما را در چه وادیها؟
دل من جا گرفت از اعتقاد پاک در کویش
بلی، آخر به جایی میکشد پاکاعتقادیها
چو عمر خود ندارم اعتمادی بر وفای تو
چه عمرست این که من دارم بر او خوشاعتمادیها؟
به خون دل سواد دیده را شستم، زهی حسرت!
که از خطت مرا محروم کرد این بیسوادیها
چو گم کردم دل خود را چه سود از ناله و افغان؟
که نتوان یافت این گمگشته را با این منادیها
هلالی، دیگران از وصل او شادند و من غمگین
خوش آن روزی که من هم داشتم زین گونه شادیها!
📝 هلالی جغتایی
📸 چایخانه حرم رضوی
@SinAlefMimm
خوشا! آن دردمندیهای عشق و نامرادیها
من و مجنون دو مدهوشیم سر گردان بهر وادی
ببین کآخر جنون انداخت ما را در چه وادیها؟
دل من جا گرفت از اعتقاد پاک در کویش
بلی، آخر به جایی میکشد پاکاعتقادیها
چو عمر خود ندارم اعتمادی بر وفای تو
چه عمرست این که من دارم بر او خوشاعتمادیها؟
به خون دل سواد دیده را شستم، زهی حسرت!
که از خطت مرا محروم کرد این بیسوادیها
چو گم کردم دل خود را چه سود از ناله و افغان؟
که نتوان یافت این گمگشته را با این منادیها
هلالی، دیگران از وصل او شادند و من غمگین
خوش آن روزی که من هم داشتم زین گونه شادیها!
📝 هلالی جغتایی
📸 چایخانه حرم رضوی
@SinAlefMimm
کمی بشنویم…
چرا در زندگی امروز کمتر گوش میکنیم؟ در همهی نقشهایی که در طول روز و شب داریم، «شنیدن» حلقهی مفقودهمان است.
در محل کار، بیشتر تلاش میکنیم حرف بزنیم تا اینکه بشنویم. گویی «بیان کردن» را مترادف «کارآمد بودن» دانستهایم. بجای گوش کردن به سخنان مشتری، اربابرجوع و مخاطب، تلاش داریم حرف بزنیم، آن هم نه از مسیر گفتگو بلکه به دنبال از سر باز کردن هستیم!
در خانواده و جمعهای صمیمانه هم «شنیدن» را گم کردهایم.
در گفتوگو با پارتنر، همسر، فرزند یا هر فردی، اغلب منتظریم نوبت صحبت به ما برسد؛ چندان اهمیتی ندارد طرف مقابل چه میگوید، مهم این است که پاسخ خود را آماده کرده باشیم.
در موقعیتهای تنش و تعارض هم که محال است کسی حاضر شود، لحظهای سکوت کند.
در مجموع انگار با شنیدن قهر کردهایم.
از همان ضربالمثل قدیمی که میگوید «دو گوش داریم و یک زبان» تا نظریههای نوین ارتباطی که تأکید میکنند «بزرگترین مشکل در ارتباطات این است که برای پاسخ دادن گوش میدهیم، نه برای فهمیدن»، همه بر یک نکته صحه میگذارند: ما نمیشنویم؛ یا دقیقتر بگوییم، درست گوش نمیکنیم.
پژوهشهای ارتباطی نشان میدهد گوش دادن صرفاً سکوت کردن نیست، بلکه فرآیندی فعال و آگاهانه است.
مطالعات حوزه ارتباطات سازمانی نیز نشان دادهاند مدیرانی که مهارت «گوش دادن فعال» دارند، اعتماد بیشتری در تیم ایجاد میکنند و سطح تعهد کارکنانشان بالاتر است؛ همچنین بر اساس گزارشهای رسمی مهارتهای ارتباطی از جمله شنیدن مؤثر در فهرست مهمترین مهارتهای نرم ارتباطی برای زندگی در جامعه مورد نیاز است.
در حوزه خانواده نیز پژوهشها تأکید میکنند کیفیت گوش دادن والدین به فرزندان و همسر به همسر، ارتباط مستقیم با احساس امنیت عاطفی و عزتنفس آنان دارد.
روانشناسان ارتباطی مانند «کارل راجرز»، بنیانگذار رویکرد «مراجعمحور»، سالها پیش بر اهمیت «گوش دادن همدلانه» تأکید کرده؛ روشی که در آن شنونده بدون قضاوت و اصلاح، تلاش میکند تجربه درونی طرف مقابل را درک کند. راجرز معتقد بود وقتی فرد احساس میکند «واقعاً شنیده شده»، تغییر به شکلی طبیعی و درونی آغاز میشود.
«مگان دیواین»، روانشناس و نویسنده که موضوع «روابط» تخصص اوست، در کتاب
It’s OK That You’re Not OK
که با ترجمههایی همچون «اشکال ندارد که حالت خوب نیست» یا «مشکلی نیست اگر حالت خوش نیست» تاکنون منتشر شده، مینویسد:
«روح انسانِ رنجدیده نه میخواهد نصیحت شود، نه اصلاح، و نه نجات یابد؛ فقط میخواهد شنیده شود، دقیقاً همانطور که هست.»
این جمله یادآور حقیقتی ساده اما عمیق است: بسیاری از ما بیش از راهحل، به حضور و شنیده شدن نیاز داریم.
شتاب زندگی مدرن، هجوم شبکههای اجتماعی، عادت به پاسخگویی سریع و ترس از سکوت، ما را به سمت «واکنش» سوق داده است، نه «درک». در فضای دیجیتال، سرعت جای عمق را گرفته و در نتیجه، گفتوگوها کوتاهتر اما سوءتفاهمها بیشتر شدهاند. طبق گزارش Pew Research Center، افزایش استفاده از رسانههای دیجیتال با کاهش کیفیت گفتوگوهای عمیق چهرهبهچهره همراه بوده است.
شاید لازم باشد دوباره به همان ضربالمثل قدیمی برگردیم.
شاید لازم باشد در میانه ارتباطات اجتماعیمان، در خلال گفتوگو، بهجای آماده کردن پاسخ بعدی، فقط گوش کنیم…
شنیدن، سکوتی فعال است؛ احترامی بیکلام؛ و پلی که بسیاری از سوءتفاهمها را پیش از شکلگیری فرو میریزد.
شاید اگر کمی بیشتر بشنویم، کمتر مجبور شویم توضیح بدهیم…
📝سین.الف.میم
#ارتباطات #شنیدن
@SinAlefMimm
چرا در زندگی امروز کمتر گوش میکنیم؟ در همهی نقشهایی که در طول روز و شب داریم، «شنیدن» حلقهی مفقودهمان است.
در محل کار، بیشتر تلاش میکنیم حرف بزنیم تا اینکه بشنویم. گویی «بیان کردن» را مترادف «کارآمد بودن» دانستهایم. بجای گوش کردن به سخنان مشتری، اربابرجوع و مخاطب، تلاش داریم حرف بزنیم، آن هم نه از مسیر گفتگو بلکه به دنبال از سر باز کردن هستیم!
در خانواده و جمعهای صمیمانه هم «شنیدن» را گم کردهایم.
در گفتوگو با پارتنر، همسر، فرزند یا هر فردی، اغلب منتظریم نوبت صحبت به ما برسد؛ چندان اهمیتی ندارد طرف مقابل چه میگوید، مهم این است که پاسخ خود را آماده کرده باشیم.
در موقعیتهای تنش و تعارض هم که محال است کسی حاضر شود، لحظهای سکوت کند.
در مجموع انگار با شنیدن قهر کردهایم.
از همان ضربالمثل قدیمی که میگوید «دو گوش داریم و یک زبان» تا نظریههای نوین ارتباطی که تأکید میکنند «بزرگترین مشکل در ارتباطات این است که برای پاسخ دادن گوش میدهیم، نه برای فهمیدن»، همه بر یک نکته صحه میگذارند: ما نمیشنویم؛ یا دقیقتر بگوییم، درست گوش نمیکنیم.
پژوهشهای ارتباطی نشان میدهد گوش دادن صرفاً سکوت کردن نیست، بلکه فرآیندی فعال و آگاهانه است.
مطالعات حوزه ارتباطات سازمانی نیز نشان دادهاند مدیرانی که مهارت «گوش دادن فعال» دارند، اعتماد بیشتری در تیم ایجاد میکنند و سطح تعهد کارکنانشان بالاتر است؛ همچنین بر اساس گزارشهای رسمی مهارتهای ارتباطی از جمله شنیدن مؤثر در فهرست مهمترین مهارتهای نرم ارتباطی برای زندگی در جامعه مورد نیاز است.
در حوزه خانواده نیز پژوهشها تأکید میکنند کیفیت گوش دادن والدین به فرزندان و همسر به همسر، ارتباط مستقیم با احساس امنیت عاطفی و عزتنفس آنان دارد.
روانشناسان ارتباطی مانند «کارل راجرز»، بنیانگذار رویکرد «مراجعمحور»، سالها پیش بر اهمیت «گوش دادن همدلانه» تأکید کرده؛ روشی که در آن شنونده بدون قضاوت و اصلاح، تلاش میکند تجربه درونی طرف مقابل را درک کند. راجرز معتقد بود وقتی فرد احساس میکند «واقعاً شنیده شده»، تغییر به شکلی طبیعی و درونی آغاز میشود.
«مگان دیواین»، روانشناس و نویسنده که موضوع «روابط» تخصص اوست، در کتاب
It’s OK That You’re Not OK
که با ترجمههایی همچون «اشکال ندارد که حالت خوب نیست» یا «مشکلی نیست اگر حالت خوش نیست» تاکنون منتشر شده، مینویسد:
«روح انسانِ رنجدیده نه میخواهد نصیحت شود، نه اصلاح، و نه نجات یابد؛ فقط میخواهد شنیده شود، دقیقاً همانطور که هست.»
این جمله یادآور حقیقتی ساده اما عمیق است: بسیاری از ما بیش از راهحل، به حضور و شنیده شدن نیاز داریم.
شتاب زندگی مدرن، هجوم شبکههای اجتماعی، عادت به پاسخگویی سریع و ترس از سکوت، ما را به سمت «واکنش» سوق داده است، نه «درک». در فضای دیجیتال، سرعت جای عمق را گرفته و در نتیجه، گفتوگوها کوتاهتر اما سوءتفاهمها بیشتر شدهاند. طبق گزارش Pew Research Center، افزایش استفاده از رسانههای دیجیتال با کاهش کیفیت گفتوگوهای عمیق چهرهبهچهره همراه بوده است.
شاید لازم باشد دوباره به همان ضربالمثل قدیمی برگردیم.
شاید لازم باشد در میانه ارتباطات اجتماعیمان، در خلال گفتوگو، بهجای آماده کردن پاسخ بعدی، فقط گوش کنیم…
شنیدن، سکوتی فعال است؛ احترامی بیکلام؛ و پلی که بسیاری از سوءتفاهمها را پیش از شکلگیری فرو میریزد.
شاید اگر کمی بیشتر بشنویم، کمتر مجبور شویم توضیح بدهیم…
📝سین.الف.میم
#ارتباطات #شنیدن
@SinAlefMimm
📝«دیل کارنگی» از جمله نویسندگان و سخنرانان معروف آمریکایی است که در خانوادهای تهیدست به دنیا آمده و
دوران کودکیاش را در مشقت بسیار سپری کرد. بیشتر کتابهایی که کارنگی منتشر کرده در حوزهی روانشناسی است و نکات زیادی را در مورد خودسازی، سخنرانی، فروشندگی، پیشرفت شخصی در اختیار علاقهمندان قرار میدهد.
یکی از آثار وی کتاب «آیینزندگی» است؛ این کتاب خلاصهای از تجربیات عملی زندگی بسیاری از تاثیرگذارترین مردمان بر روی کرهی زمین را به تصویر میکشد و با معرفی حالتهای مختلف اشخاص معروف و برجسته، راهکارهایی اساسی جهت دستیابی به زندگیای با کمترین نگرانی و مشکل در اختیارتان قرار میگذارد.
اما در بخش متفاوتی از این کتاب میخوانیم:«خوبی کردن بدون انتظار جبران، نمیدانی تا چه حد باعث حال خوب در شما میشود.
خوب باش چون دوست داری خوب باشی نه چون مجبور به خوب بودن هستی!»
📸هميشه به افراد کمک کنيد،ممکنه شما تنها کسی باشيد که به اون فرد کمک ميکنه!
#کتابخوانی #مهربانی
@SinAlefMimm
دوران کودکیاش را در مشقت بسیار سپری کرد. بیشتر کتابهایی که کارنگی منتشر کرده در حوزهی روانشناسی است و نکات زیادی را در مورد خودسازی، سخنرانی، فروشندگی، پیشرفت شخصی در اختیار علاقهمندان قرار میدهد.
یکی از آثار وی کتاب «آیینزندگی» است؛ این کتاب خلاصهای از تجربیات عملی زندگی بسیاری از تاثیرگذارترین مردمان بر روی کرهی زمین را به تصویر میکشد و با معرفی حالتهای مختلف اشخاص معروف و برجسته، راهکارهایی اساسی جهت دستیابی به زندگیای با کمترین نگرانی و مشکل در اختیارتان قرار میگذارد.
اما در بخش متفاوتی از این کتاب میخوانیم:«خوبی کردن بدون انتظار جبران، نمیدانی تا چه حد باعث حال خوب در شما میشود.
خوب باش چون دوست داری خوب باشی نه چون مجبور به خوب بودن هستی!»
📸هميشه به افراد کمک کنيد،ممکنه شما تنها کسی باشيد که به اون فرد کمک ميکنه!
#کتابخوانی #مهربانی
@SinAlefMimm
دوست میدارم من این نالیدن دلسوز را
تا به هر نوعی که باشد بگذرانم روز را
شب همه شب انتظار صبحرویی میرود
کان صباحت نیست این صبح جهانافروز را
وه که گر من بازبینم چهر مهرافزای او
تا قیامت شکر گویم طالع پیروز را
گر من از سنگ ملامت روی برپیچم زنم
جان سپر کردند مردانْ ناوکِ دلدوز را
کامجویان را ز ناکامی چشیدن چاره نیست
بر زمستان صبر باید طالب نوروز را
عاقلان خوشهچین از سر لیلی غافلند
این کرامت نیست جز مجنون خرمنسوز را
عاشقان دین و دنیاباز را خاصیتیست
کان نباشد زاهدان مال و جاهاندوز را
دیگری را در کمند آور که ما خود بندهایم
ریسمان در پای حاجت نیست دستآموز را
سعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود نیست
در میان این و آن فرصت شمار امروز را
📜حضرت سعدی علیهالرحمه💙
📸همین حوالی؛ یک روز بارانی🤍
@SinAlefMimm
تا به هر نوعی که باشد بگذرانم روز را
شب همه شب انتظار صبحرویی میرود
کان صباحت نیست این صبح جهانافروز را
وه که گر من بازبینم چهر مهرافزای او
تا قیامت شکر گویم طالع پیروز را
گر من از سنگ ملامت روی برپیچم زنم
جان سپر کردند مردانْ ناوکِ دلدوز را
کامجویان را ز ناکامی چشیدن چاره نیست
بر زمستان صبر باید طالب نوروز را
عاقلان خوشهچین از سر لیلی غافلند
این کرامت نیست جز مجنون خرمنسوز را
عاشقان دین و دنیاباز را خاصیتیست
کان نباشد زاهدان مال و جاهاندوز را
دیگری را در کمند آور که ما خود بندهایم
ریسمان در پای حاجت نیست دستآموز را
سعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود نیست
در میان این و آن فرصت شمار امروز را
📜حضرت سعدی علیهالرحمه💙
📸همین حوالی؛ یک روز بارانی🤍
@SinAlefMimm
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خاکم به سر، ز غصه به سر، خاک اگر کنم
خاک وطن که رفت، چه خاکی به سر کنم؟
آوخ کلاه نیست وطن تا که از سرم
برداشتند، فکر کلاهی دگر کنم
مرد آن بود که این کلهش بر سر است و، من:
نامردم ار که بی کله، آنی بسر کنم
من آن نیم که یکسره تدبیر مملکت
تسلیم هرزه گرد قضا و قدر کنم
زیر و زبر اگر نکنی خاک خصم ما
ای چرخ! زیر و روی تو، زیر و زبر کنم
جائیست آرزوی من، ار من به آن رسم
از روی نعش لشکر دشمن گذر کنم
هر آنچه می کنی؟ بکن ای دشمن قوی!
من نیز اگر قوی شدم از تو بتر کنم!!
من آن نیَم به مرگ طبیعی شوم هلاک
وین کاسه خون به بستر راحت هدر کنم
معشوق «عشقی » ای وطن، ای مهد عشق پاک!
ای آن که ذکر عشق تو شام و سحر کنم:
«عشقت نه سرسری است که از سر به در شود»
«مهرت نه عارضیست که جای دگر کنم »
«عشق تو در وجودم و مهر تو در دلم »
«با شیر اندرون شد و با جان به در کنم »
📝میرزاده عشقی
🎥رشید کاکاوند
#وطن 🇮🇷
#ایران_عزیز
#جنگ_رمضان
@SinAlefMimm
خاک وطن که رفت، چه خاکی به سر کنم؟
آوخ کلاه نیست وطن تا که از سرم
برداشتند، فکر کلاهی دگر کنم
مرد آن بود که این کلهش بر سر است و، من:
نامردم ار که بی کله، آنی بسر کنم
من آن نیم که یکسره تدبیر مملکت
تسلیم هرزه گرد قضا و قدر کنم
زیر و زبر اگر نکنی خاک خصم ما
ای چرخ! زیر و روی تو، زیر و زبر کنم
جائیست آرزوی من، ار من به آن رسم
از روی نعش لشکر دشمن گذر کنم
هر آنچه می کنی؟ بکن ای دشمن قوی!
من نیز اگر قوی شدم از تو بتر کنم!!
من آن نیَم به مرگ طبیعی شوم هلاک
وین کاسه خون به بستر راحت هدر کنم
معشوق «عشقی » ای وطن، ای مهد عشق پاک!
ای آن که ذکر عشق تو شام و سحر کنم:
«عشقت نه سرسری است که از سر به در شود»
«مهرت نه عارضیست که جای دگر کنم »
«عشق تو در وجودم و مهر تو در دلم »
«با شیر اندرون شد و با جان به در کنم »
📝میرزاده عشقی
🎥رشید کاکاوند
#وطن 🇮🇷
#ایران_عزیز
#جنگ_رمضان
@SinAlefMimm
تبارک الله از این فرّخآستان که بود
به پاس درگه او آسمان همیشه مقیم
چراست پشت سپهر اینچنین خمیده و کوژ
اگر ندارد پیش درش سر تعظیم
زهی بر آن که نهد روی دل بر این درگاه
به رای صافی و دین درست و قلب سلیم
ز پاکیزدان بادا دمی هزار درود
بر این حریم و خداوند این خجستهحریم
📝دیوان ملکالشعراء بهار
📸مشهد. ورودی شیخ طبرسی حرم مطهر
💫ولادت امام مهربان.اردیبهشت۱۴۰۴
@SinAlefMimm
به پاس درگه او آسمان همیشه مقیم
چراست پشت سپهر اینچنین خمیده و کوژ
اگر ندارد پیش درش سر تعظیم
زهی بر آن که نهد روی دل بر این درگاه
به رای صافی و دین درست و قلب سلیم
ز پاکیزدان بادا دمی هزار درود
بر این حریم و خداوند این خجستهحریم
📝دیوان ملکالشعراء بهار
📸مشهد. ورودی شیخ طبرسی حرم مطهر
💫ولادت امام مهربان.اردیبهشت۱۴۰۴
@SinAlefMimm
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خیال خام پلنگ من، به سوی ماه جهیدن بود
و ماه را ز بلندایش، به روی خاک کشیدن بود
پلنگ من -دل مغرورم- پرید و پنجه به خالی زد
که عشق، ماه بلند من، ورای دست رسیدن بود
گل شکفته خداحافظ! اگر چه لحظهی دیدارت
شروع وسوسهای در من به نام دیدن و چیدن بود
اگر چه هیچ گل مرده، دوباره زنده نشد، اما
بهار در گل شیپوری مدام گرم دمیدن بود
من و تو آن دو خطیم آری، موازیان به ناچاری
که هر دو باورمان زآغاز به یکدگر نرسیدن بود
شراب خواستم و عمرم شرنگ ریخت به کام من
فریبکار دغلپیشه، بهانهاش نشنیدن بود
چه سرنوشت غمانگیزی که کرم کوچک ابریشم
تمام عمر قفس میبافت، ولی به فکر پریدن بود
📝حسین منزوی(درگذشته ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۳)
🎥سکانسی از مجموعه «وحشی»
@SinAlefMimm
و ماه را ز بلندایش، به روی خاک کشیدن بود
پلنگ من -دل مغرورم- پرید و پنجه به خالی زد
که عشق، ماه بلند من، ورای دست رسیدن بود
گل شکفته خداحافظ! اگر چه لحظهی دیدارت
شروع وسوسهای در من به نام دیدن و چیدن بود
اگر چه هیچ گل مرده، دوباره زنده نشد، اما
بهار در گل شیپوری مدام گرم دمیدن بود
من و تو آن دو خطیم آری، موازیان به ناچاری
که هر دو باورمان زآغاز به یکدگر نرسیدن بود
شراب خواستم و عمرم شرنگ ریخت به کام من
فریبکار دغلپیشه، بهانهاش نشنیدن بود
چه سرنوشت غمانگیزی که کرم کوچک ابریشم
تمام عمر قفس میبافت، ولی به فکر پریدن بود
📝حسین منزوی(درگذشته ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۳)
🎥سکانسی از مجموعه «وحشی»
@SinAlefMimm
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفتم: ای مه بی سبب یاری ز یاری بگذرد؟!
زیر لب خندان گذشت و گفت: آری بگذرد!!
ریزدم خون، کاش چون رنجید از من خاطرش؛
ترسم از یادش رود، چون روزگاری بگذرد!
آه از آن ساعت، که بر سرکشته ی بیداد را
خلق گرد آیند و قاتل از کناری بگذرد
شادم از باد صبا، گر با سگان آستان
عرض حال من کند، چون از دیاری بگذرد
حلقه حلقه کرده یی مشکین کمند زلف را
تا کشی در دام خود هر سو شکاری بگذرد
دیدی آذر، عاقبت گلچین این گلشن نداد
آن قدر فرصت، که بر بلبل بهاری بگذرد
📝 آذر بیگدلی
🎼استاد رشید کاکاوند
🎥رودخانه روستای مایان سفلی
🗓️اردیبهشت ماه یک هزار و چهارصد و پنج
@SinAlefMimm
زیر لب خندان گذشت و گفت: آری بگذرد!!
ریزدم خون، کاش چون رنجید از من خاطرش؛
ترسم از یادش رود، چون روزگاری بگذرد!
آه از آن ساعت، که بر سرکشته ی بیداد را
خلق گرد آیند و قاتل از کناری بگذرد
شادم از باد صبا، گر با سگان آستان
عرض حال من کند، چون از دیاری بگذرد
حلقه حلقه کرده یی مشکین کمند زلف را
تا کشی در دام خود هر سو شکاری بگذرد
دیدی آذر، عاقبت گلچین این گلشن نداد
آن قدر فرصت، که بر بلبل بهاری بگذرد
📝 آذر بیگدلی
🎼استاد رشید کاکاوند
🎥رودخانه روستای مایان سفلی
🗓️اردیبهشت ماه یک هزار و چهارصد و پنج
@SinAlefMimm
صبر.
هوشنگ ابتهاج.
امروز نه آغاز و نه انجام جهان است
ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است
گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری
دانی که رسیدن، هنر گام زمان است
تو رهرو دیرینهی سر منزل عشقی
بنگر که ز خون تو به هر گام نشان است
آبی که بر آسود، زمینش بخورد زود
دریا شود آن رود که پیوسته روان است
باشد که یکی هم به نشانی بنشیند
بس تیر که در چلهی این کهنه کمان است
از روی تو دل کندنم آموخت زمانه
این دیده از آن روست که خونابهفشان است
دردا و دریغا که در این بازی خونین
بازیچهی ایام، دل آدمیان است
دل بر گذر قافلهی لاله و گل داشت
این دشت که پامال سواران خزان است
روزی که بجنبد نفس باد بهاری
بینی که گل و سبزه کران تا به کران است
ای کوه! تو فریاد من امروز شنیدی
دردیست درین سینه که همزاد جهان است
از داد و وداد آن همه گفتند و نکردند
یا رب چه قَدَر فاصلهی دست و زبان است
خون میچکد از دیده در این کنج صبوری
این صبر که من میکنم، افشردن جان است
از راه مرو سایه که آن گوهر مقصود
گنجیست که اندر قدم راهروان است
📝🎧هوشنگ ابتهاج (هـ.ا.سایه)
@sinalefmimm
ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است
گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری
دانی که رسیدن، هنر گام زمان است
تو رهرو دیرینهی سر منزل عشقی
بنگر که ز خون تو به هر گام نشان است
آبی که بر آسود، زمینش بخورد زود
دریا شود آن رود که پیوسته روان است
باشد که یکی هم به نشانی بنشیند
بس تیر که در چلهی این کهنه کمان است
از روی تو دل کندنم آموخت زمانه
این دیده از آن روست که خونابهفشان است
دردا و دریغا که در این بازی خونین
بازیچهی ایام، دل آدمیان است
دل بر گذر قافلهی لاله و گل داشت
این دشت که پامال سواران خزان است
روزی که بجنبد نفس باد بهاری
بینی که گل و سبزه کران تا به کران است
ای کوه! تو فریاد من امروز شنیدی
دردیست درین سینه که همزاد جهان است
از داد و وداد آن همه گفتند و نکردند
یا رب چه قَدَر فاصلهی دست و زبان است
خون میچکد از دیده در این کنج صبوری
این صبر که من میکنم، افشردن جان است
از راه مرو سایه که آن گوهر مقصود
گنجیست که اندر قدم راهروان است
📝🎧هوشنگ ابتهاج (هـ.ا.سایه)
@sinalefmimm
عیبی نباشد از تو که بر ما جفا رود
مجنون از آستانه لیلی کجا رود؟
گر من فدای جان تو گردم دریغ نیست
بسیار سر که در سرِ مهر و وفا رود
ور من گدای کوی تو باشم غریب نیست
قارون اگر به خیل تو آید گدا رود
مجروح تیر عشق اگرش تیغ بر قفاست
چون میرود ز پیش تو چشم از قفا رود
حیف آیدم که پای همی بر زمین نهی
کاین پای لایقست که بر چشم ما رود
در هیچ موقفم سَرِ گفت و شنید نیست
الا در آن مُقام که ذکر شما رود
ای هوشیار اگر به سَرِ مست بگذری
عیبش مکن که بر سر مردم قضا رود
ما چون نشانه پای به گل در بماندهایم
خصم آن حریف نیست که تیرش خطا رود
ای آشنای کوی محبت صبور باش
بیداد نیکوان همه بر آشنا رود
سعدی به در نمیکنی از سر هوای دوست
در پات لازمست که خار جفا رود
✨💙🪽🩵💫
@sinalefmimm
مجنون از آستانه لیلی کجا رود؟
گر من فدای جان تو گردم دریغ نیست
بسیار سر که در سرِ مهر و وفا رود
ور من گدای کوی تو باشم غریب نیست
قارون اگر به خیل تو آید گدا رود
مجروح تیر عشق اگرش تیغ بر قفاست
چون میرود ز پیش تو چشم از قفا رود
حیف آیدم که پای همی بر زمین نهی
کاین پای لایقست که بر چشم ما رود
در هیچ موقفم سَرِ گفت و شنید نیست
الا در آن مُقام که ذکر شما رود
ای هوشیار اگر به سَرِ مست بگذری
عیبش مکن که بر سر مردم قضا رود
ما چون نشانه پای به گل در بماندهایم
خصم آن حریف نیست که تیرش خطا رود
ای آشنای کوی محبت صبور باش
بیداد نیکوان همه بر آشنا رود
سعدی به در نمیکنی از سر هوای دوست
در پات لازمست که خار جفا رود
✨💙🪽🩵💫
@sinalefmimm
📝 فرق است بین تیمی که برای اسطوره و رهبرش بازی کند با اسطوره و رهبری که در تیم تنها بازی کند...
📸 جام جهانی فوتبال 2026 / حذف پرتغال و رونالدو؛ صعود آرژانتین و مسی
@sinalefmimm
📸 جام جهانی فوتبال 2026 / حذف پرتغال و رونالدو؛ صعود آرژانتین و مسی
@sinalefmimm
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هزار جَهد بکردم که سِرِّ عشق بپوشم
نبود بر سر آتش، مُیَسَرم که نجوشم
بهوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم، نه صبر ماند و نه هوشم
حکایتی ز دهانت، به گوشِ جان من آمد
دگر نصیحتِ مردم، حکایت است به گوشم
مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی
که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم
منِ رمیدهدل آن به، که در سماع نیایم
که گر به پای درآیم، به در برند، به دوشم
بیا به صلح من امروز، در کنار من امشب
که دیده خواب نکردهست، از انتظار تو دوشم
مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
به زخمخورده حکایت کنم، ز دست جراحت
که تندرست، ملامت کند چو من بخروشم
مرا مگوی که «سعدی! طریقِ عشق رها کن»
سخن چه فایده گفتن چو پند مینَنیوشم؟
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
وگر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم
✨💙🪽🩵💫
@sinalefmimm
نبود بر سر آتش، مُیَسَرم که نجوشم
بهوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم، نه صبر ماند و نه هوشم
حکایتی ز دهانت، به گوشِ جان من آمد
دگر نصیحتِ مردم، حکایت است به گوشم
مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی
که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم
منِ رمیدهدل آن به، که در سماع نیایم
که گر به پای درآیم، به در برند، به دوشم
بیا به صلح من امروز، در کنار من امشب
که دیده خواب نکردهست، از انتظار تو دوشم
مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
به زخمخورده حکایت کنم، ز دست جراحت
که تندرست، ملامت کند چو من بخروشم
مرا مگوی که «سعدی! طریقِ عشق رها کن»
سخن چه فایده گفتن چو پند مینَنیوشم؟
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
وگر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم
✨💙🪽🩵💫
@sinalefmimm
📝 آقای «هانکه» کارگردان مطرح اتریشی که یک جایزه اسکار و دو جایزه نخل طلای کن را دارد و فیلمهای او اغلب مشکلات جامعه مدرن را به تصویر میکشد؛ جمله معروفی دارد که میگوید: «رسانهها این توهم را در ما ایجاد میکنند که ما از همه چیز در همه جا با سرعت بسیار زیاد خبر داریم؛ در صورتی که در واقع ما هیچ چیز نمیدانیم!»
#رسانه
@sinalefmimm
#رسانه
@sinalefmimm