شخص شخیص شکوه
ممنون که اسکرین شات هات رو درمیون میذاری با ما
نتیجهی باز نشدن دانشگاه و از خونه بیرون نرفتن برای عکاسی:
مردها حتی در بدبختترین و فرودستترین و موردتبعیضقرارگرفتهترین اقشار و موقعیتهای جامعه، و حتی مردان مترقی مثل سید حسن مدرسِ ژلهای لرزان (مثلا ترقی در مبارزه با رضا خان، حالا به هر دلیل مذهبی یا غیرمذهبی) در چنین اقشاری، باز هم همیشه اطمینان حاصل کردن که همیشه زنها در پایین زنجیرهی غذایی باشن،
و کار بدون مزد زنان بارزترین چیزیه که الان این وقت صبح(6:04) به ذهنم میرسه
در واقع سرمایهداری(بانیِ فرودستی و تبعیض و فلان) و مردسالاری دست در دست هم اطمینان حاصل میکنن که کار زنان همیشه بدون مزد بمونه. زنان همیشه از حیث اقتصاد ضعیف و وابسته بمونن، تا کار بدون مزدشون همیشه فارغ از طبقه و استطاعت مرد، در دسترس مرد باشه.
حتی باید گفت هر چی استطاعت مرد کمتر، بیگاری و استثمار زنانش برای کار بدون مزد بیشتر؛ چرا که نمیتونه همون کار رو، با مزد، از منبع دیگهای سورس/source کنه، و البته که خودش رو محقتر هم میدونه.
مرد هشتش گرو دهشه ولی حتی بلد نیست بپزه، بشوره، بدونه. غذاشو همچنان زن باید بپزه، سفرهشو زن باید جمع کنه، لباساشو زن باید بشوره، و این همون زنیه که احتمالا بیرون هم کار میکنه.
مرد فقیر میاد خونه و تمهیداتی براش فراهمه. برای زن فقیر اما مطلقا تمهیدی وجود نداره. و جامعهی مردسالار زن رو اینطور condition میکنه که انتظار تمهیدی رو هم نداشته باشه، و اینطور کاندیشن میکنه که به خرج زنان بره که «کار زن» اینه که «خدمت کنه». همه در سایهی سیستم سرمایهداریای که از مرد فقیر هم بهره میکشه و مرد فقیر در سایهی مردسالاری همون بهرهکشی رو روی زن project میکنه.
زنان در جمع مردان فقیر و مفلوک و موردتبعیض هم فقیرتر و مفلوکتر و موردتبعیضترن. صبح بخیر.
و کار بدون مزد زنان بارزترین چیزیه که الان این وقت صبح(6:04) به ذهنم میرسه
در واقع سرمایهداری(بانیِ فرودستی و تبعیض و فلان) و مردسالاری دست در دست هم اطمینان حاصل میکنن که کار زنان همیشه بدون مزد بمونه. زنان همیشه از حیث اقتصاد ضعیف و وابسته بمونن، تا کار بدون مزدشون همیشه فارغ از طبقه و استطاعت مرد، در دسترس مرد باشه.
حتی باید گفت هر چی استطاعت مرد کمتر، بیگاری و استثمار زنانش برای کار بدون مزد بیشتر؛ چرا که نمیتونه همون کار رو، با مزد، از منبع دیگهای سورس/source کنه، و البته که خودش رو محقتر هم میدونه.
مرد هشتش گرو دهشه ولی حتی بلد نیست بپزه، بشوره، بدونه. غذاشو همچنان زن باید بپزه، سفرهشو زن باید جمع کنه، لباساشو زن باید بشوره، و این همون زنیه که احتمالا بیرون هم کار میکنه.
مرد فقیر میاد خونه و تمهیداتی براش فراهمه. برای زن فقیر اما مطلقا تمهیدی وجود نداره. و جامعهی مردسالار زن رو اینطور condition میکنه که انتظار تمهیدی رو هم نداشته باشه، و اینطور کاندیشن میکنه که به خرج زنان بره که «کار زن» اینه که «خدمت کنه». همه در سایهی سیستم سرمایهداریای که از مرد فقیر هم بهره میکشه و مرد فقیر در سایهی مردسالاری همون بهرهکشی رو روی زن project میکنه.
زنان در جمع مردان فقیر و مفلوک و موردتبعیض هم فقیرتر و مفلوکتر و موردتبعیضترن. صبح بخیر.