شعرستان
1.1K subscribers
2.05K photos
144 videos
130 files
26 links
هنر اگرچه نان نمی شود اما شراب زندگیست
ژان پل سارتر

ارتباط :
@Sherestan_a



#Leave_Channel
Download Telegram
5981

که گرچه رنج به جان می‌رسد، امیدِ دواست...

#سعدی

@Sherestan
🔥31
5982

نه زندگی را شناختیم
و نه مرگ را 
چراکه
عشق، 
آزادی، 
احساسات، 
امید
و تعلق را
نیافتیم...!
آری؛
بسیاری از ما، 
مدت‌ها‌ست مرده‌ایم
پیش از آن‌که
زندگی کنیم!

we, don’t know about life
we, don’t know about die
Because, haven’t love
Haven’t freedom
Haven’t feeling
Haven’t hope
Haven’t embrace
Because
some of us
death before live!

#هالینا_پوشویاتوسکا
ترجمه #مرجان_وفایی

@Sherestan
👍31
5983

ما انسان‌ها به اندازه‌ی زندگی روزمره‌ی خود ساده نیستیم. زیر پوستمان دنیاهایی مخفی داریم؛ گاهی زیبا و گاهی تاریک. و تنها زمانی این رازها را آشکار می‌کنیم که به عمق نگاه کسی اطمینان کنیم. آنجاست که لطافت ما بروز می‌کند؛ همان ظرافت پنهانی یک جوجه‌تیغی

#کتاب
#ظرافت_جوجه_تیغی
#موریل_باربری

@Sherestan
1
5984

زندگی، آن چیزی نیست که ما زیسته‌ایم، بلکه چیزی است که ما خیال کرده‌ایم زیسته‌ایم؛ آنچه واقعاً زیسته‌ایم، اغلب چیزی جز سایه‌ای بی‌معنی از آنچه می‌توانست باشد نیست. لحظه‌ها در خیال ما از آنچه در واقعیت تجربه کرده‌ایم، بیشتر معنا دارند.

#کتاب
#ناآرامی
#فرناندو_پسوآ

@Sherestan
👏2👍1
5985

ما برای رهایی از اندوه به فلسفه پناه می‌بریم، اما فلسفه بیشتر به ما نشان می‌دهد که اندوه واقعی در دل حقیقت پنهان است. شاید خوشبختی حقیقی آن است که هرگز بیش از حد ندانیم.

#کتاب
#شب_نوشته‌ها
#امیل_چوران

@Sherestan
👍3
5986

تاریخِ ما انسان‌ها تنها در کاغذها و کتاب‌ها نیست؛ تاریخ واقعی در نگاه مادری است که فرزندش را گرسنه می‌بیند و در سکوت می‌گرید. تاریخ در خاطره‌هایی است که نه نوشته، بلکه زندگی شده‌اند.

#کتاب
#خاکسترهای_آنجلا
#فرانک_مک‌کورت

@Sherestan
👍3💔3
5987

پرده‌پرده آن قدر از هم دریدم خویش را
تا که تصویری ورای خویش دیدم خویش را

خویشِ خویشِ من مرا و هرچه من‌ها بود سوخت
کُشتم آن خویش وُ زِ خاکش پروریدم خویش را

خویشِ خویشِ من هم اینک از درِ صلح آمده است
بس که گوش از غیر بستم تا شنیدم خویش را

معنی این خویش را از خویشِ خویشِ خود بپرس
خویش‌بینی را گَزیدم تا گُزیدم خویش را

مِی‌ شدم، ساقی شدم، ساغر شدم، مستی شدم
تا ز تاکستان هستی خوشه چیدم خویش را

سردی کاشانه را با آه...! گرمی داده‌ام
راه را بر خورشید بستم تا دمیدم خویش را

اشک و من با یک ترازو قدر هم بشناختیم
ارزش من بین که با گوهر کشیدم خویش را

بزم‌سازانِ جهان مِی از سبوی پُر خورند
من تُهی‌پیمانه بودم سرکشیدم خویش را

برده‌داران زمان‌ها چوب حراجم زدند
دست اول تا برآمد خود خریدم خویش را

شمعم و با سوختن تا آخرین دم زنده‌ام
قطره‌قطره سوختم تا آفریدم خویش را

هُوی‌هُوی بزمِ درویشانِ کرمنشه خوش است
چون به دالاهو رسیدم، وارسیدم خویش را

#معینی_کرمانشاهی

@Sherestan
👍32
5988

زندگی زیبا بود
اگر از خواب بیدار میشدم
و میدیدم
که بَدَویِ صحرانشینی شده ام
با کمی توتون
و آزادی بسیار.

#غیاث_المدهون

@Sherestan
2
5989

من صلح را به زبان آلمانی میآموزم،
اما جنگ همچنان به عربی در رگهایم جاری است.

#غیاث_المدهون

@Sherestan
3
5990

شعرهایم سلاحهایی هستند که نه برای کشتن،
بلکه برای زنده نگه داشتنِ خاطراتِ مردگان میسازم.

#مصاحبه
#غیاث_المدهون

@Sherestan
1
5991

آتش را با آتش خاموش میکنم،
چون باران اینجا تنها به زبان آلمانی میبارد،
و من هنوز معنای "صلح" را در فرهنگ لغتِ غربت نیافتهام.
خاکسترم را به باد میسپارم،
شاید به سوریه برسد و بر زخمهای مادرم بنشیند.

#کتاب
#آتش_را_با_آتش_خاموش_کن
#غیاث_المدهون

@Sherestan
👍2
5993

این شمر که قلب شیعه راسوزانده
هی نسل به نسل خلق را گریانده

در مورد او مورخین می گویند
یک عمر نماز مستحب می خوانده

این شمر لعین که راه را کج میرفت
از روی هوا و ازسر لج می رفت

درسابقه اش جهاد و جانبازی داشت
با پای پیاده دائما حج می رفت

این شمر که پای و پایه اش لنگیده
از حرص بهشت کلّه اش هنگیده

در لشکر حضرت علی در صفّین
ضدّ پدر یزید می جنگیده

روحیه ی زُهد و خوی ایمانی داشت
تاکید عمیق بر مسلمانی داشت

شمر اهل شراب ورقص و کنسرت نبود
یک پینه ی اصل، روی پیشانی داشت

#خلیل_جوادی

@Sherestan
👏53💔1
5994

رسمَست هرکه داغ ِ جوان دید، دوستان
رأفت برند حالت ِ آن داغ دیده را

یک دوست زیر بازوی ِ او گیرد از وفا
وان یک ز چهره پاک کند اشکِ دیده را

آن دیگری بر او بِفشانَد گُلاب و شَهد
تا تقویت کند دلِ مِحنِت چَشیده را

یک جمع دَعوَتَش به گُل و بوستان کنند
تا بر کنندش از دل خارِ خَلیده را

جمعِ دگر برای تسلّایِ او دهند
شرح ِ سیاه کاریِ چرخِ خمیده را

القصّه هر کَسی به طریقی ز روی ِ مِهر
تسکین دهد مصیبتِ بر وی رَسیده را

آیا که داد تسلیتِ خاطرِ حسین؟
چون دید نعشِ اکبرِ در خون تپیده را

آیا که غمگساری و اَندُه بَری نمود
لیلایِ داغ دیدهٔ زَحمت کَشیده را

بعد از پسر دلِ پدر آماجِ تیر شد
آتش زدند لانهٔ مرغِ پریده را

#ایرج_میرزا

@Sherestan
💔74👎2
5995

دور و بر قتلگاه... یادت کردیم
در توبه و در گناه... یادت کردیم

خورشید گرفت... یاد کردیم ز تو
شبهای بدون ماه... یادت کردیم

با دیدن هر بلندبالای نجیب،
افتاد ز سر، کلاه... یادت کردیم

یعقوب شدیم، ماه کنعان گم شد!
یوسف شده، بین چاه یادت کردیم

یک عمر، به سمت کعبه خواندیم نماز
با این همه اشتباه... یادت کردیم!

در خشکی هر لبی به یادت بودیم
در شرجی هر نگاه... یادت کردیم

در «گریه» ، همه به یاد تو می افتند...
در «خنده ی قاه قاه» یادت کردیم

بی علت روشنی...! به هرجا دیدیم،
یک پارچه ی سیاه... یادت کردیم

#احمد_بابایی

@Sherestan
💔51
5996

وضع ما در گردش دنیا چه فرقی می‌کند
زندگی یا مرگ، بعد از ما چه فرقی می‌کند

ماهیان روی خاک و ماهیان روی آب
وقت مردن، ساحل و دریا چه فرقی می‌کند

سهم ما از خاک وقتی مستطیلی بیش نیست
جای ما اینجاست یا آنجا چه فرقی می‌کند؟

یاد شیرین تو بر من زندگی را تلخ کرد
تلخ و شیرین جهان اما چه فرقی می‌کند

هیچ کس هم صحبت تنهایی یک مرد نیست
خانه من با خیابان‌ها چه فرقی می‌کند

مثل سنگی زیر آب از خویش می‌پرسم مدام
ماه پایین است یا بالا چه فرقی می‌کند؟

فرصت امروز هم با وعده فردا گذشت
بی‌وفا! امروز با فردا چه فرقی می‌کند

#فاضل_نظری

@Sherestan
👍1
5997

اگر می‌شد به ماه سفر کنم
در نیمه‌ی روشن‌اش یک صندلی می‌گذاشتم
خیره می‌شدم به زمین
تا سرزمینی را که از آن فرار کرده‌ام، پیدا کنم
و در نیمه‌ی تاریک‌اش
کافه‌هایی کوچک می‌ساختم
برای گریستن خودم
و آن‌هایی که از زمین فرار کرده‌اند

#حسن_آذری

@Sherestan
👍1
5998

همسری ندارم
نخواستم که داشته باشم
تو را می‌خواستم
که هر روز از این خیابان به اداره می‌رفتی
و از همین خیابان به خانه‌ات بازمی‌گشتی

یک‌روز این خیابان را مثل قالیچه‌ای جمع می‌کنم
به خانه می‌آورم
و در اتاقم می‌اندازم

تو هر روز از این قالیچه به اداره خواهی رفت
و از همین قالیچه به خانه‌ات بازخواهی گشت

همسری ندارم
نمی‌خواهم داشته باشم
تو را می‌خواهم که هر روز از این خیابان به اداره می‌روی
و از همین خیابان به خانه‌ات بازمی‌گردی

#حسین_صفا

@Sherestan
👍1
5999

انسانی که آلزایمر می‌گیرد
قدم زدن را
از یاد نمی‌برد
پس چیزی هست
کسی هست
که هیچ‌گاه فراموش نمی‌شود
شبیه خورشید فردا
که هر روز مرا پیرتر می‌کند
اما یک‌شب با موهای سفید
دوباره از خود خواهم پرسید:
آیا باز او را خواهم دید؟

#آریا_معصومی

@Sherestan
👍1
6000

نبودن تو
فقط نبودن تو نیست
نبودن خیلی چیزهاست
کلاه روی سرمان نمی ایستد
شعر نمی چسبد
پول در جیبمان دوام نمی آورد
نمک از نان رفته
خنکی از آب

ما بی تو فقیر شده ایم!

#رسول_یونان

@Sherestan
3