گفتم کتاب به زبان دیگه خوندن سخته؟ خب الان میگم نادر خوندن از اون هم سخت تره.
👍6🌚1
نویسنده زندگی نامه یا داستان نمینویسه؛ در اصل از داستان استفاده میکنه که حرفایی که میخواد رو مستقیما به خواننده بگه. رک و راست حرفاشو تو صورتت می کوبه و تو متعجب می مونی که چطور یک نفر انقدر صریح و زیبا حقیقت زندگی رو بهت نشون میده.
باید هر جمله رو آروم و چند بار بخونی که بفهمی منظور اصلیش چیه و حتی برای چند دقیقه کتاب رو ببندی و درباره تک تک جملاتش فکر کنی.
باید هر جمله رو آروم و چند بار بخونی که بفهمی منظور اصلیش چیه و حتی برای چند دقیقه کتاب رو ببندی و درباره تک تک جملاتش فکر کنی.
💘1
این ویژگی بده؟ اصلا! اتفاقا برای تندخوان هایی مثل من که فقط منتظرن کتاب تموم بشه یه گوشمالی حسابیه که یادم بیاد کتاب برای یاد گرفتن و فکر کردنه ، نه فقط تموم کردنش.
💘8
کتابی که خوندم.
خب، قضیه از این قراره که من و بلو خیلی دلمون میخواست یه جو صمیمی کتابی داشته باشیم، که بتونیم توش از کتاب ها با بقیه صحبت کنیم و نظرات رو به اشتراک بزاریم. همزمان خیلیییی از دوستای من هستن، که دغدغه شون مستمر نخوندن کتاب هاست، یعنی میخونن، اما نامنظم و نمیتونن…
سلام سلام سلام!
از اول ماه مبارک دوباره دوره رو شروع میکنیم، فرصت خوبیه که دوباره تو خلوتی های روز ماه رمضان کتاب خوندن رو استارت بزنید، یا تایم ش رو زیاد کنید، خلاصه که یا علی!✨
لینک خدمتتون
از اول ماه مبارک دوباره دوره رو شروع میکنیم، فرصت خوبیه که دوباره تو خلوتی های روز ماه رمضان کتاب خوندن رو استارت بزنید، یا تایم ش رو زیاد کنید، خلاصه که یا علی!✨
لینک خدمتتون
❤2
من به بهخوان یه فرصت دیگه دادم، این ایدیمه بچه ها( aye.gh )✨
💘6
به خدا اگه من بدونم تو این چنل چه خبره🥸 شبیه ایستگاه اتوبوس شده ملت توش در حال رفت و امدن
یکی میاد سه نفر لفت میدن ، سه نفر جوین میشن ، یکی دیگه لفت میده
یکی میاد سه نفر لفت میدن ، سه نفر جوین میشن ، یکی دیگه لفت میده
🤣4
Forwarded from دلبستگی کتابی.
خواندن اندکی فلسفه، ذهن انسان را به اتحاد و بی خدایی سوق می دهد ولی مطالعه عمیق و دقیق فلسفه ذهن انسان را متمایل به پذیرش مذهب می کند.
-فرانسیس بیکن
-فرانسیس بیکن
این کتابی که الان دارم میخونم، برای شروع فلسفه خیلی زیباست، تموم که شد ریویو شو میزارم واستون، حتما بخونیدش✨
کتابی که خوندم.
کاری که دلم میخواست با هنری تو کتاب دوریان گری ، هر بار که دهنشو باز می کرد بکنم:
کاری که دلم میخواست آخر کتاب گتسبی بزرگ با تام و دیزی بکنم:
🤣1
Forwarded from دلبستگی کتابی.
هر بار که معنی زندگی را فهمیدم، عوضش کردند تموم شد! ( غمم گینه). امیدوارم ریویوم کمک کننده باشه براتون:
-هر بار که معنی زندگی را فهمیدم، عوضش کردند. ( راینولد نیبور)
-فلسفه همیشه منو یه قدم به هسته زندگی نزدیک تر میکنه، یادمه ازش متنفر بودم، به معنی واقعی کلمه دلم میخواست رو زمین نباشه. یادمه واحد فلسفه رو برداشته بودم و استادمون دکترای فلسفه داشت، یه دفعه با دوستم شوخی کردم و گفتم:«سوال بیست امتیازی، استاد چطوری دکتراااااای فلسفه گرفته؟!» واقعا سوالم این بود که خوابش نبرده بود؟! از چه ترفندی برای گذروندن زمان خسته کننده تحصیل ش استفاده کرده بود؟!
-گذشت و تو سریال هام، شروع کردم به دیدن «True Detective» فصل اولش رو شروع کردم و یهو مواجه شدم با متیو مک کانهی، یه شخصیت منفی گرای نیهیلیست که دیدش به زندگی چیزی جز اینکه« هشیاری انسان یک قدم رو به عقب در نظریه تکامله، انسان ها دیگه بیش از حد آگاه شدن!» نبود. وقتی حرف میزد دوستش میگفت تروخدا، تروخدا دوباره اینطوری حرف زدن رو شروع نکن!
-یه جایی از سریال، یه دیالوگ ادا کرد، داشت نظر شو به دوستش طی پرونده جنایی توضیح میداد و یه همچین چیزی گفت:« انسان ها نباید تولید مثل کنن، باید همه مون دست به دست هم بدیم، روند تولد رو متوقف کنیم و تمومش کنیم.» دیالوگ مثل برق از سرم رد شد، یعنی کسی هم هست که انقدر مخالف فرهنگ عموم نظر داشته باشه؟! چرا اینقدر برام جذابه؟! همین سکانس کار خودشو کرد. بعدش افتادم دنبال نظر و مقاله و نقد خوندن سریال، اسم نویسنده نظر جالب توجه متوقف کردن تولد رو پیدا کردم( که دیوید بناتار بود البته) و خوندم. برای اولین بار انقدر فلسفه برام جذاب بود که نمیفهمیدم چطوری زمان میگذره. یه چیزی فهمیدم، بخش اشتباهی فلسفه رو برای شروع میخوندم( یا میخوندنم، هر کدوم که درست تره).
-یکم بعدش که شاخک هام برای فلسفه تیز شد، کامو رو پیدا کردم، کامو خوندم، به واسطه رشته م، روانشناسی با نظریه وجودی و موج اگزیستانسیال، سارتر، و از همه مهم تر و عزیز تر برام، یالوم اشنا شدم. کنارش از بعد کامو کافکا و شوپنهاور و هدایت رو پیدا کردم و ازشون خوندم. خداوندا، روحم نجات پیدا کرده بود.
-این بود انشای من:)))
نوبت خود کتابه!
یه مدتی هست که دنبال منابع خوب برای شروع فلسفه ام، چه فلسفه خواندنی و ساده و چه شروعش از اول. اول فلسفه ای که انسان محدود یادش مونده تو یه تیکه کاغذ بنویسه که فلان فیلسوف هم زیست و این بود حرفش. این کتاب برای دسته اول عااااالیییه. با همین شدت.
-کتاب ۳۵ جمله از فلاسفه متفاوت در اعصار متفاوته. داستان از این قراره که دنیل کلاین که به خاطر پیدا کردن روش درست زندگی کردن وارد فلسفه شد، یه دفترچه داشت که توش جملات جالب فلاسفه رو مینوشت و راجع بهشون نظرش هم میداد، این کار رو تا دهه ۳۰ و ۴۰ زندگی انجام داد. یه روز جمله آخر رو با مضمون:« هربار که معنی زندگی را فهمیدم عوضش کردند.» نوشت و دفتر رو بوسید گذاشت کنار. حدود سه دهه بعد وقتی داشت وسائلش رو مرتب میکرد( خداروشکر که این کارو کرد.) به دفترچه برخورد و تصمیم گرفت کتابش کنه و نظرش رو هم ضمیمه هر جمله کنه، اینطوری شد که کتاب رو چاپ کرد.
از کتاب لذت میبرید چون:
-اولا متنوعه، هر چند صفحه داره راجع به یه جمله معروف حرف میزنه و یه فیلسوف جدید.
- دوما چون خودش فلسفه خونده اومده جملات رو با بیان ساده توضیح داده، راجع بهشون حرف زده و مطالب مرتبط هم اضافه کرده.
-سوما کوتاهه و به شدت طنز، نویسنده آدم بانمکیه و راجع به نظر فلاسفه شوخی کرده و از زندگی خودش هم مثال آورده که خیلی جملات رو ملموس تر کرده.
- چهارما بهتون کمک میکنه با فیلسوف های بیشتری آشنا بشید و تنها آشنایی با شوپنهاور و کامو نداشته باشید، همچنین از مکاتب مختلف فکری جمله داره، از ماتریالیست ها داره، از کتاب عهد عتیق هم آورده. جذاب جذاب جذاب.
دلم برای کتابی که شوق و ذوق تایم خوندنش رو داشته باشم تنگ شده بود. با ذوق شروع کردم، با ذوق خوندم و با غم تمومش کردم. قطعا پیشنهاد میکنم با حجم کم ش حتما تو کتابای بعدی بخونیدش.
🤣1
نمیدونم اصلا این بهتون میرسه یا نه ولی برای سلامتیتون دعا میکنم 🩵 چون دیگه مراقب خودت باش گفتن معنایی نداره.
💘2