Forwarded from شرق
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این بار موضوع انتخابات خود ریاست جمهوری است
آنچه امروز از نابسامانی ها و دوگانگی ها در ساخت قدرت در نظام جمهوری اسلامی دیده می شود، بیش از هر چیز ناشی از سرعت تحولات منتهی به انقلاب اسلامی سال 1357 است. وضع موجود ناشی از آن است که انقلاب به معنی قطعیاش صورت نگرفته و جمهوری به معنای کامل و قطعی تحقق نیافته است. این بار خود نهاد جمهوری به رای گذاشته خواهد شد.
🔹🔹 احسان شریعتی در بخش دوم از این گفتوگو به تصویر شرق پاسخ میهد.
🔹🔹این ویدیو را در صفحه اختصاصی «تصویر شرق» در آپارات هم میتوانید ببینید.
https://aparat.com/v/Y7xLa
@sharghdaily
آنچه امروز از نابسامانی ها و دوگانگی ها در ساخت قدرت در نظام جمهوری اسلامی دیده می شود، بیش از هر چیز ناشی از سرعت تحولات منتهی به انقلاب اسلامی سال 1357 است. وضع موجود ناشی از آن است که انقلاب به معنی قطعیاش صورت نگرفته و جمهوری به معنای کامل و قطعی تحقق نیافته است. این بار خود نهاد جمهوری به رای گذاشته خواهد شد.
🔹🔹 احسان شریعتی در بخش دوم از این گفتوگو به تصویر شرق پاسخ میهد.
🔹🔹این ویدیو را در صفحه اختصاصی «تصویر شرق» در آپارات هم میتوانید ببینید.
https://aparat.com/v/Y7xLa
@sharghdaily
Forwarded from علی شریعتی
تعیین تکلیف نهایی؟
✍ محمد جواد غلامرضا کاشی
چهل سال است در ایران انتخابات برگزار میشود. اما همیشه یک معنا نداشته. منزلگاههای متعددی را پشت سر گذاشته است. در هر منزلگاه، بانگی در پس زمینه امکان معنا یافتن انتخابات را فراهم کرده است. انتخابات اگر میخواسته یک «اتفاق» باشد و به تعبیر امروز از صفت «پرشور» بهرهمند شود، باید با این بانگ پس زمینه همراهی کند. ندای پس زمینه، همیشه قدرتمند است، بر طراحیهای ذهنی بازیگران تفوق دارد. منطق خود را مسلط میکند.
در دهه اول، بانگ پس زمینه انتخابات «همراهی و پشتیبانی» از نظام سیاسی بود. مردم طرفدار نظام همانطور پای صندوق انتخابات میرفتند که در راهپیماییهای بیست و دوم بهمن شرکت میکردند.
اما بانگ پس زمینه در دهه دوم «تغییر» بود. اگر انتخابات قرار نبود امکانی برای تغییر بگشاید، انتخابات سال 1376 یک انتخابات ساده بود با درصد معینی از مشارکت. اما سید محمد خاتمی به میدان آمد و انتخابات آن سال را همساز با بانگ پس زمینه کرد. بانگ تغییر در دهه سوم نیز تداوم پیدا کرد، اما این بار توسط یک چهره دیگر و برای اقشار دیگری از جامعه. این بار احمدی نژاد آمد و همساز با طبقات فرودست و حاشیه با بانگ پس زمینه همراهی کرد.
از دهه نود به بعد، بانگ پس زمینه دگرگون شد. این بار بانگ «ممانعت از نزول در دره وحشت» در پس زمینه به صدا درآمد. پیش درآمد این بانگ البته در انتخابات سال 1388 نواخته شده بود اما در دهه نود، به اوج خود رسید. حسن روحانی با همین اعتبار به میدان آمد و پیروز شد.
اینک با نزدیک شدن به اواخر دهه نود، بانگ پس زمینه تغییر میکند. انتخابات معنا نخواهد یافت، مگر آنکه نسبتی پیدا کند با آنچه در پس زمینه به تدریج به صدا در میآید و آن « تعیین تکلیف نهایی» است. این ندا اساساً مبارک نیست، چرا که انتخابات هیچ گاه قادر به تعیین تکلیف نهایی هیچ ماجرایی نیست. فرصت موقتی است به کسانی در مقابل کسان دیگر. اما ندای پس زمینه، سایه خود را سنگین میکند و قطع نظر از محدودیتهای عملی، رنگ و بوی خود را بر همه چیز میزند. انتخابات، به ویژه در سال 1400 تنها به شرط همسازی با این صدای پس زمینه از صفت «پرشور» بهرهمند خواهد شد.
تعیین تکلیف چه چیز و کدام ماجرا؟ همان ماجرایی که از انتخابات سال 1376 آغاز شد و فضای رسمی کشور را دو صدایی کرد. یک صدا میگفت، همچنان انقلابی باید ماند، از قدرتهای استکباری جهان پرهیز باید کرد. موازنه سیاسی جهان را باید دگرگون کرد. ارزشهای دینی را در عرصههای اجتماعی و فرهنگی تثبیت باید کرد. شریعت را باید دائر مدار امور عمومی ساخت. خلاصه پر از «باید» بود و پشت بایدها، تصمیم گرفت و عمل کرد و مردم را به حربه تبلیغ یا زور به همراهی فراخواند. صدای دیگر میگفت دوران انقلاب پایان یافته، باید گشودگی ایجاد کرد، با کشورهای جهان به ویژه کشورهای قدرتمند همراه شد. شریعت را از کانون عرصه سیاست به حاشیه باید راند. اقتصاد و رفاه را باید هدف اصلی عرصه سیاست کرد. این دو صدا، بیش از بیست سال است یک دیگر را میخراشند و البته منابع و فرصتها را.
انتخابات تنها به شرطی از صفت «پرشور» بهرهمند خواهد شد که به راستی مردم خیال کنند قرار است میان این دو تعیین تکلیف نهایی شود.
این ندای پس زمینه لزوماً مبارک نیست. بنابراین ممکن است متولیان رسمی را از برگزاری یک انتخابات پرشور منصرف کند. ترجیح دهند مردم اساساً چندان به صحنه نیایند تا همه چیز کنترل شدهتر پیش رود. بازهم «تعیین تکلیف نهایی» اتفاق خواهد افتاد اما بدون نقشآفرینی مردم. آنگاه این خطر هست که گزینههای «تعیین تکلیف نهایی» به طرق دیگر نیز کلید بخورند.
حرکت به سمت انتخابات «پرشور» نیز معلوم نیست چه پیامدی در بر داشته باشد. میتواند در صورت عدم گشودگیهای مقتضی آن، به یک تحریم گسترده و اعلام نشده از طرف مردم بیانجامد. یا در صورتیکه آمادگیهای لازم آن نباشد با خشونت و آشوب همراه شود. آنگاه بازهم پروژههای «تعیین تکلیف» در طرق گوناگون با هم کلید میخورند و خدا میداند حاصل آن چیست.
در حال حاضر، همه چراغها خاموشاند. نه الزاماً به خاطر طراحیهای پشت صحنه. بلکه به جهت تزلزل و تردید و تاریکی افقهای سیاسی. ندای تعیین تکلیف نهایی، هم هوسانگیز است هم رعبآور.
کشور هیچگاه مثل امروز نیازمند گشودگی فضای فکری و فرهنگی نیست. باید گزینه طرفهای گوناگون برای «تعیین تکلیف» به صحنه بیایند. معلوم است اوضاع به روال فعلی تداوم یافتنی نیست. اما پیش از آنکه مردم با حرکت ایجابی یا سلبی خود وارد عمل شوند. باید در نتیجه گشودگی و گفتگو، میانگینهای واقع بینانهتری ساخته شود. والا انتخابات بحران خواهد زایید، چه شورمند برگزار شود، چه سرد و فاقد شور.
✍ محمد جواد غلامرضا کاشی
چهل سال است در ایران انتخابات برگزار میشود. اما همیشه یک معنا نداشته. منزلگاههای متعددی را پشت سر گذاشته است. در هر منزلگاه، بانگی در پس زمینه امکان معنا یافتن انتخابات را فراهم کرده است. انتخابات اگر میخواسته یک «اتفاق» باشد و به تعبیر امروز از صفت «پرشور» بهرهمند شود، باید با این بانگ پس زمینه همراهی کند. ندای پس زمینه، همیشه قدرتمند است، بر طراحیهای ذهنی بازیگران تفوق دارد. منطق خود را مسلط میکند.
در دهه اول، بانگ پس زمینه انتخابات «همراهی و پشتیبانی» از نظام سیاسی بود. مردم طرفدار نظام همانطور پای صندوق انتخابات میرفتند که در راهپیماییهای بیست و دوم بهمن شرکت میکردند.
اما بانگ پس زمینه در دهه دوم «تغییر» بود. اگر انتخابات قرار نبود امکانی برای تغییر بگشاید، انتخابات سال 1376 یک انتخابات ساده بود با درصد معینی از مشارکت. اما سید محمد خاتمی به میدان آمد و انتخابات آن سال را همساز با بانگ پس زمینه کرد. بانگ تغییر در دهه سوم نیز تداوم پیدا کرد، اما این بار توسط یک چهره دیگر و برای اقشار دیگری از جامعه. این بار احمدی نژاد آمد و همساز با طبقات فرودست و حاشیه با بانگ پس زمینه همراهی کرد.
از دهه نود به بعد، بانگ پس زمینه دگرگون شد. این بار بانگ «ممانعت از نزول در دره وحشت» در پس زمینه به صدا درآمد. پیش درآمد این بانگ البته در انتخابات سال 1388 نواخته شده بود اما در دهه نود، به اوج خود رسید. حسن روحانی با همین اعتبار به میدان آمد و پیروز شد.
اینک با نزدیک شدن به اواخر دهه نود، بانگ پس زمینه تغییر میکند. انتخابات معنا نخواهد یافت، مگر آنکه نسبتی پیدا کند با آنچه در پس زمینه به تدریج به صدا در میآید و آن « تعیین تکلیف نهایی» است. این ندا اساساً مبارک نیست، چرا که انتخابات هیچ گاه قادر به تعیین تکلیف نهایی هیچ ماجرایی نیست. فرصت موقتی است به کسانی در مقابل کسان دیگر. اما ندای پس زمینه، سایه خود را سنگین میکند و قطع نظر از محدودیتهای عملی، رنگ و بوی خود را بر همه چیز میزند. انتخابات، به ویژه در سال 1400 تنها به شرط همسازی با این صدای پس زمینه از صفت «پرشور» بهرهمند خواهد شد.
تعیین تکلیف چه چیز و کدام ماجرا؟ همان ماجرایی که از انتخابات سال 1376 آغاز شد و فضای رسمی کشور را دو صدایی کرد. یک صدا میگفت، همچنان انقلابی باید ماند، از قدرتهای استکباری جهان پرهیز باید کرد. موازنه سیاسی جهان را باید دگرگون کرد. ارزشهای دینی را در عرصههای اجتماعی و فرهنگی تثبیت باید کرد. شریعت را باید دائر مدار امور عمومی ساخت. خلاصه پر از «باید» بود و پشت بایدها، تصمیم گرفت و عمل کرد و مردم را به حربه تبلیغ یا زور به همراهی فراخواند. صدای دیگر میگفت دوران انقلاب پایان یافته، باید گشودگی ایجاد کرد، با کشورهای جهان به ویژه کشورهای قدرتمند همراه شد. شریعت را از کانون عرصه سیاست به حاشیه باید راند. اقتصاد و رفاه را باید هدف اصلی عرصه سیاست کرد. این دو صدا، بیش از بیست سال است یک دیگر را میخراشند و البته منابع و فرصتها را.
انتخابات تنها به شرطی از صفت «پرشور» بهرهمند خواهد شد که به راستی مردم خیال کنند قرار است میان این دو تعیین تکلیف نهایی شود.
این ندای پس زمینه لزوماً مبارک نیست. بنابراین ممکن است متولیان رسمی را از برگزاری یک انتخابات پرشور منصرف کند. ترجیح دهند مردم اساساً چندان به صحنه نیایند تا همه چیز کنترل شدهتر پیش رود. بازهم «تعیین تکلیف نهایی» اتفاق خواهد افتاد اما بدون نقشآفرینی مردم. آنگاه این خطر هست که گزینههای «تعیین تکلیف نهایی» به طرق دیگر نیز کلید بخورند.
حرکت به سمت انتخابات «پرشور» نیز معلوم نیست چه پیامدی در بر داشته باشد. میتواند در صورت عدم گشودگیهای مقتضی آن، به یک تحریم گسترده و اعلام نشده از طرف مردم بیانجامد. یا در صورتیکه آمادگیهای لازم آن نباشد با خشونت و آشوب همراه شود. آنگاه بازهم پروژههای «تعیین تکلیف» در طرق گوناگون با هم کلید میخورند و خدا میداند حاصل آن چیست.
در حال حاضر، همه چراغها خاموشاند. نه الزاماً به خاطر طراحیهای پشت صحنه. بلکه به جهت تزلزل و تردید و تاریکی افقهای سیاسی. ندای تعیین تکلیف نهایی، هم هوسانگیز است هم رعبآور.
کشور هیچگاه مثل امروز نیازمند گشودگی فضای فکری و فرهنگی نیست. باید گزینه طرفهای گوناگون برای «تعیین تکلیف» به صحنه بیایند. معلوم است اوضاع به روال فعلی تداوم یافتنی نیست. اما پیش از آنکه مردم با حرکت ایجابی یا سلبی خود وارد عمل شوند. باید در نتیجه گشودگی و گفتگو، میانگینهای واقع بینانهتری ساخته شود. والا انتخابات بحران خواهد زایید، چه شورمند برگزار شود، چه سرد و فاقد شور.
🔷🔸هاله سحابی ؛ اصولگرای صلح طلب
🖋سوسن شریعتی
🔸در میان مشهورترین دوگانه هایی که در طی سال ها مدام در برابر «منِ» شهروند قرار گرفته و او را به انتخابی محتوم فرا می خوانده است از دوگانه اصول گرایی- اصلاح طلب می توان نام برد؛ اصول گرایی ای که متهم است به انسداد، انکار دیگری، انعطاف ناپذیری و پشت کردن به واقعیتی سیال و مدام در حال تغییر و اصلاح طلبی ای که مشکوک است به نادیده گرفتن خط ثابت فکری، غیبت پایبندی به ارزش ها و تن سپردن به منطق مصلحت روزگار و مد زمانه. برای این «من»ی محکوم به انتخاب های محتوم، هاله سحابی می تواند الگوی بی نظیری باشد برای کوک کردن ساز مخالف.
🔹هاله سحابی یک اصول گرا بود. از همان جوانی تا آن لحظه ابدی پایان زندگی اش. اگر معنای اصول گرایی پایبندی به مجموعه ای از ارزش های لایزال اخلاقی ِ غیر قابل مذاکره باشد؛ وفاداری به انها و فراموش نکردنشان؛ اصولی که تحت تاثیر زمان و زمانه و تابع مد و گفتمان های مسلط نیست و معطل اکثریت قاطع نمی ماند و از در اقلیت ماندن نمی ترسد.
🔸هاله سحابی در همیشه یِ نه چندان بلند زندگانی اش بر یک کردار بود. زندگی ای که در نیمه دوم دهه سی در خانواده ای سیاسی، مذهبی، ملی و مشهور سر می زند، در دهه چهل علی رغم بحران های سیاسی مبتلابه خانواده اش، کودکی و نوجوانی می کند؛ در نیمه اول دهه پنجاه دانشجویی می کند و جوانی و البته الزاماتش را می پذیرد و از غربت سر در می آورد؛ دردهه شصت-هفتاد سیاست، زن بودن و خانواده بودن را تجربه می کند در دهه هشتاد بدل شدن به فعال مدنی و فرهنگی را... هیچ حادثه ای از نوع سیاسی، شخصی ، عاطفی در صراط مستقیم زندگی اخلاقی، فکری و اجتماعی او خللی ایجاد نمی کند. نه فرزند شهیری بودن، نه تجربه غرب، نه جنگ، نه ابتلائات سیاسی هم نسلی ها، نه زندگی شخصی ! علی رغم اینکه هر یک از این وضعیت ها را بی واسطه تجربه می کند و هر کدام به تنهایی می توانند زندگی آدمی را بدل به کشتی بی لنگری سازند که مدام کج می شود و مج می گردد.
📌یادداشت فوق در مجله ایران فردا منتشر شده است
🖇مطالعه کامل متن در لینک زیر
#هاله_سحابی
#درد_فراموش_نشده
#ایران_فردا
#یادداشت
#سوسن_شریعتی
#اکنون_ما_شریعتی
🆔@Shariati40
https://bit.ly/3yMeUjc
🖋سوسن شریعتی
🔸در میان مشهورترین دوگانه هایی که در طی سال ها مدام در برابر «منِ» شهروند قرار گرفته و او را به انتخابی محتوم فرا می خوانده است از دوگانه اصول گرایی- اصلاح طلب می توان نام برد؛ اصول گرایی ای که متهم است به انسداد، انکار دیگری، انعطاف ناپذیری و پشت کردن به واقعیتی سیال و مدام در حال تغییر و اصلاح طلبی ای که مشکوک است به نادیده گرفتن خط ثابت فکری، غیبت پایبندی به ارزش ها و تن سپردن به منطق مصلحت روزگار و مد زمانه. برای این «من»ی محکوم به انتخاب های محتوم، هاله سحابی می تواند الگوی بی نظیری باشد برای کوک کردن ساز مخالف.
🔹هاله سحابی یک اصول گرا بود. از همان جوانی تا آن لحظه ابدی پایان زندگی اش. اگر معنای اصول گرایی پایبندی به مجموعه ای از ارزش های لایزال اخلاقی ِ غیر قابل مذاکره باشد؛ وفاداری به انها و فراموش نکردنشان؛ اصولی که تحت تاثیر زمان و زمانه و تابع مد و گفتمان های مسلط نیست و معطل اکثریت قاطع نمی ماند و از در اقلیت ماندن نمی ترسد.
🔸هاله سحابی در همیشه یِ نه چندان بلند زندگانی اش بر یک کردار بود. زندگی ای که در نیمه دوم دهه سی در خانواده ای سیاسی، مذهبی، ملی و مشهور سر می زند، در دهه چهل علی رغم بحران های سیاسی مبتلابه خانواده اش، کودکی و نوجوانی می کند؛ در نیمه اول دهه پنجاه دانشجویی می کند و جوانی و البته الزاماتش را می پذیرد و از غربت سر در می آورد؛ دردهه شصت-هفتاد سیاست، زن بودن و خانواده بودن را تجربه می کند در دهه هشتاد بدل شدن به فعال مدنی و فرهنگی را... هیچ حادثه ای از نوع سیاسی، شخصی ، عاطفی در صراط مستقیم زندگی اخلاقی، فکری و اجتماعی او خللی ایجاد نمی کند. نه فرزند شهیری بودن، نه تجربه غرب، نه جنگ، نه ابتلائات سیاسی هم نسلی ها، نه زندگی شخصی ! علی رغم اینکه هر یک از این وضعیت ها را بی واسطه تجربه می کند و هر کدام به تنهایی می توانند زندگی آدمی را بدل به کشتی بی لنگری سازند که مدام کج می شود و مج می گردد.
📌یادداشت فوق در مجله ایران فردا منتشر شده است
🖇مطالعه کامل متن در لینک زیر
#هاله_سحابی
#درد_فراموش_نشده
#ایران_فردا
#یادداشت
#سوسن_شریعتی
#اکنون_ما_شریعتی
🆔@Shariati40
https://bit.ly/3yMeUjc
Telegraph
هاله سحابی ؛ اصولگرای صلح طلب
سوسن شریعتی در میان مشهورترین دوگانه هایی که در طی سال ها مدام در برابر «منِ» شهروند قرار گرفته و او را به انتخابی محتوم فرا می خوانده است از دوگانه اصول گرایی- اصلاح طلب می توان نام برد؛ اصول گرایی ای که متهم است به انسداد، انکار دیگری، انعطاف ناپذیری و…
اكنون، ما و شريعتی pinned «🔷🔸هاله سحابی ؛ اصولگرای صلح طلب 🖋سوسن شریعتی 🔸در میان مشهورترین دوگانه هایی که در طی سال ها مدام در برابر «منِ» شهروند قرار گرفته و او را به انتخابی محتوم فرا می خوانده است از دوگانه اصول گرایی- اصلاح طلب می توان نام برد؛ اصول گرایی ای که متهم است به انسداد،…»
وَ آن سوگ ناتمام
به مهندس عزت الله و هالۀ سحابی
بخشی از یک شعر بلند
رنج هاتان را
پایانی نبود
حتّا
پس از بِدرود
*
وَ از آن هنگام
آن سوگ
ناتمام
*
وَ هر سال
دران ماهِ از خاطره سرشار
وَ دران شبانروزِ دل آزار
آن دو آینۀ خُفته در مَزار
در انتظارِ پاسخِ تاریخ
هر بار
این پُرسِشِ هَمارۀ غَمبار را
تکرار می کنند
که
به کدامین گناه
ما را
به سنگِ کینه شکستید
جُز شرمساریِ ابدی
آیا
ازان همه کینه
طَرفی
بَستید؟
سعید شهرتاش
بیستم دی ماه 96
سالروز شهادت
میرزا تقی خان امیر کبیر
به مهندس عزت الله و هالۀ سحابی
بخشی از یک شعر بلند
رنج هاتان را
پایانی نبود
حتّا
پس از بِدرود
*
وَ از آن هنگام
آن سوگ
ناتمام
*
وَ هر سال
دران ماهِ از خاطره سرشار
وَ دران شبانروزِ دل آزار
آن دو آینۀ خُفته در مَزار
در انتظارِ پاسخِ تاریخ
هر بار
این پُرسِشِ هَمارۀ غَمبار را
تکرار می کنند
که
به کدامین گناه
ما را
به سنگِ کینه شکستید
جُز شرمساریِ ابدی
آیا
ازان همه کینه
طَرفی
بَستید؟
سعید شهرتاش
بیستم دی ماه 96
سالروز شهادت
میرزا تقی خان امیر کبیر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔷🎥حقوق شهروندی در دید گاه آیت الله طالقانی
🔆آیت الله طالقانی :
🔹شما حقوقی دارید حق آزادی تعیین سرنوشت خودتان را دارید....
🔸 هیچ قدرتی نمی تواند این حق شما را نادیده بگیرد....
🔹فردی را به شما تحمیل کردند نپذیرید....
#طالقانی
#آزادی
#استبداد
#تغییر
#حق_تعیین_سرنوشت
#اکنون_ما_شریعتی
🆔@Shariati40
🔆آیت الله طالقانی :
🔹شما حقوقی دارید حق آزادی تعیین سرنوشت خودتان را دارید....
🔸 هیچ قدرتی نمی تواند این حق شما را نادیده بگیرد....
🔹فردی را به شما تحمیل کردند نپذیرید....
#طالقانی
#آزادی
#استبداد
#تغییر
#حق_تعیین_سرنوشت
#اکنون_ما_شریعتی
🆔@Shariati40
🔷🔸طرح روز_دغدغه های_ ایران فردا
🔆تجسّم شرافت و نجابت یاد عزت الله سحابی و هاله سحابی در دهمین سالگرد درگذشت گرامی باد
🖋طرح از هادی حیدری دهم خرداد هزار و چهارصد
#عزت_الله_سحابی
#هاله_سحابی
#آزادگی
#شرافت
#ایران_فردا
#طرح
✅ @hadi_heidari
🆔 @Shariati40
🔆تجسّم شرافت و نجابت یاد عزت الله سحابی و هاله سحابی در دهمین سالگرد درگذشت گرامی باد
🖋طرح از هادی حیدری دهم خرداد هزار و چهارصد
#عزت_الله_سحابی
#هاله_سحابی
#آزادگی
#شرافت
#ایران_فردا
#طرح
✅ @hadi_heidari
🆔 @Shariati40
Forwarded from دغدغههای ایران
🔹 شب عزت؛ بیم و امید
دوشنبه ۱۰ خرداد
ساعت ۱۹ تا ۲۰:۳۰
🔸سخنرانان: دکتر علیرضا بهشتی و دکتر فرشاد مومنی
https://t.me/DaghdagheIran
♻️ پخش به صورت زنده در صفحه اینستاگرام " دغدغه های ایران "
https://instagram.com/daghdaghe.iran?utm_medium=copy_link
🔸 پخش همزمان در کلاب هاوس
https://bit.ly/3g0f8dR
دوشنبه ۱۰ خرداد
ساعت ۱۹ تا ۲۰:۳۰
🔸سخنرانان: دکتر علیرضا بهشتی و دکتر فرشاد مومنی
https://t.me/DaghdagheIran
♻️ پخش به صورت زنده در صفحه اینستاگرام " دغدغه های ایران "
https://instagram.com/daghdaghe.iran?utm_medium=copy_link
🔸 پخش همزمان در کلاب هاوس
https://bit.ly/3g0f8dR
🔴 ویژه نامه دهمین سالگرد درگذشت مهندس عزت الله سحابی،
شهادت هدی صابر و شهادت هاله سحابی
#هدی_صابر
#هاله_سحابی
#عزتالله_سحابی
https://t.me/DaghdagheIran
https://instagram.com/daghdaghe.iran?utm_medium=copy_link
شهادت هدی صابر و شهادت هاله سحابی
#هدی_صابر
#هاله_سحابی
#عزتالله_سحابی
https://t.me/DaghdagheIran
https://instagram.com/daghdaghe.iran?utm_medium=copy_link
Telegram
دغدغههای ایران
ما را در اینستگرام هم دنبال کنید:
https://instagram.com/daghdaghe.iran?utm_medium=copy_link
https://instagram.com/daghdaghe.iran?utm_medium=copy_link
🔷🔸علی طهماسبی پژوهشگر حوزه ادیان در کانال تلگرامی خود در سالگرد زنده یاد مهندس عزت الله سحابی نوشت:
🔆عزتالله سحابی برای اهداف سیاسی، اخلاق را و صداقت را ذبح شرعی نکرد. این را در طول سالها آشنایی دانستهام که از یکسو دل در گرو تغییرات بزرگ اجتماعی و نیکبختی مردم این سرزمین داشت، و از سوی دیگر عمیقا پای بند اخلاق و صداقت بود. این راهی دشوار و سهمگین است که پیمودنش از عهدهی هرکسی بر نمیآید.
#عزت_الله_سحابی
#صداقت
#اخلاق
#ذبح_شرعی
#نگاه_روز
#علی_طهماسبی
✅ @tahmasbiali
🆔@Shariati40
🔆عزتالله سحابی برای اهداف سیاسی، اخلاق را و صداقت را ذبح شرعی نکرد. این را در طول سالها آشنایی دانستهام که از یکسو دل در گرو تغییرات بزرگ اجتماعی و نیکبختی مردم این سرزمین داشت، و از سوی دیگر عمیقا پای بند اخلاق و صداقت بود. این راهی دشوار و سهمگین است که پیمودنش از عهدهی هرکسی بر نمیآید.
#عزت_الله_سحابی
#صداقت
#اخلاق
#ذبح_شرعی
#نگاه_روز
#علی_طهماسبی
✅ @tahmasbiali
🆔@Shariati40
Forwarded from نگاه متفاوت (احمد زیدآبادی)
شیر آهن کوه زنی
زری عطایی همسر زنده یاد مهندس عزتالله سحابی چندان علاقمند به سیاست نیست. این را میتوان از خاطرات مهندس در بخش تبعیدش به زندان شیراز به روشنی دریافت.
بر همین مبنا گمان بر این میرفت که زری خانم زیر بارِ اندوه مرگ دلخراش تنها دخترش هاله، آن هم در روز تشییع همسرش، شانه خم کند و فرو ریزد. او اما در برابر این مصیبت بزرگ همچون کوه ظاهر شد. استوار و قدرتمند و باشکوه و تزلزل ناپذیر.
"شیر آهن کوه مردی" که احمد شاملو از آن سخن گفته است، مصداقش زری خانم است که عمرش دراز و همواره به سلامت باد.
@ahmadzeidabad
زری عطایی همسر زنده یاد مهندس عزتالله سحابی چندان علاقمند به سیاست نیست. این را میتوان از خاطرات مهندس در بخش تبعیدش به زندان شیراز به روشنی دریافت.
بر همین مبنا گمان بر این میرفت که زری خانم زیر بارِ اندوه مرگ دلخراش تنها دخترش هاله، آن هم در روز تشییع همسرش، شانه خم کند و فرو ریزد. او اما در برابر این مصیبت بزرگ همچون کوه ظاهر شد. استوار و قدرتمند و باشکوه و تزلزل ناپذیر.
"شیر آهن کوه مردی" که احمد شاملو از آن سخن گفته است، مصداقش زری خانم است که عمرش دراز و همواره به سلامت باد.
@ahmadzeidabad
Forwarded from دغدغههای ایران
🔹 شب هاله ؛ مهر و صلح
پنج شنبه 13 خرداد - ساعت ۱۹ تا ۲۰:۳۰
🔸سخنرانان: مهندس لطفالله میثمی و دکتر صدیقه وسمقی
https://t.me/DaghdagheIran
♻️ پخش به صورت زنده در صفحه اینستاگرام " ایران فردا " و"دغدغه های ایران"
https://instagram.com/iranfardamag?igshid=1qkr1ffgg3qs0
https://instagram.com/daghdaghe.iran?utm_medium=copy_link
🔸 پخش همزمان در کلاب هاوس
https://www.clubhouse.com/join/%D8%AF%D8%BA%D8%AF%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86/XZHlnd7t/xeeGV8ZQ
پنج شنبه 13 خرداد - ساعت ۱۹ تا ۲۰:۳۰
🔸سخنرانان: مهندس لطفالله میثمی و دکتر صدیقه وسمقی
https://t.me/DaghdagheIran
♻️ پخش به صورت زنده در صفحه اینستاگرام " ایران فردا " و"دغدغه های ایران"
https://instagram.com/iranfardamag?igshid=1qkr1ffgg3qs0
https://instagram.com/daghdaghe.iran?utm_medium=copy_link
🔸 پخش همزمان در کلاب هاوس
https://www.clubhouse.com/join/%D8%AF%D8%BA%D8%AF%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86/XZHlnd7t/xeeGV8ZQ
Forwarded from دغدغههای ایران
یادمان_دهمین_سالگرد_عزتالله_و_هاله_سحابی_و_هدی_صابر.pdf
40.8 MB
🔴 ویژه نامه دهمین سالگرد درگذشت مهندس عزت الله سحابی،
شهادت هدی صابر و شهادت هاله سحابی
با آثاری از : لطف الله میثمی، محمود دردکشان، کمال اطهاری، محمدحسین رفیعی، احسان شریعتی ، مسعود پدرام ، فاطمه گوارایی سعید مدنی ، علیرضا رجایی، سوسن شریعتی، علیرضا بهشتی، ابوطالب آدینه وند، سارا شریعتی، حسین موسوی ، محمد رضایی ، محترم رحمانی، فرشاد مومنی و .....
#هدی_صابر
#هاله_سحابی
#عزتالله_سحابی
https://t.me/DaghdagheIran
https://instagram.com/daghdaghe.iran?utm_medium=copy_link
شهادت هدی صابر و شهادت هاله سحابی
با آثاری از : لطف الله میثمی، محمود دردکشان، کمال اطهاری، محمدحسین رفیعی، احسان شریعتی ، مسعود پدرام ، فاطمه گوارایی سعید مدنی ، علیرضا رجایی، سوسن شریعتی، علیرضا بهشتی، ابوطالب آدینه وند، سارا شریعتی، حسین موسوی ، محمد رضایی ، محترم رحمانی، فرشاد مومنی و .....
#هدی_صابر
#هاله_سحابی
#عزتالله_سحابی
https://t.me/DaghdagheIran
https://instagram.com/daghdaghe.iran?utm_medium=copy_link
🔷🔸 جمعه 14 خرداد ساعت 10 شب
کلاب هاوس 👋
🔹🔆 یادمان #عزتاللهسحابی ، #هالهسحابی ، #هدیصابر
🎙با شرکت: #علیرضارجایی ، #حامدسحابی ، #سعیدمدنی
#دغدغه_ایران_فردا
#یادمان
#آزادگان_خرداد
#اکنون_ما_شریعتی
📌لینک اتاق گفتگو👇
https://www.clubhouse.com/join/%D8%AF%D8%BA%D8%AF%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86/IlGXKhsQ/MR63dXY8
✅ @DaghdagheIran
🆔 @Shariati40
کلاب هاوس 👋
🔹🔆 یادمان #عزتاللهسحابی ، #هالهسحابی ، #هدیصابر
🎙با شرکت: #علیرضارجایی ، #حامدسحابی ، #سعیدمدنی
#دغدغه_ایران_فردا
#یادمان
#آزادگان_خرداد
#اکنون_ما_شریعتی
📌لینک اتاق گفتگو👇
https://www.clubhouse.com/join/%D8%AF%D8%BA%D8%AF%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86/IlGXKhsQ/MR63dXY8
✅ @DaghdagheIran
🆔 @Shariati40
Forwarded from صداى نوينِ خراسان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عرفان باعث تلطیف اسلام نشده؟ پرگار
آیا عرفان موجب تلطیف اسلام شده و آن را از خشونت دور کرده است؟ در بزرگان عارف از بایزید بسطامی تا ابن عربی و مولانا چه نوع اسلامی میبینیم؟
مهمانان این هفته برنامه: علی طهماسبی پژوهشگر عرفان و عمادالدین باقی پژوهشگر دینی
شنبه ( امشب) ساعت ۲۱ بی بی سی فارسی
🔰صدای نوین خراسان @VoNoKh
آیا عرفان موجب تلطیف اسلام شده و آن را از خشونت دور کرده است؟ در بزرگان عارف از بایزید بسطامی تا ابن عربی و مولانا چه نوع اسلامی میبینیم؟
مهمانان این هفته برنامه: علی طهماسبی پژوهشگر عرفان و عمادالدین باقی پژوهشگر دینی
شنبه ( امشب) ساعت ۲۱ بی بی سی فارسی
🔰صدای نوین خراسان @VoNoKh
Forwarded from دکتر شریعتی
آنجا که مردم حضور ندارند ، از مردم سخن گفتن یا دروغ است یا عبث.
چه باید کرد؟
به کانال دکتر شریعتی بپیوندید👇
https://t.me/joinchat/AAAAADvU6oqFqLkgt1oTWg
چه باید کرد؟
به کانال دکتر شریعتی بپیوندید👇
https://t.me/joinchat/AAAAADvU6oqFqLkgt1oTWg
Forwarded from دغدغههای ایران
🔹 شب هدی ؛ آرمان و پیمان
پنجشنبه 20 خرداد - ساعت ۱۹ تا ۲۰:۳۰
🔸سخنرانان: دکترعلیرضا رجایی - کمال رضوی
https://t.me/DaghdagheIran
♻️ پخش به صورت زنده در صفحه اینستاگرام " ایران فردا " و"دغدغه های ایران"
https://instagram.com/iranfardamag?igshid=1qkr1ffgg3qs0
https://instagram.com/daghdaghe.iran?utm_medium=copy_link
🔸 پخش همزمان در کلاب هاوس
https://www.clubhouse.com/join/%D8%AF%D8%BA%D8%AF%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86/XZHlnd7t/xeeGV8ZQ
پنجشنبه 20 خرداد - ساعت ۱۹ تا ۲۰:۳۰
🔸سخنرانان: دکترعلیرضا رجایی - کمال رضوی
https://t.me/DaghdagheIran
♻️ پخش به صورت زنده در صفحه اینستاگرام " ایران فردا " و"دغدغه های ایران"
https://instagram.com/iranfardamag?igshid=1qkr1ffgg3qs0
https://instagram.com/daghdaghe.iran?utm_medium=copy_link
🔸 پخش همزمان در کلاب هاوس
https://www.clubhouse.com/join/%D8%AF%D8%BA%D8%AF%D8%BA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86/XZHlnd7t/xeeGV8ZQ
Forwarded from دکتر شریعتی
زندگیِ برادرانه با زندگیِ برابرانه
"... "زندگیِ برادرانه" در یک جامعه، جز بر اساسِ یک "زندگیِ برابرانه" محال است، چه، نمیتوان در درونِ اقتصادی، که رنجِ اکثریت، برای اقلیتی گنج میسازد، و بنیادِ آن بر رقابت و بهرهکشی و افزونطلبیِ جنونآمیز و حرص استوار است، و انسانها را به دو قطبِ متخاصمِ گنجور و رنجور تقسیم میکند، و طبقهای به وسیلهی طبقهای دیگر استثمار و استخدام میشود، و زندگیای میسازد، که در آن، بنیآدم، همچون کرکسانِ حریص، بر مرداری ریختهاند، و "این مر آن را همی کشد مخلب، وآن مر این را همی زند منقار"، با پند و اندرز و آیه و روایت، "اخلاق" ساخت.
برادریِ دینی، وحدتِ ملی، و یگانگیِ انسانی، در نظامِ طبقاتی و اقتصادِ استثماری و مالکیتِ فردی، مضامینِ ادبی و فلسفیای است، که فقط به کارِ سخنرانی و شعر میآید و موضوعِ انشاء! توحیدِ الهی، در جامعهای که بر شرکِ طبقاتی استوار است، لفظی است که تنها به کارِ "نفاق" میآید..."
🔷مجموعه آثار 20/چه بایدکرد؟
#کانال_دکتر_شریعتی 👇
💠 @dr_alishariati
"... "زندگیِ برادرانه" در یک جامعه، جز بر اساسِ یک "زندگیِ برابرانه" محال است، چه، نمیتوان در درونِ اقتصادی، که رنجِ اکثریت، برای اقلیتی گنج میسازد، و بنیادِ آن بر رقابت و بهرهکشی و افزونطلبیِ جنونآمیز و حرص استوار است، و انسانها را به دو قطبِ متخاصمِ گنجور و رنجور تقسیم میکند، و طبقهای به وسیلهی طبقهای دیگر استثمار و استخدام میشود، و زندگیای میسازد، که در آن، بنیآدم، همچون کرکسانِ حریص، بر مرداری ریختهاند، و "این مر آن را همی کشد مخلب، وآن مر این را همی زند منقار"، با پند و اندرز و آیه و روایت، "اخلاق" ساخت.
برادریِ دینی، وحدتِ ملی، و یگانگیِ انسانی، در نظامِ طبقاتی و اقتصادِ استثماری و مالکیتِ فردی، مضامینِ ادبی و فلسفیای است، که فقط به کارِ سخنرانی و شعر میآید و موضوعِ انشاء! توحیدِ الهی، در جامعهای که بر شرکِ طبقاتی استوار است، لفظی است که تنها به کارِ "نفاق" میآید..."
🔷مجموعه آثار 20/چه بایدکرد؟
#کانال_دکتر_شریعتی 👇
💠 @dr_alishariati
Forwarded from دغدغههای ایران
🔴 شاهد صابر تاریخ
♻️حمیدرضا عابدیان
🔺تاریخ برای صابر یک پهنه ی وسیع برای مشاهده است. در حالیکه برخی از تغییر صورتبندی های اجتماعی به بی نیازی از تجربیات تاریخی رسیده و دوره ی خود را متمایز از سایر دوره های تاریخی ارزیابی می کنند و آن را تجربه ای یگانه و یکه می پندارند، صابر به درستی فهمیده بود که آگاهی تاریخی تا چه اندازه می تواند از هدررفت امکانات و نیروهای اجتماعی جلوگیری کند. از این زاوبه تاریخ برای صابر نه بازخوانی ملال آور رویدادهایی ست که در گذشته هایی دور واقع شده اند بلکه عرصه ای برای کشف و برکشیدن مفاهیمی فرا دورانی جهت روئینه کردن جنبش های جاری و آینده بوده است.
🔸در این مسیر او بسیار خلاق و مبدع جلوه می کند.در روایت او از تاریخ ما با کثیری از ترکیبات بدیع مواجه ایم که برای هر تاریخ پژوه و کنشگری الهام بخش و دیده گشاست. یکی از این ترکیبات "تمیز تاریخی" است. ذیل این مفهوم صابر نشان می دهد در مقاطع مختلفی از تاربخ معاصر، نیروهای موثری که واجد ظرفیت های عظیم اجتماعی نیز بوده اند، چگونه با تحلیل ها و تمیز غلط خود، امکانات و نیروها را هدر داده و در شکست جنبش ها نقش بازی کرده اند.
🔺هرچند او در تماشاگه تاریخ یک ناظر بی طرف نبوده و دلدادگی اش به برخی از اشخاص و جریان ها امری نیست که از دید مخاطب پنهان بماند اما این مانع از آن نمی شود که روایتش از تاریخ یکسویه و جانبدارانه و تهی از انصاف به نظر برسد. معمولا دلدادگی ها و دلزدگی ها، روایات تاربخی را به دفاعیه و یا کیفرخواست تبدیل می کند اما روایت صابر از تاریخ سعی می کند تا حد امکان از این عوارض مصون بماند بویژه آنجا که ابراهیم وار با عیار و سنجه ی نقد، بت واره ی محبوب ترین چهره ها را در معبد تاریخ می شکند.
🔸شاهد مثال این فقره، نقد او به رهبر فقید نهضت ملی دکتر محمد مصدق و نیروهای صادق ملی در فراز چهارم از سلسله درس گفتارهای "هشت فراز، هزار نیاز" است. صابر معتقد است که رهبری نهضت و همراهان او در جبهه ی ملی علاوه بر ضعف تئوریک، از سامان دادن به نیروهای فراوانی که نهضت پرشور ملی آزاد کرده بود سرباز زدند و به جای "توزیع و تخصیص منابع و کادرها" غالبا در دولت و مجلس و کارهای دیوانی مستقر شدند [به عبارت خود او : حوزه ی حاد سیاسی] و در عرصه ی کار مدنی پا را از خطابه و مقاله و مصاحبه و تحلیل فراتر نگذاشتند. این چنین بود که حوزه ی تشکیلات، حوزه ی تئوریک و ایدئولوژیک، حوزه ی سازمان دهی و ارتباطات اجتماعی بر زمین ماند تا نهضت از همین منافذ زمین گیر شود! صابر می پرسد که آیا این شگفت نیست در حالیکه از یک سو دربار و ارتجاع و حتی لمپن ها و لجاره ها تشکیلات داشته و از سوی دیگر بزرگترین حزب منتقد دولت نیز واجد یک تشکیلات کارآمد بوده است، جبهه ی ملی یک تشکیلات ماکتی و میان تهی باقی می ماند که بین این دو نیرو تحلیل می رود؟
🔺با ناکامی جنبش اصلاحات و برآمدن دولت احمدی نژاد، صابر همین نقد را با وام گیری از یک مقاله انتقادی در نشریه ی عصرما [ارگان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی] متوجه ی اصلاح طلبان می کند. اینکه غالبا در دولت و مجلس مستقر شدند، در ژورنالیسم خانه کردند، از کار تئوریک، تشکیلاتی و سازماندهی نیروهای آزادشده ی جنبش اصلاحی سرباز زدند تا جنبش به همان سرنوشتی دچار شود که نهضت و سران و رهبران آن با همان اتهامی مواجه باشند که جبهه و شهیرترین حزب عضو آن یعنی "حزب ایران" که منتقدین آن را حزب "کارگزینی" می خواندند!
🔸هرچند فقدان مصیبت بار و جبران ناپذیر صابر در دهه ی نود هیچ معلوم مان نمی دارد که اگر او امروز در میان مان بود، چه مواجهه ای با اصلاح طلبان می داشت اما اینقدر روشن است که او برای نقد هر نیرویی یک اسلوب روشن داشت و آن اینکه معتقد بود هر نیرویی را می باید "در جای خودش و بر اساس روش و مشی خودش" مورد ارزیابی قرار داد چنانکه هیچ انتظار نداشت تا مصدق علم جمهوری خواهی برافرازد و یا اینکه حنیف مشعل پارلمان را بیفروزد!
#هدی_صابر
#هاله_سحابی
#عزتالله_سحابی
#حمیدرضا_عابدیان
https://bit.ly/2Sghihq
https://t.me/DaghdagheIran
https://instagram.com/daghdaghe.iran?utm_medium=copy_link
♻️حمیدرضا عابدیان
🔺تاریخ برای صابر یک پهنه ی وسیع برای مشاهده است. در حالیکه برخی از تغییر صورتبندی های اجتماعی به بی نیازی از تجربیات تاریخی رسیده و دوره ی خود را متمایز از سایر دوره های تاریخی ارزیابی می کنند و آن را تجربه ای یگانه و یکه می پندارند، صابر به درستی فهمیده بود که آگاهی تاریخی تا چه اندازه می تواند از هدررفت امکانات و نیروهای اجتماعی جلوگیری کند. از این زاوبه تاریخ برای صابر نه بازخوانی ملال آور رویدادهایی ست که در گذشته هایی دور واقع شده اند بلکه عرصه ای برای کشف و برکشیدن مفاهیمی فرا دورانی جهت روئینه کردن جنبش های جاری و آینده بوده است.
🔸در این مسیر او بسیار خلاق و مبدع جلوه می کند.در روایت او از تاریخ ما با کثیری از ترکیبات بدیع مواجه ایم که برای هر تاریخ پژوه و کنشگری الهام بخش و دیده گشاست. یکی از این ترکیبات "تمیز تاریخی" است. ذیل این مفهوم صابر نشان می دهد در مقاطع مختلفی از تاربخ معاصر، نیروهای موثری که واجد ظرفیت های عظیم اجتماعی نیز بوده اند، چگونه با تحلیل ها و تمیز غلط خود، امکانات و نیروها را هدر داده و در شکست جنبش ها نقش بازی کرده اند.
🔺هرچند او در تماشاگه تاریخ یک ناظر بی طرف نبوده و دلدادگی اش به برخی از اشخاص و جریان ها امری نیست که از دید مخاطب پنهان بماند اما این مانع از آن نمی شود که روایتش از تاریخ یکسویه و جانبدارانه و تهی از انصاف به نظر برسد. معمولا دلدادگی ها و دلزدگی ها، روایات تاربخی را به دفاعیه و یا کیفرخواست تبدیل می کند اما روایت صابر از تاریخ سعی می کند تا حد امکان از این عوارض مصون بماند بویژه آنجا که ابراهیم وار با عیار و سنجه ی نقد، بت واره ی محبوب ترین چهره ها را در معبد تاریخ می شکند.
🔸شاهد مثال این فقره، نقد او به رهبر فقید نهضت ملی دکتر محمد مصدق و نیروهای صادق ملی در فراز چهارم از سلسله درس گفتارهای "هشت فراز، هزار نیاز" است. صابر معتقد است که رهبری نهضت و همراهان او در جبهه ی ملی علاوه بر ضعف تئوریک، از سامان دادن به نیروهای فراوانی که نهضت پرشور ملی آزاد کرده بود سرباز زدند و به جای "توزیع و تخصیص منابع و کادرها" غالبا در دولت و مجلس و کارهای دیوانی مستقر شدند [به عبارت خود او : حوزه ی حاد سیاسی] و در عرصه ی کار مدنی پا را از خطابه و مقاله و مصاحبه و تحلیل فراتر نگذاشتند. این چنین بود که حوزه ی تشکیلات، حوزه ی تئوریک و ایدئولوژیک، حوزه ی سازمان دهی و ارتباطات اجتماعی بر زمین ماند تا نهضت از همین منافذ زمین گیر شود! صابر می پرسد که آیا این شگفت نیست در حالیکه از یک سو دربار و ارتجاع و حتی لمپن ها و لجاره ها تشکیلات داشته و از سوی دیگر بزرگترین حزب منتقد دولت نیز واجد یک تشکیلات کارآمد بوده است، جبهه ی ملی یک تشکیلات ماکتی و میان تهی باقی می ماند که بین این دو نیرو تحلیل می رود؟
🔺با ناکامی جنبش اصلاحات و برآمدن دولت احمدی نژاد، صابر همین نقد را با وام گیری از یک مقاله انتقادی در نشریه ی عصرما [ارگان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی] متوجه ی اصلاح طلبان می کند. اینکه غالبا در دولت و مجلس مستقر شدند، در ژورنالیسم خانه کردند، از کار تئوریک، تشکیلاتی و سازماندهی نیروهای آزادشده ی جنبش اصلاحی سرباز زدند تا جنبش به همان سرنوشتی دچار شود که نهضت و سران و رهبران آن با همان اتهامی مواجه باشند که جبهه و شهیرترین حزب عضو آن یعنی "حزب ایران" که منتقدین آن را حزب "کارگزینی" می خواندند!
🔸هرچند فقدان مصیبت بار و جبران ناپذیر صابر در دهه ی نود هیچ معلوم مان نمی دارد که اگر او امروز در میان مان بود، چه مواجهه ای با اصلاح طلبان می داشت اما اینقدر روشن است که او برای نقد هر نیرویی یک اسلوب روشن داشت و آن اینکه معتقد بود هر نیرویی را می باید "در جای خودش و بر اساس روش و مشی خودش" مورد ارزیابی قرار داد چنانکه هیچ انتظار نداشت تا مصدق علم جمهوری خواهی برافرازد و یا اینکه حنیف مشعل پارلمان را بیفروزد!
#هدی_صابر
#هاله_سحابی
#عزتالله_سحابی
#حمیدرضا_عابدیان
https://bit.ly/2Sghihq
https://t.me/DaghdagheIran
https://instagram.com/daghdaghe.iran?utm_medium=copy_link
Telegraph
🔴 شاهد صابر تاریخ
♻️حمیدرضا عابدیان 🔺تاریخ برای صابر یک پهنه ی وسیع برای مشاهده است. در حالیکه برخی از تغییر صورتبندی های اجتماعی به بی نیازی از تجربیات تاریخی رسیده و دوره ی خود را متمایز از سایر دوره های تاریخی ارزیابی می کنند و آن را تجربه ای یگانه و یکه می پندارند، صابر…