Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نوآوری در دنیای امروز به شدت معنای فناورانه یافته است، به نحوی که نخستین مخاطب آن طبقات برخورداری هستند که هم توانایی پرداخت مالی و هم دانش بهرهگیری از آن را داشته باشند.
مثلا استفاده از هر فناوری جدید #هوش_مصنوعی، هم نیازمند توانایی مالی برای خرید ابزارهایی مانند موبایل و کامپیوتر و خرید اشتراک اکانتهاست و هم میازمند دانشی برای استفاده از آن.
اما #توسعه در کشورهای در حالتوسعه، نیازمند نوآوریهایی هم هست که توده جامعه و گروههای کمتربرخوردار را نیز توانمند نماید.
مفهوم #نوآوری_تودهای (Grassroots innovation) یکی از مفاهیم جدی برای کشورهای در حال توسعه است.
تیم «توانمند» به خوبی به این نکته توجه کرده است، و امیدوارم با نگاه توسعهای به این محتوا توجه شود.
مثلا استفاده از هر فناوری جدید #هوش_مصنوعی، هم نیازمند توانایی مالی برای خرید ابزارهایی مانند موبایل و کامپیوتر و خرید اشتراک اکانتهاست و هم میازمند دانشی برای استفاده از آن.
اما #توسعه در کشورهای در حالتوسعه، نیازمند نوآوریهایی هم هست که توده جامعه و گروههای کمتربرخوردار را نیز توانمند نماید.
مفهوم #نوآوری_تودهای (Grassroots innovation) یکی از مفاهیم جدی برای کشورهای در حال توسعه است.
تیم «توانمند» به خوبی به این نکته توجه کرده است، و امیدوارم با نگاه توسعهای به این محتوا توجه شود.
کتاب جدیدم با نام «روایت توسعه بر بال فناوری» روز گذشته، توسط انتشارات شرق منتشر شد.
در این کتاب به تفاوت سیاست #توسعه و فناوری در کشورهای چین (دوران مائو و زمینه ظهر دنگشیائوپینگ)، شوروی (دوران استالین تا فروپاشی) با آمریکا (دوران ترومن و آیزنهاور) میپردازد.
در ادامه وضعیت سیاست توسعه فناوری در ایران امروز و شباهتهایش با نسخههای چپ و مارکسیسمی پرداخته شده است.
سفارش کتاب:
https://podro.shop//sharghbook/payment?sharedProduct=67838651-d70b-40c9-bf95-752352837ee4
در این کتاب به تفاوت سیاست #توسعه و فناوری در کشورهای چین (دوران مائو و زمینه ظهر دنگشیائوپینگ)، شوروی (دوران استالین تا فروپاشی) با آمریکا (دوران ترومن و آیزنهاور) میپردازد.
در ادامه وضعیت سیاست توسعه فناوری در ایران امروز و شباهتهایش با نسخههای چپ و مارکسیسمی پرداخته شده است.
سفارش کتاب:
https://podro.shop//sharghbook/payment?sharedProduct=67838651-d70b-40c9-bf95-752352837ee4
⚛️شکست ایران در سوریه، یک دارایی جمعی!
🖊امیر ناظمی
شکست سیاستهای منطقهای ایران، خصوصا در سوریه میتواند یکی از بزرگترین داراییهای جمعی ایرانیان شود!
این یادداشت توضیحی است در این درباره
⭕️از شکست تا تجربه
همه شکستها، تبدیل به تجربه نمیشوند. ممکن است کسی بارها و بارها با تکرار یک اشتباه، مدام شکست بخورد و برای او شکستها تبدیل به تجربه نشود.
«تجربه کردن» چیزی فراتر از «دیدن و از سر گذراندن یک موقعیت» است. تجربه کردن زمانی اتفاق میافتد که ما بتوانیم از شکست یا موفقیت خود، درسآموزی و یادگیری داشته باشیم.
تاریخ چیزی نیست جز مکتوبشده همین یادگیریها از شکستها. و ما تاریخ میخوانیم تا شاید بتوانیم از تکرار اشتباهات اجتناب کنیم. تاریخ فراتر از رویدادنگاری اتفاقات، روایت «تجربه کردن»هاست. این که جوامع و کشورهای مختلف چه تجربه کردهاند.
⭕️زندگی و حل مساله
پوپر در «زندگی سراسر حل مساله است»، تکامل انسان و جوامع را حاصل مواجهه دائمی انسانها با مسائل میداند. در حقیقت ما در زندگی خود مدام با مسالههایی روبهرو میشویم، سعی میکنیم برای حل آن مسائل راهحلهایی ارائه دهیم. و نهایتا بسیاری از راهحلها شکست میخورند و از دایره «راهحل»ها خارج میشوند.
همه ظرافت نگاه پوپر این بود که ما آدمیان به «راهحل درست» دست پیدا نمیکنیم، بلکه تنها میتوانیم راهحلهای اشتباه را حذف کنیم! به عبارت دیگر، بشر در طول تاریخاش به آهستگی و مستمر مشغول حذف راهحلهای اشتباه بوده است و با هر حذفی هم، ایدههایی برای ساخت یک راهحل جدید یافته است.
به این ترتیب با چرخهای ۳ مرحلهای روبهرو هستیم:
1️⃣طرح مساله
2️⃣راهحلهای بهکار گرفته شده
3️⃣حذف
از این دیدگاه، تکامل چیزی جز حذف اشتباهات نبوده است، چه در صورت طبیعیاش که منجر به حذف آنانی شده است که نتوانستهاند بقا یابند و چه در صورت نظریاش که دیدگاههای نادرست برای اداره امور حذف شدهاند.
بر همین اساس، یادگیری بزرگترین دارایی ماست و «یادگیری جمعی» بزرگترین دارایی جمعی
⭕️طرح مساله: نقطه آغازین
از دید پوپر، مساله زمانی شکل میگیرد که «یک انتظار، خطا از کار درآمده باشد». مثلا اگر شما بر اساس دیدگاهی که دارید، انتظار داشته باشید که قیمت ارز پایین بیاید، ولی بر خلاف انتظار شما، قیمت ارز بالا رفته باشد، برای شما یک مساله طرح شده است.
اگر نظریهپردازی فکر میکرده که با حضور منطقهای میتواند امنیت ایران را حفظ کند، یا دست بالاتر در قدرت جهانی داشته باشد، یا از طریق آن توسعه یابد، امروز با دیدن شکستهای دومینووار منطقه، حداقل باید به «طرح مساله» برسد.
شکست در حکمرانی مثل شکست بازار امری رایج است ولی آنچه عجیب است و نباید نرمال شود، درس نگرفتن از اشتباهات است.
تکامل چیزی نیست جز «فرآیند مداوم حل مساله»، به همین دلیل «زندگی سراسر حل مساله است».
⭕️شکست در سوریه به مثابه تکامل
ایران بدون هیچ قیدی در سیاست منطقهای خود شکست بزرگی خورده است. شکستی که برای بسیاری از قبل هم قابل پیشبینی بود. اما اگر جامعه ایرانی با پذیرش این شکست، و طرح مساله شکست، بتواند شکست را تبدیل به نقطه آغازین چرخه یادگیری کند، آنگاه شاید این شکست تبدیل به یکی از بزرگترین داراییهای جمعی ایرانیان شود.
جامعه ایرانی ابتدا باید این شکست را تبدیل به «طرح مساله» کند و از وجوه متعدد یاد بگیرد. چشمانداز درست منطقهای که ج.ا. از درک آن عاجز بود، چنین میتوانست باشد:
«منطقه (از اعراب خلیج فارس تا لبنان و سوریه) زمانی میتوانند منجر به تقویت قدرت ایران شوند، که به جای سرداران نظامی ایران در آن کشورهای جنگی، انبوهی از بازرگانان، هنرمندان و نوآوران در صلح و به صورت مشارکتی، مشغول خلق ارزش در زنجیره ارزش جهانی باشند.»
رهبران ایران تنها سیاستگذاری اشتباه نکردند بلکه آنان جهان را به اشتباه میفهمند، چرا که هنوز یاد نگرفتهاند که:
⏺️بدون مشروعیت و مشارکت داخلی، دستیابی به قدرت خارجی یک رویا است!
⏺️در دنیای امروز، نظامیگری و قدرت نظامی تنها یکی از وجوه متعدد قدرت است. قدرتی که تنها متکی به اسلحه باشد، و بازیگرانش نظامیها باشند، از پیش شکستخورده است.
⏺️دنیای امروز دنیای همکاریهاست، نه زیرمیز زدنها و «مرگ بر» گفتنها
⏺️استقلال حاصل توازن میان تاثیرگذاری و تاثیرپذیری است.
⏺️سیاستهای ایدئولوژیک ضدواقعیت هستند و شکستخورده
⏺️سیاست درست برآمده از خرد جمعی است. نظامی که تحمل یک نقد علمی ندارد را باید از پیششکستخورده دانست.
جامعه ایرانی، میتواند این بزرگترین اشتباه رهبرانش را تبدیل به فهمی برای ساخت «ایران آینده» کند. به همین دلیل نیز باید در مورد این شکست حرف بزند، تحلیل کند و بیاموزد.
از ندیدن این شکست و اعتراف نکردناش، کسی پیروز نمیشود، بلکه تنها فرصت پیروزیهای بعدی را نیز از خود دریغ میکند.
🖊امیر ناظمی
شکست سیاستهای منطقهای ایران، خصوصا در سوریه میتواند یکی از بزرگترین داراییهای جمعی ایرانیان شود!
این یادداشت توضیحی است در این درباره
⭕️از شکست تا تجربه
همه شکستها، تبدیل به تجربه نمیشوند. ممکن است کسی بارها و بارها با تکرار یک اشتباه، مدام شکست بخورد و برای او شکستها تبدیل به تجربه نشود.
«تجربه کردن» چیزی فراتر از «دیدن و از سر گذراندن یک موقعیت» است. تجربه کردن زمانی اتفاق میافتد که ما بتوانیم از شکست یا موفقیت خود، درسآموزی و یادگیری داشته باشیم.
تاریخ چیزی نیست جز مکتوبشده همین یادگیریها از شکستها. و ما تاریخ میخوانیم تا شاید بتوانیم از تکرار اشتباهات اجتناب کنیم. تاریخ فراتر از رویدادنگاری اتفاقات، روایت «تجربه کردن»هاست. این که جوامع و کشورهای مختلف چه تجربه کردهاند.
⭕️زندگی و حل مساله
پوپر در «زندگی سراسر حل مساله است»، تکامل انسان و جوامع را حاصل مواجهه دائمی انسانها با مسائل میداند. در حقیقت ما در زندگی خود مدام با مسالههایی روبهرو میشویم، سعی میکنیم برای حل آن مسائل راهحلهایی ارائه دهیم. و نهایتا بسیاری از راهحلها شکست میخورند و از دایره «راهحل»ها خارج میشوند.
همه ظرافت نگاه پوپر این بود که ما آدمیان به «راهحل درست» دست پیدا نمیکنیم، بلکه تنها میتوانیم راهحلهای اشتباه را حذف کنیم! به عبارت دیگر، بشر در طول تاریخاش به آهستگی و مستمر مشغول حذف راهحلهای اشتباه بوده است و با هر حذفی هم، ایدههایی برای ساخت یک راهحل جدید یافته است.
به این ترتیب با چرخهای ۳ مرحلهای روبهرو هستیم:
1️⃣طرح مساله
2️⃣راهحلهای بهکار گرفته شده
3️⃣حذف
از این دیدگاه، تکامل چیزی جز حذف اشتباهات نبوده است، چه در صورت طبیعیاش که منجر به حذف آنانی شده است که نتوانستهاند بقا یابند و چه در صورت نظریاش که دیدگاههای نادرست برای اداره امور حذف شدهاند.
بر همین اساس، یادگیری بزرگترین دارایی ماست و «یادگیری جمعی» بزرگترین دارایی جمعی
⭕️طرح مساله: نقطه آغازین
از دید پوپر، مساله زمانی شکل میگیرد که «یک انتظار، خطا از کار درآمده باشد». مثلا اگر شما بر اساس دیدگاهی که دارید، انتظار داشته باشید که قیمت ارز پایین بیاید، ولی بر خلاف انتظار شما، قیمت ارز بالا رفته باشد، برای شما یک مساله طرح شده است.
اگر نظریهپردازی فکر میکرده که با حضور منطقهای میتواند امنیت ایران را حفظ کند، یا دست بالاتر در قدرت جهانی داشته باشد، یا از طریق آن توسعه یابد، امروز با دیدن شکستهای دومینووار منطقه، حداقل باید به «طرح مساله» برسد.
شکست در حکمرانی مثل شکست بازار امری رایج است ولی آنچه عجیب است و نباید نرمال شود، درس نگرفتن از اشتباهات است.
تکامل چیزی نیست جز «فرآیند مداوم حل مساله»، به همین دلیل «زندگی سراسر حل مساله است».
⭕️شکست در سوریه به مثابه تکامل
ایران بدون هیچ قیدی در سیاست منطقهای خود شکست بزرگی خورده است. شکستی که برای بسیاری از قبل هم قابل پیشبینی بود. اما اگر جامعه ایرانی با پذیرش این شکست، و طرح مساله شکست، بتواند شکست را تبدیل به نقطه آغازین چرخه یادگیری کند، آنگاه شاید این شکست تبدیل به یکی از بزرگترین داراییهای جمعی ایرانیان شود.
جامعه ایرانی ابتدا باید این شکست را تبدیل به «طرح مساله» کند و از وجوه متعدد یاد بگیرد. چشمانداز درست منطقهای که ج.ا. از درک آن عاجز بود، چنین میتوانست باشد:
«منطقه (از اعراب خلیج فارس تا لبنان و سوریه) زمانی میتوانند منجر به تقویت قدرت ایران شوند، که به جای سرداران نظامی ایران در آن کشورهای جنگی، انبوهی از بازرگانان، هنرمندان و نوآوران در صلح و به صورت مشارکتی، مشغول خلق ارزش در زنجیره ارزش جهانی باشند.»
رهبران ایران تنها سیاستگذاری اشتباه نکردند بلکه آنان جهان را به اشتباه میفهمند، چرا که هنوز یاد نگرفتهاند که:
⏺️بدون مشروعیت و مشارکت داخلی، دستیابی به قدرت خارجی یک رویا است!
⏺️در دنیای امروز، نظامیگری و قدرت نظامی تنها یکی از وجوه متعدد قدرت است. قدرتی که تنها متکی به اسلحه باشد، و بازیگرانش نظامیها باشند، از پیش شکستخورده است.
⏺️دنیای امروز دنیای همکاریهاست، نه زیرمیز زدنها و «مرگ بر» گفتنها
⏺️استقلال حاصل توازن میان تاثیرگذاری و تاثیرپذیری است.
⏺️سیاستهای ایدئولوژیک ضدواقعیت هستند و شکستخورده
⏺️سیاست درست برآمده از خرد جمعی است. نظامی که تحمل یک نقد علمی ندارد را باید از پیششکستخورده دانست.
جامعه ایرانی، میتواند این بزرگترین اشتباه رهبرانش را تبدیل به فهمی برای ساخت «ایران آینده» کند. به همین دلیل نیز باید در مورد این شکست حرف بزند، تحلیل کند و بیاموزد.
از ندیدن این شکست و اعتراف نکردناش، کسی پیروز نمیشود، بلکه تنها فرصت پیروزیهای بعدی را نیز از خود دریغ میکند.
⚛️وضعیت فعلی ایران چگونه است؟ و محکومیت به امید یعنی چه؟
🖋️امیر ناظمی
فرض کنید ما مسافران یک هواپیما هستیم. کاپیتان هواپیما ایمان دارد که باید هواپیما را بزند به برجهای دوقلو. او به بهشت باور دارد و نتیجه مادی برایش مهم نیست، بلکه وظیفهگرا و تکلیفگراست.
مسافران هواپیما اما ناراضیاند. اغلب آنان نگران سرنوشت خود هستند، اما برخی هم از سرمای داخل کابین ناراضیاند، برخی از طعم ناهار!
کاپیتان پشت بلندگو اعلام کرده است که مسافران، میتوانند از میان پرسنل پرواز یک نفر را برای انتقال مشکلات و نظرات خود به او انتخاب کنند.
در میان ۱۰۰ نفری که مسافر هواپیمایند (اعم از خدمه و پرسنل پرواز)، ۵۱ نفرشان در این انتخاب شرکت نکردهاند، آنها یا فکر کردهاند کاری از دست نمایندهشان برنمیآید، یا برخی از آنها فکر کردهاند که پرسنل پرواز خیلی هم فرقی با کاپیتان ندارند یا …
اما ۴۹ نفری که در انتخاب شرکت کردهاند، دو گروه شدهاند. گروه اول که حدود ۲۲ نفرند از کاپیتان میخواهند سریعتر هواپیما را به برج بزند، حتی برخیشان میگویند به هر ساختمانی که اول رسیدیم بزنیم. آنان بیتابان شهادتند.
گروه دوم یعنی ۲۷ نفر دیگر، یکی از پرسنل را انتخاب کردهاند تا برود به کاپیتان بگوید: داری اشتباه میکنی کاپیتان!
کاپیتان عجالتا سرعت را به سمت برجها کم کرده است، اما نه مسیر را تغییر داده و نه تمایلی به تغییر دارد.
اما حالا کروهی از آنها، مثلا ۱۳ نفرشان، شروع کردهاند به جشن گرفتن تغییر مسیر (در حالی تغییری مسیری در کار نیست) و وفاق (در حالی که حتی گروهی خدمه قبلی پرواز همچنان در انتهای هواپیما به صندلی بسته شدهاند، چه برسد به سایر مسافرین) و …
این وضعیت ایران امروز است.
در این تصویر، هواپیما همچنان در همان جهت به سمت یک خودویرانگری در حال پرواز است،
برخی مشغول آماده شدن برای شهادتاند،
برخی شاد از دیرتر کشته شدن،
و برخی دیگر (آن ۵۱ نفری که از این بازی دلسردند و آن را تهوعآمیز میدانند) چند گروه شدهاند:
گروهی از آنان مشغول مسخره کردن
گروهی به دنبال چتر نجات تکنفرهشان
گروهی در حال تخریب هواپیما که نشانه استیصال است
گروهی هرچند به نماینده دل نبستهاند، از کاهش سرعت اندکی خوشحالند، اما خوب هم میدانند که این کاهش سرعت منجر به تغییر مسیر تا کنون نشده است،
آنان به شما یادآوری میکنند که تصویر پرواز یادتان نرود!
آنان به شما یادآوری میکنند که همچنان سرنوشت این پرواز به سمت یک سقوط، قطعی است!
تمامی این گروهها امیدهای خاص خود را دارند، گروهی امید به تغییر مسیر کاپیتان، گروهی امید به شهادت که دیر با زود برایشان فرا میرسد، گروهی به امید هواپیمای جنگی خارجی که کاپیتان را به زور تغییر مسیر دهد، گروهی امیدوار به تغییر کاپیتان، حتی گروهی امیدوارند که یک موشک به آنان شلیک شود!
«محکوم به امید» بودن یعنی همینکه تمامی مسافران، هیچ کاری نمیتوانند بکنند، حتی امیدشان را نیز نمیتوانند کنار بگذارند،
همه آنان محکوم به امید هستند، فارغ از سرنوشتی که در انتظار آنان است،
امیدی که مثل خوره هر روز تکهتکههای وجودشان را میخورد.
https://t.me/sharenovate/545
🖋️امیر ناظمی
فرض کنید ما مسافران یک هواپیما هستیم. کاپیتان هواپیما ایمان دارد که باید هواپیما را بزند به برجهای دوقلو. او به بهشت باور دارد و نتیجه مادی برایش مهم نیست، بلکه وظیفهگرا و تکلیفگراست.
مسافران هواپیما اما ناراضیاند. اغلب آنان نگران سرنوشت خود هستند، اما برخی هم از سرمای داخل کابین ناراضیاند، برخی از طعم ناهار!
کاپیتان پشت بلندگو اعلام کرده است که مسافران، میتوانند از میان پرسنل پرواز یک نفر را برای انتقال مشکلات و نظرات خود به او انتخاب کنند.
در میان ۱۰۰ نفری که مسافر هواپیمایند (اعم از خدمه و پرسنل پرواز)، ۵۱ نفرشان در این انتخاب شرکت نکردهاند، آنها یا فکر کردهاند کاری از دست نمایندهشان برنمیآید، یا برخی از آنها فکر کردهاند که پرسنل پرواز خیلی هم فرقی با کاپیتان ندارند یا …
اما ۴۹ نفری که در انتخاب شرکت کردهاند، دو گروه شدهاند. گروه اول که حدود ۲۲ نفرند از کاپیتان میخواهند سریعتر هواپیما را به برج بزند، حتی برخیشان میگویند به هر ساختمانی که اول رسیدیم بزنیم. آنان بیتابان شهادتند.
گروه دوم یعنی ۲۷ نفر دیگر، یکی از پرسنل را انتخاب کردهاند تا برود به کاپیتان بگوید: داری اشتباه میکنی کاپیتان!
کاپیتان عجالتا سرعت را به سمت برجها کم کرده است، اما نه مسیر را تغییر داده و نه تمایلی به تغییر دارد.
اما حالا کروهی از آنها، مثلا ۱۳ نفرشان، شروع کردهاند به جشن گرفتن تغییر مسیر (در حالی تغییری مسیری در کار نیست) و وفاق (در حالی که حتی گروهی خدمه قبلی پرواز همچنان در انتهای هواپیما به صندلی بسته شدهاند، چه برسد به سایر مسافرین) و …
این وضعیت ایران امروز است.
در این تصویر، هواپیما همچنان در همان جهت به سمت یک خودویرانگری در حال پرواز است،
برخی مشغول آماده شدن برای شهادتاند،
برخی شاد از دیرتر کشته شدن،
و برخی دیگر (آن ۵۱ نفری که از این بازی دلسردند و آن را تهوعآمیز میدانند) چند گروه شدهاند:
گروهی از آنان مشغول مسخره کردن
گروهی به دنبال چتر نجات تکنفرهشان
گروهی در حال تخریب هواپیما که نشانه استیصال است
گروهی هرچند به نماینده دل نبستهاند، از کاهش سرعت اندکی خوشحالند، اما خوب هم میدانند که این کاهش سرعت منجر به تغییر مسیر تا کنون نشده است،
آنان به شما یادآوری میکنند که تصویر پرواز یادتان نرود!
آنان به شما یادآوری میکنند که همچنان سرنوشت این پرواز به سمت یک سقوط، قطعی است!
تمامی این گروهها امیدهای خاص خود را دارند، گروهی امید به تغییر مسیر کاپیتان، گروهی امید به شهادت که دیر با زود برایشان فرا میرسد، گروهی به امید هواپیمای جنگی خارجی که کاپیتان را به زور تغییر مسیر دهد، گروهی امیدوار به تغییر کاپیتان، حتی گروهی امیدوارند که یک موشک به آنان شلیک شود!
«محکوم به امید» بودن یعنی همینکه تمامی مسافران، هیچ کاری نمیتوانند بکنند، حتی امیدشان را نیز نمیتوانند کنار بگذارند،
همه آنان محکوم به امید هستند، فارغ از سرنوشتی که در انتظار آنان است،
امیدی که مثل خوره هر روز تکهتکههای وجودشان را میخورد.
https://t.me/sharenovate/545
Telegram
آینده مشترک
اینکه کسی همواره در سمت بازندهها باشد، و همواره روی هر کسی میخواند اشتباه باشد، عجیب نیست
وقتی دنیا را اشتباه بفهمی و چارچوببندی تحلیلات اشتباه باشد، با هر ورودی، به خروجی اشتباه میرسی!
اما عجیب آن است که چارچوب تحلیل را تغییر ندهی و ادامه دهی:…
وقتی دنیا را اشتباه بفهمی و چارچوببندی تحلیلات اشتباه باشد، با هر ورودی، به خروجی اشتباه میرسی!
اما عجیب آن است که چارچوب تحلیل را تغییر ندهی و ادامه دهی:…
Forwarded from پادکست جور دیگر
جور دیگر دیدن جهان اجتماعی
محمد فاضلی
یک سال از انتشار پادکست جور دیگر میگذرد و در این مدت پانزده قسمت از آن منتشر شده است. تلاش کردم در این درسگفتارهای «جامعهشناسی برای همه» در حد توان خودم آنچه را که بینش جامعهشناختی خوانده میشود به مخاطب منتقل کنم. بینش جامعهشناختی موضوع این پادکست است و تلاش میکنم جور دیگر دیدن جهان اجتماعی را ترویج کنم.
🔴 پادکست جور دیگر 🔴
⭕ اپیزود یک
بینش جامعهشناختی: آغاز مسیر
⭕ اپیزود دوم
جامعهشناسی: نه فقط برای دانستن
⭕ اپیزود سوم
جامعهشناسی: مفاهیم بنیادین (بخش اول)
⭕ اپیزود چهارم
جامعهشناسی: مفاهیم بنیادین (بخش دوم)
⭕ اپیزود پنجم
تحلیل جامعهشناختی اعتماد و سرمایه اجتماعی
⭕ اپیزود ششم
تحلیل جامعهشناختی قدرت و سیاست
⭕ اپیزود هفتم
تحلیل جامعهشناختی محیطزیست
⭕ اپیزود هشتم
تحلیل جامعهشناختی دموکراسی (بخش اول)
⭕ اپیزود نهم
تحلیل جامعهشناختی دموکراسی (بخش دوم)
⭕ اپیزود دهم
تحلیل جامعهشناختی توسعه (بخش اول)
⭕ اپیزود یازدهم
تحلیل جامعهشناختی توسعه (بخش دوم)
⭕ اپیزود دوازدهم
تحلیل جامعهشناختی سلامت (بخش اول)
⭕ اپیزود سیزدهم
تحلیل جامعهشناختی سلامت (بخش دوم)
⭕ اپیزود چهاردهم
جامعهشناسی سیاست عمومی (بخش اول)
⭕ اپیزود پانزدهم
جامعهشناسی سیاست عمومی (بخش دوم)
جور دیگر فعلا هر دو هفته یک بار منتشر میشود.
#پادکست_جور_دیگر #جور_دیگر
@joure_digar
محمد فاضلی
یک سال از انتشار پادکست جور دیگر میگذرد و در این مدت پانزده قسمت از آن منتشر شده است. تلاش کردم در این درسگفتارهای «جامعهشناسی برای همه» در حد توان خودم آنچه را که بینش جامعهشناختی خوانده میشود به مخاطب منتقل کنم. بینش جامعهشناختی موضوع این پادکست است و تلاش میکنم جور دیگر دیدن جهان اجتماعی را ترویج کنم.
🔴 پادکست جور دیگر 🔴
⭕ اپیزود یک
بینش جامعهشناختی: آغاز مسیر
⭕ اپیزود دوم
جامعهشناسی: نه فقط برای دانستن
⭕ اپیزود سوم
جامعهشناسی: مفاهیم بنیادین (بخش اول)
⭕ اپیزود چهارم
جامعهشناسی: مفاهیم بنیادین (بخش دوم)
⭕ اپیزود پنجم
تحلیل جامعهشناختی اعتماد و سرمایه اجتماعی
⭕ اپیزود ششم
تحلیل جامعهشناختی قدرت و سیاست
⭕ اپیزود هفتم
تحلیل جامعهشناختی محیطزیست
⭕ اپیزود هشتم
تحلیل جامعهشناختی دموکراسی (بخش اول)
⭕ اپیزود نهم
تحلیل جامعهشناختی دموکراسی (بخش دوم)
⭕ اپیزود دهم
تحلیل جامعهشناختی توسعه (بخش اول)
⭕ اپیزود یازدهم
تحلیل جامعهشناختی توسعه (بخش دوم)
⭕ اپیزود دوازدهم
تحلیل جامعهشناختی سلامت (بخش اول)
⭕ اپیزود سیزدهم
تحلیل جامعهشناختی سلامت (بخش دوم)
⭕ اپیزود چهاردهم
جامعهشناسی سیاست عمومی (بخش اول)
⭕ اپیزود پانزدهم
جامعهشناسی سیاست عمومی (بخش دوم)
جور دیگر فعلا هر دو هفته یک بار منتشر میشود.
#پادکست_جور_دیگر #جور_دیگر
@joure_digar
Castbox
Joure-digar | پادکست جور دیگر
پادکست جور دیگر، که در آن جامعهشناسی برای همه ارائه میشود، رسانهای برای عمومی کردن علم جامعهشناسی است.درسگفتارهای جامعهشناسی، یافتههای مقالات جام...
⚛️فناوری اصلی: مدیریت سازمانهای بزرگ
🖊امیر ناظمی
در اخرین روزهای سال میلادی ۲۰۲۴، خبر شکلگیری یک هولدینگ مشترک میان هوندا، میتسوبیشی و نیسان، صنعت خودرو را دچار تغییرات بزرگی کرد.
از سوی دیگر صنعت خودرو یکی از صنایع پیشگام پس از صنعتیشدن است. مفاهیم مختلفی مانند تولید انبوه از دل این صنعت شکل گرفته است و به همین دلیل هم تحولات آن همچنان جریانساز و مفهومساز است.
این ادغام و همکاری که قرار است تا سال ۲۰۲۶ اجرایی شود، به منظور افزایش توان رقابتی با رقبا بزرگی مانند تویوتا و فولکسواگن است. اما چند نکته:
1️⃣در سال ۱۹۹۹ یک اتحاد راهبری (Strategic Alliance) میان نیسان و رنو شکل گرفت. اتحاد مشترک بر خلاف مدلهای تملک و ادغام (M&A) متداول منجر به شیوه جدید در اتحادهای راهبردی شد. در این مدل یک شرکت مشترک برای مدیریت ایجاد شد و همزمان رنو صاحب سهام ۴۳٪ نیسان و به صورت وارون نیز نیسان مالک ۱۵٪ رنو شد. مدلی که بعدترها بسیار مورد پژوهش قرار گرفت.
2️⃣در سال ۲۰۱۷ میتسوبیشی هم به آن اتحاد راهبردی افزوده شد. این مدل نه مشابه با همکاری مشترک (Joint Venture) بود.
3️⃣کارلوس گون شخصیت مورد توجه صنعت خودرو، در سالهای اخیر، مشکلات بسیار سیاسی و مالی یافت که منجر به فرار او شد. سرنوشت تلخی برای یکی از مهمترین شخصیتهای صنعت خودرو که بیارتباط با ساختار اتحاد راهبردی دو شرکت نبود! (پیشتر در خصوص او نوشتهام)
4️⃣اما مهمترین بخش خبر نگاه به #توسعه است. از دریچه این خبر میتوان به دیدگاه #نورث در خصوص توسعه نگاه کرد، که بزرگترین نشانه توسعهیافتگی، وجود نهادهای بزرگ است. از این دیدگاه، جامعهای توسعهیافتهتر است که در آن اعضا جامعه میتوانند در قالب سازمانهای بزرگ با هم همکاری کنند.
یکی از نشانههای کشور توسعهیافته آن است که سازمانهای بیشتر و بزرگتری دارد. حدود ۷ سال پیش آمار ایران را با آمریکا و انگلیس مقایسه کردم، که در آن مشخص شد مثلا آمریکا در حدود ۲۲ برابر سرانه ایران سازمان دارد. این غیر از ابعاد این شرکتهاست که شکافی عمیق را نشان میدهد.
شکلگیری سازمانهای بزرگ بخشی از فرآیند توسعه است. هر چه یک جامعه توسعهیافتهتر و توانمندتر میشود، یعنی در آن جامعه ظرفیت همکاری و شکلدهی به سازمانهای بزرگ بیشتر وجود دارد.
اگر تعریف توسعه را «ظرفیت حل مساله به صورت جمعی» بدانیم، سازمان بزرگ یعنی یافتن ظرفیت کار جمعی بیشتر. روندی که در ایران امروز به سمت اتمیزه شدن است و به این ترتیب افراد قابلیت همکاری و اعتماد به هم را از دست میدهند و این به معنای آن است که جامعه توانمندیهای خود را دارد از دست میدهد!
⭕️نگاه استراتژیک
در حقیقت اصلیترین فناوری و توانمندی، چیزی نیست جز توان مدیریت سازمانهای بزرگ!
مهمترین فناوری شرکتهای بزرگ آن است که میتوانند سازمانهای بزرگی خلق کنند که این امر امکان کاهش هزینههای سربار، افزایش بهرهوری و همچنین (نسبت به بزرگیشان) چابکی را نیز برخوردار است.
بهاشتراک بگذارید تا آفریده شود
@ShareNovate
🖊امیر ناظمی
در اخرین روزهای سال میلادی ۲۰۲۴، خبر شکلگیری یک هولدینگ مشترک میان هوندا، میتسوبیشی و نیسان، صنعت خودرو را دچار تغییرات بزرگی کرد.
از سوی دیگر صنعت خودرو یکی از صنایع پیشگام پس از صنعتیشدن است. مفاهیم مختلفی مانند تولید انبوه از دل این صنعت شکل گرفته است و به همین دلیل هم تحولات آن همچنان جریانساز و مفهومساز است.
این ادغام و همکاری که قرار است تا سال ۲۰۲۶ اجرایی شود، به منظور افزایش توان رقابتی با رقبا بزرگی مانند تویوتا و فولکسواگن است. اما چند نکته:
1️⃣در سال ۱۹۹۹ یک اتحاد راهبری (Strategic Alliance) میان نیسان و رنو شکل گرفت. اتحاد مشترک بر خلاف مدلهای تملک و ادغام (M&A) متداول منجر به شیوه جدید در اتحادهای راهبردی شد. در این مدل یک شرکت مشترک برای مدیریت ایجاد شد و همزمان رنو صاحب سهام ۴۳٪ نیسان و به صورت وارون نیز نیسان مالک ۱۵٪ رنو شد. مدلی که بعدترها بسیار مورد پژوهش قرار گرفت.
2️⃣در سال ۲۰۱۷ میتسوبیشی هم به آن اتحاد راهبردی افزوده شد. این مدل نه مشابه با همکاری مشترک (Joint Venture) بود.
3️⃣کارلوس گون شخصیت مورد توجه صنعت خودرو، در سالهای اخیر، مشکلات بسیار سیاسی و مالی یافت که منجر به فرار او شد. سرنوشت تلخی برای یکی از مهمترین شخصیتهای صنعت خودرو که بیارتباط با ساختار اتحاد راهبردی دو شرکت نبود! (پیشتر در خصوص او نوشتهام)
4️⃣اما مهمترین بخش خبر نگاه به #توسعه است. از دریچه این خبر میتوان به دیدگاه #نورث در خصوص توسعه نگاه کرد، که بزرگترین نشانه توسعهیافتگی، وجود نهادهای بزرگ است. از این دیدگاه، جامعهای توسعهیافتهتر است که در آن اعضا جامعه میتوانند در قالب سازمانهای بزرگ با هم همکاری کنند.
یکی از نشانههای کشور توسعهیافته آن است که سازمانهای بیشتر و بزرگتری دارد. حدود ۷ سال پیش آمار ایران را با آمریکا و انگلیس مقایسه کردم، که در آن مشخص شد مثلا آمریکا در حدود ۲۲ برابر سرانه ایران سازمان دارد. این غیر از ابعاد این شرکتهاست که شکافی عمیق را نشان میدهد.
شکلگیری سازمانهای بزرگ بخشی از فرآیند توسعه است. هر چه یک جامعه توسعهیافتهتر و توانمندتر میشود، یعنی در آن جامعه ظرفیت همکاری و شکلدهی به سازمانهای بزرگ بیشتر وجود دارد.
اگر تعریف توسعه را «ظرفیت حل مساله به صورت جمعی» بدانیم، سازمان بزرگ یعنی یافتن ظرفیت کار جمعی بیشتر. روندی که در ایران امروز به سمت اتمیزه شدن است و به این ترتیب افراد قابلیت همکاری و اعتماد به هم را از دست میدهند و این به معنای آن است که جامعه توانمندیهای خود را دارد از دست میدهد!
⭕️نگاه استراتژیک
در حقیقت اصلیترین فناوری و توانمندی، چیزی نیست جز توان مدیریت سازمانهای بزرگ!
مهمترین فناوری شرکتهای بزرگ آن است که میتوانند سازمانهای بزرگی خلق کنند که این امر امکان کاهش هزینههای سربار، افزایش بهرهوری و همچنین (نسبت به بزرگیشان) چابکی را نیز برخوردار است.
بهاشتراک بگذارید تا آفریده شود
@ShareNovate
ویرگول
فناوری اصلی: مدیریت سازمانهای بزرگ - ویرگول
مهمترین فناوری شرکتهای بزرگ آن است که میتوانند سازمانهای بزرگی خلق کنند که قابل مدیریت است و تا حد زیادی (نسبت به بزرگیشان) چابک
⚛️شانس مجدد برای بازماندگان هوش مصنوعی
🖊امیر ناظمی
اهمیت تاثیر هوش مصنوعی AI بر سایر حوزههای فعالیت به نحوی است که میتوان گفت: آینده هوش مصنوعی، تعیینکننده آینده تمامی حوزههای صنعتی و فناوری است.
در حقیقت اینکه AI به کدام سمت برود، تعیینکننده آن است که صنایع مختلف در آینده به کدام سمت خواهند رفت. به همین دلیل است که سناریوهای آینده AI فراتر از آیندهی یک حوزهی صنعتی خاص است و میتوان آن را سرچشمه فهم آینده صنعتی جهان دانست.
آیندههای مختلف حاصل رسیدن به دوراههها یا چندراهههایی هستند، که هر کدام از راههای پیش رو، روایتی خاص از جهان آینده را ارائه میدهد.
⭕️عدمقطعیتهای کلیدی هوش مصنوعی
به این ترتیب برای فهم سناریوهای آینده چارهای نیست جز آنکه مهمترین دوراهههای پیش روی (یا عدمقطعیتها) را شناسایی کرد.
سناریوهای آینده چیزی نیستند جز عدمقطعیتهایی که راههای مختلفی را پیش روی ما قرار میدهد، و مهمترین عدمقطعیتهای AI عبارتند از:
1️⃣دوگانه۱: مزیت استراتژیک در AI را از یک سو میتوان دادههای مرتبط با کاربران و محتوا دانست. در این صورت حجم انبوه دادههایی که شرکتهایی مانند گوگل یا متا (فیسبوک، اینستاگرام و واتساپ) در اختیار دارند، آنان را برخوردار از مزیتی میکند که دیگر شرکتها به سختی بتوانند با آنان رقابت کنند.
از سوی دیگر میتوان توسعه فناوری را مزیت کلیدی شرکتهای فعال در AI دانست. به این ترتیب فناوران، خصوصا کسانی که الگوریتمها (LLM, NLM) را توسعه میدهند، اهمیت مییابند. شرکتی مانند OpenAI (توسعهدهنده ChatGPT)، بدون اتکاء به حجم داده انبوه، ولی با اتکاء به سختافزارهای محاسباتی، محصول خود را توسعه داد.
2️⃣دوگانه۲: این پرسش است که «آیا تحولات کلیدی AI، سختافزارانه خواهند بود یا نرمافزارانه. به عبارت دیگر بازیگر اصلی AI شرکتهایی مانند Nvidia هستند که زیرساختهای محاسباتی مانند GPUها را توسعه میدهند یا بازیگرانی که تحولات نرمافزارانه را رشد میدهند، مانند OpenAI
⭕️سناریوهای AI
بر اساس دو عدمقطعیت (تصویر زیر) ۴سناریوی توسعه AI را شناسایی کرد. (تشریح کاملتر در این پادکست):
1️⃣سناریو۱: در این سناریو مزیت اصلی در بخش نرمافزاری و فناوریهای مرتبط با توسعه AI است. در این سناریو، محدودیتهای فیزیکی زیرساختی و محاسباتی اهمیت بالایی ندارد. AI میتواند بر روی زیرساختهایی عمومیتر نیز کاربردی شود. در نتیجه شانس ظهور استارتآپهای فنی بالا میرود.
2️⃣سناریو۲: در این سناریو، تحولات کلیدی AI وابسته به حجم انبوه دادههای رفتاری کاربران و محتوا است. شرکتهای بزرگی که دادههای کلان کاربران و محتوا را در اختیار دارند، شانس اصلی توسعه AI هستند. در این وضعیت الگوریتمها به یک ثبات و محدودیت رشد رسیدهاند و عامل مزیتساز در AI دادههای کلان است , شرکتهایی مانند گوگل، متا و مایکروسافت، میتوانند رقبایشان را جا بگذارند.
3️⃣سناریو۳: در این سناریو استفاده از AI در ابزارهای تخصصی اهمیت مییابد. در این وضعیت توسعه AI حاصل توسعه ابزارهایی تخصصی است که در صنایع یا زندگی عمومی به کار میرود. شرکت روباتسازی مانند فیگور با اتکاء به AIروباتهایی حرفهای میسازد که جانشین کارگران خطوط تولید میشوند یا شرکتی مانند شیائومی (به اتکاء IoT)، استفاده از این فناوری را به زندگی عمومی میآورند. و بازیگران اصلی هستند.
4️⃣سناریو۴: در این سناریو محدودیت اصلی در سختافزارهای محاسباتی است. شرکتی مانند Nvidia، نمونهای از بازیگران این سناریو هستند. شرکتهای برنده AI انانی هستند که سرورها و GPUهایی برای محاسبات ارائه میدهند.
⭕️پدیده DeepSeek و آینده AI
اهمیت انتشار متنباز DeepSeek را در این سناریوها و تغییراتی که در آن ایجاد کرد، قابل مشاهده است. DeepSeek نمونهای قابل توجه در سناریو۱ است. شرکتی که مزیت اصلیاش نه سختافزاری است و نه داده و محتوا. شرکتی که به اتکاء توسعه الگوریتمها توان محاسباتی را افزایش داده است.
پدیده DeepSeek از یک سو از اهمیت سختافزار کاست (سقوط وحشتناک Nvidida). و از سوی دیگر شرکتهای بزرگ فناوری را به واسطه دادهباز بودن و قابلیت استفاده آن، به چالش کشاند.
در حقیقت DeepSeek به صورت غیرمستقیم AIهای مرتبط با بنگاههای بزرگ مانند Copilot مایکروسافت و MetaAI را به چالش کشانده است.
⭕️نتیجهگیری راهبردی
سناریوهای ۲ و ۴ زمین اصلی بازی شرکتهای بزرگ و کشورهای توسعهیافته است. و در سناریو۱ استارتآپها و کشورهای در حال توسعه شانس بیشتری دارند.
به این ترتیب و با انتشار متنباز DeepSeek احتمالا انبوهی از استارتآپهای تخصصی AI که کاربردهای تخصصی را توسعه میدهند، شکل خواهد گرفت. این فرصت برای کشورهای در حال توسعهای مانند ایران یک شانس مجدد برای بازگشت به قطار این فناوری است.
🖊امیر ناظمی
اهمیت تاثیر هوش مصنوعی AI بر سایر حوزههای فعالیت به نحوی است که میتوان گفت: آینده هوش مصنوعی، تعیینکننده آینده تمامی حوزههای صنعتی و فناوری است.
در حقیقت اینکه AI به کدام سمت برود، تعیینکننده آن است که صنایع مختلف در آینده به کدام سمت خواهند رفت. به همین دلیل است که سناریوهای آینده AI فراتر از آیندهی یک حوزهی صنعتی خاص است و میتوان آن را سرچشمه فهم آینده صنعتی جهان دانست.
آیندههای مختلف حاصل رسیدن به دوراههها یا چندراهههایی هستند، که هر کدام از راههای پیش رو، روایتی خاص از جهان آینده را ارائه میدهد.
⭕️عدمقطعیتهای کلیدی هوش مصنوعی
به این ترتیب برای فهم سناریوهای آینده چارهای نیست جز آنکه مهمترین دوراهههای پیش روی (یا عدمقطعیتها) را شناسایی کرد.
سناریوهای آینده چیزی نیستند جز عدمقطعیتهایی که راههای مختلفی را پیش روی ما قرار میدهد، و مهمترین عدمقطعیتهای AI عبارتند از:
1️⃣دوگانه۱: مزیت استراتژیک در AI را از یک سو میتوان دادههای مرتبط با کاربران و محتوا دانست. در این صورت حجم انبوه دادههایی که شرکتهایی مانند گوگل یا متا (فیسبوک، اینستاگرام و واتساپ) در اختیار دارند، آنان را برخوردار از مزیتی میکند که دیگر شرکتها به سختی بتوانند با آنان رقابت کنند.
از سوی دیگر میتوان توسعه فناوری را مزیت کلیدی شرکتهای فعال در AI دانست. به این ترتیب فناوران، خصوصا کسانی که الگوریتمها (LLM, NLM) را توسعه میدهند، اهمیت مییابند. شرکتی مانند OpenAI (توسعهدهنده ChatGPT)، بدون اتکاء به حجم داده انبوه، ولی با اتکاء به سختافزارهای محاسباتی، محصول خود را توسعه داد.
2️⃣دوگانه۲: این پرسش است که «آیا تحولات کلیدی AI، سختافزارانه خواهند بود یا نرمافزارانه. به عبارت دیگر بازیگر اصلی AI شرکتهایی مانند Nvidia هستند که زیرساختهای محاسباتی مانند GPUها را توسعه میدهند یا بازیگرانی که تحولات نرمافزارانه را رشد میدهند، مانند OpenAI
⭕️سناریوهای AI
بر اساس دو عدمقطعیت (تصویر زیر) ۴سناریوی توسعه AI را شناسایی کرد. (تشریح کاملتر در این پادکست):
1️⃣سناریو۱: در این سناریو مزیت اصلی در بخش نرمافزاری و فناوریهای مرتبط با توسعه AI است. در این سناریو، محدودیتهای فیزیکی زیرساختی و محاسباتی اهمیت بالایی ندارد. AI میتواند بر روی زیرساختهایی عمومیتر نیز کاربردی شود. در نتیجه شانس ظهور استارتآپهای فنی بالا میرود.
2️⃣سناریو۲: در این سناریو، تحولات کلیدی AI وابسته به حجم انبوه دادههای رفتاری کاربران و محتوا است. شرکتهای بزرگی که دادههای کلان کاربران و محتوا را در اختیار دارند، شانس اصلی توسعه AI هستند. در این وضعیت الگوریتمها به یک ثبات و محدودیت رشد رسیدهاند و عامل مزیتساز در AI دادههای کلان است , شرکتهایی مانند گوگل، متا و مایکروسافت، میتوانند رقبایشان را جا بگذارند.
3️⃣سناریو۳: در این سناریو استفاده از AI در ابزارهای تخصصی اهمیت مییابد. در این وضعیت توسعه AI حاصل توسعه ابزارهایی تخصصی است که در صنایع یا زندگی عمومی به کار میرود. شرکت روباتسازی مانند فیگور با اتکاء به AIروباتهایی حرفهای میسازد که جانشین کارگران خطوط تولید میشوند یا شرکتی مانند شیائومی (به اتکاء IoT)، استفاده از این فناوری را به زندگی عمومی میآورند. و بازیگران اصلی هستند.
4️⃣سناریو۴: در این سناریو محدودیت اصلی در سختافزارهای محاسباتی است. شرکتی مانند Nvidia، نمونهای از بازیگران این سناریو هستند. شرکتهای برنده AI انانی هستند که سرورها و GPUهایی برای محاسبات ارائه میدهند.
⭕️پدیده DeepSeek و آینده AI
اهمیت انتشار متنباز DeepSeek را در این سناریوها و تغییراتی که در آن ایجاد کرد، قابل مشاهده است. DeepSeek نمونهای قابل توجه در سناریو۱ است. شرکتی که مزیت اصلیاش نه سختافزاری است و نه داده و محتوا. شرکتی که به اتکاء توسعه الگوریتمها توان محاسباتی را افزایش داده است.
پدیده DeepSeek از یک سو از اهمیت سختافزار کاست (سقوط وحشتناک Nvidida). و از سوی دیگر شرکتهای بزرگ فناوری را به واسطه دادهباز بودن و قابلیت استفاده آن، به چالش کشاند.
در حقیقت DeepSeek به صورت غیرمستقیم AIهای مرتبط با بنگاههای بزرگ مانند Copilot مایکروسافت و MetaAI را به چالش کشانده است.
⭕️نتیجهگیری راهبردی
سناریوهای ۲ و ۴ زمین اصلی بازی شرکتهای بزرگ و کشورهای توسعهیافته است. و در سناریو۱ استارتآپها و کشورهای در حال توسعه شانس بیشتری دارند.
به این ترتیب و با انتشار متنباز DeepSeek احتمالا انبوهی از استارتآپهای تخصصی AI که کاربردهای تخصصی را توسعه میدهند، شکل خواهد گرفت. این فرصت برای کشورهای در حال توسعهای مانند ایران یک شانس مجدد برای بازگشت به قطار این فناوری است.
ویرگول
شانس مجدد برای بازماندگان هوش مصنوعی - ویرگول
انتشار DeepSeek در روز گذشته دارای اهمیتی فراتر از معرفی یک فناوری است. در این یادداشت این مساله تشریح شده است.
Forwarded from دغدغه ایران
صفحه #محمد_فاضلی در #یوتیوب از امشب (۱۸ بهمن ۱۴۰۳) آغاز به کار میکند. طیفی از محتواها عمدتا شامل گفتوگوها، پادکست، تحلیلها درباره مسائل ایران و معرفی کتاب را در این صفحه منتشر خواهم کرد. این صفحه از طریق لینک زیر در دسترس است.
https://youtu.be/OmIYMRs3BDE
@fazeli_mohammad
https://youtu.be/OmIYMRs3BDE
@fazeli_mohammad
Forwarded from پادکست دغدغه ایران - کانال رسمی
دیماه ۱۳۹۹ که #پادکست_دغدغه_ایران را شروع کردیم، با بررسی ژانر #خلقیات_ایرانیان آغاز شد. امشب، اولین قسمت #ویدیوکست_دغدغه_ایران هم با نسخه تصویری تحلیل ژانر خلقیات ایرانیان منتشر شد.
https://youtu.be/D3Bcv713KR0
@dirancast_official
https://youtu.be/D3Bcv713KR0
@dirancast_official
Forwarded from باشگاه روزنامهنگاران ایران
.
پادکسترها و اینفلوئنسرها در کاخ سفید مشغول کار میشوند
شهرام شریف
۱- وزارت خارجه آمریکا قصد دارد پای ژورنالیستهای غیر جریان اصلی را به این وزارتخانه باز کند. احتمالا این شامل پادکسترها و اینفلوئنسرهای خبری فعال در شبکههای اجتماعی میشود. این اتفاق پیشبینی میشد به خصوص اگر به رابطه ترامپ با رسانههای سنتی نگاهی بیندازیم.
۲- اگر به تغییرات الگوهای مصرف اخبار در میان نسلهای جوانتر نگاه کنیم این اقدام معنای بیشتری پیدا میکند. نظرسنجی Pew Research Center از مخاطبان رسانهها نشان میدهد که ۶۳ درصد بزرگسالان آمریکایی بین ۱۸ تا ۴۹ از «اینفلوئنسرهای خبری» به عنوان رسانه قابل اعتماد استفاده میکنند.
۳- ترامپ در انتخابات از پادکستها و رسانههای جدید بیشترین بهره را برد. کمپین او میدانست که مخاطبان جوانتر و افراد ناراضی از رسانههای جریان اصلی به سمت یوتیوب، پادکست و شبکههای اجتماعی رفتهاند. / مصاحبه روگان با ترامپ تا امروز ۵۶ میلیون بار در یوتیوب دیده شده .
۴- در شب انتخابات پوشش زنده شبکههای تلویزیونی مانند سیانان و فاکسنیوز با ۲۵ درصد کاهش مخاطب مواجه شد و در مقابل پخشهای زنده برنامههای یوتیوب و پادکستها با افزایش قابل توجه مواجه شدند.
۵- برگردیم به حضور ژورنالیستهای رسانههای سنتی در برنامههای خبری رسمی آمریکا و مهمترین آنها کنفرانسهای خبری کاخ سفید است که احتمالا بعد از کنفرانسهای وزارت خارجه دستخوش تغییراتی به نفع اینفلوئنسرهای خبری خواهد شد
۶- صندلیهای اتاق مطبوعاتی کاخ سفید توسط انجمن خبرنگاران کاخ سفید (WHCA)کنترل میشود و کارکنان ریاست جمهوری نقشی در آن ندارند. این انجمن تعیین میکند که کدام خبرنگاران در ردیفهای اول، دوم و سوم بنشینند و اساسا چه رسانههایی حق داشتن صندلی دارند.
۷- خبرنگارانی که صندلی اختصاصی ندارند باید زودتر وارد جلسه شوند و سرپا بایستند و اگر خوش شانس باشند شاید بتوانند سوال بپرسند. اگر رسانه جدیدی بخواهد در این اتاق صندلی بگیرد باید فرآیندی طولانی را طی کند که ممکن است چندسال طول بکشد.
۸- بر اساس این سیستم رسانههای سنتی و جریان اصلی مثل سی انان، فاکسنیوز و AP در ردیف اول مینشینند و به طور سنتی خبرنگار APنخستین پرسش را مطرح میکند و خبرنگار این رسانه میتواند تعیین کند که جلسه کی به پایان برسد. با گفتن:«متشکرم، همین کافی است»
۹- حالا تعجبی ندارد تیم جدید دولت ترامپ بخواهد این سیستم را که از سال ۱۹۰۲ از زمان ریاست جمهوری تئودور روزولت آغاز شده را به هم بزند و به اینفلوئنسرهای خبری در کنفرانسهای خبری صندلی بدهد. کما اینکه در جریان رویداد تحلیف ترامپ هم چنین اتفاقی افتاد.
@JournalistsClub1
پادکسترها و اینفلوئنسرها در کاخ سفید مشغول کار میشوند
شهرام شریف
۱- وزارت خارجه آمریکا قصد دارد پای ژورنالیستهای غیر جریان اصلی را به این وزارتخانه باز کند. احتمالا این شامل پادکسترها و اینفلوئنسرهای خبری فعال در شبکههای اجتماعی میشود. این اتفاق پیشبینی میشد به خصوص اگر به رابطه ترامپ با رسانههای سنتی نگاهی بیندازیم.
۲- اگر به تغییرات الگوهای مصرف اخبار در میان نسلهای جوانتر نگاه کنیم این اقدام معنای بیشتری پیدا میکند. نظرسنجی Pew Research Center از مخاطبان رسانهها نشان میدهد که ۶۳ درصد بزرگسالان آمریکایی بین ۱۸ تا ۴۹ از «اینفلوئنسرهای خبری» به عنوان رسانه قابل اعتماد استفاده میکنند.
۳- ترامپ در انتخابات از پادکستها و رسانههای جدید بیشترین بهره را برد. کمپین او میدانست که مخاطبان جوانتر و افراد ناراضی از رسانههای جریان اصلی به سمت یوتیوب، پادکست و شبکههای اجتماعی رفتهاند. / مصاحبه روگان با ترامپ تا امروز ۵۶ میلیون بار در یوتیوب دیده شده .
۴- در شب انتخابات پوشش زنده شبکههای تلویزیونی مانند سیانان و فاکسنیوز با ۲۵ درصد کاهش مخاطب مواجه شد و در مقابل پخشهای زنده برنامههای یوتیوب و پادکستها با افزایش قابل توجه مواجه شدند.
۵- برگردیم به حضور ژورنالیستهای رسانههای سنتی در برنامههای خبری رسمی آمریکا و مهمترین آنها کنفرانسهای خبری کاخ سفید است که احتمالا بعد از کنفرانسهای وزارت خارجه دستخوش تغییراتی به نفع اینفلوئنسرهای خبری خواهد شد
۶- صندلیهای اتاق مطبوعاتی کاخ سفید توسط انجمن خبرنگاران کاخ سفید (WHCA)کنترل میشود و کارکنان ریاست جمهوری نقشی در آن ندارند. این انجمن تعیین میکند که کدام خبرنگاران در ردیفهای اول، دوم و سوم بنشینند و اساسا چه رسانههایی حق داشتن صندلی دارند.
۷- خبرنگارانی که صندلی اختصاصی ندارند باید زودتر وارد جلسه شوند و سرپا بایستند و اگر خوش شانس باشند شاید بتوانند سوال بپرسند. اگر رسانه جدیدی بخواهد در این اتاق صندلی بگیرد باید فرآیندی طولانی را طی کند که ممکن است چندسال طول بکشد.
۸- بر اساس این سیستم رسانههای سنتی و جریان اصلی مثل سی انان، فاکسنیوز و AP در ردیف اول مینشینند و به طور سنتی خبرنگار APنخستین پرسش را مطرح میکند و خبرنگار این رسانه میتواند تعیین کند که جلسه کی به پایان برسد. با گفتن:«متشکرم، همین کافی است»
۹- حالا تعجبی ندارد تیم جدید دولت ترامپ بخواهد این سیستم را که از سال ۱۹۰۲ از زمان ریاست جمهوری تئودور روزولت آغاز شده را به هم بزند و به اینفلوئنسرهای خبری در کنفرانسهای خبری صندلی بدهد. کما اینکه در جریان رویداد تحلیف ترامپ هم چنین اتفاقی افتاد.
@JournalistsClub1
Forwarded from مجله فنزی
🖋انواع مصنوعی بودن یک هوش
🧠 هر محصول جدید، یک قدم تا زندگی، یک قدم تا مرگ!
🔸امیر ناظمی، پژوهشگر در یاداشتی برای «روزنامه شرق» در مورد توسعه هوش مصنوعی توسط شرکتهای بزرگ فناوری نوشته و اینکه اتفاقها در این حوزه برای مردم مانند یک فیلم هیجان انگیز است، اما این توسعه برای فعالان حوزه فناوری و اقتصاد دیجیتال مانند یک شطرنج زمانی برقاسا (بلیتس) شده است.
🔸او در ادامه این یاداشت به معرفی هوش مصنوعی Grok که توسط ایکس توسعه داده شده و Helix که توسط شرکت Figure AI معرفی شده پرداخته و اینکه این دو هوش مصنوعی چند هفته بعد از تمام سر و صداهای هوش مصنوعی DeepSeek پا به صحنه گذاشتهاند.
🔸او در بخش پایانی این یاداشت هم به چالشهای توسعه هوش مصنوعی برای استارتاپهای ایرانی پرداخته است. او ضمن برشمردن این چالشها معتقد است که فعالان اکوسیستم استارتاپی کشور باید سناریوهای آینده در زمینه توسعه هوش مصنوعی را جدیتر بگیرند.
🔸ناظمی در این زمینه نوشته است:
🔗 نسخه کامل این یاداشت را از لینک زیر بخوانید:
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-974612
🆔@FanzyMag
🔸امیر ناظمی، پژوهشگر در یاداشتی برای «روزنامه شرق» در مورد توسعه هوش مصنوعی توسط شرکتهای بزرگ فناوری نوشته و اینکه اتفاقها در این حوزه برای مردم مانند یک فیلم هیجان انگیز است، اما این توسعه برای فعالان حوزه فناوری و اقتصاد دیجیتال مانند یک شطرنج زمانی برقاسا (بلیتس) شده است.
🔸او در ادامه این یاداشت به معرفی هوش مصنوعی Grok که توسط ایکس توسعه داده شده و Helix که توسط شرکت Figure AI معرفی شده پرداخته و اینکه این دو هوش مصنوعی چند هفته بعد از تمام سر و صداهای هوش مصنوعی DeepSeek پا به صحنه گذاشتهاند.
🔸او در بخش پایانی این یاداشت هم به چالشهای توسعه هوش مصنوعی برای استارتاپهای ایرانی پرداخته است. او ضمن برشمردن این چالشها معتقد است که فعالان اکوسیستم استارتاپی کشور باید سناریوهای آینده در زمینه توسعه هوش مصنوعی را جدیتر بگیرند.
🔸ناظمی در این زمینه نوشته است:
«اینکه استراتژی اغلب فعالان یک اکوسیستم دچار یک اشتباه استراتژیک باشد، نشاندهنده ریشههای عمیقتری از یک جهتگیری اشتباه در یک جامعه است. چیزی که من آن را جداافتادگی از جهان، به واسطه تحریمها و فیلترینگها میدانم. اما درد اصلی آن است که با ظهور هر محصول، شانس موفقیت استارتاپهای ایرانی کاهش مییابد، هرچند خودشان ذوقزده این محصولات جدید باشند.»
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-974612
🆔@FanzyMag
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
☸️بدیهیاتی که ندانستناش شما را از پیش بازنده میکند!
🖊امیر ناظمی
⭕️الگوی آنان که موفق شدند!
اعضاء شورای امنیت ملی آمریکا در یک دوگانه تصمیمگیری قرار گرفته بودند. نظامیان، از جمله وزیر دفاع، مخالف آن بودند که حقیقت با مردم آشکار گفته شود. آنان میترسیدند که حقیقتگویی منجر به دلهره و ترس در دل مردم شود.
اما در سوی دیگر، وزیر خارجه قرار داشت. آنان طرفدار شفافیت با مردم بودند. آنان استدلال میکردند که دشمن هرچند قوی باشد، اما داشتن اعتماد مردم مهمترین دارایی کشورهاست. آنان مخفیکاری و تصمیمگیری پشت درهای بسته را هرچند به صورت موقت کارآمد میدانستند، اما میدانستند که در بلندمدت پیامدهای بسیار ناگواری خواهد داشت، یعنی از دست دادن #اعتماد_عمومی!
به این ترتیب بود که در سپتامبر ۱۹۴۹، زمانی که آمریکاییها فکر نمیکردند که روسها توانسته باشند به بمب اتمی دست یافته باشند، شواهدی به دست آمده بود که نشان میداد حالا روسها تبدیل به دومین قدرت اتمی شدهاند.
هیچکس آن قارچ اتمی را ندیده بود، هیچ جاسوسی نیز خبری از موفقیت روسها نداده بود، اما یکی از B29های نیروی هوایی آثار پرتوزایی از آسمان ژاپن جمعآوری کرده بود، که نشان از آزمایش و موفقیت روسها داشت. اوپنهایمر به واشنگتن دعوت شد، و او صحت آزمایشها را تایید کرد.
دو دیدگاه وجود داشت:
۱-جانسون وزیر دفاع وقت به دلیل ترس و احتمالا اضطراب مردم طرفدار مخفی نگه داشتن این نتایج بود.
۲-در طرف دیگر آچسون وزیر خارجه، باور داشت که علیرغم همه این ترسها، آن چیزی را که دولت نباید از دست دهد، اعتماد عمومی میدانست. او میگفت مردم ما باید هر خبری را از ما بشنوند و از دشمن ما! آنها خوب میدانستند که موفقیت تنها و تنها در گرو داشتن اعتماد عمومی است و نه هیچ چیز دیگری.
به این ترتیب رییسجمهور ترومن، در ۲۳ سپتامبر و پیش از آنکه خود روسها اعلام کنند که به بمب اتمی دست یافتهاند، سخنرانی کرد:
«من اعتقاد دارم که مردم آمریکا، در هماهنگی کامل با شورای امنیت ملی، باید از تمام تحولات هستهای آگاه باشند».
دو روز بعد از سخنرانی ترومن بود که روسها اعلام کردند که بمب اتمی دارند. اما دیگر این خبر برای مردم نه شگفتی بود و نه غیرقابل انتظار.
⭕️ما اما درس نمیآموزیم!
اما هنوز پس از ۷۵سال از این تجربه تاریخی، کسانی که نه تاریخ خواندهاند و نه سیاست، بدیهیترین اصول را نه میدانند، نه علاقهای به دانستناش دارند. هنوز در خیال خود در گوشهی حجرهی خود، میخواهند حکومتداری را به شیوه توضیحالمسائل حل کنند!
هنوز نمیدانند که آن حکومتی که به جنگ مردم خود میرود، در همه چیز از پیش باخته است! حالا ترامپ است که اخبار را به گوش مردم ایران میرساند.
ترومن سالها بعد (۱۹۵۶) در کتاب خاطراتش با نام «سالهای تلاش و امید» نوشت:
«من متقاعد نشده بودم که روسها بمب اتمی دارند. من متقاعد نشده بودم روسها به دانش و فناوری پیچیده ساخت بمب اتم دست یافته باشند».
او علیرغم اینکه حتی به این اخبار باور نداشت، اما خوب میدانست که ضرر عدم انتشار چنین خبری به مراتب پیامدهای بدتری برای آمریکا خواهد داشت. پس ترجیح داد حتی علیرغم تردیدهایش، او مرجع خبر بماند، و اعتماد را از دست ندهد. مشاوران او به او یادآور شده بودند که همه آن بمبهای اتمی که در زرادخانههای آمریکا هستند، و همه آن تسلیحات، بدون اعتماد مردم تنها بلای جان کشور خواهد بود.
تاریخ برای آن است که امروز و فردا را قربانی توهمات نکنیم، اما شاید گاهی نیز نشانه آن است که تا چه حد سیاستمداران یک کشور، دور از دانش اولیه و بدیهیات سیاستگذاری و رهبری هستند.
بهاشتراک بگذارید تا آفریده شود
@ShareNovate
🖊امیر ناظمی
⭕️الگوی آنان که موفق شدند!
اعضاء شورای امنیت ملی آمریکا در یک دوگانه تصمیمگیری قرار گرفته بودند. نظامیان، از جمله وزیر دفاع، مخالف آن بودند که حقیقت با مردم آشکار گفته شود. آنان میترسیدند که حقیقتگویی منجر به دلهره و ترس در دل مردم شود.
اما در سوی دیگر، وزیر خارجه قرار داشت. آنان طرفدار شفافیت با مردم بودند. آنان استدلال میکردند که دشمن هرچند قوی باشد، اما داشتن اعتماد مردم مهمترین دارایی کشورهاست. آنان مخفیکاری و تصمیمگیری پشت درهای بسته را هرچند به صورت موقت کارآمد میدانستند، اما میدانستند که در بلندمدت پیامدهای بسیار ناگواری خواهد داشت، یعنی از دست دادن #اعتماد_عمومی!
به این ترتیب بود که در سپتامبر ۱۹۴۹، زمانی که آمریکاییها فکر نمیکردند که روسها توانسته باشند به بمب اتمی دست یافته باشند، شواهدی به دست آمده بود که نشان میداد حالا روسها تبدیل به دومین قدرت اتمی شدهاند.
هیچکس آن قارچ اتمی را ندیده بود، هیچ جاسوسی نیز خبری از موفقیت روسها نداده بود، اما یکی از B29های نیروی هوایی آثار پرتوزایی از آسمان ژاپن جمعآوری کرده بود، که نشان از آزمایش و موفقیت روسها داشت. اوپنهایمر به واشنگتن دعوت شد، و او صحت آزمایشها را تایید کرد.
دو دیدگاه وجود داشت:
۱-جانسون وزیر دفاع وقت به دلیل ترس و احتمالا اضطراب مردم طرفدار مخفی نگه داشتن این نتایج بود.
۲-در طرف دیگر آچسون وزیر خارجه، باور داشت که علیرغم همه این ترسها، آن چیزی را که دولت نباید از دست دهد، اعتماد عمومی میدانست. او میگفت مردم ما باید هر خبری را از ما بشنوند و از دشمن ما! آنها خوب میدانستند که موفقیت تنها و تنها در گرو داشتن اعتماد عمومی است و نه هیچ چیز دیگری.
به این ترتیب رییسجمهور ترومن، در ۲۳ سپتامبر و پیش از آنکه خود روسها اعلام کنند که به بمب اتمی دست یافتهاند، سخنرانی کرد:
«من اعتقاد دارم که مردم آمریکا، در هماهنگی کامل با شورای امنیت ملی، باید از تمام تحولات هستهای آگاه باشند».
دو روز بعد از سخنرانی ترومن بود که روسها اعلام کردند که بمب اتمی دارند. اما دیگر این خبر برای مردم نه شگفتی بود و نه غیرقابل انتظار.
⭕️ما اما درس نمیآموزیم!
اما هنوز پس از ۷۵سال از این تجربه تاریخی، کسانی که نه تاریخ خواندهاند و نه سیاست، بدیهیترین اصول را نه میدانند، نه علاقهای به دانستناش دارند. هنوز در خیال خود در گوشهی حجرهی خود، میخواهند حکومتداری را به شیوه توضیحالمسائل حل کنند!
هنوز نمیدانند که آن حکومتی که به جنگ مردم خود میرود، در همه چیز از پیش باخته است! حالا ترامپ است که اخبار را به گوش مردم ایران میرساند.
ترومن سالها بعد (۱۹۵۶) در کتاب خاطراتش با نام «سالهای تلاش و امید» نوشت:
«من متقاعد نشده بودم که روسها بمب اتمی دارند. من متقاعد نشده بودم روسها به دانش و فناوری پیچیده ساخت بمب اتم دست یافته باشند».
او علیرغم اینکه حتی به این اخبار باور نداشت، اما خوب میدانست که ضرر عدم انتشار چنین خبری به مراتب پیامدهای بدتری برای آمریکا خواهد داشت. پس ترجیح داد حتی علیرغم تردیدهایش، او مرجع خبر بماند، و اعتماد را از دست ندهد. مشاوران او به او یادآور شده بودند که همه آن بمبهای اتمی که در زرادخانههای آمریکا هستند، و همه آن تسلیحات، بدون اعتماد مردم تنها بلای جان کشور خواهد بود.
تاریخ برای آن است که امروز و فردا را قربانی توهمات نکنیم، اما شاید گاهی نیز نشانه آن است که تا چه حد سیاستمداران یک کشور، دور از دانش اولیه و بدیهیات سیاستگذاری و رهبری هستند.
بهاشتراک بگذارید تا آفریده شود
@ShareNovate