Telegram
Shahram Sepehri Rad in Shahram 🎓🧠💳
اگر به یک کُودَن، انگیزه بدهیم آنگاه یک کودنِ با انگیزه داریم. «جیم ران»
🪶 بیشتر این کتابهای انگیزشی یک کارخانه آدم کُشی هستند
مثل قرص سیانور میمانند
مثل رفیق ناباب
پدری خانه و زندگیش را فروخت تا گَند کاری فرزند را جمع و جور کند❗️
دوستی دارم که درباره کاری که راه اندازی کرده بود دیدگاه من را خواست!
⚪️ بهش گفتم برای این کار هم به برنامه دقیق تر و هم به سرمایه خیلی بیشتری نیاز داری
⚫️ گفت : هر چی میتوانستم همین است از وام و پس انداز و قرض و سرمایه پذیری و ...
⚪️ گفتم نباید با این اندازه از کمبود سرمایه دست به کار می شدی، الانم تا دیر نشده و بدهی بیشتری بالا نیاوردی دست بکش و دنبال راهکار دیگه ای باش. این خطای کنکورد است این آفتابه خرج لحیم کردن است.
⚫️ چهرش بر افروخته شد و گفت میگی که چی؟، همه را ول کنم بشینم خانه تا "آبروم" بره
"طوماری" از «کتابهای انگیزشی» فهرست کرد که فلانی چه گفته و فلانی از تو پارکینگ و راهرو کارش را آغاز کرده و ...
پس از آن روز دیگر ندیدمش اما بدبختانه خبر آمد که کارش از "خود دانا پنداری" و "انگیزه پوشالی" به خواهش و التماس از بستانکارانش برای خریدن زمان بیشتر برای چک و قرض و وام کشیده و ""پدرش خانه و ماشینش را فروخته و تَن به کرایه نشینی داده تا بخشی از گندکاری آقازاده را جم و جور کند""
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود / ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
همین بیت حافظ میگوید که چرا من کارآفرین نیستم!
کارآفرین نیستم، ولی ور دست و کمک کار کارآفرینهای زیادی بودم، کارآفرینها را خوب میشناسم. پس به هم نسلی های ارجمند خودم که حس کارآفرینی در تو گل انداخته :
۱) "ریسک" مال بازار است ولی "قمار" جایش توی دیسکو و کازینو و کاباره
۲) اگه میخواهی قمار کنی تنها و تنها شرط را روی زندگی خودت قمار کن نه دیگران
۳) کتابهای انگیزشی بمانند برای بعد از پوزیشنینگ و جاگیری در بازار
۴) تجربه های کاری نسل پیش به درد ما نمیخورد چون زمانه فرق کرده چه برسد به کتاب انگیزشی از دل یینگه دنیایی که همه چیزش با ما فرق دارد
۵) زمانی میشد بارها زمین خورد و دوباره پا شد ولی امروز زمین که خوردی درد ندارد، حس مرگ دارد
۶) کار آفرینی خط اُتو، عطر، کراوات و پُز و اَدا نیست، رفتار و مَنش کارآفرینی میخواهد.
۷) کارآفرینی به برنامه ریزی دقیق، سرمایه به اندازه کافی، تیم، اعصاب آهنی، شکیبایی و توان مدیریت نیاز دارد.
۸) غرور، تعصب و ترس از آبرو مال حاجی بازاری ها است، کارآفرین باید اندیشه شناور داشته باشد تا بتواند به زمانش راه و روشش را تغییر بدهد.
۹) کارآفرین باید بتواند مثل آدم شکست بخورد و پای کارش باستید نه مثل بُز دلها یهو جا بزند و شرکتش را رها کند و کارمندانش را آواره و سرگردان
۱۰) وام و قرض مال بعد از جا افتادن شرکت و برای گسترش کار است، نه آغاز کار (هنجار کارآفرین: وام نان نمیشود)
🎓 Market Science | 💬 Group | 📚 Library
مثل قرص سیانور میمانند
مثل رفیق ناباب
پدری خانه و زندگیش را فروخت تا گَند کاری فرزند را جمع و جور کند❗️
دوستی دارم که درباره کاری که راه اندازی کرده بود دیدگاه من را خواست!
⚪️ بهش گفتم برای این کار هم به برنامه دقیق تر و هم به سرمایه خیلی بیشتری نیاز داری
⚫️ گفت : هر چی میتوانستم همین است از وام و پس انداز و قرض و سرمایه پذیری و ...
⚪️ گفتم نباید با این اندازه از کمبود سرمایه دست به کار می شدی، الانم تا دیر نشده و بدهی بیشتری بالا نیاوردی دست بکش و دنبال راهکار دیگه ای باش. این خطای کنکورد است این آفتابه خرج لحیم کردن است.
⚫️ چهرش بر افروخته شد و گفت میگی که چی؟، همه را ول کنم بشینم خانه تا "آبروم" بره
"طوماری" از «کتابهای انگیزشی» فهرست کرد که فلانی چه گفته و فلانی از تو پارکینگ و راهرو کارش را آغاز کرده و ...
پس از آن روز دیگر ندیدمش اما بدبختانه خبر آمد که کارش از "خود دانا پنداری" و "انگیزه پوشالی" به خواهش و التماس از بستانکارانش برای خریدن زمان بیشتر برای چک و قرض و وام کشیده و ""پدرش خانه و ماشینش را فروخته و تَن به کرایه نشینی داده تا بخشی از گندکاری آقازاده را جم و جور کند""
اگر به یک کُودَن، انگیزه بدهیم آنگاه یک کودنِ با انگیزه داریم.
«جیم ران»
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود / ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
همین بیت حافظ میگوید که چرا من کارآفرین نیستم!
کارآفرین نیستم، ولی ور دست و کمک کار کارآفرینهای زیادی بودم، کارآفرینها را خوب میشناسم. پس به هم نسلی های ارجمند خودم که حس کارآفرینی در تو گل انداخته :
۱) "ریسک" مال بازار است ولی "قمار" جایش توی دیسکو و کازینو و کاباره
۲) اگه میخواهی قمار کنی تنها و تنها شرط را روی زندگی خودت قمار کن نه دیگران
۳) کتابهای انگیزشی بمانند برای بعد از پوزیشنینگ و جاگیری در بازار
۴) تجربه های کاری نسل پیش به درد ما نمیخورد چون زمانه فرق کرده چه برسد به کتاب انگیزشی از دل یینگه دنیایی که همه چیزش با ما فرق دارد
۵) زمانی میشد بارها زمین خورد و دوباره پا شد ولی امروز زمین که خوردی درد ندارد، حس مرگ دارد
۶) کار آفرینی خط اُتو، عطر، کراوات و پُز و اَدا نیست، رفتار و مَنش کارآفرینی میخواهد.
۷) کارآفرینی به برنامه ریزی دقیق، سرمایه به اندازه کافی، تیم، اعصاب آهنی، شکیبایی و توان مدیریت نیاز دارد.
۸) غرور، تعصب و ترس از آبرو مال حاجی بازاری ها است، کارآفرین باید اندیشه شناور داشته باشد تا بتواند به زمانش راه و روشش را تغییر بدهد.
۹) کارآفرین باید بتواند مثل آدم شکست بخورد و پای کارش باستید نه مثل بُز دلها یهو جا بزند و شرکتش را رها کند و کارمندانش را آواره و سرگردان
۱۰) وام و قرض مال بعد از جا افتادن شرکت و برای گسترش کار است، نه آغاز کار (هنجار کارآفرین: وام نان نمیشود)
🎓 Market Science | 💬 Group | 📚 Library
👍6
Telegram
Shahram Sepehri Rad in Shahram 🎓🧠💳
📕☕️ کتاب کشیک جانوران (Animal Vigilance) نوشته گای بوشامپ (Guy Beauchamp)
گزیده کتاب:
واژه vigilance به معنی کشیک و پایش است (در کُردی: جولیان، جولیدن، جولَ جول) و به هوشیاری و سرک کشیدن برای پاس دادن و گوش به زنگی جانوران میگویند. برای نمونه تکان دادن سر و چشم برای دیدن و پایش پیرامون، در هنگام خوردن یا آسودن که یک رویکرد فرگشتی برای آگاه بودن از پیرامون برای زنده ماندن است.
ویژگی ها:
👀 شناسایی شکارچی یا خطر
👀 پایشِ رفتار همگله ایها که به او یا فرزندان آسیب نزنند
👀 در هنگام زندگی در میان گله، ویجیلنس یا کشیک در سنجش با تنهایی، کمتر میشود و هر چه گله پرشمار تر باشد کمتر هم میشود (کورتیزول کاهش میابد و مایه آرامش است)
👀 برخی جانوران منظم و برخی مانند گاومیش ها کاتوره ای و رندمیک ویجلنس میکنند.
• اگر نامنظم باشد آنگاه شکارچی نمیتواند در هنگام کمین، الگوی کشیک ها را یاد بگیرد و او را آسان شکار کند
👀 در هنگام پایش، کورتیزول بالا میرود (ولی با افزایش کورتیزول، پایش بالا نمیرود)
👀 تزریق اوکسیتوسین مایه کاهش در دقت و تعداد کشیک میشود
🕯 هنگامی که غذا و منابع محدود باشد یا شود(مانند خشکسالی)، ویجیلنس در پرندگان و جانوران «کمتر» میشود.
در آدمها نیز غم نان با کنشگری اجتماعی رابطه دارد
(آنچه کند شیران را روبه مزاج، احتیاج است احتیاج است احتیاج🥺)
🐿 در برخی گونه ها برای نمونه نژادهایی از سنجابها و موشها، هنگامی که خطر هوایی باشد سوت میکشد و اگر شکارچی بر روی زمین باشد صدایی مانند ررررررر در میآورد. یعنی اگر خطر بر زمین باشد باید بدود روی شاخه های درختان و اگر در آسمان باشد باید بخزد در سوراخ و میان بوته ها. (استراتژی فرهنگی)
(نوزادان در هفته آغاز معنی اینها را نمیدانند که نشان میدهد اپیژنتیک است)
👀برخی گونه ها مانند مرغابی ها ویجلنس لترال یا به پهلو دارند یعنی سوی بیرونی گله را بیشتر میپاید که نشان از اعتماد بیشتر در میان گله است. (ریشه های جامعه باز و بسته)
🕯 جنسیت:
⏳ در نرها شمار و نوسان ویجلنس با تستسترون پیوند دارد
💞 ماده ها (مثلا مرغابیها) نرهایی را که بیشتر و بهتر ویجلنس میکنند بیشتر میپسندند (برای امنیت و پناه)
🧪 در مادینهی بارداری که در روزگار سختی و دشوار و ترس زندگی میکند کورتیزول بالاتر میرود و این بر جنین و نوزاد نیز تاثیر دارد که از پیامدهایش در گونه آدمیزاد «فشار خون بالا» + «بیش پویایی/ADHD» + «بدگمانی/پارانویا» + «آشوب و استرس و ترس بالا و گاه افسردگی» +نارسایی در ارتباط های اجتماعی و... میباشد.
• هر چند بالاتر بودن کورتیزول در ماه های نخست زندگی نوزاد مایه هوشیار و واکنش او به چیزیها و تغییرات میشود و این زیربنای برخی ارتباط ها است.
🌡🔬با آزمایشهایی که بر روی برخی جانوران انجام شده برآورد شده کشیک تا ۸ درصد میتواند ژنتیکی باشد و ۹۲ درصد اپیژنتیکی است. در گونه آدمیزاد(هوموساپینس ساپسنس) بهره و سهم اپیژنتیک بیشتر است چون جانوران در زندگی گله ای دارای آیین، قانون، رسانه، فناوری و... نیستند. (هرچند ژنتیک و اپیژنتیک برهمکنش دارند)
🎭 گویا ویجیلنس ریشه فرگشتیِ پارانویا، غیبت، گرایش به منفیبافی و ترس و برخی رویکردهای فرگشتی هشدار آمیز در آدم ها است
• گَله به آنهایی که بیشتر ویجیلنس میکنند بیشتر اعتماد میکند. یعنی زمانی که او آژیر و هشدار میدهد، گله زودتر واکنش نشان میدهد که شاید در گونه آدمیزاد این ریشه فرگشتی در نگرش بیشتر به نکات منفی باشد.
آدمهای زرد و رسانهها و خبرگزاریهای ایدئولوژیک و گیشه، از همرسانی اخبار و سخنان هراسانگیز و خطر افشان مسموم، بیشتر طرفدار و لایک میگیرد
🎁📕 دریافت کتاب
🎓 با آنکه یک کتاب رفتار-جانورشناسی است ولی از این کتاب جدا از رفتارشناسی اجتماعی، در #نورومارکتینگ به ویژه استراتژی های نگتیومارکتینگ و AS(استراتژی توجه) و FS(استراتژی ترس) و VS(استراتژی ویروسی) بسیار بهره گرفته ام.
پست های بیشتر در اینباره:
ترس ... هر دو ویژگی فرگشت را دارد!
دو رُخِ استرس
مغز دروغگوی سانسورگر
نگتیو مارکتینگ
بازاریابی ترس
پاسخ یا واکنش؟
آیا پیاده روی و پرسه زدن به آرامش و نوآوری میانجامد؟
از پاریدولیا تا تئوری توطئه
رفتارشناسی ریسک و قمار
☕️🌻🎓 شکاف اطلاعاتی برای افزایش کنجکاوی و یادگیری Informatuon Gap
☕️🌻🎓 نوروساینسِ فرآیند کنجکاوی در مغز
#Evolution #Genetics #Epigenetics #Behavioral_Sciences #evolved_Culture #Evolutionary_biases #BehavioralMarketing #NeuroMarketing
در افروختن دانش، یا شمع باش یا آینه
شمع و آیینه شمایید، همرسانی با شما
━━━━━━━━✦━━━━━━━━━
| 💬 Group (People)
| 💬 Group (Market Media)
| 📚 Library
گزیده کتاب:
واژه vigilance به معنی کشیک و پایش است (در کُردی: جولیان، جولیدن، جولَ جول) و به هوشیاری و سرک کشیدن برای پاس دادن و گوش به زنگی جانوران میگویند. برای نمونه تکان دادن سر و چشم برای دیدن و پایش پیرامون، در هنگام خوردن یا آسودن که یک رویکرد فرگشتی برای آگاه بودن از پیرامون برای زنده ماندن است.
ویژگی ها:
👀 شناسایی شکارچی یا خطر
👀 پایشِ رفتار همگله ایها که به او یا فرزندان آسیب نزنند
👀 در هنگام زندگی در میان گله، ویجیلنس یا کشیک در سنجش با تنهایی، کمتر میشود و هر چه گله پرشمار تر باشد کمتر هم میشود (کورتیزول کاهش میابد و مایه آرامش است)
👀 برخی جانوران منظم و برخی مانند گاومیش ها کاتوره ای و رندمیک ویجلنس میکنند.
• اگر نامنظم باشد آنگاه شکارچی نمیتواند در هنگام کمین، الگوی کشیک ها را یاد بگیرد و او را آسان شکار کند
👀 در هنگام پایش، کورتیزول بالا میرود (ولی با افزایش کورتیزول، پایش بالا نمیرود)
👀 تزریق اوکسیتوسین مایه کاهش در دقت و تعداد کشیک میشود
🕯 هنگامی که غذا و منابع محدود باشد یا شود(مانند خشکسالی)، ویجیلنس در پرندگان و جانوران «کمتر» میشود.
در آدمها نیز غم نان با کنشگری اجتماعی رابطه دارد
(آنچه کند شیران را روبه مزاج، احتیاج است احتیاج است احتیاج🥺)
🐿 در برخی گونه ها برای نمونه نژادهایی از سنجابها و موشها، هنگامی که خطر هوایی باشد سوت میکشد و اگر شکارچی بر روی زمین باشد صدایی مانند ررررررر در میآورد. یعنی اگر خطر بر زمین باشد باید بدود روی شاخه های درختان و اگر در آسمان باشد باید بخزد در سوراخ و میان بوته ها. (استراتژی فرهنگی)
(نوزادان در هفته آغاز معنی اینها را نمیدانند که نشان میدهد اپیژنتیک است)
👀برخی گونه ها مانند مرغابی ها ویجلنس لترال یا به پهلو دارند یعنی سوی بیرونی گله را بیشتر میپاید که نشان از اعتماد بیشتر در میان گله است. (ریشه های جامعه باز و بسته)
🕯 جنسیت:
⏳ در نرها شمار و نوسان ویجلنس با تستسترون پیوند دارد
💞 ماده ها (مثلا مرغابیها) نرهایی را که بیشتر و بهتر ویجلنس میکنند بیشتر میپسندند (برای امنیت و پناه)
🧪 در مادینهی بارداری که در روزگار سختی و دشوار و ترس زندگی میکند کورتیزول بالاتر میرود و این بر جنین و نوزاد نیز تاثیر دارد که از پیامدهایش در گونه آدمیزاد «فشار خون بالا» + «بیش پویایی/ADHD» + «بدگمانی/پارانویا» + «آشوب و استرس و ترس بالا و گاه افسردگی» +نارسایی در ارتباط های اجتماعی و... میباشد.
• هر چند بالاتر بودن کورتیزول در ماه های نخست زندگی نوزاد مایه هوشیار و واکنش او به چیزیها و تغییرات میشود و این زیربنای برخی ارتباط ها است.
🌡🔬با آزمایشهایی که بر روی برخی جانوران انجام شده برآورد شده کشیک تا ۸ درصد میتواند ژنتیکی باشد و ۹۲ درصد اپیژنتیکی است. در گونه آدمیزاد(هوموساپینس ساپسنس) بهره و سهم اپیژنتیک بیشتر است چون جانوران در زندگی گله ای دارای آیین، قانون، رسانه، فناوری و... نیستند. (هرچند ژنتیک و اپیژنتیک برهمکنش دارند)
🎭 گویا ویجیلنس ریشه فرگشتیِ پارانویا، غیبت، گرایش به منفیبافی و ترس و برخی رویکردهای فرگشتی هشدار آمیز در آدم ها است
• گَله به آنهایی که بیشتر ویجیلنس میکنند بیشتر اعتماد میکند. یعنی زمانی که او آژیر و هشدار میدهد، گله زودتر واکنش نشان میدهد که شاید در گونه آدمیزاد این ریشه فرگشتی در نگرش بیشتر به نکات منفی باشد.
آدمهای زرد و رسانهها و خبرگزاریهای ایدئولوژیک و گیشه، از همرسانی اخبار و سخنان هراسانگیز و خطر افشان مسموم، بیشتر طرفدار و لایک میگیرد
خبر خوش خبر نیست. Good news is no news
🎁📕 دریافت کتاب
🎓 با آنکه یک کتاب رفتار-جانورشناسی است ولی از این کتاب جدا از رفتارشناسی اجتماعی، در #نورومارکتینگ به ویژه استراتژی های نگتیومارکتینگ و AS(استراتژی توجه) و FS(استراتژی ترس) و VS(استراتژی ویروسی) بسیار بهره گرفته ام.
پست های بیشتر در اینباره:
ترس ... هر دو ویژگی فرگشت را دارد!
دو رُخِ استرس
مغز دروغگوی سانسورگر
نگتیو مارکتینگ
بازاریابی ترس
پاسخ یا واکنش؟
آیا پیاده روی و پرسه زدن به آرامش و نوآوری میانجامد؟
از پاریدولیا تا تئوری توطئه
رفتارشناسی ریسک و قمار
☕️🌻🎓 شکاف اطلاعاتی برای افزایش کنجکاوی و یادگیری Informatuon Gap
☕️🌻🎓 نوروساینسِ فرآیند کنجکاوی در مغز
#Evolution #Genetics #Epigenetics #Behavioral_Sciences #evolved_Culture #Evolutionary_biases #BehavioralMarketing #NeuroMarketing
در افروختن دانش، یا شمع باش یا آینه
شمع و آیینه شمایید، همرسانی با شما
━━━━━━━━✦━━━━━━━━━
| 💬 Group (People)
| 💬 Group (Market Media)
| 📚 Library
👍7
Telegram
Shahram Sepehri Rad in Shahram 🎓🧠💳
🎓☕️ پاسخ یا واکنش؟
سوندار پیچای مهندس و مدیر اجرایی هندی تبار در زمینه فناوری اطلاعات است که آگوست ۲۰۱۵ به مدیر عامل اجرایی گوگل برگزیده شد. این داستان را سوندار در سخنرانی خود در گوگل بیان کرده است....
"تئوری سوسک در بهسازی شخصی"
در رستورانی، یک "سوسک" ناگهان از جایی پر میزند و بر روی یک خانم می نشیند.
آن خانم از روی ترس فریاد میزند و ترس زده بلند میشود و تلاش میکند با پریدن و تکان دادن دست هایش سوسک را از خود دور کند.
واکنش او واگیر داشته و دیگرانی هم که سر همان میز بودند میترسند.
سرانجام آن خانم، سوسک را از خود دور می کند و سوسک پر میزند و روی خانم دیگری نزدیکی او می نشیند. این بار نوبت او و آدم های نزدیکش میشود که همان واکنش ها را دوباره انجام دهند.
پیشخدمت به سوی آنها میدود تا کمک کند.
با واکنش های خانم دوم، این بار سوسک پر میزند و روی پیشکار می نشیند. پیشخدمت سفت می ایستد و به رفتار سوسک بر روی لباسش نگاه میکند. در زمانی درست سوسک را با انگشتانش میگیرد و به بیرون رستوران پرت میکند ...
همچنان که قهوهام را مزه مزه میکردم این رخداد را تماشا میکردم و اندیشه ام درگیر این شد که آیا سوسک برهان این رفتارِ "هیستریک" شده بود؟
اگر اینچنین بود، چرا مهماندار دچار این رفتار نشد؟
چرا او به خوبی این رویداد را چاره کرد، بی آنکه آشوبی رخ دهد؟
این سوسک نبود که برهان نا آرامی و آشوب خانم ها شده بود، که نا توانایی در برخورد با سوسک بود.
من دانستم این فریاد پدرم، همسرم یا مدیرم بر سر من نیست که مایه ی آشفتگی من میشود، ناتوانی من در برخورد با دشواری ها است که من را آشفته میکند.
این ترافیک بزرگراه نیست که من را آشفته میکند، این ناتوانی من در برخورد با این پدیده است.
من دانستم در زندگی نباید "واکنش" نشان داد، که باید "پاسخ" داد!
آن خانم ها "واکنش" نشان دادند، در حالیکه "مهماندار" "پاسخ" داد.
♟واکنش ها" ناآگاهانه و "پاسخ ها" آگاهانه همراه با اندیشه !
👤 نویسنده: سوندار پیچای
🔏بازنویسی و چکیده سازی: Shahram Sepehri Rad
رفتارشناسی | گروه مردم | گروه بازار
سوندار پیچای مهندس و مدیر اجرایی هندی تبار در زمینه فناوری اطلاعات است که آگوست ۲۰۱۵ به مدیر عامل اجرایی گوگل برگزیده شد. این داستان را سوندار در سخنرانی خود در گوگل بیان کرده است....
"تئوری سوسک در بهسازی شخصی"
در رستورانی، یک "سوسک" ناگهان از جایی پر میزند و بر روی یک خانم می نشیند.
آن خانم از روی ترس فریاد میزند و ترس زده بلند میشود و تلاش میکند با پریدن و تکان دادن دست هایش سوسک را از خود دور کند.
واکنش او واگیر داشته و دیگرانی هم که سر همان میز بودند میترسند.
سرانجام آن خانم، سوسک را از خود دور می کند و سوسک پر میزند و روی خانم دیگری نزدیکی او می نشیند. این بار نوبت او و آدم های نزدیکش میشود که همان واکنش ها را دوباره انجام دهند.
پیشخدمت به سوی آنها میدود تا کمک کند.
با واکنش های خانم دوم، این بار سوسک پر میزند و روی پیشکار می نشیند. پیشخدمت سفت می ایستد و به رفتار سوسک بر روی لباسش نگاه میکند. در زمانی درست سوسک را با انگشتانش میگیرد و به بیرون رستوران پرت میکند ...
همچنان که قهوهام را مزه مزه میکردم این رخداد را تماشا میکردم و اندیشه ام درگیر این شد که آیا سوسک برهان این رفتارِ "هیستریک" شده بود؟
اگر اینچنین بود، چرا مهماندار دچار این رفتار نشد؟
چرا او به خوبی این رویداد را چاره کرد، بی آنکه آشوبی رخ دهد؟
این سوسک نبود که برهان نا آرامی و آشوب خانم ها شده بود، که نا توانایی در برخورد با سوسک بود.
من دانستم این فریاد پدرم، همسرم یا مدیرم بر سر من نیست که مایه ی آشفتگی من میشود، ناتوانی من در برخورد با دشواری ها است که من را آشفته میکند.
این ترافیک بزرگراه نیست که من را آشفته میکند، این ناتوانی من در برخورد با این پدیده است.
من دانستم در زندگی نباید "واکنش" نشان داد، که باید "پاسخ" داد!
آن خانم ها "واکنش" نشان دادند، در حالیکه "مهماندار" "پاسخ" داد.
♟واکنش ها" ناآگاهانه و "پاسخ ها" آگاهانه همراه با اندیشه !
👤 نویسنده: سوندار پیچای
🔏بازنویسی و چکیده سازی: Shahram Sepehri Rad
رفتارشناسی | گروه مردم | گروه بازار
👍4👏3
🌻برندسازی بر پایه “هرم کلر“
🌷بر جستگی برند :Salience
از آرایه های هویت برند است که در یاد مردم جاگیر میشود. هنگام نیاز به کالا یا خدمات، برجستگی نام برند به یاد مردم بیفتد و مایه وفاداری به برند میشود
🌹کارکرد برند (Performance)
هر تجربه و انتظاری است که از پیامد مصرف و استفاده کالا یا خدمات برای مردم ساخته شده است
🌷پندار سازی یا تصویرسازی (Imagery)
آن پنداشت و تصویری است که هنگام یادآوری برنام/برند در اندیشه مردم نمایان میشود
🪴داوری (Judgements)
بینش پایانی که مردم پس از ارزیابی پارامترهای گوناگون درباره آن برند داوری میکنند که میتواند در پارامتری خوب و در پارامتر دیگر بد باشد و بر چهار ستون ساخته شده است:
۱-کیفیت، اعتبار، اندیشیدن درباره برند و برتری آن
۲-احساس نسبت به برند (Feeling)
۳-احساسی که مردم درباره برند دارند و بر پایه آن گرایش به همراهی در کمپین های برند، داشته باشند یا نه (راهبری برند)
۴-هم نوایی با برند - پژواک(Resonance)
گام پایانی که مردم پژواک و صدای آن برند میشوند و احساس می کنند با برند(روی یک موج فکری قرار دارند) و با آن هم صدا و هم نوا هستند
📕راهنمای واژگان بازار
🪶شهرام سپهری
🌷بر جستگی برند :Salience
از آرایه های هویت برند است که در یاد مردم جاگیر میشود. هنگام نیاز به کالا یا خدمات، برجستگی نام برند به یاد مردم بیفتد و مایه وفاداری به برند میشود
🌹کارکرد برند (Performance)
هر تجربه و انتظاری است که از پیامد مصرف و استفاده کالا یا خدمات برای مردم ساخته شده است
🌷پندار سازی یا تصویرسازی (Imagery)
آن پنداشت و تصویری است که هنگام یادآوری برنام/برند در اندیشه مردم نمایان میشود
🪴داوری (Judgements)
بینش پایانی که مردم پس از ارزیابی پارامترهای گوناگون درباره آن برند داوری میکنند که میتواند در پارامتری خوب و در پارامتر دیگر بد باشد و بر چهار ستون ساخته شده است:
۱-کیفیت، اعتبار، اندیشیدن درباره برند و برتری آن
۲-احساس نسبت به برند (Feeling)
۳-احساسی که مردم درباره برند دارند و بر پایه آن گرایش به همراهی در کمپین های برند، داشته باشند یا نه (راهبری برند)
۴-هم نوایی با برند - پژواک(Resonance)
گام پایانی که مردم پژواک و صدای آن برند میشوند و احساس می کنند با برند(روی یک موج فکری قرار دارند) و با آن هم صدا و هم نوا هستند
📕راهنمای واژگان بازار
🪶شهرام سپهری
👍5
Telegram
Shahram 🎓🧠💳
🚏 #استراتژی سنگ، کاغذ، قیچی در بازار
🖊 ژورنال forbes
📕 راهنمای واژگان بازار
🪶 شهرام سپهری
🪶 چرخه ای که در آن، قیچی، کاغذ را میبرد؛ کاغذ، سنگ را در بر میگیرد؛ و سنگ، قیچی را میشکند
مارتی نیومایر، در کتاب "زاگ؛ چگونه یک نام تجاری متمایز بسازیم؟" مینویسد: این بازی نشان میدهد که هر استراتژی بازاریابی، نیرومندیها و سستیهای خودش را دارد و هیچ استراتژی، بالنده و بی روزنه نیست. وی بر این باور است کارمانها(شرکت ها) نیز باید یکی از سه استراتژی «سنگ» یا «کاغذ» یا «قیچی» را بر پایه روزگار و شرایطی که در بازار دارند، برگزینند
✂️ قیچی:
یک کارمان(شرکت) قیچی، شرکت کوچکی است که تازه پیشه و کارش را آغاز کرده است و فراورده (کالا یا خدمات) کرانمند و محدودی دارد. این کارمان باید همچو قیچی دقیق و متمرکز باشد و با بریدن بخش های کوچکی از پیشه و کارها و بازارهای دیگر کارمان های بزرگ، با آنها هماوردی و رقابت کند. کمپانی های بزرگ، آنچنان سرگرم هستند که یا نادیده میگیرند گوشهای کوچکی از سهمشان از بازار را از دست دادهاند، یا چنان کند هستند که نمیتوانند واکنش نشان بدهند
📎کریستنسن در کتاب «راهکار های نوآورانه»، نوآوری شرکتهای قیچی را دارای دو دسته میداند:
۱- نوآور نگه دارنده : که قیچی کوشش میکند نارسایی های کالاهای همسان را زدوده و فرآورده بهتری بفروشند و با این کار از دیگران پیش بیفتد
۲- نوآور شکافنده : که قیچی کوشش میکند فراورده نویی را بسازد یا بفروشد که در این هنگام دیگر رقیبی ندارد
🏔 سنگ:
یک کارمان(شرکت) سنگ، در برابر قیچی، داری ساختار سازمانی بزرگتری است که معمولا فرآورده(کالا یا خدمات) بیشتری دارد پس تمرکزش را تا اندازه ای از دست داده است. ویژگی آشکار سنگ ها، چابکی و شتاب آنها است. شرکتهای سنگ کوشش میکنند با شتابی که مانند پرتاب یک سنگ است، به کارمان(شرکت) های بزرگ یورش آورند و با پخش تندتر کالا/خدمات و نوآوریهای تازه، سهم بیشتری از بازار را از آنها بگیرند.
📎 سنگ ها کارمانهایی چالاک هستند و در برابر کارمان های کاغد، کاغذبازی(بروکراسی) را در پایین ترین انداه ای که میشود نگه میدارند
🖇 نکته مهم برای کارمان(شرکت)های سنگ این است که کم کم توجه کاغذها، یا همان شرکت های بزرگ و گاه رهبر در بازار را به خود میکشانند و برای آنها خطرناک به نظر میرسند. پس شرکتهای کاغذ، انگیزه رویارویی با سنگ را پیدا میکنند.
📃 کاغذ:
کارمان(شرکت) های کاغذ، کارمان های بزرگی هستند که به مانند یک ورق کاغذ، منابع و دارایی های فراوان و گستردهای و…
📕 راهنمای واژگان بازار🪶 شهرام سپهری
| 🎓 NeuroMarketing
| 💬 Market Group
🖊 ژورنال forbes
📕 راهنمای واژگان بازار
🪶 شهرام سپهری
🪶 چرخه ای که در آن، قیچی، کاغذ را میبرد؛ کاغذ، سنگ را در بر میگیرد؛ و سنگ، قیچی را میشکند
مارتی نیومایر، در کتاب "زاگ؛ چگونه یک نام تجاری متمایز بسازیم؟" مینویسد: این بازی نشان میدهد که هر استراتژی بازاریابی، نیرومندیها و سستیهای خودش را دارد و هیچ استراتژی، بالنده و بی روزنه نیست. وی بر این باور است کارمانها(شرکت ها) نیز باید یکی از سه استراتژی «سنگ» یا «کاغذ» یا «قیچی» را بر پایه روزگار و شرایطی که در بازار دارند، برگزینند
✂️ قیچی:
یک کارمان(شرکت) قیچی، شرکت کوچکی است که تازه پیشه و کارش را آغاز کرده است و فراورده (کالا یا خدمات) کرانمند و محدودی دارد. این کارمان باید همچو قیچی دقیق و متمرکز باشد و با بریدن بخش های کوچکی از پیشه و کارها و بازارهای دیگر کارمان های بزرگ، با آنها هماوردی و رقابت کند. کمپانی های بزرگ، آنچنان سرگرم هستند که یا نادیده میگیرند گوشهای کوچکی از سهمشان از بازار را از دست دادهاند، یا چنان کند هستند که نمیتوانند واکنش نشان بدهند
📎کریستنسن در کتاب «راهکار های نوآورانه»، نوآوری شرکتهای قیچی را دارای دو دسته میداند:
۱- نوآور نگه دارنده : که قیچی کوشش میکند نارسایی های کالاهای همسان را زدوده و فرآورده بهتری بفروشند و با این کار از دیگران پیش بیفتد
۲- نوآور شکافنده : که قیچی کوشش میکند فراورده نویی را بسازد یا بفروشد که در این هنگام دیگر رقیبی ندارد
🏔 سنگ:
یک کارمان(شرکت) سنگ، در برابر قیچی، داری ساختار سازمانی بزرگتری است که معمولا فرآورده(کالا یا خدمات) بیشتری دارد پس تمرکزش را تا اندازه ای از دست داده است. ویژگی آشکار سنگ ها، چابکی و شتاب آنها است. شرکتهای سنگ کوشش میکنند با شتابی که مانند پرتاب یک سنگ است، به کارمان(شرکت) های بزرگ یورش آورند و با پخش تندتر کالا/خدمات و نوآوریهای تازه، سهم بیشتری از بازار را از آنها بگیرند.
📎 سنگ ها کارمانهایی چالاک هستند و در برابر کارمان های کاغد، کاغذبازی(بروکراسی) را در پایین ترین انداه ای که میشود نگه میدارند
🖇 نکته مهم برای کارمان(شرکت)های سنگ این است که کم کم توجه کاغذها، یا همان شرکت های بزرگ و گاه رهبر در بازار را به خود میکشانند و برای آنها خطرناک به نظر میرسند. پس شرکتهای کاغذ، انگیزه رویارویی با سنگ را پیدا میکنند.
📃 کاغذ:
کارمان(شرکت) های کاغذ، کارمان های بزرگی هستند که به مانند یک ورق کاغذ، منابع و دارایی های فراوان و گستردهای و…
📕 راهنمای واژگان بازار🪶 شهرام سپهری
| 🎓 NeuroMarketing
| 💬 Market Group
👍5
☕️🎓 کارشناسانه گفتمان و مصاحبه کنید
روالی نانوشته در این است که کارشناس گزینش و استخدام همیشه پرسش کند و کارجو پاسخ دهد، ولی این روال درستی نیست و در بازار آزاد کارجو هم به همان اندازه حق انتخاب و آزادی دارد. در بازار دانشی و آزاد، واژگانی مانند کارگر و کارمند جایشان را به همکار و همکاری میدهند.
پس یک کارجو در هنگام گفتمان یا مصاحبه کاری، او نیز حق دارد و باید پرسشهای کارشناسانه بپرسد زیرا جایی که در آن کار خواهد کرد تاثیر بسیاری بر آینده و زندگی او خواهد داشت.
پیشنهاد میکنم کارجو این پرسش ها را حتما بپرسد«
۱- آیین نامه شرکت +ساعت کاری و زمان +شرایط آمد و شد چگونه است. آیا ساعت کاری نرم و منعطف هست؟
۲- حقوق چقدر است و چگونه میتوانم آنرا افزایش دهم؟ ارزش افزوده آفرینی و اضافه کار و... چگونه محاسبه میشود
۳- پس از پایان زمان کاری، وقت کارمند از آن خودش است و آنرا به هیچ روی برای شرکت بی آنکه توافقی با حق انتخاب بر پیشنهادی با پرداخت خوب شود، سپری نمیکند. آیا شما پایبند به این هنجار هستید؟
۴- سازمان پلاستیسیته است یا الاستیسیته؟ یعنی آیا شرایط نوآوری و ارزش آفرینی و ارتقا در سازمان هست یا نه؟ روشن و آشکار چگونه و تا کجا؟
۵- کارکرد و بازدهی را چه کسی ارزیابی می کند؟ و روشن و آشکار بر پایه چه سنجه شاخص هایی؟
۶- دیدگاه دیگر همکاران در سازمان درباره این جایگاه کاری چیست؟ و کسی که پیشتر این جایگاه را داشته چرا نمانده؟
۷- میدان اختیارات در قرارداد و اساسنامه شرکت آورده میشود؟ هر پوزیشن به چند تَن پاسخگو است؟ سلسله مراتب و زنجیره سازمانی چگونه است؟ اندازه و مرز این پاسخگویی چیست؟
۸- شما در جایگاه کارشناس ارزیابی و گزینش چند سال است که در این سازمان کار میکنید؟ و از صد به شرکت چند میدهید؟ و تا چه زمان و شرایطی در این سازمان می مانید؟
🪶 شهرام سپهری راد، کارشناس نورومارکتینگ و مدیریت رفتاری
B.Sciences | Group (People)
M.Science | Group (Market)
#20
روالی نانوشته در این است که کارشناس گزینش و استخدام همیشه پرسش کند و کارجو پاسخ دهد، ولی این روال درستی نیست و در بازار آزاد کارجو هم به همان اندازه حق انتخاب و آزادی دارد. در بازار دانشی و آزاد، واژگانی مانند کارگر و کارمند جایشان را به همکار و همکاری میدهند.
پس یک کارجو در هنگام گفتمان یا مصاحبه کاری، او نیز حق دارد و باید پرسشهای کارشناسانه بپرسد زیرا جایی که در آن کار خواهد کرد تاثیر بسیاری بر آینده و زندگی او خواهد داشت.
پیشنهاد میکنم کارجو این پرسش ها را حتما بپرسد«
۱- آیین نامه شرکت +ساعت کاری و زمان +شرایط آمد و شد چگونه است. آیا ساعت کاری نرم و منعطف هست؟
۲- حقوق چقدر است و چگونه میتوانم آنرا افزایش دهم؟ ارزش افزوده آفرینی و اضافه کار و... چگونه محاسبه میشود
۳- پس از پایان زمان کاری، وقت کارمند از آن خودش است و آنرا به هیچ روی برای شرکت بی آنکه توافقی با حق انتخاب بر پیشنهادی با پرداخت خوب شود، سپری نمیکند. آیا شما پایبند به این هنجار هستید؟
۴- سازمان پلاستیسیته است یا الاستیسیته؟ یعنی آیا شرایط نوآوری و ارزش آفرینی و ارتقا در سازمان هست یا نه؟ روشن و آشکار چگونه و تا کجا؟
۵- کارکرد و بازدهی را چه کسی ارزیابی می کند؟ و روشن و آشکار بر پایه چه سنجه شاخص هایی؟
۶- دیدگاه دیگر همکاران در سازمان درباره این جایگاه کاری چیست؟ و کسی که پیشتر این جایگاه را داشته چرا نمانده؟
۷- میدان اختیارات در قرارداد و اساسنامه شرکت آورده میشود؟ هر پوزیشن به چند تَن پاسخگو است؟ سلسله مراتب و زنجیره سازمانی چگونه است؟ اندازه و مرز این پاسخگویی چیست؟
۸- شما در جایگاه کارشناس ارزیابی و گزینش چند سال است که در این سازمان کار میکنید؟ و از صد به شرکت چند میدهید؟ و تا چه زمان و شرایطی در این سازمان می مانید؟
🪶 شهرام سپهری راد، کارشناس نورومارکتینگ و مدیریت رفتاری
در افروختن دانش، یا شمع باش یا آینه
B.Sciences | Group (People)
M.Science | Group (Market)
#20
👍7
Telegram
Shahram Sepehri Rad in Shahram 🎓🧠💳
بازی دلفین ها با سگ
☕️ راهبرد دلفینی
#Rationality #evolved_Culture
#Strategy_of_coexistence
#Strategy #Game_theory
لینچ و کوردیس نویسندگان کتاب راهبرد دلفینی، کلید پیوند کارامد با دیگران را در همکاری و نرمش میدانند. و در یک دسته بندی آدم ها را به ۳ دسته بخش بندی می کند:
🐟⚪️ ماهیهای کپور
🦈🔴 کوسهها
🐬🟣 دلفینها
⚪️ ماهیهای کپور:
همیشه ماهیهای قربانیاند؛ زیرا دیگر آبزیانِ شکارچی آنها را می خورند. برخی از آدم ها نیز چنین هستند و پیوسته قربانی این یا آن چیز، این یا آن رویداد، این یا آن کس میشوند و گاه قربانی اندیشه های نادرست و از پیش شکست خورده خود شوند.
🔴 کوسه ها:
همیشه یا برنده هستند یا بازنده! برای اینکه من برنده شوم تو باید بازنده باشی. برای کوسه ها هر ماهی دیگری دشمن یا خوراک است. اینان از بازی برد برد و درستکارانه چیزی نمیدانند و درست بازی نمی کنند. یا خودشان یا هیچ کس.
🟣دلفین ها:
این پستانداران آبزی باهوش دارای رفتار همکاری و همدلی هستند و در پیوندشان با دیگران شیوه برنده–برنده را برگزیده اند. دلفین ها خوشایندی، همزیستی، و یاری را میپسندد . اگر یک دلفین زخمی شود، ۴ دلفین دیگر او را همراهی می کنند تا خود را به گروه برساند. آنها روادار هستند هر چند اگر ناچار شوند از خودشان دفاع میکنند.
در ”سان دیه گو“ پژوهشگران ۹۵ کوسه و ۵ دلفین را برای یک هفته در یک استخر بزرگ رها کرده و به پژوهش رفتار آنها پرداختند. نخست کوسه ها به یکدیگر تازیدند و در این تازش ها شمار بالایی از آنها کشته شدند، سپس به دلفین ها تاختند؛ دلفین ها تنها می خواستند با آنها بازی کنند ولی کوسه ها پیوسته به آنها یورش می آوردند. سرانجام دلفین ها به آرامی کوسه ها را محاصره کرده و هنگامی که یکی از کوسه ها می تازید، آنها به ستون فقرات پشت یا دنده هایش می کوبیدند و آنها را می شکستند. بدین روال کوسه ها یکی بعد از دیگری کشته می شدند. پس از یک هفته ۹۵ کوسه مرده و ۵ دلفین زنده بودند که با هم بازی می کردند.
🪶 در رویکرد کوسه ای، برای برنده شدن دیگران یا باید بمیرند و یا ببازند. در رویکرد دلفینی، همزیستی و هم افزایی و نوآوری راه کامیابی و زندگی است.
Behavioral Sciences | 💬 Group
Market Science | 💬 Group
⚡4😢2❤1
🎓☕️ پدیده فراشایسته (over qualified)
پدیده فرا شایسته (فرانیاز، فراتوانا یا فرا صلاحیت) هنگامی است که کارفرما با کارجویی روبرو میشود که دارای صلاحیت و توانایی بیشتری از خودِ کارفرما و ساختار سازمانی او است.
در این هنگام اگر کارفرما دارای دانش کاری، فرهنگسازمانی، آیندهنگری، جانشینپروری و تیمسازی نباشد از ترس اینکه کارجو بیشتر از او میداند و نکند مایه چالش برای او و جایگاهش شود، از گزینش و بکار گیری، کارجو خودداری و او را با گرداب بهانه پس میزند .
#Behaveralmanagement #Value_added
#Behavioral_organizational_culture
#Personal_Branding
📌گفته می شود این پدیده در سیاره ای اینسوتر از مریخ به مختصات جغرافیایی ۲۵ تا ۴۰ درجهٔ عرض شمالی ۴۴تا ۶۳ درجهٔ طول شرقی، پدیده ای آشناست.
🎒 کوله بارِ انباشته شده
Behavioral Sciences | 💬 Group
پدیده فرا شایسته (فرانیاز، فراتوانا یا فرا صلاحیت) هنگامی است که کارفرما با کارجویی روبرو میشود که دارای صلاحیت و توانایی بیشتری از خودِ کارفرما و ساختار سازمانی او است.
در این هنگام اگر کارفرما دارای دانش کاری، فرهنگسازمانی، آیندهنگری، جانشینپروری و تیمسازی نباشد از ترس اینکه کارجو بیشتر از او میداند و نکند مایه چالش برای او و جایگاهش شود، از گزینش و بکار گیری، کارجو خودداری و او را با گرداب بهانه پس میزند .
#Behaveralmanagement #Value_added
#Behavioral_organizational_culture
#Personal_Branding
📌گفته می شود این پدیده در سیاره ای اینسوتر از مریخ به مختصات جغرافیایی ۲۵ تا ۴۰ درجهٔ عرض شمالی ۴۴تا ۶۳ درجهٔ طول شرقی، پدیده ای آشناست.
🎒 کوله بارِ انباشته شده
Behavioral Sciences | 💬 Group
👏4👍3
شیوه، شگرد، راهبرد، ترفند
#vocabulary #واژگان
پدیده فراشایسته (over qualified)
گرداب بهانه
Behavioral Sciences | 💬 Group
Market Science | 💬 Group
📚 Library
#vocabulary #واژگان
پدیده فراشایسته (over qualified)
گرداب بهانه
Behavioral Sciences | 💬 Group
Market Science | 💬 Group
📚 Library
❤8👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا برخی ها شایستگی و دستاوردهای خود را باور نمیکنند؟
سندرم ایمپاستر یا خود ویرانگری ( impostor syndrome) یک پدیده رفتاری است که در آن آدمها نمی توانند کامیابیهای خودشان را بپذیرند.
کسی که دچار این سندرم است، دستاوردهای خودش را خوش شانسی، زمان بندی خوب یا فریب دادن دیگران میداند و پشتکار، کوشش و توانایی خودش را نمیپذیرد. و می پندارد که شایستگی کامیابی و موفقیت را ندارد و فریبکار است.
برخی از کسانی که دچار این سندرم بوده اند:
آلبرت اینشتین، مایا آنجلو، تام هنکس، مارگو رابی
ایدئولوژیها، دینها و عرفان ها و ایدئولوژیها با فروکاستن و رد و نفی خویشتن در آدمها، در زمینه سازی این سندرم کارامد هستند.
#Behavioral_Sciences
رفتارشناسی | کتابخانه | دانش بازار | گروه مردم | گروه رسانه بازار
سندرم ایمپاستر
(خود کم بینی و خود فریبکار پنداری)
سندرم ایمپاستر یا خود ویرانگری ( impostor syndrome) یک پدیده رفتاری است که در آن آدمها نمی توانند کامیابیهای خودشان را بپذیرند.
کسی که دچار این سندرم است، دستاوردهای خودش را خوش شانسی، زمان بندی خوب یا فریب دادن دیگران میداند و پشتکار، کوشش و توانایی خودش را نمیپذیرد. و می پندارد که شایستگی کامیابی و موفقیت را ندارد و فریبکار است.
برخی از کسانی که دچار این سندرم بوده اند:
آلبرت اینشتین، مایا آنجلو، تام هنکس، مارگو رابی
ایدئولوژیها، دینها و عرفان ها و ایدئولوژیها با فروکاستن و رد و نفی خویشتن در آدمها، در زمینه سازی این سندرم کارامد هستند.
#Behavioral_Sciences
رفتارشناسی | کتابخانه | دانش بازار | گروه مردم | گروه رسانه بازار
👍5👏1
بازاریابی ترس
FUD: Fear & Doubt Uncertainty – FM: Fear Marketing
هنگامی یک نهاد بازاری دربازاریابی کاال/خدمت خود ناتوان و ناکام میماند، بجای بهره بردن از روش های نوین بازاریابی، دست به یکی از ناروا ترین شیوه های بازاریابیِ رفتار شناختی، میزند به نام بازاریابی ترس که بر دو پایهی ترس از "زمان" و ترس از "کالای رقیب" است؛ که حس امنیت را در پذیرنده و خریدار به چالش میکشد و او را وادار به گزیرش و تصمیم برانگیخته و شتابزده میکند.
بازاریابی ترس بسیار بازده بالایی دارد ولی در گذر زمان که دروغ و بزرگنمایی آن آشکار میشود پذیرنده و خریدار باور خود را به آن بازاریاب و نهاد بازاری از دست داده و بد نامی به دنبال دارد.
📖🎓 بن مایه : کتاب راهنمای واژگان بازار ایران (ویرایش۳)
Market Behavioral Sciences | Market Group
FUD: Fear & Doubt Uncertainty – FM: Fear Marketing
هنگامی یک نهاد بازاری دربازاریابی کاال/خدمت خود ناتوان و ناکام میماند، بجای بهره بردن از روش های نوین بازاریابی، دست به یکی از ناروا ترین شیوه های بازاریابیِ رفتار شناختی، میزند به نام بازاریابی ترس که بر دو پایهی ترس از "زمان" و ترس از "کالای رقیب" است؛ که حس امنیت را در پذیرنده و خریدار به چالش میکشد و او را وادار به گزیرش و تصمیم برانگیخته و شتابزده میکند.
بازاریابی ترس بسیار بازده بالایی دارد ولی در گذر زمان که دروغ و بزرگنمایی آن آشکار میشود پذیرنده و خریدار باور خود را به آن بازاریاب و نهاد بازاری از دست داده و بد نامی به دنبال دارد.
📖🎓 بن مایه : کتاب راهنمای واژگان بازار ایران (ویرایش۳)
Market Behavioral Sciences | Market Group
👍6
🎓☕️ شناخته شده به آلبرت انیشتین است که گفته:
دو چیز خیلی سر و صدا میکنند، یکی خرده پول و دیگری خرده دانش
هر بار که میخواهم از دید نورومارکتینگ درباره زبان بدن پستی بگذارم دست و تنم میلرزد. یا معمولا پشیمان میشوم یا تلاش میکنم به شیوه ""غیر مستقیم"" ""شخص سوم"" و ""غیر داستانی"" باشد که کمبودِ پارامترهای دیگر، برای مخاطب هویدا باشد.
چون گاهی میبینم برخیها از دل تنها چند فاکتور از واکنش های نمودی دیفالت، مانند زبان بدن یا بادی لنگویج، که هر از گاهی از من میشنوند یا میخوانند، دچار توهم دانایی همزمان با جَوگیری میشوند و هی دیگران را داوری میکنند. (خانواده، دوستان، همکاران و ...) وای اگر کسی از جلویشان رد بشود، هزار انگ به وی میچسبانند...
مورد داشتم چون همسرش به بالا نگاه کرده و چانه اش را با انگشت شصت و اشاره گرفته بود، با خودش پنداشته بود که خب این یعنی دارد دروغ میگوید و پنهانکاری میکند و بگو مگو آغاز می شود (آه و افسوس)
🎓🧠 رفتار، سیستم پیچیده با متغییرهای بسیار است. مغز انسان پیرامون ۸۶ میلیارد نورون دارد. هر کدام میتواند تا ۱۰ هزار سیناپسسازی و با میلیونها نورون دیگر در #شبکه، ترادهی و ارتباط پیچیده داشته باشد. در نورومارکتینگ با شیوه های علمی و بسیار پرواگرانه زبان بدن بررسی میشود. برای شناخت درست یک نمود ناخودآگاه، صدها پارامتر را باید بررسی کرد، شرایط +زمان +جایگاه ارتباطی و سِمَت +پایش رفتارهای روزمره فرد، عواطف و رخدادها و ... تازه باز هم "نسبی" هست. و معمولا پارامترهای دیگری نیز هستند که از قلم میافتد.
پس فلفل نمکی و جو گیر نباشیم
🎓 @ShahramSep
💬 @Daneshe_Bazar
💬 @mardom_Iranian
دو چیز خیلی سر و صدا میکنند، یکی خرده پول و دیگری خرده دانش
هر بار که میخواهم از دید نورومارکتینگ درباره زبان بدن پستی بگذارم دست و تنم میلرزد. یا معمولا پشیمان میشوم یا تلاش میکنم به شیوه ""غیر مستقیم"" ""شخص سوم"" و ""غیر داستانی"" باشد که کمبودِ پارامترهای دیگر، برای مخاطب هویدا باشد.
چون گاهی میبینم برخیها از دل تنها چند فاکتور از واکنش های نمودی دیفالت، مانند زبان بدن یا بادی لنگویج، که هر از گاهی از من میشنوند یا میخوانند، دچار توهم دانایی همزمان با جَوگیری میشوند و هی دیگران را داوری میکنند. (خانواده، دوستان، همکاران و ...) وای اگر کسی از جلویشان رد بشود، هزار انگ به وی میچسبانند...
مورد داشتم چون همسرش به بالا نگاه کرده و چانه اش را با انگشت شصت و اشاره گرفته بود، با خودش پنداشته بود که خب این یعنی دارد دروغ میگوید و پنهانکاری میکند و بگو مگو آغاز می شود (آه و افسوس)
🎓🧠 رفتار، سیستم پیچیده با متغییرهای بسیار است. مغز انسان پیرامون ۸۶ میلیارد نورون دارد. هر کدام میتواند تا ۱۰ هزار سیناپسسازی و با میلیونها نورون دیگر در #شبکه، ترادهی و ارتباط پیچیده داشته باشد. در نورومارکتینگ با شیوه های علمی و بسیار پرواگرانه زبان بدن بررسی میشود. برای شناخت درست یک نمود ناخودآگاه، صدها پارامتر را باید بررسی کرد، شرایط +زمان +جایگاه ارتباطی و سِمَت +پایش رفتارهای روزمره فرد، عواطف و رخدادها و ... تازه باز هم "نسبی" هست. و معمولا پارامترهای دیگری نیز هستند که از قلم میافتد.
پس فلفل نمکی و جو گیر نباشیم
🎓 @ShahramSep
💬 @Daneshe_Bazar
💬 @mardom_Iranian
👏5
🎓 زمانی که بچه ها آنگونه که خوانندگان و بازیگران (سلبریتی) را دنبال میکنند، دانشمندان بزرگ را نیز دنبال کنند؛ تمدن/شهریور به یک گام بالاتر جهش خواهد کرد.
👨🎓 برایان گرین، فیزیکدان
کتابخانه | گروه مردم | گروه بازار
👨🎓 برایان گرین، فیزیکدان
کتابخانه | گروه مردم | گروه بازار
❤7
Neuroscience News
Decoding Favoritism: How Parents Shape Sibling Bonds
New research sheds light on how parents subtly favor children based on birth order, personality, and gender, shaping family dynamics.
🧠 رمزگشایی طرفداری:
فرزند دوست داشتنی تر کیست؟
چگونه #سوگیری های شناختی پدر و مادر بر پیوندهای خانوادگی تاثیر میگذارد؟
🎓 این پژوهش با متاآنالیز بر جامعه آماری ۱۹۴۶۹ نفر، به این میپردازد که چگونه سوگیریهای شناختی مانند ترتیب زاده شدن، شرایط تولد، وضعیت مالی، شخصیت و جنسیت، اشتراک علاقهها و... ناآگاهانه بر هواداری پدر و مادر تاثیر مینهد و بر پیوندهای میان فرزندان و بهره مندی آنها از پشتیبانیِ بیشتر، تأثیر میگذارد.
«بیشتر والدین با یکی از فرزندان در سنجش به دیگری آنسانتر ارتباط میگیرند - فرزندان کوچکتر معمولا رفتار پرمهرتری دریافت میکنند، در حالی که به فرزندان بزرگتر استقلال بیشتری داده میشود. - اگرچه کودکان معمولا این رفتارها را کم درک میکنند ولی فرزندانی که میپندارند کمتر به آنها توجه میشود، پیشامد آسیب به سلامت روانی آنها بیشتر است. - گاهی هم والدین آنچنان نگران رفتار برابر با فرزندانشان هستند که ناخواسته نیازها و انتخابهای فردی را نادیده میگیرند.
فرگشت
این حالت در بسیاری از گونه های جانوری هست، در کتاب ژن خودخواه نمونه هایی از آن آورده شده است برای نمونه جوجه هایی که تازه از تخم بیرون میآیند برای اینکه خوراک بیشتری بگیرند جیک جیک و سر و صدای بیشتری میکنند. یا بر پایه این پژوهش رقابتهای (سازنده) نیز میان فرزندان برای منابع بیشتر پدید میآید که آن هم بسته به شرایط شناختی تغییر میکنند و میتواند به سوگیری دوسوخواهی یا بوریدان در والدین بینجامد
خَزِشِ رفتارها
"دوست داشتن" رفتار یکتا نیست و بسته به تجربه، خاطرهها، زمان، وضعیت و شرایط تغییر می کند. کسی را در چیزی بیشتر دوست داریم و دیگری را در چیز دیگر. - نوزاد به مادر خود ادراک امنیت، آرامش، خورد و خراک دارد و به پدر و دیگران به چشم سرگرمی مینگرد ولی به نونهالی که میرسد بهتر معنای عاطفه و روابط را در میابد. ادراکات پیوسته تغییر میکنند
افسانه
این هم که بچه ها پدر و مادر را و پدر و مادر بچه ها را یکسان دوست دارند افسانه ای بیش نیست. در همه جامعه ها به آن اشاره هایی شده است برای نمونه، در افسانه های ایرانی، فریدون برای آنکه ایرج و تور و سلم را به یک اندازه دوست نداشت و میانشان فرق نهاد به رنج دچار گشت. ""یعنی این پدیده از دیرباز بر آدم ها هویدا بوده""
رویکرد نهادینه
به هر روی آشکار است که معمولا والدین و فرزندان کوشش میکنند حقوق و شرایط یکسان برای آنها فرآهم کنند، هر چند که آن هم نارسایی هایی دارد و سوگیری ها و شرایط بر آن تاثیر میگذارند. (+پسند آدم یکتا و مانا نیست و در گذر زمان، افزایش، کاهش، زدایش، بازگشت و تغییر میکند)
شمع و آیینه شمایید، همرسانی با شما
━━━━━━━✦━━━━━━━━
🎓 B.Sciences | 💬 Group
فرزند دوست داشتنی تر کیست؟
چگونه #سوگیری های شناختی پدر و مادر بر پیوندهای خانوادگی تاثیر میگذارد؟
🎓 این پژوهش با متاآنالیز بر جامعه آماری ۱۹۴۶۹ نفر، به این میپردازد که چگونه سوگیریهای شناختی مانند ترتیب زاده شدن، شرایط تولد، وضعیت مالی، شخصیت و جنسیت، اشتراک علاقهها و... ناآگاهانه بر هواداری پدر و مادر تاثیر مینهد و بر پیوندهای میان فرزندان و بهره مندی آنها از پشتیبانیِ بیشتر، تأثیر میگذارد.
«بیشتر والدین با یکی از فرزندان در سنجش به دیگری آنسانتر ارتباط میگیرند - فرزندان کوچکتر معمولا رفتار پرمهرتری دریافت میکنند، در حالی که به فرزندان بزرگتر استقلال بیشتری داده میشود. - اگرچه کودکان معمولا این رفتارها را کم درک میکنند ولی فرزندانی که میپندارند کمتر به آنها توجه میشود، پیشامد آسیب به سلامت روانی آنها بیشتر است. - گاهی هم والدین آنچنان نگران رفتار برابر با فرزندانشان هستند که ناخواسته نیازها و انتخابهای فردی را نادیده میگیرند.
🎓🧠 رفتارشناسی:
فرگشت
این حالت در بسیاری از گونه های جانوری هست، در کتاب ژن خودخواه نمونه هایی از آن آورده شده است برای نمونه جوجه هایی که تازه از تخم بیرون میآیند برای اینکه خوراک بیشتری بگیرند جیک جیک و سر و صدای بیشتری میکنند. یا بر پایه این پژوهش رقابتهای (سازنده) نیز میان فرزندان برای منابع بیشتر پدید میآید که آن هم بسته به شرایط شناختی تغییر میکنند و میتواند به سوگیری دوسوخواهی یا بوریدان در والدین بینجامد
خَزِشِ رفتارها
"دوست داشتن" رفتار یکتا نیست و بسته به تجربه، خاطرهها، زمان، وضعیت و شرایط تغییر می کند. کسی را در چیزی بیشتر دوست داریم و دیگری را در چیز دیگر. - نوزاد به مادر خود ادراک امنیت، آرامش، خورد و خراک دارد و به پدر و دیگران به چشم سرگرمی مینگرد ولی به نونهالی که میرسد بهتر معنای عاطفه و روابط را در میابد. ادراکات پیوسته تغییر میکنند
افسانه
این هم که بچه ها پدر و مادر را و پدر و مادر بچه ها را یکسان دوست دارند افسانه ای بیش نیست. در همه جامعه ها به آن اشاره هایی شده است برای نمونه، در افسانه های ایرانی، فریدون برای آنکه ایرج و تور و سلم را به یک اندازه دوست نداشت و میانشان فرق نهاد به رنج دچار گشت. ""یعنی این پدیده از دیرباز بر آدم ها هویدا بوده""
رویکرد نهادینه
به هر روی آشکار است که معمولا والدین و فرزندان کوشش میکنند حقوق و شرایط یکسان برای آنها فرآهم کنند، هر چند که آن هم نارسایی هایی دارد و سوگیری ها و شرایط بر آن تاثیر میگذارند. (+پسند آدم یکتا و مانا نیست و در گذر زمان، افزایش، کاهش، زدایش، بازگشت و تغییر میکند)
در افروختن دانش، یا شمع باش یا آینه
شمع و آیینه شمایید، همرسانی با شما
━━━━━━━✦━━━━━━━━
🎓 B.Sciences | 💬 Group
👍6
Telegram
Market Behavioral Sciences
🎓 مارکت ساینس
🎓 نورومارکتینگ
🎓 مدیریت رفتاری
🎓 رفتار شناسی بازار
🎓 هنر رایزنی و گفتمان
🎓 شناخت زبان تن
🎓 واکاوی و آنالیز تازه ترین یافته ها در ژورنالها معتبر بازار و اقتصاد
مارکت ساینتیست : شهرام سپهری راد
(Z.E.N.D.E.G.I)
🎓 @ShahramSep
1: t.me/MBS_MSG/9
🎓 نورومارکتینگ
🎓 مدیریت رفتاری
🎓 رفتار شناسی بازار
🎓 هنر رایزنی و گفتمان
🎓 شناخت زبان تن
🎓 واکاوی و آنالیز تازه ترین یافته ها در ژورنالها معتبر بازار و اقتصاد
مارکت ساینتیست : شهرام سپهری راد
(Z.E.N.D.E.G.I)
🎓 @ShahramSep
1: t.me/MBS_MSG/9
یقه آبی و یقه سفید
در سرسام سده ۲۰ که در راستای ایدئولوژی و دیگری سازی، برچسب زنی، انگ زدن، سو گیری، تندروی و تبعیض، رواج داشت برخی واژه ها درباره کارمندان نیز تراوش میشد که خوشبختانه به یاری خرد و فرهنگ و دانش، امروزه دیگر کاربرد ندارند.
(مگر در میان ایدئولوگهای اقتصادی و سیاسی و تبعیض گرایان و نژاد پرستان)
🔵 یقه آبی Blue-collar worker :
به کارکنانی که کارهای فیزیکی و میدانی را انجام میدادند، گفته می شد.
مانند: کارگر - بنا - مکانیک - جوشکار
این برچسب نخستین بار در ۱۹۲۴ بکار برده شد
⚪️ یقه سفید White-collar worker :
به کارکنانی که بیشتر کارهای دفتر و ستادی را انجام میدادند گفته میشد. (در ایران معمولا کارمند گفته میشود)
مانند: مدیر - کارگزار بورس و بیمه - سیاستمدار - وکیل
این برچسب را آپتون سینکلر، نویسنده آمریکایی در دهه ۱۹۳۰ براه انداخت
🛗 سپس یقه های رنگی دیگری نیز برای برچسب زنی و جعل و تبعض، بکار گرفته شد:
🚺 یقه صورتی Pink collar
برای کارکنان خدمات و روابط: این برچسب در سالهای دهه ۹۰ م بیشتر برای زنان بکار میرفت و برچسبی بود که کاپیتالیست ها در ناهمسویی با حقوق برابر زن و مرد، به بانوان، میزدند
منشی تلفنی - پیشخدمت - فروشندگان خرده فروشی - نظافتچی - آشپز - پرستار بچه - کتابدار
🟡 یقه طلایی Gold collar
برای کارمندانی که درآمد زایی بالا داشتند یا کنترل هزینه ها را انجام میدادند.
مانند : حسابداران، جراحان، متخصصان بیهوشی، مهندسان
🔴 یقه قرمز Red collar
برای همه کارمندان دولتی + سران حزب کمونیست چین
⚪️ یقه خاکستری Gray collar
به کارکنانی که همزمان در یقه آبی و یقه سفید تعریف میشدند
مانند: تکنسین های IT، مهندسان معمار، و همچنین برای کارمندان سالخورده ای که پیشکسوت بودند و شناخت بالایی داشتند
🟠 یقه نارنجی
به کارکنان زندانی گفته میشد زیرا در آنزمان تنپوش زندانیان بیشتر نارنجی بود
🟣 یقه ارغوانی ها Scarlet collar
به کارکنانی که در زمینه سکس کار میکردند
⚫️ یقه سیاه Black collar
به کارکنانی که در محیط های سخت و آلوده کار میکردند
مانند: کارگران معدن، کارگران نفت و زغال سنگ، گریس کاران
و همچنین به کسانی که کارهای غیر قانونی انجام میدادند
🟢 یقه سبز Green collar
به کارکنانی که در زمینه محیط زیست و جنگلداری کار میکردند گفته میشد.
گاه برای نظامی ها به ویژه رنجرهای کلاه سبز نیز گفته میشد.
زیرا هر دو گروه محیطبانان و کلاه سبز ها بسیار سر سخت بودند
♨️ یقه باز ها Open collar
به کارکنانی گفته میشد که در خانه و با اینترنت کار میکردند
💢 نو یقه ها New collar
به کارکنانی گفته میشد که بجای روش های سنتی، از روش های نوین و نوآورانه بهره میگرفتند
❌ بی رنگ / بی یقه No collar
به کسانی که کارشان را بیشتر از پول دوست داشتند گفته میشد
مانند هنرمندان و نقاشان
در آنزمان این گروه معمولا تنپوش های بی یقه میپوشیدند
🪔 بن مایه : کتاب راهنمای واژگان بازار ایران
Behavioral Sciences | 💬 Group
Market B Science | 💬 Group
در سرسام سده ۲۰ که در راستای ایدئولوژی و دیگری سازی، برچسب زنی، انگ زدن، سو گیری، تندروی و تبعیض، رواج داشت برخی واژه ها درباره کارمندان نیز تراوش میشد که خوشبختانه به یاری خرد و فرهنگ و دانش، امروزه دیگر کاربرد ندارند.
(مگر در میان ایدئولوگهای اقتصادی و سیاسی و تبعیض گرایان و نژاد پرستان)
🔵 یقه آبی Blue-collar worker :
به کارکنانی که کارهای فیزیکی و میدانی را انجام میدادند، گفته می شد.
مانند: کارگر - بنا - مکانیک - جوشکار
این برچسب نخستین بار در ۱۹۲۴ بکار برده شد
⚪️ یقه سفید White-collar worker :
به کارکنانی که بیشتر کارهای دفتر و ستادی را انجام میدادند گفته میشد. (در ایران معمولا کارمند گفته میشود)
مانند: مدیر - کارگزار بورس و بیمه - سیاستمدار - وکیل
این برچسب را آپتون سینکلر، نویسنده آمریکایی در دهه ۱۹۳۰ براه انداخت
🛗 سپس یقه های رنگی دیگری نیز برای برچسب زنی و جعل و تبعض، بکار گرفته شد:
🚺 یقه صورتی Pink collar
برای کارکنان خدمات و روابط: این برچسب در سالهای دهه ۹۰ م بیشتر برای زنان بکار میرفت و برچسبی بود که کاپیتالیست ها در ناهمسویی با حقوق برابر زن و مرد، به بانوان، میزدند
منشی تلفنی - پیشخدمت - فروشندگان خرده فروشی - نظافتچی - آشپز - پرستار بچه - کتابدار
🟡 یقه طلایی Gold collar
برای کارمندانی که درآمد زایی بالا داشتند یا کنترل هزینه ها را انجام میدادند.
مانند : حسابداران، جراحان، متخصصان بیهوشی، مهندسان
🔴 یقه قرمز Red collar
برای همه کارمندان دولتی + سران حزب کمونیست چین
⚪️ یقه خاکستری Gray collar
به کارکنانی که همزمان در یقه آبی و یقه سفید تعریف میشدند
مانند: تکنسین های IT، مهندسان معمار، و همچنین برای کارمندان سالخورده ای که پیشکسوت بودند و شناخت بالایی داشتند
🟠 یقه نارنجی
به کارکنان زندانی گفته میشد زیرا در آنزمان تنپوش زندانیان بیشتر نارنجی بود
🟣 یقه ارغوانی ها Scarlet collar
به کارکنانی که در زمینه سکس کار میکردند
⚫️ یقه سیاه Black collar
به کارکنانی که در محیط های سخت و آلوده کار میکردند
مانند: کارگران معدن، کارگران نفت و زغال سنگ، گریس کاران
و همچنین به کسانی که کارهای غیر قانونی انجام میدادند
🟢 یقه سبز Green collar
به کارکنانی که در زمینه محیط زیست و جنگلداری کار میکردند گفته میشد.
گاه برای نظامی ها به ویژه رنجرهای کلاه سبز نیز گفته میشد.
زیرا هر دو گروه محیطبانان و کلاه سبز ها بسیار سر سخت بودند
♨️ یقه باز ها Open collar
به کارکنانی گفته میشد که در خانه و با اینترنت کار میکردند
💢 نو یقه ها New collar
به کارکنانی گفته میشد که بجای روش های سنتی، از روش های نوین و نوآورانه بهره میگرفتند
❌ بی رنگ / بی یقه No collar
به کسانی که کارشان را بیشتر از پول دوست داشتند گفته میشد
مانند هنرمندان و نقاشان
در آنزمان این گروه معمولا تنپوش های بی یقه میپوشیدند
🪔 بن مایه : کتاب راهنمای واژگان بازار ایران
در افروختن دانش، یا شمع باش یا آینه
شمع و آیینه شمایید، همرسانی با شما
Behavioral Sciences | 💬 Group
Market B Science | 💬 Group
👍6
Telegram
گزارش گمان شکن
🕯 #گزارش_گمان_شکن #۳۹۶
🔥 این داستان: رلیجز ایردنتیسم Religious Irdentism
تمدن اسلامی؟ یهودی؟ مسیحی؟ زرتشتی؟
سخنران بهرام مشیری
همانجور که زنده یاد مشیری اشاره کرد، تمدن با مدنیت فرق دارد، صرف شهر یا روستا نشینی به معنی تمدن و متمدن بودن نیست. تمدن در مسیر…
🔥 این داستان: رلیجز ایردنتیسم Religious Irdentism
تمدن اسلامی؟ یهودی؟ مسیحی؟ زرتشتی؟
سخنران بهرام مشیری
همانجور که زنده یاد مشیری اشاره کرد، تمدن با مدنیت فرق دارد، صرف شهر یا روستا نشینی به معنی تمدن و متمدن بودن نیست. تمدن در مسیر…
🏘 تمدن!
همانجور که زنده یاد مشیری اشاره کرد، تمدن با مدنیت فرق دارد، صرف شهر یا روستا نشینی به معنی تمدن نیست. تمدن در مسیر تعالی و پیشرفت و فرهنگ است(متمدن شدن) و با جغرافیا، تلاقی جمعیت، صنعت، فرهنگ، راوابط و... تعریف میشود. (رجوع شود به مطالب فوکو، تورچین، دایموند، فکویاما، راسل، هانتینگتون، گیبون، مکگاکی، اسکیل)
دین شاید در مقاطعی کوتاه که فاقد قدرت و ثروت بوده با اغماض عنصری دسته چندم از تمدن حساب شود ولی در اصل دین و ایدئولوژی عناصر صلب و ثابت، تفرقه انداز، خشونت آمیز و متعصبانه، توتالیتر و مقاوم در مقابل تغییرات مثبت هستند. و اتفاقا باعث مخاطره و نابودی تمدنهایی در طول تاریخ شده اند. در نتیجه چیزی به اسم تمدن مذهبی یا ایدئولوژیک وجود خارجی ندارد (مگر در تحریف و جعلیات)
🪶گزارش گمانشکن
تمدن یونانی، ایرانی، مصری، چینی هم نادرست هستند زیرا:
در دانش و دانش رفتارشناسی، از واژگانی که نشود تعریف دقیق و استاندارد بر پایه «روشمندی دانش» از آنها داشت، بکار برده نمیشود. پس واژه تمدن، در کنار آنکه دارای تعریف دقیق و استاندارد نیست، برای آنکه روابط آدمها که سیستم پیچیده با پارامترهای بسیار است(مردمان، هاپلوگروپ ژنتیکی، فرهنگ، ارتباطات و شبکه ها، رفتارها، فناوری، جغرافیا، پیشینه و...) را از هم جدا و تنها به یک یا چند پارامتر فرومیکاهد،(جغرافیا، زبان) نادرست، کژدانی، سوگیرانه و غیرعلمی دانسته میشود.
(حتی با شلختگی تعریفی، اگر تمدن را فرهنگ در چهارچوب یکجانشینی و شبکه شهرها بپنداریم، باز هم این پدیده کرانمند به هیچ جغرافیا نمانده و نیست)
دانسته است که کمینه از انقلاب کشاورزی یعنی بیش از ۱۲ هزار سال پیش به اینسو «دانش و فرهنگ» با افزایش ارتباط ها در میان مردم در جغرافیاها همرسانی و اشتراکگذاری میشده است. (مانند کشاورزی، دوخت و دوز، دارو، ساخت و ساز و...) پس دانش و فرهنگ پدیدههای فراگیر گونه آدمیزاد است. و اگر با "شلختگی تعریفی"، بپنداریم پدیده ای به نام تمدن باشد. پس پدیده ای فراگیر است. زیرا هیچکدام از شهرهای بزرگ و شبکه های شهری سترگ، پیش از انقلاب کشاورزی (۱۲ هزار سال پیش) نبوده است و بیشترشان چند هزار سال پس از آن پدید آمده اند.
— حتی فناوری روشن و کنترل کردن آتش، احتمالا از نژاد منقرض شده هموارکتوس در ۱.۵ میلیون سال پیش به دیگر نژادها(ی منقرض شده) و نژاد ما رسیده است
— لباس و دوخت و دوز پیرامون ۷۰ هزار سال پیش
— انقلاب کشاورزی مخصوصا توانایی کشت گندم و جو (۱۲ هزار سال پیش)
— اهلی سازی دام و طیور به ویژه گاو، قاطر، اسب و شتر برای کشاورزی و باربری و سفر (پیرامون ۱۱ هزار سال پیش)
— کوچ، ییلاق و قشلاقِ در فاصله های تکراری با جمعیت برابر یا فراتر از عدد دانبار و ارتباط میان مردمان؛ بیش از ۵۰ هزار سال(بسیاری از آموزه ها و آمیزشهای از ارتباط قبیله ها و تبارها در کوچراه ها پدید آمده)
— یکجانشینی و ارتباط میان روستاها و شهرها با روستا و شهرهای دیگر، پیرامون ۱۰ هزار سال
و...
همه اینها مایه آن شده که هیچ شهر و فرهنگ سره، خالص و جداگانه ای معنا و واقعیت نداشته باشد. برای نمونه گندم از کمان/حلال حاصلخیز به اروپا و چین رفت، برنج از چین، بز و گاو و میش و سگ، دارو و... هر کدام از یک سرزمین در سراسر زمین پراکنده گشت. یا پیرامون ۵ هزار سال پیش، بازرگانان شهر بازرگانی-کشاوزی الیپی (کرماشان کنونی)، نمک و برخی از پوشاک را از چین، سنگ لاژورد را از بدخشان(در افغانستان کنونی) میخریدند و به همراه برخی کالاها مانند سفال، جعبه و بشکه چوبی، آبجو، محصولات کشاورزی و...(از خود الیپی) به بابل و آشور و اوروک و... میبردند، و همزمان از سوی دیگر فینیقی ها کالاهایی را از سرزمینهای پیرامون دریای مدیترانه تا آشور و مصر بازرگانی میکردند. (حتی بسیاری از افسانه های یونان و مصر و آشور و الیپی از همدیگر گرته برداری شده اند. مانند زئوس و راع و مردوک و آناهیتا)
کوتاه سخن آنکه همه چیز از کالا تا دانش و فناوری و معماری و حتی باورها در این میان پیوسته با هم آمیخته میشدند، بُر میخوردند و تغییر میکردند و فراگیر میشدند، پس کمینه از ۱۲ هزار سال پیش فرهنگ و تمدن پدیده ای فراگیر از آن همه گونه هوموساپینس بوده است و نه تنها چیزی به نام تمدن و فرهنگ دینی و باوری که حتی چیزی به نام فرهنگ و تمدن(؟) مصری/ایرانی/یونانی/چینی هم نبوده و اینها برآمده از ناآگاهی، بیدانشی، کژدانی، ایدئولوژی و تعصب هستند.
سیستم پیچیده بر پیوستگیِ ارتباط و همزیستی بنیاد دارد.
فرهنگ دقیقا یعنی چه؟
مردُم، دقیقا یعنی چه؟
#30
همانجور که زنده یاد مشیری اشاره کرد، تمدن با مدنیت فرق دارد، صرف شهر یا روستا نشینی به معنی تمدن نیست. تمدن در مسیر تعالی و پیشرفت و فرهنگ است(متمدن شدن) و با جغرافیا، تلاقی جمعیت، صنعت، فرهنگ، راوابط و... تعریف میشود. (رجوع شود به مطالب فوکو، تورچین، دایموند، فکویاما، راسل، هانتینگتون، گیبون، مکگاکی، اسکیل)
دین شاید در مقاطعی کوتاه که فاقد قدرت و ثروت بوده با اغماض عنصری دسته چندم از تمدن حساب شود ولی در اصل دین و ایدئولوژی عناصر صلب و ثابت، تفرقه انداز، خشونت آمیز و متعصبانه، توتالیتر و مقاوم در مقابل تغییرات مثبت هستند. و اتفاقا باعث مخاطره و نابودی تمدنهایی در طول تاریخ شده اند. در نتیجه چیزی به اسم تمدن مذهبی یا ایدئولوژیک وجود خارجی ندارد (مگر در تحریف و جعلیات)
🪶گزارش گمانشکن
دانش رفتارشناسی و سیستم های پیچیده:
(فرگشت، نوروساینس، ژنتیک، اپیژنتیک، زیست رفتارشناسی)
تمدن یونانی، ایرانی، مصری، چینی هم نادرست هستند زیرا:
در دانش و دانش رفتارشناسی، از واژگانی که نشود تعریف دقیق و استاندارد بر پایه «روشمندی دانش» از آنها داشت، بکار برده نمیشود. پس واژه تمدن، در کنار آنکه دارای تعریف دقیق و استاندارد نیست، برای آنکه روابط آدمها که سیستم پیچیده با پارامترهای بسیار است(مردمان، هاپلوگروپ ژنتیکی، فرهنگ، ارتباطات و شبکه ها، رفتارها، فناوری، جغرافیا، پیشینه و...) را از هم جدا و تنها به یک یا چند پارامتر فرومیکاهد،(جغرافیا، زبان) نادرست، کژدانی، سوگیرانه و غیرعلمی دانسته میشود.
(حتی با شلختگی تعریفی، اگر تمدن را فرهنگ در چهارچوب یکجانشینی و شبکه شهرها بپنداریم، باز هم این پدیده کرانمند به هیچ جغرافیا نمانده و نیست)
داده ها و یافته های ژنتیکی، باستانشناسی-مولکولی و...
دانسته است که کمینه از انقلاب کشاورزی یعنی بیش از ۱۲ هزار سال پیش به اینسو «دانش و فرهنگ» با افزایش ارتباط ها در میان مردم در جغرافیاها همرسانی و اشتراکگذاری میشده است. (مانند کشاورزی، دوخت و دوز، دارو، ساخت و ساز و...) پس دانش و فرهنگ پدیدههای فراگیر گونه آدمیزاد است. و اگر با "شلختگی تعریفی"، بپنداریم پدیده ای به نام تمدن باشد. پس پدیده ای فراگیر است. زیرا هیچکدام از شهرهای بزرگ و شبکه های شهری سترگ، پیش از انقلاب کشاورزی (۱۲ هزار سال پیش) نبوده است و بیشترشان چند هزار سال پس از آن پدید آمده اند.
— حتی فناوری روشن و کنترل کردن آتش، احتمالا از نژاد منقرض شده هموارکتوس در ۱.۵ میلیون سال پیش به دیگر نژادها(ی منقرض شده) و نژاد ما رسیده است
— لباس و دوخت و دوز پیرامون ۷۰ هزار سال پیش
— انقلاب کشاورزی مخصوصا توانایی کشت گندم و جو (۱۲ هزار سال پیش)
— اهلی سازی دام و طیور به ویژه گاو، قاطر، اسب و شتر برای کشاورزی و باربری و سفر (پیرامون ۱۱ هزار سال پیش)
— کوچ، ییلاق و قشلاقِ در فاصله های تکراری با جمعیت برابر یا فراتر از عدد دانبار و ارتباط میان مردمان؛ بیش از ۵۰ هزار سال(بسیاری از آموزه ها و آمیزشهای از ارتباط قبیله ها و تبارها در کوچراه ها پدید آمده)
— یکجانشینی و ارتباط میان روستاها و شهرها با روستا و شهرهای دیگر، پیرامون ۱۰ هزار سال
و...
ناسره ولی ناب
همه اینها مایه آن شده که هیچ شهر و فرهنگ سره، خالص و جداگانه ای معنا و واقعیت نداشته باشد. برای نمونه گندم از کمان/حلال حاصلخیز به اروپا و چین رفت، برنج از چین، بز و گاو و میش و سگ، دارو و... هر کدام از یک سرزمین در سراسر زمین پراکنده گشت. یا پیرامون ۵ هزار سال پیش، بازرگانان شهر بازرگانی-کشاوزی الیپی (کرماشان کنونی)، نمک و برخی از پوشاک را از چین، سنگ لاژورد را از بدخشان(در افغانستان کنونی) میخریدند و به همراه برخی کالاها مانند سفال، جعبه و بشکه چوبی، آبجو، محصولات کشاورزی و...(از خود الیپی) به بابل و آشور و اوروک و... میبردند، و همزمان از سوی دیگر فینیقی ها کالاهایی را از سرزمینهای پیرامون دریای مدیترانه تا آشور و مصر بازرگانی میکردند. (حتی بسیاری از افسانه های یونان و مصر و آشور و الیپی از همدیگر گرته برداری شده اند. مانند زئوس و راع و مردوک و آناهیتا)
سیستم پیچیده
کوتاه سخن آنکه همه چیز از کالا تا دانش و فناوری و معماری و حتی باورها در این میان پیوسته با هم آمیخته میشدند، بُر میخوردند و تغییر میکردند و فراگیر میشدند، پس کمینه از ۱۲ هزار سال پیش فرهنگ و تمدن پدیده ای فراگیر از آن همه گونه هوموساپینس بوده است و نه تنها چیزی به نام تمدن و فرهنگ دینی و باوری که حتی چیزی به نام فرهنگ و تمدن(؟) مصری/ایرانی/یونانی/چینی هم نبوده و اینها برآمده از ناآگاهی، بیدانشی، کژدانی، ایدئولوژی و تعصب هستند.
سیستم پیچیده بر پیوستگیِ ارتباط و همزیستی بنیاد دارد.
فرهنگ دقیقا یعنی چه؟
مردُم، دقیقا یعنی چه؟
در سایهسار دانش، خرد و فرهنگ
━━━✦━━━━━━━━━━
💬 @mardom_Iranian
💬 @Daneshe_Bazar
#30
👍11
Shahram Sepehri Rad
🏘 تمدن! همانجور که زنده یاد مشیری اشاره کرد، تمدن با مدنیت فرق دارد، صرف شهر یا روستا نشینی به معنی تمدن نیست. تمدن در مسیر تعالی و پیشرفت و فرهنگ است(متمدن شدن) و با جغرافیا، تلاقی جمعیت، صنعت، فرهنگ، راوابط و... تعریف میشود. (رجوع شود به مطالب فوکو، تورچین،…
فرهنگ دقیقا یعنی چه؟
پاسخ با روشمندی سیستماتیک و دانش رفتارشناسی
🧬 فرهنگ(Behavioral evolution) بخشی از #انتخاب_مصنوعی در فرآیند فرگشت است، یعنی "انباشت، همرسانی و انتقالِ" "دانسته ها ،آموختهها و یافته های کارآمد" به همنسلان و نسل آینده، با ابزار رفتارِ گروهی (#اپی_ژنتیک= بی بهره گرفتن و انتقال مستقیم ژنها) در راستای ماندگاری و سازگاری(بقا و تطابق = Survival and Adaptation) گونه جانوری است.
🪔 پس تنها و تنها هر رفتار گروهی، که برهانِ فرگشتی داشته باشد فرهنگ است.
🪔 فرهنگ/رفتار گروهی فرگشتی، پویا +یادگیرنده +تغییر و ویرایش پذیر +هَرَس شونده است
🪔 این رفتارها/فرهنگ همیشه به معنی بهتر و بهبود و تکامل یافتن نیست و از دیدگاه خِرَدِ روزمره، می تواند خوشایند باشد یا نباشد، طبعیت اهمیتی نمی دهد و آنچه که مهم و نیاز است «ماندگاری و سازگاری» گونه جانوری است.
🪔 روند تغییرات فرهنگی/رفتارهای گروهی فرگشتی، معمولا در انتخاب طبیعی کُند و آهسته است مگر آنکه با انتخاب مصنوعی شتاب گرفته باشد.
🪔 فرهنگ پذیری و توان همزیستی آدم ها با بخش های بسیاری از سیستم لیمبیک و آنالیتیک به ویژه بخشهای: لوب پیشانی + اوربیتو پری فرونتال کورتکس +لوب سینگولیت، پیوند یکراست دارد.
🪔 در گذشته های کهن، فرهنگ با جغرافیای گروه ها و توده های جمعیتی پیوندهایی داشت ولی با گسترش ارتباط و آمیختگی مردمان در چند هزاره گذشته به ویژه با شتابِ تصاعدی پس انقلاب صنعتی، امروزه فرهنگ یک پدیده فراگیر جهانی در راستای بقا و تطابقِ گونه انسان است.
(خرده فرهنگ هایی در اندک مردمان کمتر آمیخته با جامعه جهانی مانند اینویت ها/اسکیموها برخی قبله های جدا افتاده هست)
➕ جامعه باز و بسته
در رشته های انسانی و فلسفه، برای هر پدیده و پرمانه (مفهوم) به اندازه فیلسوفان و اندیشمندان، تعریف هست که معمولا ناهمخوانیها و گاه ناسازگاری در آن بسیار است. در دانش و روشمندی دانش، یکی از نخستین پارامترها این است که در هر رشته، واژگان باید استاندارد سازی شده باشند و تعریف و معنی و زند آنها برای همه یکسان باشد تا بتوان آنرا پژوهش دانشی کرد.
🧬 فرهنگ = Behavioral evolution
🧬 ماندگاری و سازگاری(بقا و تطابق = Survival and Adaptation)
🧬 آیین = Culture
در سالهای گذشته رفتارشناسی (شاخه های رفتارشناسی دیسندگی/فرگشتی/تکاملی ، ژنتیک رفتاری، اپیژنتیک رفتاری، میکروبیوم رفتاری، نوروساینس رفتاری، سیستمهای پیچیده رفتاری) از لاک علوم طبیعی و پایه بیرون آمده و به بررسی پدیده هایی که پیشتر تنها در قلمرو رشته های انسانی بود وارد شده است که دستاورهای بزرگی داشته است.
➕استاندارد سازی واژگان
از دید زبانشناسی برابر و معنی دقیق برای Culture واژه #آیین است زیرا کالچر همه گونه فتارهای گروهی را دربر میگیرد که ناگزیر و ناگزیر این رفتارهای گروهی در راستای ماندگاری و سازگاری گونه نیستند.
واژه فرهنگ از دو بخش فرَّ +هنگَ/ثنگَ/خْشنگَ ساخته شده است که فر به معنی بهتر و والا است و هنگ به معنی جمع و گروهی گسترانیده شده است (برخی به نادست گسترانیده را کشیده ترجمه کرده اند) هنوز هم در واژگانی مانند هنگ در ارتش، سرهنگ، هنگیدن/هنجیدن به معنی آمیختن و... کاربرد دارد. در گذشتههای دور، فرهنگ در معنی دانش هم بکار برده میشد. پس این واژه به معنی فراگشت است و نمیتواند رفتارهایی که در راستای بقا و تطابق نیستد را دربر بگیرد. همانگونه که شرح داده شد از دید دانش رفتارشناسی، فرگشت رفتاری=فرهنگ، یعنی همرسانی و انتقال داده هایی که ارزش فرگشتی و زیستی دارند و بسیاری از این داده ها میتوانند دگرسان یا زدایش شوند. برای نمونه امروزه تعصب جنسی یا مردسالاری و... دیگر ارزش فرگشتی ندارد و فرهنگ دانسته نمیشوند
پس گزاره و واژگانی مانند فرهنگ رانندگی، فرهنگ خودبرتر بینی، فرهنگ کار گروهی یا غیر گروهی، فرهنگ ایرانی/رومی /هندی /آمریکایی /غربی/شرقی، فرهنگ اسلامی/یهودی /مسیحی و... نداریم. اینها آیین(Culture) یا زیر شاخه هایی از آن مانند دین، رسم و رسوم، دین، سنت و... هستند.
پاسخ با روشمندی سیستماتیک و دانش رفتارشناسی
در دانشهای زیستشناسی و رفتارشناسی، هیچ چیز بی دیسندگی(Evolution)، تعریف درستی ندارد.
🎓 دانش رفتارشناسی
🧬 فرهنگ(Behavioral evolution) بخشی از #انتخاب_مصنوعی در فرآیند فرگشت است، یعنی "انباشت، همرسانی و انتقالِ" "دانسته ها ،آموختهها و یافته های کارآمد" به همنسلان و نسل آینده، با ابزار رفتارِ گروهی (#اپی_ژنتیک= بی بهره گرفتن و انتقال مستقیم ژنها) در راستای ماندگاری و سازگاری(بقا و تطابق = Survival and Adaptation) گونه جانوری است.
🪔 پس تنها و تنها هر رفتار گروهی، که برهانِ فرگشتی داشته باشد فرهنگ است.
🪔 فرهنگ/رفتار گروهی فرگشتی، پویا +یادگیرنده +تغییر و ویرایش پذیر +هَرَس شونده است
🪔 این رفتارها/فرهنگ همیشه به معنی بهتر و بهبود و تکامل یافتن نیست و از دیدگاه خِرَدِ روزمره، می تواند خوشایند باشد یا نباشد، طبعیت اهمیتی نمی دهد و آنچه که مهم و نیاز است «ماندگاری و سازگاری» گونه جانوری است.
🪔 روند تغییرات فرهنگی/رفتارهای گروهی فرگشتی، معمولا در انتخاب طبیعی کُند و آهسته است مگر آنکه با انتخاب مصنوعی شتاب گرفته باشد.
🪔 فرهنگ پذیری و توان همزیستی آدم ها با بخش های بسیاری از سیستم لیمبیک و آنالیتیک به ویژه بخشهای: لوب پیشانی + اوربیتو پری فرونتال کورتکس +لوب سینگولیت، پیوند یکراست دارد.
🪔 در گذشته های کهن، فرهنگ با جغرافیای گروه ها و توده های جمعیتی پیوندهایی داشت ولی با گسترش ارتباط و آمیختگی مردمان در چند هزاره گذشته به ویژه با شتابِ تصاعدی پس انقلاب صنعتی، امروزه فرهنگ یک پدیده فراگیر جهانی در راستای بقا و تطابقِ گونه انسان است.
(خرده فرهنگ هایی در اندک مردمان کمتر آمیخته با جامعه جهانی مانند اینویت ها/اسکیموها برخی قبله های جدا افتاده هست)
➕ جامعه باز و بسته
🎓 روشمندی دانشی
در رشته های انسانی و فلسفه، برای هر پدیده و پرمانه (مفهوم) به اندازه فیلسوفان و اندیشمندان، تعریف هست که معمولا ناهمخوانیها و گاه ناسازگاری در آن بسیار است. در دانش و روشمندی دانش، یکی از نخستین پارامترها این است که در هر رشته، واژگان باید استاندارد سازی شده باشند و تعریف و معنی و زند آنها برای همه یکسان باشد تا بتوان آنرا پژوهش دانشی کرد.
🧬 فرهنگ = Behavioral evolution
🧬 ماندگاری و سازگاری(بقا و تطابق = Survival and Adaptation)
🧬 آیین = Culture
در سالهای گذشته رفتارشناسی (شاخه های رفتارشناسی دیسندگی/فرگشتی/تکاملی ، ژنتیک رفتاری، اپیژنتیک رفتاری، میکروبیوم رفتاری، نوروساینس رفتاری، سیستمهای پیچیده رفتاری) از لاک علوم طبیعی و پایه بیرون آمده و به بررسی پدیده هایی که پیشتر تنها در قلمرو رشته های انسانی بود وارد شده است که دستاورهای بزرگی داشته است.
➕استاندارد سازی واژگان
🎓 واژهشناسی و ترمینولوژی #Terminology
از دید زبانشناسی برابر و معنی دقیق برای Culture واژه #آیین است زیرا کالچر همه گونه فتارهای گروهی را دربر میگیرد که ناگزیر و ناگزیر این رفتارهای گروهی در راستای ماندگاری و سازگاری گونه نیستند.
واژه فرهنگ از دو بخش فرَّ +هنگَ/ثنگَ/خْشنگَ ساخته شده است که فر به معنی بهتر و والا است و هنگ به معنی جمع و گروهی گسترانیده شده است (برخی به نادست گسترانیده را کشیده ترجمه کرده اند) هنوز هم در واژگانی مانند هنگ در ارتش، سرهنگ، هنگیدن/هنجیدن به معنی آمیختن و... کاربرد دارد. در گذشتههای دور، فرهنگ در معنی دانش هم بکار برده میشد. پس این واژه به معنی فراگشت است و نمیتواند رفتارهایی که در راستای بقا و تطابق نیستد را دربر بگیرد. همانگونه که شرح داده شد از دید دانش رفتارشناسی، فرگشت رفتاری=فرهنگ، یعنی همرسانی و انتقال داده هایی که ارزش فرگشتی و زیستی دارند و بسیاری از این داده ها میتوانند دگرسان یا زدایش شوند. برای نمونه امروزه تعصب جنسی یا مردسالاری و... دیگر ارزش فرگشتی ندارد و فرهنگ دانسته نمیشوند
پس گزاره و واژگانی مانند فرهنگ رانندگی، فرهنگ خودبرتر بینی، فرهنگ کار گروهی یا غیر گروهی، فرهنگ ایرانی/رومی /هندی /آمریکایی /غربی/شرقی، فرهنگ اسلامی/یهودی /مسیحی و... نداریم. اینها آیین(Culture) یا زیر شاخه هایی از آن مانند دین، رسم و رسوم، دین، سنت و... هستند.
در سایهسار دانش، خرد و فرهنگ
━━━━━━━✦━━━━━━━━
B.Sciences | Group (People)
M.Science | Group (Market)
👏11🙏1🕊1
Shahram Sepehri Rad
🏘 تمدن! همانجور که زنده یاد مشیری اشاره کرد، تمدن با مدنیت فرق دارد، صرف شهر یا روستا نشینی به معنی تمدن نیست. تمدن در مسیر تعالی و پیشرفت و فرهنگ است(متمدن شدن) و با جغرافیا، تلاقی جمعیت، صنعت، فرهنگ، راوابط و... تعریف میشود. (رجوع شود به مطالب فوکو، تورچین،…
مردُم، دقیقا یعنی چه؟
پاسخ با روشمندی سیستماتیک و دانش رفتارشناسی
پیشنیاز این پست
🎓 فرگشت بر پایه #ماندگاری + #سازگاری (بقا و تطابق) است. در همین راستا در دانش رفتارشناسی و اپیژنتیک، #فرهنگ (Behavioral evolution) یعنی انباشت و همرسانی دانسته ها به دیگران +نسل آینده از راه رفتارهای گروهی (بی بهره گیری از ژن ها)
آدمها/انسانها به گونه جانوری با رفتارها و ویژگی های پایه ای زیستی آن اشاره دارد؛ مردم بر ساخته از آدمهایی هستند که لایه هایی بالا تر از لایه زیستی آدم/انسان هستند. مردم یعنی، انسانهایی که نه تنها دارای زیست اجتماعی بلکه دارای #فرهنگ میباشند. مردم لایه فراگشت یافته انسانها در پردازه و فرآیند فرهنگ (فرگشت رفتاری) هستند
مردم به «همه» آدمهای دارای فرهنگ و همزیستی در جغرافیای مد نظر گفته میشود
برتری مردم این است که از لایه نیازهای نخستین زیستی و حق زیستن، به لایه های بالاتر در رسته و دسته همزیستی و فرهنگ میرسد یعنی دارای حقوق همزیستی نیز میشوند. مانند حقوق بشر، حق مالکیت، حق شهروندی، حقوق روانشناختی، و... و در یک واژه دارای حقوق مردمی میشود.
برگرفته از سوسیوبیولوژی از ادوارد ویلسون +ژن خودخواه از ریچارد داوکینز +اولترا سوسایتی از پیتر تورچین +...
لایه ها میتواند در دیدگاههای گوناگون شمار و نام گوناگون داشته باشد ولی معمولا از دید روندی:
۱-لایه گروه
زیر لایه انسان (فردیت)
زیر لایه خانواده
زیر لایه دسته ها: خویشاوندان + نزدیکان و همسایه و همبازی و کسانی که بیشتر با آدم هستند
🪔 عدد رابین دانبار: از دید فرگشتی شمار پیوند های نزدیک و تاثیر پذیر مردم هنوز هم برای هر کس پیرامون پیرامون ۱۵۰ تا ۲۵۰ تَن است. (هر چند در دو دهه گذشته این عدد با چالش روبرو شده است)
۲- لایه گله /اجتماع
زیر لایه خاندان/عشیره/قبیله (میتواند چند صد و بیشتر باشد)
زیر لایه کده: مجموعه روستا و دهکده نزدیک همسایه و در ارتباط با هم)
زیر لایه دودمان: نافه/طایفه/ایل/قوم (میتواند چند هزار و بیشتر باشد)
۳- لایه کلان
زیر لایه شهر و کشور
زیر لایه گونه (همه آدم های جهان)
زیر لایه همزیستان (وجود حس مسئولیت و همزیستی در برابر حفظ طبیعت و بقای دیگر جانوران و جانداران در برابر نرخ پرشتاب قلمرو مردم در طبیعت)
مردم در تعریف کلان به جغرافیای خاصی کرانمند نمیشود برای نمونه هیچ شهر و استان و کشوری نیست که تبار و زبان و آیین و رفتار مردم مرزهای آن با کشورهای همسایه آمیخته و تنیده نباشد(میهن) پس باید آزادی میان مردم باشد. نمیبایست به بهانه و نام هایی مانند کشور و مرز و قلمرو، مردم را از هم جدا کرد وگرنه مایه آسیب های رفتاری و اجتماعی فراوان، و حتی میاننسلی میشود، و نیز کاهش تنوع ژنتیکی در بیولوژی آدمها(که بسیار خطرناک است)، پس باید مردم بتوانند با هم رفت و آمد و پیوند داشته باشند (مانند کشورهای یورو + اهمیت بازار آزاد + ارزش ارتباطات)
در زبان های ایران واژه "مردم" از دو بخش مرث/مرت +تنه ساخته شده به معنی پیکر میرا. در ریخت کهن آن به معنی گونه آدمیزاد/انسان (Human) کاربرد داشته است ولی با گذر زمان و فرایند ادبیاتی و فرهنگی، معنی بالاتر از سطح انسان را به خود گرفته تا آنجا که مردمی بودن یکی از ویژگی های نیک و فرهنگی دانسته میشد و نامردمی بودن یک دشنام
"از غم نامردمی ها بغض ها در سینه دارم"
"همه #مردمی باید و راستی | نباید به کار اندرون کاستی
هر آنکس که باشد از #ایرانیان | ببندد بدین بارگه برمیان"
🎓☕️ پژوهش مردم در ادبیات و میتولوژی ایران به ویژه فردوسی
پاسخ با روشمندی سیستماتیک و دانش رفتارشناسی
پیشنیاز این پست
در دانشهای زیستشناسی و رفتارشناسی، هیچ چیز بی دیسندگی(Evolution)، تعریف درستی ندارد.
🎓 دانش رفتارشناسی
🎓 فرگشت بر پایه #ماندگاری + #سازگاری (بقا و تطابق) است. در همین راستا در دانش رفتارشناسی و اپیژنتیک، #فرهنگ (Behavioral evolution) یعنی انباشت و همرسانی دانسته ها به دیگران +نسل آینده از راه رفتارهای گروهی (بی بهره گیری از ژن ها)
آدمها/انسانها به گونه جانوری با رفتارها و ویژگی های پایه ای زیستی آن اشاره دارد؛ مردم بر ساخته از آدمهایی هستند که لایه هایی بالا تر از لایه زیستی آدم/انسان هستند. مردم یعنی، انسانهایی که نه تنها دارای زیست اجتماعی بلکه دارای #فرهنگ میباشند. مردم لایه فراگشت یافته انسانها در پردازه و فرآیند فرهنگ (فرگشت رفتاری) هستند
مردم به «همه» آدمهای دارای فرهنگ و همزیستی در جغرافیای مد نظر گفته میشود
برتری مردم این است که از لایه نیازهای نخستین زیستی و حق زیستن، به لایه های بالاتر در رسته و دسته همزیستی و فرهنگ میرسد یعنی دارای حقوق همزیستی نیز میشوند. مانند حقوق بشر، حق مالکیت، حق شهروندی، حقوق روانشناختی، و... و در یک واژه دارای حقوق مردمی میشود.
🎓 ساختار اجتماعی
برگرفته از سوسیوبیولوژی از ادوارد ویلسون +ژن خودخواه از ریچارد داوکینز +اولترا سوسایتی از پیتر تورچین +...
لایه ها میتواند در دیدگاههای گوناگون شمار و نام گوناگون داشته باشد ولی معمولا از دید روندی:
۱-لایه گروه
زیر لایه انسان (فردیت)
زیر لایه خانواده
زیر لایه دسته ها: خویشاوندان + نزدیکان و همسایه و همبازی و کسانی که بیشتر با آدم هستند
🪔 عدد رابین دانبار: از دید فرگشتی شمار پیوند های نزدیک و تاثیر پذیر مردم هنوز هم برای هر کس پیرامون پیرامون ۱۵۰ تا ۲۵۰ تَن است. (هر چند در دو دهه گذشته این عدد با چالش روبرو شده است)
۲- لایه گله /اجتماع
زیر لایه خاندان/عشیره/قبیله (میتواند چند صد و بیشتر باشد)
زیر لایه کده: مجموعه روستا و دهکده نزدیک همسایه و در ارتباط با هم)
زیر لایه دودمان: نافه/طایفه/ایل/قوم (میتواند چند هزار و بیشتر باشد)
۳- لایه کلان
زیر لایه شهر و کشور
زیر لایه گونه (همه آدم های جهان)
زیر لایه همزیستان (وجود حس مسئولیت و همزیستی در برابر حفظ طبیعت و بقای دیگر جانوران و جانداران در برابر نرخ پرشتاب قلمرو مردم در طبیعت)
🎓 هنجار و سیاست رفتاری
مردم در تعریف کلان به جغرافیای خاصی کرانمند نمیشود برای نمونه هیچ شهر و استان و کشوری نیست که تبار و زبان و آیین و رفتار مردم مرزهای آن با کشورهای همسایه آمیخته و تنیده نباشد(میهن) پس باید آزادی میان مردم باشد. نمیبایست به بهانه و نام هایی مانند کشور و مرز و قلمرو، مردم را از هم جدا کرد وگرنه مایه آسیب های رفتاری و اجتماعی فراوان، و حتی میاننسلی میشود، و نیز کاهش تنوع ژنتیکی در بیولوژی آدمها(که بسیار خطرناک است)، پس باید مردم بتوانند با هم رفت و آمد و پیوند داشته باشند (مانند کشورهای یورو + اهمیت بازار آزاد + ارزش ارتباطات)
🎓 واژهشناسی و ترمینولوژی #Terminology
در زبان های ایران واژه "مردم" از دو بخش مرث/مرت +تنه ساخته شده به معنی پیکر میرا. در ریخت کهن آن به معنی گونه آدمیزاد/انسان (Human) کاربرد داشته است ولی با گذر زمان و فرایند ادبیاتی و فرهنگی، معنی بالاتر از سطح انسان را به خود گرفته تا آنجا که مردمی بودن یکی از ویژگی های نیک و فرهنگی دانسته میشد و نامردمی بودن یک دشنام
"از غم نامردمی ها بغض ها در سینه دارم"
"همه #مردمی باید و راستی | نباید به کار اندرون کاستی
هر آنکس که باشد از #ایرانیان | ببندد بدین بارگه برمیان"
🎓☕️ پژوهش مردم در ادبیات و میتولوژی ایران به ویژه فردوسی
در افروختن دانش یا شمع باش یا آینه
━━━━━━━✦━━━━━━━━
B.Sciences | Group (People)
👍8💯3❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎓 چرا راهکارهای پیش پا افتاده را نمی بینیم؟
Source : Harvard Business Review
در رفتارشناسی و مارکتساینس، سوگیری هست به نام تثبیت کارکرد (Functional Fixedness) که مایه نگرش تنها در پارادایم و چهارچوب از پیش پنداشته و تعریف میشود و نگرش باز، فراگیر و بیرون از چهارچوب را پس میزند.
این سوگیری با سوگیری هاله یا اثر هاله همپوشانی دارد.
#سوگیری #cognitive_biases
Source : Harvard Business Review
در رفتارشناسی و مارکتساینس، سوگیری هست به نام تثبیت کارکرد (Functional Fixedness) که مایه نگرش تنها در پارادایم و چهارچوب از پیش پنداشته و تعریف میشود و نگرش باز، فراگیر و بیرون از چهارچوب را پس میزند.
این سوگیری با سوگیری هاله یا اثر هاله همپوشانی دارد.
#سوگیری #cognitive_biases
━━━━━━━
💬 گروه مردم
━━━━━━━
💬 گروه بازار
━━━━━━━
👍3🔥2👏1
🎓 بخشهایی که در دریافت هر یک از حس های پنجگانه در مغز بیشترین تکاپو را دارند
در آینده و در بررسی و آموزش #نورومارکتینگ و #مهندسی_بازار، به این کانون ها بیشتر خواهم پرداخت.
#Neuromarketing
━━━━━━━━━━━━━
در افروختن دانش، یا شمع باش یا آینه
در آینده و در بررسی و آموزش #نورومارکتینگ و #مهندسی_بازار، به این کانون ها بیشتر خواهم پرداخت.
#Neuromarketing
━━━━━━━━━━━━━
در افروختن دانش، یا شمع باش یا آینه
Behavioral Sciences | 💬 Group
Market Science | 💬 Group
👍7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تنهایی و افسردگی
بیماری و اختلال یا مکانیزمِ هشدار؟
🪶 شهرام سپهری
🧬🧠 در روانشناسی کلاسیک رویکردهایی مانند تنهایی، افسردگی، مردمگریزی و... را بیماری و اختلال میدانند. دانش رفتارشناسی بر این است که میباید آنها را هم بخشی از دیسندگی(فرگشت=تکامل) دانست. از این رو:
🌻 احساسات (درد و سوزش و...) مکانیزمِ هشدار برای رسیدگی و توجه بیشتر به سلامت شخصی هستند.
🌻 عواطف (تنهایی و افسردگی و...) مکانیزمِ هشدار برای رسیدگی و توجه بیشتر به پیوند ها هستند.
🎓 رویکرد دیسندگی، برای خوشبختی و خوشایند یا بدبختی و اندوهِ جانداران نیست؛ برای زنده نگه داشتن و همرسانی ژن به نسل های دیگر است. (ماندگاری = بقا) و ادراکات و عواطف یکی از ساید افکت ها Side effect در فرگشت هستند.(سازگاری= تطابق)
📕پیشنهاد کتاب:
رندولف نِسِ، نیز در کتاب دلایل خوب برای احساس بد (Good Reasons for Bad Feelings) رویکرد رفتارشناسی و فرگشتی را برای نارسایی ها و ناهنجاریهای رفتاری پیشنهاد کرده است.
🎓 رفتارشناسی
━━━━━━━━
💬 گروه مَردُم
━━━━━━━
📚 کتابخانه دانا
👍5❤4🔥1