Shahram Sepehri Rad
⛓️ توتالیتاریسم سازمانی Organizational totalitarianism ‏(Micro management = میکرو منیجمنت) باورشان بر این است مدیر باید گشتاپو بازی در بیاورد، در هر سوراخ سنبه ای سرک بکشد. اگر خوشش بیاید آنگاه فرمان همایونی میدهد. باور دارد کارشناس و کارمند که دلسوز نیست…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک مدیر خوب بودن یعنی افراد با استعداد رو استخدام کنید و بعد از سر راهشان کنار بروید.
🌻 تینا فِی

خود را با مردمی محصور کنید که شما را به چالش بکشند، به شما بیاموزند، و شما را به سمت بهترین خودتان بودن هول دهند.
🌻 بیل گیتس

آنقدر عقل داشته با که برای کارهای ضروری افراد خوب را انتخاب کنی، ولی آنقدر خوددار باش که موقع انجام‌، در کارشان دخالت نکنی
🌻 تئودور روزولت

مدیر های خود ارضا، دیر انزال، زود انزال، اُرگاسمی

💬 @Daneshe_Bazar

من در حامی باش
Shahram Sepehri Rad
🎓 روی بامایستر Roy Baumeister (سوشال سایکالوژیست) در کتاب «حیوان فرهنگی» میگوید: 🎲"در کشور آمریکا اگر شما توهم و فوبیای کشته شدن از سوی تروریستها را دارید پس باید بدانید پیشامد آماری خفه شدن شما در وان حمام خودتان درحالی که خوابتان برده بسیار بیشتر است" به…
‏Nothing Is True and Everything Is Possible
هیچ چیز حقیقت ندارد، هر چیزی ممکن است

پارانویا پاندمی

کتابی از Peter Pomerantsev
این کتاب هشدار می‌دهد که ایدئولوژی‌ها و باور‌های انحصارگر و توتالیتر (به ویژه هنگامی‌ با قدرت و حکومت در پیوند باشند) می‌کوشند تا با فرآیندهای #مهندسی_رسانه، به جامعه القا کنند که هیچ حقیقتی نیست و از این راه غیرمستقیم این باور پدید می‌آید که به هیچ بنا و بنیانِ دانشی، خردمندانه و منطقی هم نمی‌توان اعتماد کرد، و بدین‌گونه هر نقد و پژوهشِ دانش و منطقی و واقعی از سوی مردم را که بنیادهای باور و ایدئولوژی قدرت یافته را زیر سوال ببرد، سست و سرکوب کنند

هنگامیکه گروهی بتواند، واقعیت را با حقیقت و حقیقت را با باور خودشان جایگزین کنند، آنگاه این قدرت را خواهند داشت تا تاریخ و واقعیت را هر جور که بخواهد تحریف و القا کنند.

برای همین است که ایدئولوژی‌ها، دین‌ها، دانشنما(شبه علم) و باورها و دولت‌های انحصاری و توتالیتر با واقعیت و دانش، ناسازگار هستند. پس رسانه‌هایشان با تکرار و تکرار دروغ کوشش در القای آن دارند که "دروغ گوبلزی" نامیده می‌شود.

🎓 کتاب‌ و داده ها در کامنت‌

💬 @mardom_Iranian
داستان Betamax

بخش۱: بالا
بخش۲: پایین

آینده پژوهی نیاز است ولی با نذر اکنون برای گذشته یا آینده، هیچکدام را نخواهیم داشت (قربانی کردن اکنون برای گذشته یا آینده ایدئولوژی و خرافات و انگیزه کور است نه استراتژی) جهان و زندگی و رفتارها سیستم‌های پیچیده ،پویا و پر متغییر است، نباید بنیاد کار تنها بر پایه یک استراتژی باشد. همه تخم مرغ ها را در یک سبد نمی‌شود چید چون بازار زنده است. باید مدیریت ریسک داشت. وگرنه می‌شود آنچه بر بتامکس آمد. یا از سوی دیگر اینرسی در برابر تغییر و نداشتن بازار پژوهی و آینده پژوهی می‌شود نوکیا

شکست بتامکس از برند سونی برای #سوگیری استراتژی تک‌بنیادی آینده نگر، و از دست دادن مزیت رقابتی کنونی در برابر «وی.اچ.اس» بود. بتامکس همزمان با پخش می‌توانست فیلم را با کیفت کریستال و زمانبندی ضبط کند، ولی سهم خود از بازار را به VHS که کیفیت کمتری داشت و نوارش بزرگتر بود باخت زیرا:
۱-بتامکس گرانتر بود
۲-هالیود در کنار تلویزیون تصمیم به پخش و توزیع فیلم در دستگاه های پخش خانگی و فروشگاه ها و کرایه دهندگان کرد و تصمیم گرفت برای ارزانی و فراوانی، فیلم‌ها را روی VHS فیلمها را ضبط کند

@Daneshe_bazar
Shahram Sepehri Rad
🎓هرم شواهد یا هرم یافته ها باید آگاه باشیم که شواهد جای فکت ها را نمی‌گیرد شواهد(Evidence) و داده ها(data) با دانسته ها(information) یکی نیستند و باید به شیوه سیستماتیک و #روشمندی دانشی بررسی و واکاوی بشوند. برای نمونه شاید کسی را ببینیم که هر روز وارد یک…
ابطال پذیری، یکی از پارامترهای روشمندی دانش (ساینس) نیست


از دید پوپر، یک نظریه زمانی "علمی" است که بتوان آن نظریه را به چالش کشید و رد کرد! یا نظریه ای علمی است که ابطال‌پذیر باشد! که به آن اصل ابطال‌پذیری (Falsifiability یا Refutability) پوپر گفته می‌شود

نارسایی و سوگیری پوپر در آنجا بود که مانند کشور ما، هم رشته های انسانی (اندیششی) و هم رشته های علوم پایه (دانشی) را علم / دانش/ Science می‌نامید. ولی روشن و رسوا روشمندی این دو یکی نیست.
رشته های اندیششی

رشته های انسانی بر پایه دیدگاه های آدم ها بنیاد است و از این رو بر پایه ابطال پذیری پوپر، معمولا به ازای هر دیدگاه و نظریه انسانی، می‌توان وارونه آن را یافت. که این در فلسفه و روانشناسی و ... همه رشته های اندیششی کمابیش چنین هست؛ برای همین است که گفته می‌شود:
به تعداد فیلسوفان فلسفه هست.
🎓رشته های دانشی

ولی در رشته های دانشی (علوم پایه و طبیعی) "دیدگاه‌‌" اهمیت و ارزش ندارد بلکه این "داده ها و یافته های روشن و رسا"، "اندازه گیری و محاسبه شونده"، "آزمایش و تکرار پذیر" هستند که در "سیستم روشمندی دانش" مهم هستند. از این روی است که قانونهای(Law) علمی هرگز و نیز بیشتر نظریه‌های(Theory) دانشی، ابطال پذیر نیستند، حتی فرضیه‌های(Hypothesis) علمی هم چنان دارای پشتوانه هستند که به سادگی نمی‌توان آنها را رد و ابطال کرد. (برای نمونه با آنکه گرانش/جاذبه، فرگشت، بیگ‌بنگ، جنبش گازها، ترموداینامیک، الکترومغناطیس و... فکت هستند ولی همچنان به آنها تئوری/نظریه گفته می‌شود و نه قانون.)
پس در دانش اثبات مهم است و اگر هر زمان چیزی باطل شود دیگر دانش نیست و جایش در تاریخ است.


🪔 کاربرد ابطال‌پذیری در دانش، ولی نه در جایگاه یک پارامتر و اصل از روشمندی دانشی

در علم(Science) روندی هست به نام "بازبینی و راستی آزمایی" که برای فرضیه، تئوری، پژوهش، پایان نامه یا مقاله‌ها بکار برده می‌شود، یعنی پژوهشگر باید بکوشد خودش جستار و پژوهش خودش را در پایان و پس از گذراندن روشمندی دانشی، به چالش بکشد و رد کند (مانند اینکه کسی با خودش شطرنج بازی کند) اگر توانست که باید کارش را ویرایش یا رها کند و اگر نتوانست که بازبینی را برای رفتن روندها و فیلترهای دیگر انجام داده است.
شاید و شاید، بتوان ابطال پذیری پوپر را نه در جایگاه یک پارامتر و اصل از روشمندی دانشی، بلکه چیزی مانند باز‌آزمایی دانست.

🪶 گفت و گو و دموکراسی جایی در دانش ندارد، همانگونه که قوانین نیوتن با گفت و گو، رایزنی، رای‌گیری و دموکراسی، بررسی و رد نمی‌شود، پس کسی، فلسفه را با دانش یکی نگیرد. این دو، روشمندی یکسان ندارند.

پس ابطال پذیری پوپر، در روشمندی اندیششی (فلسفی و رشته‌های انسانی) می‌تواند(نه حتما) یک اصل باشد چون این رشته ها بیشتر بر پایه باورها و اندیشه آدم ها هستند و در اندیشه آدمها سوگیری و خطا بسیار است. - ولی ابطال پذیری در مکانیزم‌ها، پارامترهای روشمندی دانشی(علوم طبیعی و ریاضیات) کاربرد ندارد و در بهترین حالت برای نگارش جستار یا مقاله در برخی انگاشت‌ها(Hypothesis) می‌تواند یک بازبینی باشد.

🎓 داده های بیشتر در کامنت

🌻 من در حامی باش
🎓 @ShahramSep
💬 @mardom_Iranian
Shahram Sepehri Rad
بازاریابی ترس FUD: Fear & Doubt Uncertainty – FM: Fear Marketing هنگامی یک نهاد بازاری دربازاریابی کاال/خدمت خود ناتوان و ناکام می‌ماند، بجای بهره بردن از روش های نوین بازاریابی، دست به یکی از ناروا ترین شیوه های بازاریابیِ رفتار شناختی، میزند به نام بازاریابی…
☕️ اثر زیان‌گریزی (Loss Aversion) در تکنیک های رایزنی

از دست دادن، رنج بیشتری نسبت به دست نیاوردن دارد.
(جایگاه این #سوگیری که مانند درد است، در مغز را در کامنت ها)

آدمها و خریداران زمانی که بدانند یا بپندارند که نداشتن یا نخریدن یا انجام داندن کاری، همراه با زیان، آسیب یا حتی "از دست دادن" است، پیشامد آنکه خرید کنند یا آن کار را انجام دهند بسیار افزایش میابد. (سیستم لیمبیک در راستای ماkدگاری و بقا پُر تکاپوتر می‌شود و مایه تصمیم و واکنش تندتر می‌شود) در روابط (فردی، کاری، اجتماعی) همیشه نیاز نیست بر سود تاکید کرد، گاهی ها نیاز است هزینه از دست رفتن فرصت، را یادآوری کرد.
🪔 مثال (تولیدی):
اگر خط تولید را با مدل مدرن جایگزین نکنید، سالانه ۳۰۰میلیون‌تومان تنها برای پرت و ضایعات زیان می‌کنید.


🎓 رفتارشناسی بازار:

۱- مرز باریکی میان "زیان‌گریزی" با "بازاریابی‌ترس(FUD/ FM) یا ترس‌فروشی(FS)" هست. "زیانگریزی" بنیاد خردمندانه و برد-برد برای هر دو سو دارد؛ ولی بنیاد FM & FS بر برد-باخت است. نباید اینها را بجای هم بکار گرفت چون دومی و سومی تنها در برهه کوتاه پاسخ می‌دهد ولی پس از گذر زمان، مایه بی‌اعتمادی، پاد مارکتینگ و ضد تبلیغات میشود.

معمولا و به ویژه در بازارهای در بندِ اقتصاد دستوری و دولتی، (و در پروپاگاندای سیاسی) ترفندهای FM & FS انجام می‌شود و آنرا با چاشنی انحصار، کمبود، تورم و کالای گیفن آنرا پیوند می‌دهند.

‏Economics VS #market_Science: برای ماهیت و سرشتِ دولت و تراست گرایی، که در "اقتصاد" هست؛ معمولا اقتصاد رفتاری (درست‌تر: روانشناسی اقتصادی) نیز، بر ترس و استراتژی برد-باخت، فروش بیشتر و سوداگری، تکیه میکند. ولی برای سرشت "دانشی، فرهنگی، مردمی و مشارکتیِ" مارکت‌ساینس، رشته های آن مانند بیهیورال مارکتینگ (#Behavioral_Marketing)، نورومارکتینگ (#NeuroMarketing) و #برندینگ، بر استراتژی برد-برد تکیه می‌شود و زیان‌گریزی "تنها اگر نیاز باشد" آنگاه به شرطِ توضیح و روشنگری درباره آن، پیشنهاد می‌شود.


‏۲- Evolutionary_Cognitive biases:
اثر زیان‌گریزی (Loss Aversion) یک سوگیریِ فرگشتی_شناختیِ موقعیتی است؛ یعنی هنجار یا اصل همیشگی و پدیده ای فراگیر در همه زمان ها و موقعیت ها نمی‌باشد؛ پس نمی‌توان آنرا در جایگاه برنامه، استراتژی یا برنامه راهبردی در روابط بنیاد کرد، بلکه یک ترفند است که اگر نیاز باشد، از آن می‌توان بهره برد.(به شرط توضیح دادن نیاز و پیامدهایش برای دیگری)

دانسته‌های بیشتر در کامنت
🌻 من در حامی باش

🎓 @ShahramSep
💬 @mardom_Iranian
Shahram Sepehri Rad
پیرامون ۴ و نیم میلیارد تَن داری دست کم #یکی از شبکه های اجتماعی هستند و میانگین ۲ساعت و ۲۷دقیقه با آن ور می‌روند که ۷۰% زمان با تغییر توجه در تایم لاین +پیشنهادات +آتو پلی +اسکرول کردن می‌گذرد
🗜 میکروه چکیده کتاب
📕 چگونه رفتارها گسترش می‌یابند: دانش واگیریهای‌ پیچیده
‏How Behavior Spreads
🪶 دیمون سنتولا - Damon Centola

آغاز گسترش رفتار:
- پذیرش از خودمان
- پذیرش از دیگران

⛓️استنلی میلگرام و پروژه شش درجه

نشان داد پس از ۶ میانجی(در آمریکا) آدمها به هم متصل می‌‌شوند. مثلا اگر بگویی کارم در فلان جا گیر کرده است آنگاه با ۶ میانجی با یک کارمند آنجا معرفی می‌شوی


📦پدیده Redundancy (انباشت تاثیر دیدگاه)

یعنی اگر یک چیز را از چند تن بشنوید، پیشامدِ باورپذیری و واکنش بیشتر می‌شود. + & + & +


🔛 زیرکی گروهی(Collective intelligence)

پندار آدمها در تاثیری ویروسی از جاذبه‌ی ارتباطات با دیگران است؛ این جاذبه دو گونه سرایت یا واگیری دارد: + & + & +
۱- واگیری ساده: Simple contagions
گسترش آنها زود و پرشتاب مانند بیماری های ویروسی است و مقاومت و اینرسی در برابر آنها نیست مانند: سرگرمی، فناوری، مد و میم و ترند شدن (و گاه شایعه). معمولا آدمها در این واگیری دارای پیوند‌ و ارتباط نزدیک و ژرف به هم نیستند +نیاز به قربانی کردن منافع ندارد +غیرمتمرکز است +اختیاری است

۲- واگیری پیچیده: Complex contagions
گسترش آن در حالت طبیعی کُند است +در این واگیری آدمها با هم یا بر پایه موضوع/رابطه/ایده/پنداشت/نظر مشترک، پیوندی ژرف و عمیق دارند +شیوه واگیری آن سنترال و متمرکز است +معمولا منافع و منابع در میان است
🕯ریشه آن در پسند و رویکرد و تخصص است:
مانند جرگه های دانشی، فنی و فناوری، خرد و منطق، کاری
🕯ریشه آن در انگیزه، ترس، نگرانی، احساساتِ آرامش‌بخش است:
گروه های ترک مخدر، گروه های درمان اثر تروما، گروه های خانواده های دارای بیماران سرطانی، مکتب های هنری، عرفانی، گروه های هنری، گروه های کاهش وزن و...
🕯 ریشه آن در انگیزه، قدرت، دُژرفتاری، سود و سوداگری است:
مانند فرقه های باوری تندرو، متعصبان مذهبی، ایدئولوژی: نژادپرستی، تبعیض و...


🦠 اختیار و اجبار

واگیر ساده(Simple) بیشتر گسترش و سرعت می‌گیرد زیرا #اختیار در آن هست و مایه نتورکینگ می‌شود.
واگیر های ژرف و پیچیده(Complex):
🎓 اگر دانشی باشد در همان گروه بسته آهسته و پیوسته به گروه‌های باز و دی‌سنترال گسترش می‌یابد(از واگیر پیچیده به ساده می‌خزد)
💞 اگر احساسی و نیازی باشد باید روابط ژرف تر شود تا ماندگار شود
🪤 ریخت ایدئولوژیک، پیروانش کم و بسته اند و می‌خواهند به زور دیگران را به خواسته خود وادار کنند ولی در شبکه سازی با مردم ناتوان هستند و برای همین به ابزار ایدئولوژیک و #اجبار روی می‌آورند ولی دیر یا زود، سرانجام هم پس اثرهای تباه و ناگوارشان، از سوی مردم کنار زده می‌شوند


🎭افسانه‌ی سلبریتیِ تاثیر گذار - ‏victim ratio

بر پایه پژوهش های سنتولا، انسانها برای کارهای مهم از اتصالات ضعیف و روابط دور مانند سلبریتی ها تاثیر نمی‌پذیرند بلکه آنها ابزاری برای تایید احساسیِ انتخاب خودشان هستند. معمولا آدمها سلبریتی هایی را دنبال می‌کنند که سخن سلبریتی، دیدگاه آنها را دنبال و تایید می‌کند.
ولی سلبریتی ها معمولا زرنگی و گاه نیرنگ می‌کنند و بر پایه سفارش و قدرت و سرمایه‌ی اسپانسرشان یا با دوماگوژی، سخنی می‌گویند که خوشایند دنبال کنندگانشان باشد. و با خودنمایی آنگونه وانمود می‌کنند که آنها به دیگران خط داده و می‌دهند(مصادر به مطلوبِ اثر) + & +


🧬🎓 سنتز

تغییر رفتار اجتماعی در حالت فرگشتی، فرهنگی و هنجار(Norm) به ریخت "غیر متمرکز" آغاز می‌شود و مانند پیوندهای شیمیایی کووالانسی یا یونی با هم، پیوند‌های "ژرف +سنتز +همسو +پیشرونده و پایدار" می‌گیرند. از آنجا که خود مردم مشارکت اختیاری می‌کنند، تاثیر بسیار بیشتری دارد. هنگامی که به شیوه غیرمتمرکز، چیزی همرسانی می‌شود "آزادی انتخاب" بر "محتوا و درونمایه" تاثیر همپوشان پیدا می‌کند (و بر آن برتری ترتیبی دارد) پس زودتر شبکه سازی و گسترش انجام می‌شود.
🕯مانند کمپین های گیمیفیکیشن و پارتیزانی(چریکی) در بازاریابی که معمولا بهترین اینگیجمنت و ایمپرشن را به همراه دارد.


⚰️ انکوباتور

ریخت مهندسی شده و متمرکز، بسیار شکننده است و در بهترین حالت به نقطه اوج بحرانی(tipping points) می‌رسد و سپس فروریزی می‌کنند. به مانند یک انکوباتور(فلاسک دمایی) برای ویروس ها است که ایزوله باشد و هنگامی که ویروس با محیط پیرامون وارد برهمکنش می‌شود بخش لیپیدی(تبلیغاتی) خودش دچار اکسیداسیون و تجزیه و آنتی‌تز می‌شود.
🕯شلیک هاب و بمباران تبلیغات و پروپاگاندای گسترده رسانه ایِ ۳۶۰ درجه، محیطی و ناگهانی؛ ولی آدمها معمولا به آن پاسخ درست نمی‌دهد زیرا متمرکز است و مانند گلوله ممکن است حتی کمانه کند


دانسته‌های بیشتر در کامنت
🌻 من در حامی باش

🎓 @ShahramSep
💬 @mardom_Iranian
Shahram Sepehri Rad
آیا پیاده روی و پرسه زدن به نوآوری می‌انجامد؟ در پستِ یکی از دوستان، از من پرسیده شده: چگونه است که در هنگام ندانستگی و کلافِگی، اگر پیاده روی کنیم به پاسخ می‌رسیم !؟ پاسخ: ❗️تلنگر و یادآوری: رسیدن به راهکار، با پیاده روی و پرسه زدن همیشگی و ناگزیر نیست،…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شکاف اطلاعاتی برای افزایش کنجکاوی و یادگیری
‏Informatuon Gap


از راهکارهای افزایش یادگیری و تمرکز، فرآیند کنجکاوی است. رویکرد آموزشیِ داینامیک و Active جایگزینی برای آموزش بر پایه حفظ، تکرار، اجبار و Pasive است
نوروساینسِ فرآیند کنجکاوی در مغز و پیوندش با فرآینید Vigilance در رفتارشناسی فرگشتی


#Behavioral_Marketing & #NeuroMarketing
این تکنیک در مارکتینگ شاید بیش از نیم سده هست که انجام می‌شود. یعنی در کمپین های بازاریابی، همه اطلاعات کالا یا خدمات، داده نمیشود بلکه پس از بازارپژوهی و شناساییِ بازار هدف، بخشی از ویژگی‌های کالا یا خدمات با ترفندهای جذابیت و کنجکاو سازی، به گونه ای به بازار معرفی می‌شود که دنباله کار را خود خریدار احتمالی همراهی کند
#MarketScience & #market_research
در مارکت‌ساینس و رفتارشناسی بازار، نرخ تبدیل خریدار بالقوه به بالفعل، فرآیند یکطرفه، منولوگ و تنها از سوی فروشنده نیست بلکه مارکتینگ یعنی همراهی و تعامل فعالِ برند و مصرف کننده برای رفع نیاز در جامعه. پلکان عرضه و تقاضا تنها یکسویه نیست (وارونه ساده‌انگاری که در اقتصاد هست)

نسخه کامل سخنرانی دکتر آذرخش مکری
💬 @Daneshe_bazar
Shahram Sepehri Rad
🎓☕️ عقاب با مار در زمین نبرد نمیکند! او مار را از زمین به آسمان بلند میکند و میدان نبرد را دگرسان میکند. سپس مار را از آسمان به زمین فرو می اندازد. و او را شکست می‌دهد. مار هیچ ایستادگی، نیرو و توانی در هوا ندارد. این زمین است که او در آنجا توانا، نیرومند…
حمایت بلند موافقان، قامت کوتاه مخالفان
Friends shrink foes: the presence of comrades decreases the envisioned physical formidability of an opponent
‎پژوهشگران : Daniel M T Fessler + Colin Holbrook

🎓 این پژوهش، نشان داده هنگامی کسی تنها باشد، مخالف یا دشمن را بزرگ‌اندام و نیرومندتر، می‌پندارد ولی هنگامی که در شبکه پشتیبانی از دوستان یا هموندان باشد، مخالف را کوچکتر و سست‌تر تخمین می‌زند.
این پژوهش، پشتیبانی را بر ۳ گونه فراگیر می‌داند:
🔛 پشتیبانی اطلاعاتی
🔛 پشتیبانی عاطفی
🔛 پشتیبانی ابزاری (پول و ابزار و...)

برای همین من همیشه به کنشگران دانش، آزادی و خرد پیشنهاد کرده ام که در گروه های دانشنما(شبه‌علمی)، دیکتاتوری و خرافات، نروند (در زمین آنها بازیچه نشوند چون آنها در آنجا توهم قدرت و بزرگی دارند) و بجای بگو‌مگو های بی‌پایان فرسایشی و هدر دادن زمان با آنها، در نتورک و گروه‌ و کانال‌های همسو، کنشگری کنند و داده های دانشی و خردمندانه را همرسانی کنند تا سینرژی و اثر گذازی بیشتری داشته باشند.

🎓 دانسته های بیشتر در کامنت

در افروختن دانش یا شمع باش یا آینه
🌻 من در حامی باش

🎓 @ShahramSep
💬 @mardom_Iranian
Shahram Sepehri Rad
☕️ فرانچایز (به فرانسوی: Franchise) فرانچایز یا حق امتیاز، گونه‌ای از پیشه و کارهای میانجی است که بر پایه آن به یک یا چند فرد(حقیقی یا حقوقی)، پروانه و مجوز داده می‌شود که ساخته ها یا فراورده‌های پیشه‌ی دیگر را بفروشد و در برابر آن بهایی دریافت کند که به…
🎓☕️ فرق FS (Feasibility Study Report) و (business plan) BP در چیست؟

برخی از کارآفرینان و دارندگان ایده، نمیدانند برای ارتباط با شریک ها، سرمایه گذار ها، وام دهندگان، پشتیبان ها و خریدارانِ ایده های خود، نیاز به "طرح توجیهی" دارند یا "طرحِ پیشه"؟!
(در ایران برای آنکه از واژه طرح برای هر دو استفاده می‌شود کژدانی و گنگ بودن و اشتباه گرفتن آنها بیشتر هم شده)


🕯 "گزارش بررسیِ امکان‌سنجی" یا "طرح توجیهی" یا FS کانسپت(context) و بینش است که برای یافتن و بررسی سودآوری و کاربردی شدن یک ایده‌ی کاری ساخته می شود. به زبانی دیگر باید دانست آیا این ایده کسب و کار ارزش سپری کردن زمان، هزینه و سرمایه را دارد یا نه؟
🪔 "برنامه‌ی پیشه" "طرح کسب و کار" یا BP پس از آنکه آشکار شد ایده کسب و کار توجیه فنی و مالی را دارد، فراهم و آماده می‌شود و برنامه دستیابی به سودهای پیش بینی شده در FS را گام به گام نشان می دهد.

🕯 در FS جهانی از اندازه گیری و حساب و کتاب است
🪔 و BP بیشتر استراتژی ها و برنامه های تاکتیکی برای آغاز، پیشرفت و گسترش کار است.

🕯 در FS به پدیده ای به نام زیست‌پذیر بودن ایده کسب و کار پیشنهادی در اکوسیستم بازار، پرداخته میشود
🪔 و BP به دنبال پیشرفت و ماندگاری آن ایده در چهار چوب پدیده ای زنده به نام کسب و کار است.

🕯 یک FS اندازه‌ی سودآوری سره و ناسره‌ی ایده کسب و کار را در آغاز، میان و گسترشِ کار، نشان می‌دهد
🪔 ولی BP به کارآفرین کمک می کند تا بودجه برای آغاز یا گسترش کسب و کار از سرمایه گذاران را دریافت نماید.


☕️ باید آگاه بود که نیازی به نوشتن FS پیش از BP نیست ولی این کار، مهم است زیرا می‌تواند توجیه پذیری/ناپذیری یا انجام پذیری/ناپذیر بودن ایده را با برهان های فنی، برای فرآیند سرمایه گذاری و کارآفرینی نشان دهد و همچنین آنها را از هدر رفتن زمان و هزینه های برنامه ریزی یک BP رهایی دهد.


🎓 بخش های "گزارش بررسیِ امکان‌سنجی":
طرح توجیهی / FS (Feasibility Study Report)

۱- واکاوی مالی یا Financial Analysis:
برای بررسی و آنالیز ابعاد گوناگون مالی و سودآوری طرح توجیهی است.

۲- خوانش بازار یا Market Study: که در آن ابعاد گوناگون بازار و طرح توجیهی بررسی می‌شود. مانند: کمبود، بازار هدف، عرضه، تقاضا و …

۳- توجیه‌ پذیری فنی یا Technical Feasibility:
برای بررسی سویه های فنی طرح توجیهی همچون فناوری، کشش، جا نمایی، ماشین و ابزار تولید و ساختار انجام طرح.


در افروختن دانش یا شمع باش یا آینه

🌻 من در حامی باش

| 🎓 Market Sciences
| 💬 Market Group
استراتژی کلاهبرداری (Fraud Strategy)
و بررسی رفتارشناسیِ آن


📕چکیده‌ای از موضوعِ نسبت قربانی(‏victim ratio) در کتاب "Not Born Yesterday" نوشته هوگو مرسیه. + کتابهایی که در کامنت هستند.

"از آنجایی که زودباوری، نمود و نماد و نشان فیزیکی ندارد، بهترین استراتژی آن است که کاری کرد که آنهایی که دارای این صفت و ویژگی هستند، خودشان را لو دهند و بشناسانند."
"Since the gullibility is not visible, the best strategy is to make those who possess this trait identify themselves."

شناسایی و دقیق کردن نسبت قربانی را در کمترین زمان

درباره کلاهبرداران و تئوریسین‌های ایدئولوی و خرافات، اگر شگفت زده شده اید از اینکه برخی سخنان سست و بی‌خردانه می‌زنند ولی چند هزار تایی لایک و کامنت می‌‌گیرند(و گاه چند صدهزار تایی) برای این است که آگاهانه یا ناآگانه از استراتژی کلاهبرداری و نسبت قربانی، بهره می‌برند؛ یاد گرفته اند که عمدی آن گونه، سخنان را بگویند تا زودباورها، ساده ها، خنگ ها و کودن ها(در آن زمینه) را زودتر شناسایی کنند و کار گلاهبرداری، موجسواری یا عضوگیری بر آنها را زودتر آغاز کنند. یعنی نسبت قربانی را در کمترین زمان دقیق تر کنند

از نشانه‌های کالت‌های کلاهبردا، دانشنما(شبه‌علم)، خرافات و ایدئولوژی آن است که به آب و آتش می‌زنند تا با مهندسی رسانه و ترفند اقلیت متعصب خود را اکثریت و محبوب نشان دهند.
هرچند همه آنهایی که فالو یا لایک میکنند به معنی پشتیبانی نیست بلکه برخی از سر کنجکاوی یا خندیدن یا شناختن است، و یا برای جو گیری است و اگر در زمان دیگر یا با پرسشگری دیگران روبرو شود آنگاه فالوورها، لایکها و حمایت ها با نرخ بالایی ریزش پیدا میکند. و مهمتر آنکه «فیک‌ها و سایبریها» را نباید فراموش کرد.


◼️ پدیده «تورم تملق (تورم چاپلوسی/ inflation of flattery)

تورم تملغ یعنی در میان و درون یک کالت/فرقه، رقابت و لجبازی پدید می‌آید از روی جوگیری، کارتِ حمایتی بزرگتر از کارتِ دیگری رو می‌کنند تا اعلام وفاداری کنند، و این روند هی دنباله دار می‌شود تا آنجا که کار به سیگنال دهی پرهزینه (Costly Signaling) برسد؛ به زبانی فلفل نمکی شدن، کاسه داغتر از آش شدن، که این رویکرد هم همیشه با زیان و هزینه بیشتر از آنچه #شاید بدست بیاورند همراه است، زیرا کننده این کار خود را سرباز و برده‌ی بی‌چون و چرای چوپان با کیش شخصیت کرده است پس معمولا کوتاه برهه است و دیر یا زود اگر فرد جرات کند آشکارا وگرنه در پندارش(از ترس پیامدها) از آن کالت جدا می‌شود.


🎓 آمار، تناسب و واقعیت

ولی در هر روی اگر همزمان آمار پشتیبان کننده ها از آنها را با آمار کل جامعه و مردم بسنجیم روشن و رسوا دانسته می‌شود که معمولا کسری، از یک درصد هم نمی‌شوند؛ حتی با داشتن قدرت، رسانه، انفجار پروپاگاندا، رفتار گله ای، ترور شخصیتی از مخالفان، فشار اجتماعی، باز هم چند درصد بیشتر نمی‌شوند.
هوگو مرسیه در کتاب دیروز زاده نشده ام، با دریایی از آمار و نمونه‌های پژوهشی، بسیار خوب اینرا نشان داده است.


🧠 نوروساینس حالت سیگنال‌دهی پرهزینه(Costly Signaling):

سیستم لیمبیک و پر تکاپوتر از سیستم آنالیتیک مغز می‌شود، و چرخه دوپامینرژیک در سیستم پاداشی دچار ناهنجاری می‌شود و رفتارها به مانند یک قمارباز که هی با انگیزه اینکه شاید اینبار بخت با او باشد کارش را تا آنجا دنبال می‌کند که سرانجام سیستم توجهی به حالت معمول برگردد و به او هشدار بدهد. زمان این برهه در میان آدمها با توجه به شرایط فرق دارد.
🪶 شهرام سپهری راد

| 🎓 @ShahramSep
| 💬
@mardom_Iranian
#560
Shahram Sepehri Rad
🎓☕️ فرق FS (Feasibility Study Report) و (business plan) BP در چیست؟ برخی از کارآفرینان و دارندگان ایده، نمیدانند برای ارتباط با شریک ها، سرمایه گذار ها، وام دهندگان، پشتیبان ها و خریدارانِ ایده های خود، نیاز به "طرح توجیهی" دارند یا "طرحِ پیشه"؟! (در ایران…
🎓☕️ واژه و معنی شناسی (ترمینولوژی)
کارآفرین، سهامدار، سرمایه گذار، سپرده گذار ، پشتیبان(اسپانسر)


این واژگان در بازار از سوی گویندگان و کاربران بسیار گفته میشوند و بارها هم دیده میشود که گاه گوینده خود شناخت درستی از آنها ندارد. اکنون برای دانسته شدن این واژگان به هر یک از آنها در چکیده ترین گزاره، پرداخته میشود. (🕯نکته: "سرمایه، سهام، پشتیبانی" میتوانند، "پول، ابزار، انبار،‌ ساختمان،‌ رسانه، و ..." باشند.)


🟣 کارآفرین = Entrepreneur
کارآفرین کسی است که با بهره بردن از شناخت، توانایی، سرمایه، برنامه و ایده‌ی خود یا دیگران، یک پیشه (کوچک، میانه و یا بزرگ) را راه اندازی می کند.

🟢 سهامدار = Shareholder
سهامدار در کار و پیشه برابر شریک است. یعنی در سود و زیان و در نام و ننگ، هم‌بهره است. سهم وی میتواند از یک سهم (کمتر از ۱ درصد) تا ۱۰۰ درصد منهای n سهم (کمترین کسر از صد درصد) باشد. در جایگاه حقیقی (فردی) یا حقوقی (شرکتی) باشد. همچنین بسته به پیمان‌نامه، میتواند و یا نمی تواند در فرآیند انجام کار دخالت داشته باشد.

🥎 سرمایه گذار = investor
سرمایه گذار کسی یا شرکتی(شخص حقیقی یا حقوقی) است که در یک پیشه یا ایده سرمایه خود را وارد میکند. اندازه‌ی این سرمایه بستگی به پیمان‌نامه دارد. سرمایه گذار نمیتواند در برنامه ها و فرآیند انجام کار، با بهانه سرمایه گذار بودن، دخالت کند. (هیچ وظیفه اجرایی ندارد). و از سوی دیگر، سرمایه گذار در زیان پیشه، سهمی ندارد یعنی اگر شرکت زیان‌انباشه و بدهی داشته باشد ربطی به سرمایه گذار ندارد، ولی در سود پیشه بر پایه پیمان‌نامه، سود خود را دریافت میکند و همچنین اگر پیشه ورشکسته شود سودی به او داده نمی شود.

🏀 سپرده گذار = financier
سپرده گذار همانند سرمایه گذار نمیتواند هیچ دست اندازی، دخالت و یا وظیفه ای با نام سپرده گذار در فرآیند انجام کار داشته باشد و یا حتی نیازی نیست که دقیقا بداند که فرآیند کاری چگونه است. و هیچ سهمی در سود یا زیان پیشه و کار ندارد. او در برابر سرمایه گذاری برای یک یا چند برهه زمانی، «سود تضمینی» که از پیشه در پیمان نامه آمده است را در یافت میکند(جدا از اینکه پیشه سود کرده باشد یا زیان و اینکه سود یا زیان چه اندازه باشد). درست مانند سپرده گذاری در صندوق تضمینی می ماند.
باز گرداندن پایه پول / ابزار / سرمایه او +سود تعیین شده، تضمینی است.

🏐 پشتیبان = Sponsor
پشتیبان یا اسپانسر، در ازای فراهم آوری سرمایه، ابزار و نیازمندی ها و...، هیچ سهمی در سود یا زیان پیشه ندارد و هیچ سودی نیز به او پرداخت نمیشود. هیچ حق دخالت هم در انجام کار ندارد. اسپانسر/پشتیبان از یک پیشه بهره‌برداریِ تبلیغاتی، اعتباری،‌ و ارزشی میکند و مارک یا برند خود را از آن شیوه به جامعه، می‌شناساند. اسپانسرینگ، گونه ای از تبلیغات در راستای برندینگ است.

📕 راهنمای واژگان بازار ایران
🪶 شهرام سپهری راد

☕️ فرق FS (Feasibility Study Report) و (business plan) BP

| 🎓 @ShahramSep
| 💬
@mardom_Iranian
Shahram Sepehri Rad
Photo
بازار بورس مانند شخصی است که از اختلالات روانی رنج‌ میبرد و‌ هر روز حال و روز متفاوتی دارد، یک روز حالش خوب است و یک روز بد! او‌ کاملا دیوانه و غیر قابل پیشبینی است و‌ تنها کاری که باید انجام بدهی این است که هر روز حالش را نپرسی، چون ممکن است تو را هم دیوانه کند.
منتسب به وارن بافت


مدلِ کنونیِ بورس، بزرگترین ابزار دولت‌ها، رانت‌های سوسیالیستی و تراست های کاپیتالیستی برای سوداگری در بازار و جلوگیری از بازار آزاد است.
شهرام سپهری



تاریخچه بورس

در سده های پیش چون ابزار ارتباطی و آگاهی رسانی بسیار اندک و کوچک و کُند، بود (اینترنت، رادیو تلویزیون، روزنامه های فراگیر، رسانه‌ها و...) پس برای اینکه آدمها و کنشگران بازار، بتوانند بدانند کدام شرکت ها سرمایه‌پذیر هستند تا کسانی که می خواهند سرمایه گذاری کنند آنها را بشناسند و انتخاب کنند، یک جایی به نام تالار بورس را ساختند. (این تالارها بر پایه بازار واقعی و جدا از دولت بودند)
🕯 ترمینولوژی: کارآفرین، سهامدار، سرمایه گذار، سپرده گذار، اسپانسر

فاز هیجانی بجای فاز محاسباتی

پس از برهه ای بنیاد بورس از انتخاب سنجشگرانه و رایزنی و بررسی سود و زیان در عرضه و تقاضا و ارزش برند، بر پایه بازار، به سوی پنداشت و تصور برند(آن‌هم تنها در پندار تالار و جدا از محاسبات بازار) تغییر کرد و مانند قمارخانه و کازینو شد یعنی دیگر سرمایه‌گذار به داده‌های و آمارهای دقیق، واقعی و حسابرسی شرکت آگاه نبود و تنها بر پایه پیشنهاد و نرخ هیجانی در تقاضا و عرضه، «در همان تالار و در همان وقت از روز» میتوانست انتخاب کند (یعنی ریسک بالا و بر پایه هیجان)
یعنی ارزش یک برند بجای آنکه بر پایه واقعیت و ارزش کالا و هزینه های دقیق و واقعی ریاضیاتی تولید و سود و زیان در بازار واقعی باشد، بر پایه هیجان های بر آمده از تقاضا(توهم تقاضا در همان تالار=بازار مکاره) شد که هیچ پیوندی به «بازار واقعی و آزاد» نداشت. (روشن است در عرضه و تقاضا میتواند مهندسی کرد و آنرا سو دهی کرد به ویژه سندیکاها و تراست‌ها، رانت‌ها و رسانه هایشان این سوداگری را آسانتر می کنند)
🕯 حباب / سودای گل لاله

سودای هیجان بجای بازار و برند

امروزه جنون این سوداگری را بجایی رسانده اند که، هر چیز بی‌ربط به بازار مایه آشوب و آشفتگی در همان عرضه و تقاضای هیجانی تالار شده، یعنی همین بس که میان سیاستمداران در حزب های درون کشور یا میان سیاستمداران در میان چند کشور یک کلنجار ساده زبانی پیش بیاید یا یک دیکتاتور برای سیاست نفتی خودش یا راه های آزاد بازار، فقط سخنی یا هارت و پورتی بگویید تا هیجان توهمی و به پیرو آن ارزش سهام بالا و پایین شود
به همین تباهی، و بی آنکه در راستی و واقعیت بازار، تغییری شده باشد بی آنکه بازار آزاد در این میان معنی داشته باشد یا کالایی و خدمتی داد و ستد شده باشد.
🕯 تورم، GDP، فدرال رزرو، یورو بانک
🕯 بورس و فروپاشی مالی

رفتارشناسی بازار

اگر ارزش و بهای یک برند، کالا یا خدمت بر پایه عرضه و تقاضا نباشد، در مارکت‌ساینس به آن سودا گری گفته می‌شود. در سوداگری پدیده‌هایی هستند که مایه سوگیری انتخاب می‌شوند مانند:
اثر آبشار اطلاعات (Information Cascade) بازاریابی ترس (FOMO) Jilt اثر زیان‌گریزی بازار کارا نظریه انتشار هنجار ۱-۹-۹۰ قانون آلوین تافلر اثر ولگشت اثر پراکنش روایت متواتر و...
یعنی سرعت انتقال اطلاعات، بر قیمت تاثیر می‌گذارد، و معمولا همراه با باعث سوگیری‌های بسیار است.

🕯 مانند بورس که نرخ ارز یک بازار مکاره‌ی سوداگرانه است
زیرا نه کالا است نه خدمت است و نه بر پایه عرضه و تقاضا در بازار است، و بر همین پایه مارکتینگ و برندینگ هم نیست که ارزش برند باشد؛ بلکه این توهم فروشی، به چیزهایی پیوند دارد که ربطی به بازار و تولید و مصرف ندارد. یک ابزار سیاسی و سوداگری است
برای نمونه قیمت ارز در سالهای ۸۴ تا ۹۲ با آنکه از سرسخت‌ترین تحریم های تاریخ ایران و جهان بود، تغییرات نرخ ارز از ۸۹۸ تومان به ۳۵۷۹ تومان شد.(۲۹۸.۵٪ در ۸ سال) ولی در دهه گذشته با آنکه تحریم ها مانند آن زمان نبود اما چون سرعت همرسانی اطلاعات، بسیار بالا رفته است، تنها در گذر هر چند ماه یکبار به اندازه آن ۸ سال افزایش نرخ ارز و تورم تجربه می‌شود.
یا همچنین در سالهای پایانی دهه ۴۰ تا ۵۷ نیز که ایران تحریم سلاح، تجارت و... بود ولی چون آن زمان سرعت انتقال اطلاعات در جهان بسیار پایین‌تر بود، (اینترنت، شبکه های مجازی و سامانه های دیجیتال و نتورک نبود) تغییرات ارز بسیار کم بود در حالی که تورم بسیار بالا بود
برای نمونه در سال ۱۳۵۲ برخی کالاهای اساسی بیش از ۴۰۰ درصد (فقط در ۲سال) تورم داشت اما نرخ ارز برای دلیلی که گفته شد تغییر کمی داشت

پس یک پدیده سوداگرانه بجای واقعیت با هیجان کار می‌کند.
در افروختن دانش یا شمع باش یا آینه
🌻من در حامی باش
| 🎓 Market Sciences
| 💬 Market Group
Shahram Sepehri Rad
روانشناسی تکاملی دیوید باس 1.pdf
Telling Lies - Paul Ekman.pdf
3.5 MB
درباره نمود‌های چهره و زبان تَن (Facial Expressions & Body Language) پائول اِکمان/paul ekman و کتابهایش مهم هستند
Unmasking the face
Emotions Revealed
Telling Lies
🎓معمولا در رفتارشناشی، بازارش‌رفتاری و نورومارکتینگ، واژه میکرواکسپرشن (Microexpression) و در روانشناسی سابلیمینال (Subliminal) کاربرد دارد. ولی باز هم مرز دانش و دانشنما باریک است و باید هوشیار بود(فرافکنی جیمز ویکاری). اکمان ادعا دارد این نمودها در گونه آدمیزاد فراگیر هستند ولی دانش رفتارشناسی اینرا رد می‌کند(نمونه)

🧠رفتار، سیستم پیچیده با متغییرهای بسیار است. مغز انسان پیرامون ۸۶ میلیارد نورون دارد. هر کدام می‌تواند تا ۱۰ هزار سیناپس‌سازی و با میلیونها نورون دیگر در #شبکه، ترادهی و ارتباط پیچیده داشته باشد. در نورومارکتینگ با شیوه های علمی و بسیار پرواگرانه زبان بدن بررسی میشود. برای شناخت درست یک نمود ناخودآگاه، صدها پارامتر را باید بررسی کرد، شرایط +زمان +جایگاه ارتباطی و سِمَت +پایش رفتارهای روزمره فرد، عواطف و رخدادها و ... تازه باز هم "نسبی" هست. و معمولا پارامترهای دیگری نیز هستند که از قلم می‌افتد.

| 💬 Sciences Group
| 💬 Market Group
Shahram Sepehri Rad
🧬ژنوم تنها بخشی از داستان را می‌گوید؛ برآورد می‌شود ژنها ۲% DNA را دربر می‌گیرند، بقیه DNA دارای بخش‌های کُد کننده نا ژنی است که در گذشته "DNA ناخواسته" شناخته می‌شدند؛ ولی برای کارکرد زیستی و رفتاری، نیاز هستند. مناطق نا/غیر ژنی DNA تأثیر ژنها بر سلولها و بافتها و همچنین برهمکنش آنها با محیط را ساماندهی می‌کنند که آنرا "اپی ژنتیک" می‌نامند
چه پدیده هایی دیسنده/فرگشتی هستند؟

ژنتیک رفتاری #Behavioural_genetics
سیستم‌های پیچیده #ComplexSystems

🧬روند دیسندگی(فرگشت) معمولا بسیار کند است، از نخستین سلول های ساده‌ی زنده تا انبوهِ گونه های کنونی چیزی پیرامون ۴.۲ میلیارد سال گذشته است ولی روند فرگشت همچنان دنباله دارد. این روند آمیخته ای از ژنتیک و اپی‌ژنتیک است. به ویژه اپی‌ژنتیک در رفتارها تاثیر بیشتری دارد.

باید آگاه بود که رفتار با کنش، یکسان نیست؛ خشم یک رفتار است ولی کوبیدن دست روی میز از خشم یک کنش است. پس همه رفتار و کنش ها هم فرگشتی نیستند.
دانش رفتارشناسی به ویژه ژنتیک رفتاری، نشان داده که بسیاری از رفتارها و کنش های جانداران فرگشتی(ژنتیکی و اپی‌ژنتیکی) هستند، و همزمان بسیاری از آنها فرگشتی نیستند، در بهترین حالت واکنشِ نورال‌سیستم مغز به شرایط و Side effect یا lateral phenomenon یا By Product شرایطی-محیطی-ناژنتیکی هستند و با تغییر پارامترهای محیطی تغییر می‌کنند و هرگز در ژنتیک ریجستر نشده اند.
🪔همین بس که نگاهی به رفتار و زیست آدمیزاد تنها در ۱۰۰ سال گذشته بیندازیم. هیچ چیز مانند گذشته نیست، اگر برای نمونه برق یا اینترنت نابود شود رفتار ما هم، زود تغییر آشکار می‌کند. ولی این تکنولوژی‌ها فرگشتی نیستند و ما بی آنها زنده می‌مانیم)


🎓 همدیسی CoEvolution

ژنتیک و اپی‌ژنتیک با همدیگر همپوشانی و برهمکنش دارند یعنی تغییرات یکی بر دیگری تاثیر می‌گذارد. برپایه دانش فرگشت/دیسندگی، زمانی یک پدیده اپی‌ژنتیکی است که تاثیر(ها) آن را در ژنتیک بتوان یافت؛ یعنی با آزمایش یکراست ژن‌ها یا با پایشِ پارامترهای اپی‌ژنتیکی بتوان تغییر، تکاپو و واکنش‌هایی را در ژن‌ها یا در سنتز ریبوزوم و پروتئین های پردازه‌های ژنتیکی، با روشمندی دانشی شناسایی، بررسی، ارتباط سنجی و اثبات کرد. و اگر پدیده "رفتار" باشد بتوان پیش از لایه ژنتیکی آنرا در لایه نورال سیستم مغز نیز شناسایی و بررسی کرد. تغییرات اپی‌ژنتیکی، بر بیولوژی +متابولیسم و ژنتیک، تاثیر علت و معلولی پایدار و مستقیم داشته باشد (و وارونه).


🎓چه رفتار هایی فرگشتی هستند؟

0️⃣ واقعی باشد یعنی بررسی و آزمایش پذیر +اندازه و محاسبه شونده باشند (با روشمندی دانش بتوان آنها را ثابت کرد، فلسفه بافی نباشد)
🪔 نکته دانشی: اثبات ادعا با مدعی است. از اینرو روندِ اثبات در روشمندی دانش اینگونه است: ایده←فرضیه←نظریه←قانون
1️⃣ بیولوژیکال باشد (اینتراکشن ژنتیک-اپی‌ژنتیک)
2️⃣ بر پایه انتخاب طبیعی یا انتخاب مصنوعی باشد
3️⃣ ژنتیک دیترمینستیک، فنوتیپ و ژنوتیپ:
تاثیر بر ژن‌ها، نمود ژنها، ریبوزوم و پروتئین های پردازنده، ساختار نورونی، داشته باشد +به تغییرات(ژنتیکی، اپی‌ژنتیکی، نورونی) واکنش نشان دهد
4️⃣ تاثیر پایدار و ماندگار داشته باشد. یعنی از راه تولید مثل به نسل های آینده همرسانی و انتقال داده شود
یادآوری: ‌زمانی پدیده ای اپی‌ژنتیکی است که بر ژنها تاثیر بگذارد یعنی یا تغییرات ژن، یا جهش ژن یا نمود ژن همرسانی شود
5️⃣ علت و معلول باشد نه همبستگی
حس سرما علت و معلولی و فرگشتی است ولی پوشیدن جامه گرم، همبستگی و نافرگشتی است

6️⃣ مایه ماندگاری و سازگاری (بقا و تطابق = Survival and Adaptation) و بهینه سازی مصرف انرژی باشد
7️⃣ برای گونه‌های اجتماعی به همزیستی بهتر بینجامد (ماندگاری و سازگاری گونه)
8️⃣ بر پایه جورواجوری ژنتیکی (genetic diversity) در فرگشت:
به فراوانی و تنوع بینجامد (در ژن یا الل‌ها و نمودِ ژن - ژنوتیپ و فنوتیپ و رفتارها)
9️⃣ هوموپلازی و فیلتیک: پیرو شما ۸ یا فراگیر باشد یا هاپلوگروپ ژنتیکی داشته باشد
🔟 تغییرات در ژن(ها) مایه تغییر در رفتار شود (وارونه اش نیازمند زمان بیشتر یا متد نوین تر است)

1️⃣1️⃣ هم‌ساخت‌شناسی یا هومولوژی (homology):
در میان گونه یا نژادهای جانوریِ همریشه بتوان آن رفتار یا مانند آنرا در ویژگی های زیستشناختی و کارکردی یافت (برای نمونه فناوری الکترونیک، فرگشتی نیست)
2️⃣1️⃣ کرونوبیولوژی: تکامل باشد نه تکوین (در سطح گونه نه جانور) + ژنها کهن باشند یا جهش ژنتیکی آن دانسته باشد
3️⃣1️⃣ در گونه های اجتماعی، برای جانوران با دو یا چند جنس، تغییرات در همه جنس‌ها (ماده، نر، تراجنس‌ که توان زادآوری دارند) به ریخت یک به یک یا همتا دیده شود.
همتا : میل به رابطه جنسی (برای زادآوری یا خوشی در همه جنس‌ها)
یک به یک : میل به نگهداری از نوزاد (ماده/مادر با شیر دهی، نر/پدر یا شریک جنسی با محافظت/ فرآهم کردن خوراک/ تولید فرزندان بیشتر)

🪔 بنمایه، منابع و دانسته های بیشتر در کامنت‌ها



‌‎در افروختن دانش، یا شمع باش یا آینه
‏شمع و آیینه شمایید، همرسانی با شما

| 🎓Behavioral Sciences
| 💬 @mardom_Iranian
#564