اگر کاری را در ۳۰ دقیقه انجام میدهم
برای آن است که ۱۰ سال از زمانم را برای یادگیری آن هزینه کرده ام
تو هزینه ۱۰ سال انباشت دانش و توانایی را میپردازی؛ نه چند دقیقه ای که آن کار را انجام میدهم.
🎬 بر گرفته از فیلم گرگ وال استریت ۲۰۱۳
پدیده فراشایسته (over qualified)
گرداب بهانه
Behavioral Sciences | 💬 Group
Market Science | 💬 Group
📚 Library
#HR #برندینگ
برای آن است که ۱۰ سال از زمانم را برای یادگیری آن هزینه کرده ام
تو هزینه ۱۰ سال انباشت دانش و توانایی را میپردازی؛ نه چند دقیقه ای که آن کار را انجام میدهم.
🎬 بر گرفته از فیلم گرگ وال استریت ۲۰۱۳
پدیده فراشایسته (over qualified)
گرداب بهانه
Behavioral Sciences | 💬 Group
Market Science | 💬 Group
📚 Library
#HR #برندینگ
👍7❤1
🎓🎭رفتار شناسی زبان بَدن (دست دادن)
معمولا در هنگام دست دادن، دست چپ، برای نشان دادن احساسات به همسخن بکار برده میشود و بسته به اینکه که دست چپ در کجای دست راست طرف روبرو جای بگیرد(مچ، ساعد، بازو يا شانه) معنای گوناگون دارد. برای نمونه گرفتن آرنج نشان دهنده احساسات بيشتری از گرفتن مچ است و گرفتن شانه احساسات عمیق و ژرف تری از گرفتن بازو را نشان می دهد.
⚪️معمولا گرفتن مچ و آرنج، میان دوستان نزدیک و گرفتن بازو و شانه میان کسانی رواج دارد که رابطه عاطفی ژرف داشته دارند .
⚫️همچنین سیاستمداران برای وانمود کردن به داشتن گرایش بسیار به مردم معمولاً با رای دهندگان از این شیوه دست دادن بهره میگیرند.
⚫️در هنگام دست دادن اگر کسی که کف دستش رو به پایین (دستش بالای دست فرد دیگر) نگاه بدارد نشانه این است که می خواهد کنترل گفت و گو را داشته باشد و کف درست رو به بالا نشانه سستی است.
🔵از این رو در رایزنی و دیدار های رسمی و مهم، کف دست ها به سوی چپ یا راست است.
🕯گوشزد: اینها متداول اند و ۱۰۰درصدی نیستند
📚Unmasking the face +Emotions Revealed +Telling Lie 🖋paul ekman
📗Before You Know It 🖋John Bargh
📗Blink 🖋Malcolm Gladwell
معمولا در هنگام دست دادن، دست چپ، برای نشان دادن احساسات به همسخن بکار برده میشود و بسته به اینکه که دست چپ در کجای دست راست طرف روبرو جای بگیرد(مچ، ساعد، بازو يا شانه) معنای گوناگون دارد. برای نمونه گرفتن آرنج نشان دهنده احساسات بيشتری از گرفتن مچ است و گرفتن شانه احساسات عمیق و ژرف تری از گرفتن بازو را نشان می دهد.
⚪️معمولا گرفتن مچ و آرنج، میان دوستان نزدیک و گرفتن بازو و شانه میان کسانی رواج دارد که رابطه عاطفی ژرف داشته دارند .
⚫️همچنین سیاستمداران برای وانمود کردن به داشتن گرایش بسیار به مردم معمولاً با رای دهندگان از این شیوه دست دادن بهره میگیرند.
⚫️در هنگام دست دادن اگر کسی که کف دستش رو به پایین (دستش بالای دست فرد دیگر) نگاه بدارد نشانه این است که می خواهد کنترل گفت و گو را داشته باشد و کف درست رو به بالا نشانه سستی است.
🔵از این رو در رایزنی و دیدار های رسمی و مهم، کف دست ها به سوی چپ یا راست است.
🕯گوشزد: اینها متداول اند و ۱۰۰درصدی نیستند
📚Unmasking the face +Emotions Revealed +Telling Lie 🖋paul ekman
📗Before You Know It 🖋John Bargh
📗Blink 🖋Malcolm Gladwell
👍6👏4
🎓 #دانش و #روشمندی دانش
🪶 ترمینولوژی و واژه شناسیِ دانش
🎓 دانش
دانش/ علم / Science فرایند روشمند و درست و آزمایش پذیر و راستی آزمایی برای یافتن پاسخ ها و شناختن جهان و به نوآوری / دگردیسی / دستکار با بهره گیری از دانش به دست آمده است. دانش/علم(ساینس) خنثی و بی آرمان هست. و تنها به شناخت/دانستن جهان میپردازد بی هیچ پیشداوری و سوگیری ولی زمانی که سخن از کاربردش میرسد، هدفمند میشود که به آن مهندسی هم گفته میشود.
🎓 ویژگی ها
۱- پژوهیدنی و آزمایش پذیر باشد
•۱-۱ فیزیک/گیتایی باشد یعنی ماده و انرژی و داده باشد
•۱-۲ بررسی پذیر و پرسشپذیر باشد
•۱-۳ بازکرد/تکرار پذیر باشد
• ۴-۱ آزمایش پذیر باشد
○ اگر یکبار رخ داده باشد نشانه های گیتایی از آن باشد.
○ بتوان در آزمایشگاه یا زاستار/طبیعت آنرا آزمایش کرد.
۲- استاندارد سیستماتیک
واژگان، مفهاهیم، تعریف ها، علامت و نشانه ها زند برای آن رشته از دانش، دقیق و استاندارد و یکسان شده
۳- اندازه گیری شونده باشد
• زمان، جا، آمار، تعداد، پارامترها، رابطه و پیوندها، نمودار و ...
۴- محاسبه/رایش پذیر باشد
بتوان با ریاضی-فیزیک به آن پرداخت
• فرمول پذیر
• کالیبره شونده
• بررسی شونده با ابزار دقیق
• الگو و الگوریتم یابی
• رابطه ها، علت و معلول ها، همبستگیها، همزمانی ها، تکرارها، همپوشانیها، برهمکنشها، امرجنت و پیدایش ها، سیستم ها
• پیشبینی پذیر
🎓 روال دانش، به ترتیب: (پسوند ال به معنی دنباله دار بودن یک روند است یعنی همیشه آماده ویرایش)
۰) سامانش و استاندارد سازیِ سیستماتیک
واژگان، مفهاهیم، تعریف ها، علامت و نشانه ها زند برای آن رشته از دانش، دقیق و استاندارد و یکسان شده باشند
۲) انگارشت = فرضیه = Hypothesis
۲) ایده / Idea
ایده یا/و انگارشت، باید بر پایه واقعیت و ویژگی های دانشی باشد (مانند، مکانیک، موتور بخار) و یا ویژی دگردیسی و تبدیل به واقعیت را داشته باشد (مانند الکترونیک، اینترنت، فناوری نانو)
۳) پنداشت = نظریه = تئوری / Theory
۳) پنداشت ارتا = در حد فکت = Theory as fact
گاهی برخی از تئوری ها از دید ریاضی و داده ها و دانسته کامل و بالنده هستند بجز اینکه تنها یک یا چند ویژگی و سنجار/معیار را ندارند که در روشمندی دانشی تا زمانی که آن یک یا چند ویژگی دانسته و یافته نشود به آن نظریه در حد فکت یا پنداشت ارتا نامیده میشود. مانند گرانش، دیسندگی/فرگشت، بیگ بنگ، افق رویداد، ریسمان
۵) هنجار/ قانون دانشی = Scientific law
یک قانون تا زمانی که رد نشود قانون میماند
مانند قوانین فیزیک کلاسیک، قوانین فیزیک کوانتم، قضایای هندسه
(قوانین ریاضی به تنهایی، قوانین دانش دانسته نمیشود برای نمونه با قوانین ریاضی میتوان سیاره زمین را گونه ای تعریف کرد که همه چیز مانند جاذبه در آن وارونه باشد ولی در واقعیت چنین نیست. مگر اینکه ابزاری برای این کار بر پایه یک ایده دانشی ساخته شود)
🎓 روشمندی دانش و پژوهش دانشی:
۱- روندِ بر پایه روالِ دانش
• تعاریف یکسانسازی شده
• پلکان : ایده، انگاشت، پنداشت، قانون
• از پرسش و پژوهش و دیدگاه و پرداز و راستی آزمایی آنگاه رد یا تایید
۲- خنثی بودن
۱-۱) نا آماج
پژوهش ناهدفمند و ناآماج است و تنها برای شناخت و دانستن پدیده یا مورد پژوهش است
۲-۱) بیسویی
• پژوهنده از دید رفتاری، رها از سوگیری های باوری، هدفدار، اخلاقی و... باشد
• پاک از #سوگیری های آماری و پارامتریک و باوری
• نتیجه پژوهش و هر یک از پردازشها پذیرفته شود و لجبازی نشود
۳-۱) پژوهش کاربردی
پژوهش کاربردی بر پایه یافته های دانش و قوانین دانش است و میتواند در راستای هدف باشد ولی دیگر پژوهش دانشی نیست بلکه پژوهش کاربردی یا پژوهش بر پایه دانش است
یعنی توانایی برآورده سازی آرزوها و خواسته ها، خیال ها، حقیقت و ... مانند پروژه های مهندسی، ابزار پرواز - رفتن به ماه، تاچ پد، انرژی هسته ای، بمب اتم، درمان، سم و کود و...
۶- پردازش سیستمی
• تک یا چند آرایه/پارامتری نباشد و همه پارامترهای شناخته شده را بپژوهد.
• اگر پارامتر ویژه ای را بررسی میکند در گزارش بیاورد که تنها آنها بررسی شده اند و نیز از هر برآیند و نتیجه گیری فراگیر پیرامون سیستم نکند
• پارامتری سانسور نشود
• عدم قطعیت: آمادگی برای پذیرش آرایه/پارامتر (های) شناخته نشده
• از نگاه سیستم های پیچیده بررسی شود
• اگر میان رشته ای است حتما از سوی پژوهشگران و دانشمندان همه رشته های مرتبط باید پردازش شود
۷- گزارش
• همه فرایند را دقیق و کامل گزارش کند
• پارامتر یا شوند/دلایل شکست یا کامیابی را به درستی شناسایی کند
بنهاد /اصل ها
تیغ اوکام: دانش پیچیده است نه پیچ و تاب دار
تیغ هیچنز / تیغ راسل /قوری راسل: بار اثبات ادعا با مدعی است
تیغ ساینتیفیک: هر آکادمیکی، ساینتیفیک نیست
تیغ براندولینی
تیغ سیستماتیک و فراگیر
در افروختن دانش، یا شمع باش یا آینه
B.Sciences | Group (People)
❤6👍5⚡4👏2
Telegram
Shahram Sepehri Rad in Shahram 🎓🧠💳
🎓 تئوری بازی ها
🦌 الگوی بازی شکار گَوَزن
در تئوری بازیها، شکار گوزن یکی از بازیهای الگو است که به سردرگمی میان سود بردن از همکاری یا سود بردن از رها کردن همکاری می پردازد.
🪶 تئوری بازی ها این الگو را از ژان-ژاک روسو برداشت کرده که وی میگوید:
دو شکارچی برای شکار گَوَزنی به جنگل میروند. هر یک از آنان میتواند به تنهایی در پی شکار #یگانه گوزن جنگل باشد. ولی پیشامد یافتنش بسیار پایین است. همچنین آنان میتوانند جداگانه در پی شکار #یگانه خرگوش جنگل باشند که پیشامد آن نیز کم است چرا که شکار یک خرگوش از سوی یک شکارچی، شانس شکارچی دوم را بسیار کاهش می دهد. از سوی دیگر سود بدست آمده از شکار گوزن بسیار بیشتر از شکار یک خرگوش است.
🕯 بهترین گزینه همکاری دو شکارچی برای شکار تنها گوزن جنگل است که هر دو می توانند در این شکار، همبهره شده و از آن سود ببرند. ولی این شکار، نیازمند شکیبایی بسیار، همکاری و اعتماد دو شکارچی به یکدیگر است. شاید ساعتها یا روزها زمان ببرد که گوزن به شکارگاه یا کمینگاه برسد، پس باید دو شکارچی از بردباری بالایی برخوردار بوده و وسوسه هم نشوند که با شکار یک خرگوش مایه ی فرار گوزن شوند.
پس در الگوی بازی شکار گوزن:
🪔 شکار گوزن کاری دو نفره یا گروهی است که نیازمند همکاری +اعتماد و باور، زمان است. و شانس کامیابی و سود بیشتر است.
🪔 شکار خرگوش کاری یک نفره است. برآمده از خودبینی و کوته اندیشی است. شانس کامیابی و سودش کمتر است.
➕ الگوی بازی زندانی (در کامنت)
➕ کتاب و جستار (در کامنت)
#Behavioral_Sciences #Game_theory #ComplexSystems
📅 تاریخچه کوتاه از تئوری بازی ها:
⏰ سال ۱۹۲۱ ریاضیدانی به نام "اِمیل بُرِل" برای نخستین بار در پی بررسی قمارخانه ها، در چند جستار به بازیهایی از نظریه بازی ها پرداخت.
⏱️ سپس تئوری بازی ها از سوی دانشمندی به نام "جان فون نویمان" به شیوه روشمند درآمد. در سال ۱۹۴۴ او به همراهِ اقتصاددانی به نام "اسکار مونگسترن" کتابِ تئوری بازیها و رفتار اقتصادی را نوشتند.
🕰 ۷۳ سال پس از آن یعنی در ۱۹۹۴ "جان فوربز نش" به همراهِ "جان هارسانی" + "راینهارد سیلتن" برای پژوهشهایشان درباره کاربرد تئوری بازی ها در بازار و اقتصاد برندهٔ جایزه نوبل اقتصاد شدند.
⏳ از شناخته شدگان این دیباچه ژان تیرول، دانشمند ریاضی دان مهندس و اقتصاد رفتاری است که بیش از ۲۰۰ جستار و ۱۰ کتاب در اینباره نگاشته است.
#Behavioral_management #Behavioral_organization
🎓 Behavioral Sciences
💬 Group (People)
💬 Group (Market)
🦌 الگوی بازی شکار گَوَزن
در تئوری بازیها، شکار گوزن یکی از بازیهای الگو است که به سردرگمی میان سود بردن از همکاری یا سود بردن از رها کردن همکاری می پردازد.
🪶 تئوری بازی ها این الگو را از ژان-ژاک روسو برداشت کرده که وی میگوید:
دو شکارچی برای شکار گَوَزنی به جنگل میروند. هر یک از آنان میتواند به تنهایی در پی شکار #یگانه گوزن جنگل باشد. ولی پیشامد یافتنش بسیار پایین است. همچنین آنان میتوانند جداگانه در پی شکار #یگانه خرگوش جنگل باشند که پیشامد آن نیز کم است چرا که شکار یک خرگوش از سوی یک شکارچی، شانس شکارچی دوم را بسیار کاهش می دهد. از سوی دیگر سود بدست آمده از شکار گوزن بسیار بیشتر از شکار یک خرگوش است.
🕯 بهترین گزینه همکاری دو شکارچی برای شکار تنها گوزن جنگل است که هر دو می توانند در این شکار، همبهره شده و از آن سود ببرند. ولی این شکار، نیازمند شکیبایی بسیار، همکاری و اعتماد دو شکارچی به یکدیگر است. شاید ساعتها یا روزها زمان ببرد که گوزن به شکارگاه یا کمینگاه برسد، پس باید دو شکارچی از بردباری بالایی برخوردار بوده و وسوسه هم نشوند که با شکار یک خرگوش مایه ی فرار گوزن شوند.
پس در الگوی بازی شکار گوزن:
🪔 شکار گوزن کاری دو نفره یا گروهی است که نیازمند همکاری +اعتماد و باور، زمان است. و شانس کامیابی و سود بیشتر است.
🪔 شکار خرگوش کاری یک نفره است. برآمده از خودبینی و کوته اندیشی است. شانس کامیابی و سودش کمتر است.
➕ الگوی بازی زندانی (در کامنت)
➕ کتاب و جستار (در کامنت)
#Behavioral_Sciences #Game_theory #ComplexSystems
📅 تاریخچه کوتاه از تئوری بازی ها:
⏰ سال ۱۹۲۱ ریاضیدانی به نام "اِمیل بُرِل" برای نخستین بار در پی بررسی قمارخانه ها، در چند جستار به بازیهایی از نظریه بازی ها پرداخت.
⏱️ سپس تئوری بازی ها از سوی دانشمندی به نام "جان فون نویمان" به شیوه روشمند درآمد. در سال ۱۹۴۴ او به همراهِ اقتصاددانی به نام "اسکار مونگسترن" کتابِ تئوری بازیها و رفتار اقتصادی را نوشتند.
🕰 ۷۳ سال پس از آن یعنی در ۱۹۹۴ "جان فوربز نش" به همراهِ "جان هارسانی" + "راینهارد سیلتن" برای پژوهشهایشان درباره کاربرد تئوری بازی ها در بازار و اقتصاد برندهٔ جایزه نوبل اقتصاد شدند.
⏳ از شناخته شدگان این دیباچه ژان تیرول، دانشمند ریاضی دان مهندس و اقتصاد رفتاری است که بیش از ۲۰۰ جستار و ۱۰ کتاب در اینباره نگاشته است.
#Behavioral_management #Behavioral_organization
🎓 Behavioral Sciences
💬 Group (People)
💬 Group (Market)
👍7❤5⚡4
قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود
A Penny Saved Is A Penny Earned
از دید دانش رفتارشناسی، بجای کلنجار رفتن برای کنار گذاشتن یک عادت، مانند: رژیم لاغری، ترک سیگار، کم کردن ور رفتن در فضای مجازی و... که معمولا هم شکست میخورد، برای بالابردن شانس تغییر، بکوشید:
۱- آهسته و پیوسته عادتِ نو دیگری را در برابر عادت پیشین در خوتان بسازید.
۲- در پارامترهای محیطی وابسته به عادت پیشین، اندک اندک تغییر ایجاد کنید.
۳- ناگهانی و با فشار بالا کاری را نکنید چون بنیاد فرگشت رفتاری ما بر پایه انباشت انرژی است پس مغز در برابر سوزاندن ناگهانی و بالای انرژی، واکنش اینرسی و ایستایی میدهد و کوشش هایتان پس از برهه ای رها میشود.
۱- جایگزین کردن عادت
۲- گزاره های ساده و کوتاه جایگزین
در هنگام گرسنگی، بخود گفته شود که چایی بخور، آدامس بجو و... گفته شود تا به یک خو در آید
۳- جایگزین کردن در محیط های گوناگون انجام شود
Self-control : آگاهانه
Self-regulation : ناآگاهانه
🎓ساختن رفتار و عادت کارامد با کنشهای کوچک و شرطی شده
🎓سیستم پاداشی مغز
🎓اثر مومنتوم در زندگی
🎓از ایده تا عادت
A Penny Saved Is A Penny Earned
از دید دانش رفتارشناسی، بجای کلنجار رفتن برای کنار گذاشتن یک عادت، مانند: رژیم لاغری، ترک سیگار، کم کردن ور رفتن در فضای مجازی و... که معمولا هم شکست میخورد، برای بالابردن شانس تغییر، بکوشید:
۱- آهسته و پیوسته عادتِ نو دیگری را در برابر عادت پیشین در خوتان بسازید.
۲- در پارامترهای محیطی وابسته به عادت پیشین، اندک اندک تغییر ایجاد کنید.
۳- ناگهانی و با فشار بالا کاری را نکنید چون بنیاد فرگشت رفتاری ما بر پایه انباشت انرژی است پس مغز در برابر سوزاندن ناگهانی و بالای انرژی، واکنش اینرسی و ایستایی میدهد و کوشش هایتان پس از برهه ای رها میشود.
۱- جایگزین کردن عادت
۲- گزاره های ساده و کوتاه جایگزین
در هنگام گرسنگی، بخود گفته شود که چایی بخور، آدامس بجو و... گفته شود تا به یک خو در آید
۳- جایگزین کردن در محیط های گوناگون انجام شود
Self-control : آگاهانه
Self-regulation : ناآگاهانه
🎓ساختن رفتار و عادت کارامد با کنشهای کوچک و شرطی شده
🎓سیستم پاداشی مغز
🎓اثر مومنتوم در زندگی
🎓از ایده تا عادت
Behavioral Sciences | 💬 Group
Market Science | 💬 Group
👍9
🎓☕️ استاندارد کردن و یکسان سازی تعاریف، بنیاد #روشمندی در دانش و خرد، برای گفتمان است
دانش و واژگان استاندارد
برای نمونه evolution را به نادرست «تکامل» ترجمه کردند که معنی و مفهوم نادرستی از آنرا میداد؛ و زمان بسیاری از دانشوران بجای پرداختن به دانش، برای زدایش این کژدانی گرفته میشد و هنوز هم میشود. حتی این واژه نادرست مایه آن شد که دانشستیزان، دست بازتری داشته باشند. سپس جای تکامل، فرگشت را نهادند که باز همان معنای تکامل را میداد. (واژه درست=دیسندگی)
—استاندارد سازی تعریف و معنا و کاربردِ واژگان کمک میکند مرز میانِ "فرضیه، نظریه، فکت و قانون در روشمندی دانش و اندیشش" با "ایدئولوژی، خرافات، دانشنما/شبهعلم و ..." روشن باشد تا دانسته شود درباره کدام یک سخن گفته میشود و از کژدانی، سوگیری و مغلطه جلوگیری شود
—واژگان و تعریف ها در گفت و گو درباره موضوع و دیباچه ها اگر استاندارد نباشند، ارتباط و هموندی روشن فرآهم نمیشود و بجای گفت و گو کار به بگو مگو میکشد.
━━━━━━━━━━━━
💬 @mardom_Iranian
💬 @Daneshe_bazar
━━━━━━━━━━━━
دانش و واژگان استاندارد
برای نمونه evolution را به نادرست «تکامل» ترجمه کردند که معنی و مفهوم نادرستی از آنرا میداد؛ و زمان بسیاری از دانشوران بجای پرداختن به دانش، برای زدایش این کژدانی گرفته میشد و هنوز هم میشود. حتی این واژه نادرست مایه آن شد که دانشستیزان، دست بازتری داشته باشند. سپس جای تکامل، فرگشت را نهادند که باز همان معنای تکامل را میداد. (واژه درست=دیسندگی)
پس ترجمه و ترمینولوژی واژگان در معنی و تعریف آنها بسیار مهم است و باید استاندارد باشد
—استاندارد سازی تعریف و معنا و کاربردِ واژگان کمک میکند مرز میانِ "فرضیه، نظریه، فکت و قانون در روشمندی دانش و اندیشش" با "ایدئولوژی، خرافات، دانشنما/شبهعلم و ..." روشن باشد تا دانسته شود درباره کدام یک سخن گفته میشود و از کژدانی، سوگیری و مغلطه جلوگیری شود
—واژگان و تعریف ها در گفت و گو درباره موضوع و دیباچه ها اگر استاندارد نباشند، ارتباط و هموندی روشن فرآهم نمیشود و بجای گفت و گو کار به بگو مگو میکشد.
━━━━━━━━━━━━
💬 @mardom_Iranian
💬 @Daneshe_bazar
━━━━━━━━━━━━
👍15⚡1
سندرم پاریس (Paris Syndrome)
🗼سالانه از میان میلیون ها گردشگری که هر سال از شهر زیبای پاریس بازدید میکنند، شمار بسیار انگشت شماری دچار ناهماهنگی، ناسازگاری، و شوک اجتماعی میشوند و برای چاره کردن این نارسایی باید به کشورشان بازگردند.
🏙 این نارسایی می تواند گریبانگیر کارکنانی که به تازگی وارد سازمان میشوند نیز بشود و آنها را تا برهه ای، در شوک فرو ببرد که یکی از راهکارهای آن راهبرد آنبوردینگ/هماهنگسازی/کوک کردن آنها در سازمان است.
فرآیند آنبوردینگ در سازمان از ارزش بسیار بالایی برخوردار است و میتوان در روند آن به ۳ حالت اشاره کرد:
۱- پیش از ورود به سازمان:
بایستی دانستههایی روشن از سازمان مانند آیین نامه، قرارداد، درآمد، ساختار سازمانی، آپشن اضافه کار و... را به تازهوارد داد و از او نیز خواسته شود تا خود نیز به کاوش و بررسی پیرامون سازمان بپردازد. و اگر ناهمخوانی ندارد آنگاه قرارداد پایانی برای آغاز به کار او بسته شود.
۲- رویارویی تازهوارد با سازمان:
اگر دوگانگی و ناهمخوانی میان دانسته ها و پیشپنداشت های تازهوارد از سازمان با آنچه چیزی که سازمان هست، بسیار باشد، ریسک و خطر هدر رفت زمان و هزینه نیروی کار و سرمایه انسانی را بالا میبرد مانند کنارهگیری/ رها کردن/ برکناری/ سر خوردگی و ...
➕تبلیغات فرافکنانه درباره باشکوه نشان دادن سازمان هرگز به برند کارفرمایی نمیافزاید بلکه پیامدهای وارونه در درون سازمان خواهد داشت
۳- زمان برای آنبوردینگ شناخت درست:
در کنار داده ها دانسته های روشن، به هر روی وارد شدن به هر گروه و جای تازهای همیشه کمی اینرسی و گنگ بودن را دارد پس باید در هنگام آغاز کار، تیم HR فرایند آنبوردینگ و آشناسازی را با شکیبایی و زمان و روشمند انجام دهد تا کارمند روی ریل بیفتد و با شناخت درست از سازمان، هنجار و ارزشهای سازمان را می پذیرید، بینش، نگرش و رفتار خود را با آن هماهنگ و سازگار می کند و بازدهی و خرسندی بالا را به ارمغان می آورد.
نام این سندرم در کتاب DSM-3-R روانپزشکی "اختلال انطباقی"(Adjustment disorders) یا "وضعیتی" (situational) است.
🪶شهرام سپهری راد
گروه بازار
━━━━━
گروه مردم
━━━━━━
کتابخانه دانا
━━━━━━━
🗼سالانه از میان میلیون ها گردشگری که هر سال از شهر زیبای پاریس بازدید میکنند، شمار بسیار انگشت شماری دچار ناهماهنگی، ناسازگاری، و شوک اجتماعی میشوند و برای چاره کردن این نارسایی باید به کشورشان بازگردند.
🏙 این نارسایی می تواند گریبانگیر کارکنانی که به تازگی وارد سازمان میشوند نیز بشود و آنها را تا برهه ای، در شوک فرو ببرد که یکی از راهکارهای آن راهبرد آنبوردینگ/هماهنگسازی/کوک کردن آنها در سازمان است.
فرآیند آنبوردینگ در سازمان از ارزش بسیار بالایی برخوردار است و میتوان در روند آن به ۳ حالت اشاره کرد:
۱- پیش از ورود به سازمان:
بایستی دانستههایی روشن از سازمان مانند آیین نامه، قرارداد، درآمد، ساختار سازمانی، آپشن اضافه کار و... را به تازهوارد داد و از او نیز خواسته شود تا خود نیز به کاوش و بررسی پیرامون سازمان بپردازد. و اگر ناهمخوانی ندارد آنگاه قرارداد پایانی برای آغاز به کار او بسته شود.
۲- رویارویی تازهوارد با سازمان:
اگر دوگانگی و ناهمخوانی میان دانسته ها و پیشپنداشت های تازهوارد از سازمان با آنچه چیزی که سازمان هست، بسیار باشد، ریسک و خطر هدر رفت زمان و هزینه نیروی کار و سرمایه انسانی را بالا میبرد مانند کنارهگیری/ رها کردن/ برکناری/ سر خوردگی و ...
➕تبلیغات فرافکنانه درباره باشکوه نشان دادن سازمان هرگز به برند کارفرمایی نمیافزاید بلکه پیامدهای وارونه در درون سازمان خواهد داشت
۳- زمان برای آنبوردینگ شناخت درست:
در کنار داده ها دانسته های روشن، به هر روی وارد شدن به هر گروه و جای تازهای همیشه کمی اینرسی و گنگ بودن را دارد پس باید در هنگام آغاز کار، تیم HR فرایند آنبوردینگ و آشناسازی را با شکیبایی و زمان و روشمند انجام دهد تا کارمند روی ریل بیفتد و با شناخت درست از سازمان، هنجار و ارزشهای سازمان را می پذیرید، بینش، نگرش و رفتار خود را با آن هماهنگ و سازگار می کند و بازدهی و خرسندی بالا را به ارمغان می آورد.
نام این سندرم در کتاب DSM-3-R روانپزشکی "اختلال انطباقی"(Adjustment disorders) یا "وضعیتی" (situational) است.
🪶شهرام سپهری راد
گروه بازار
━━━━━
گروه مردم
━━━━━━
کتابخانه دانا
━━━━━━━
👍7💘2
📷 هنایش و اثر "بنجامین فرانکلین
📕 راز مگو(نورومارکتینگ)، شهرام سپهری راد، پیشنویس نسخه ارمغان، ص۲۴
🪶پرسش های راهبر و سو دهنده
👨🎓 بن مایه: Brainfluence – Roger Dooley, 2012
💱 پژوهش و ترجمه: Shahram
در یک پژوهش مارکتینگی در سوپرمارکتها به ۲شیوه نزد مردم رفتند:
به گروه ۱ گفتند:
آیا می توانیم نشانی ایمیل شما را برای فرستادن اطلاعات یک کالای تازه داشته باشیم؟
گروه دوم:
نخست پرسیدند:
آیا شما دوست دارید چیزهای تازه را تست کنید؟
پس از پاسخ، به آنان گفتند:
آیا می توانیم نشانی ایمیل شما را برای فرستادن اطلاعات یک کالای تازه داشته باشیم؟
گروه یک ۳۳٪ و گروه دوم ۷۵٪ پذیرفتند
در دانش #بیهیورالمارکتینگ و #نورومارکتینگ پژوهشها نشان داده است که بی هیچ نیاز به تغییر بنیادین در باور و نگرش دیگران، که نیازمند هزینه و ریسک بسیار است، تنها با پدید آوردن یک حالت روانشناختی در هنگامه های تصمیم گیری، می توان رفتار آنها را همسو و راهبری کرد
#BehavioralMarketing #NeuroMarketing
#Marketing_Engineering #cognitivebiases
#market_research #market_Strategy
Behavioral Sciences | Group (People)
Market Science | Group (Market)
👍8
Telegram
Shahram 🎓🧠💳
🎓☕️ اثر/هنایش پیشا الگو (Primacy Effect) :
هنگامی که چند کالا، خدمت یا گزینه، به خریدار نشان داده می شود و خریدار زمان کمی برای تصمیم گیری و گزینش دارد، با پیشامد بالا کالایی را برمی گزیند که پیش از همه به او نشان داده شده است.
در #نورومارکتینگ به این #سوگیری، هنایش (اثر) پیش وارگی، تقدم یا پیشا الگو (Primacy Effect) میگویند. که با اثر کونتراست (Contrast Effect) نیز پیوند دارد
🔭پژوهشگران دانشگاه هاروارد، در یک فروش حضوری دو کالای ۱ و ۲ با ویژگی های یکسان ولی از دو برند به خریدار نشان دادند:
1️⃣ هنگامی که به خریداران زمان کمی داده میشد ← کالای ۱ برگزیده میشد
2️⃣ هنگامی که به خریداران زمانی برای اندیشیدن داده میشد ← بخت و شانسِ گزینش هر دو کالای ۱ و ۲ برابر بود.
3️⃣ از سوی دیگر اگر چند کالای دیگر به خریدار نشان داده میشد ← او کالایی را که نخست دیده در جایگاه پیش الگو می پنداشت (ریفرنس مغز) و ویژگیهای کالاهای پیشنهادی دیگر را با آن می سنجید.
🔑 پس در چیدمان کاتالوگ فروش و یا چیدمان فروشگاهی باید آگاه بود که نخست کدام کالا را به خریدار پیشنهاد داد.
🛍📷 برای نمونه در یک دوربین فروشی اگر نخست یک دوربین ویژه به خریدار نشان داده شود او آن را به چشم الگو میبیند و همه گزینههای دیگر را با آن می سنجد.
پس بهتر است پرفروش ترین و بهترین دوربین در جایگاه الگو به خریدار پیشنهاد شود تا وی بتواند در سنجش با گزینه های دیگر یک الگوی درست برای یک انتخاب و خرید خوب و بر پایه نیازهایش داشته باشد.
📎 همچنین خریدار باید آگاه باشد که پیش از خرید، بداند نیازش چیست و برای خرید چه چیزی و با چه ویژگی هایی میرود و خواسته های خود را برای فروشنده، روشن سازد.
🖇 یادآور میشود پیشا الگو با اثر لنگر یکی نیست.
🚏بنمایه : Harvard Business Review
🎓 ترجمه : Shahram Sepehri Rad
🎓🧠 همچنین از دید دانش #نورومارکتینگ بخوانید:
🎭 اثر پیشا الگو
🎭 اثر لنگر
🎭 نفرین برنده
🎭 توپ یا زمین
🎭 هنجار لوسادا
🎭 سوگیری ایده نخست
🎭 سوگیری گزینه های آزاد و بسیار
#BehavioralMarketing #Neuromarketing #cognitivebiases
#Bias_Engineering #Marketing_Engineering
#10
هنگامی که چند کالا، خدمت یا گزینه، به خریدار نشان داده می شود و خریدار زمان کمی برای تصمیم گیری و گزینش دارد، با پیشامد بالا کالایی را برمی گزیند که پیش از همه به او نشان داده شده است.
در #نورومارکتینگ به این #سوگیری، هنایش (اثر) پیش وارگی، تقدم یا پیشا الگو (Primacy Effect) میگویند. که با اثر کونتراست (Contrast Effect) نیز پیوند دارد
🔭پژوهشگران دانشگاه هاروارد، در یک فروش حضوری دو کالای ۱ و ۲ با ویژگی های یکسان ولی از دو برند به خریدار نشان دادند:
1️⃣ هنگامی که به خریداران زمان کمی داده میشد ← کالای ۱ برگزیده میشد
2️⃣ هنگامی که به خریداران زمانی برای اندیشیدن داده میشد ← بخت و شانسِ گزینش هر دو کالای ۱ و ۲ برابر بود.
3️⃣ از سوی دیگر اگر چند کالای دیگر به خریدار نشان داده میشد ← او کالایی را که نخست دیده در جایگاه پیش الگو می پنداشت (ریفرنس مغز) و ویژگیهای کالاهای پیشنهادی دیگر را با آن می سنجید.
🔑 پس در چیدمان کاتالوگ فروش و یا چیدمان فروشگاهی باید آگاه بود که نخست کدام کالا را به خریدار پیشنهاد داد.
🛍📷 برای نمونه در یک دوربین فروشی اگر نخست یک دوربین ویژه به خریدار نشان داده شود او آن را به چشم الگو میبیند و همه گزینههای دیگر را با آن می سنجد.
پس بهتر است پرفروش ترین و بهترین دوربین در جایگاه الگو به خریدار پیشنهاد شود تا وی بتواند در سنجش با گزینه های دیگر یک الگوی درست برای یک انتخاب و خرید خوب و بر پایه نیازهایش داشته باشد.
📎 همچنین خریدار باید آگاه باشد که پیش از خرید، بداند نیازش چیست و برای خرید چه چیزی و با چه ویژگی هایی میرود و خواسته های خود را برای فروشنده، روشن سازد.
🖇 یادآور میشود پیشا الگو با اثر لنگر یکی نیست.
🚏بنمایه : Harvard Business Review
🎓 ترجمه : Shahram Sepehri Rad
🎓🧠 همچنین از دید دانش #نورومارکتینگ بخوانید:
🎭 اثر پیشا الگو
🎭 اثر لنگر
🎭 نفرین برنده
🎭 توپ یا زمین
🎭 هنجار لوسادا
🎭 سوگیری ایده نخست
🎭 سوگیری گزینه های آزاد و بسیار
Channel | Group | | Library | linkedin
#BehavioralMarketing #Neuromarketing #cognitivebiases
#Bias_Engineering #Marketing_Engineering
#10
👍7
Telegram
Shahram 🎓🧠💳
🎓 داکر کلتنر، دانشور و استاد روانشناسی و رفتارشناسی اجتماعی، بیش از دو دهه درباره قدرت، پژوهش روشمند کرده است. او مانند دیگر دانشمندان رفتارشناسی گروهی، نشان داده است که انگاشت سنتی از پیدایش و گسترش و زدایشِ قدرت،(قدرت سخت) که بر پایه زور و ترس و سرمایه و فشار است و تا اندازه بسیاری برگرفته از پندار ماکیاولی است، در جانورانی مانند انسان که زیست گروهی و اجتماعی دارند نادرست و کژدانی است. در جانوران اجتماعی، تراز میان گله/گروه و فرد است که مایهی ماندگاری و سازگاری(بقا و تطابق) و همزیستی آنها میگردد.
پس پیوند دادن رفتار جانواران نا اجتماعی به اجتماعی، و گسترش رفتار آلفا گرایانه، جدا از دانشستیز بودن مایه پیدایش ستم، ایدئولوژی و باورهای تندروانه میگردد که زیستن، بقا و همزیستی گونه را با خطر نابودی روبرو میکنند.
🪶 کلتنر در کتاب تناقض خوبی با نقد روشمند بر دیدگاه ماکیاولی و ایدئولوژی ماکیاولیسم درباره قدرت تاخته است که قدرت و ترس و دیکتاتیشن و زور را نیاز یک شهریار میدانند. و به کتاب «سیاست شامپانزه ای» از فرانس دوال اشاره می کند که بر پایه فرگشت جانوران با زیست گروهی، پدیده «خوبی همگانی/مهربانی Common Good» مایه قدرت میشود یعنی آنکه قدرت را برای بقای و نیازهای همگانی گروه بکار ببرد دارای قدرت خواهد شد و ماند.
🎓 کلتنر در رد ایدئولوژی ماکیاولی، با داده های دانشورانه برای قدرت این ویژگیها را برمیشمارد:
۱- قدرت، توان پدید آوردن تغییر در حالات دیگران است
۲- قدرت، بخشی از هر رابطه است
۳- کارهای روزمره پُر و آکنده از قدرت است
۴- قدرت از توانمند ساختن دیگران در شبکه های روابط اجتماعی (در روابط واقعی و روابط دیجیتال) بدست می آید
۵- گروه ها #قدرت را به کسانی که منافع مشترک را بیشتر می کنند می بخشند
۶- در گروه ها گونه ای شهرت برای قدرت ساخته می شود (خوشنامی یا بدنامی در قدرت) (مدیریت خوشنامی و برندینگ مهم است)
۷- گروه ها به آنهایی که منافع مشترک را اعتبار میدهند #جایگاه (ارز و ارج) میدهند
۸- پیشنیاز قدرت آن است که غیبت و شایعه (معنی بد) پیرامون کسی که به دنبال قدرت است نباشد و در روند به دست آوردن قدرت می توان از شایعه های مثبت در گروههای دانشجو، کارگر، بازاری، کارمند بهره گرفت
۹- قدرت پایدار از همدردی (امپاتی) می آید
۱۰- قدرت پایدار از بخشندگی و تقسیم منصفانه و عادلانه می آید
۱۱- قدرت پایدار از سپاسگذاری از دیگران و ازرش گذاشتن و نیک خواهی است
۱۲- قدرت پایدار از داستان گویی به دست می آید (توان سخنورانه)
🪔 کلتنر میگوید این ۱۲ گزینه قدرت نرم را میسازند و پس از این قدرت سخت (ایدئولوژیک و میلیشیا و...) پیدید میآید، برای همین نام کتاب تناقض قدرت است
#behavioralscience #Social_behavioral_Sciences #Evolutionary_Behavior_science
🥀تنها دینها پیامبر و پیشوا ندارند بلکه ایدئولوژی ها نیز دارند، شاید کمتر کسی به اندازه ماکیاولی، مارکس، انگلس، هایک و میزس با ایدئولوژیهایشان مایه تباهی شده باشد. آنها دینهای نوین را پایه نهادند که نامش ایدئولوژی است. پیروانشان نیز هر گونه نقد بر آنها را بر نمیتابند و در برابر هر رسوایی میگویند که این با آن چیزی که اصل باور ماست فرق دارد.
🍂 در ایدئولوژی های قدرت اقتصادی-سیاسی مانند کمونیسم، سوسیالیسم، کاپیتالیسم (لیبرالیسم اقتصادی)، نئولیبرالیسم و... بخشی از بنیاد قدرت آنها بر پایه فرامین ماکیاولی در خدمت اولیگارشی دولت یا اولیگارشی سرمایه داران است و بدتر آنکه با بیسوادی و بدکرداری و کژدانی و شبه علم، به آب و آتش میزنند تا ایدئولوژیهایشان را به دانش فرگشت(تکامل داروینی) پیوند بزنند که این خطری بزرگ برای این دانش است؛ ایدئولوژیهای دانشستیز مایه پیدایش باورهایی بر پایه قانون جنگل +تبعیض +عدالتستیزی +آلفا گرایی اولیگارشیک برای مصادره و کنترل قدرت شده است. و خطری بس بزرگ برای بقا و همزیستی هستند.
پس پیوند دادن رفتار جانواران نا اجتماعی به اجتماعی، و گسترش رفتار آلفا گرایانه، جدا از دانشستیز بودن مایه پیدایش ستم، ایدئولوژی و باورهای تندروانه میگردد که زیستن، بقا و همزیستی گونه را با خطر نابودی روبرو میکنند.
🪶 کلتنر در کتاب تناقض خوبی با نقد روشمند بر دیدگاه ماکیاولی و ایدئولوژی ماکیاولیسم درباره قدرت تاخته است که قدرت و ترس و دیکتاتیشن و زور را نیاز یک شهریار میدانند. و به کتاب «سیاست شامپانزه ای» از فرانس دوال اشاره می کند که بر پایه فرگشت جانوران با زیست گروهی، پدیده «خوبی همگانی/مهربانی Common Good» مایه قدرت میشود یعنی آنکه قدرت را برای بقای و نیازهای همگانی گروه بکار ببرد دارای قدرت خواهد شد و ماند.
🎓 کلتنر در رد ایدئولوژی ماکیاولی، با داده های دانشورانه برای قدرت این ویژگیها را برمیشمارد:
۱- قدرت، توان پدید آوردن تغییر در حالات دیگران است
۲- قدرت، بخشی از هر رابطه است
۳- کارهای روزمره پُر و آکنده از قدرت است
۴- قدرت از توانمند ساختن دیگران در شبکه های روابط اجتماعی (در روابط واقعی و روابط دیجیتال) بدست می آید
۵- گروه ها #قدرت را به کسانی که منافع مشترک را بیشتر می کنند می بخشند
۶- در گروه ها گونه ای شهرت برای قدرت ساخته می شود (خوشنامی یا بدنامی در قدرت) (مدیریت خوشنامی و برندینگ مهم است)
۷- گروه ها به آنهایی که منافع مشترک را اعتبار میدهند #جایگاه (ارز و ارج) میدهند
۸- پیشنیاز قدرت آن است که غیبت و شایعه (معنی بد) پیرامون کسی که به دنبال قدرت است نباشد و در روند به دست آوردن قدرت می توان از شایعه های مثبت در گروههای دانشجو، کارگر، بازاری، کارمند بهره گرفت
۹- قدرت پایدار از همدردی (امپاتی) می آید
۱۰- قدرت پایدار از بخشندگی و تقسیم منصفانه و عادلانه می آید
۱۱- قدرت پایدار از سپاسگذاری از دیگران و ازرش گذاشتن و نیک خواهی است
۱۲- قدرت پایدار از داستان گویی به دست می آید (توان سخنورانه)
🪔 کلتنر میگوید این ۱۲ گزینه قدرت نرم را میسازند و پس از این قدرت سخت (ایدئولوژیک و میلیشیا و...) پیدید میآید، برای همین نام کتاب تناقض قدرت است
#behavioralscience #Social_behavioral_Sciences #Evolutionary_Behavior_science
🥀تنها دینها پیامبر و پیشوا ندارند بلکه ایدئولوژی ها نیز دارند، شاید کمتر کسی به اندازه ماکیاولی، مارکس، انگلس، هایک و میزس با ایدئولوژیهایشان مایه تباهی شده باشد. آنها دینهای نوین را پایه نهادند که نامش ایدئولوژی است. پیروانشان نیز هر گونه نقد بر آنها را بر نمیتابند و در برابر هر رسوایی میگویند که این با آن چیزی که اصل باور ماست فرق دارد.
🍂 در ایدئولوژی های قدرت اقتصادی-سیاسی مانند کمونیسم، سوسیالیسم، کاپیتالیسم (لیبرالیسم اقتصادی)، نئولیبرالیسم و... بخشی از بنیاد قدرت آنها بر پایه فرامین ماکیاولی در خدمت اولیگارشی دولت یا اولیگارشی سرمایه داران است و بدتر آنکه با بیسوادی و بدکرداری و کژدانی و شبه علم، به آب و آتش میزنند تا ایدئولوژیهایشان را به دانش فرگشت(تکامل داروینی) پیوند بزنند که این خطری بزرگ برای این دانش است؛ ایدئولوژیهای دانشستیز مایه پیدایش باورهایی بر پایه قانون جنگل +تبعیض +عدالتستیزی +آلفا گرایی اولیگارشیک برای مصادره و کنترل قدرت شده است. و خطری بس بزرگ برای بقا و همزیستی هستند.
در افروختن دانش، یا شمع باش یا آینه
شمع و آیینه شمایید، همرسانی با شما
Behavioral Sciences | 💬 Group
Market Science | 💬 Group
👍7
Telegram
Shahram Sepehri Rad in Shahram 🎓🧠💳
🪶 آن خطاط سه گونه خط نوشتی
یکی را او خواندی و لاغیر
یکی را هم او خواندی هم غیر
یکی را نه او خواندی نه غیر او
آن خط سوم منم !
در بازار کلاسیک دو الگو داریم که هر کدام ویژگی هایی دارند و هر دو میتوانند بازدهی بالا یا پایین داشته باشند. این دو گاه به گاه با هم تنش ها و کلنجارهای فرسایشی دارند و همدیگر را ناپخته و خام یا غیر حرفه ای، آماتور، ناشی، آزمون و خطا کن، بازار خراب کن و ... می نامند.
یکی : آزموده ها (اکسپریمنتال ها) هستند که رویکرد آنها بر تجربه و آزمودگی است.
یکی : آموخته ها (اجیوکیتد ها) هستند که رویکرد آنها بر مدرک آکادمیک است.
➕🎓 در این میان خوشبختانه چند سالی است که نرم و رمنده خط سومی به ویژه از علوم پایه و سلف استادیها راه خود را به بازار کار باز کرده، دانشی-پژوهشی ها (ساینتیفیک-ریسرچر) که رویکرد آنها بر دانش است.
🔵 آموخته ها (اجیوکیتد ها / آکادمیک) :
یکدست و ارتشی، کپی کننده، الگو گرا و یونیورسالیست، تکراری کلون شده، آمار گرا، قانون گرا، پرستیژ بالا، ماشین وار، بروکرات، پروپاگاندا گرا
-- باب دل سازمان های اطلاعاتی
-- معمولا آدم های سرشناس سازمانی از این دسته اند
-- تبلیغات بسیاری پیرامون خود دارند
-- دولت ها به استخدام آنها گرایش دارند
-- یاهو، اپل، مکینتاش، نوکیا، هاروارد
🟢 آزمودگی یا تجربی : Experimental
تجربه گرا، بسیار ارتباط گرا، آزمون و خطا کننده، تک الگو گرا، کل گرا، دور زننده قانون، هیجان انگیز، خودنما، تکرار الگوی کلون شده، چالاک
-- سازمان های کوچک و بزرگ خوب
-- پیرو بسیار دارند
-- معمولا آدم های سرشناس خصوصی و برنده از این دسته اند
-- بینگ، مایکروسافت، ویندوز، سونی، سامسونگ، هاروارد
🟣 دانشی Scientific - Researchery - Analytical
دانش گرا، پژوهش گرا، نگاه از درون و بیرون، روشمند، اندازه گیر، فقط تجربه های تکرار شونده کامیاب، آزمایش بجای آزمون و خطا، نگاه خشک علمی، بی سر و صدا، گریزان از آمار و تجربه های نمایشی و نا کاربردی، شکیبا، نوآور،
-- معمولا آدم هایی که جهان را دگرگون میسازند از این دسته اند
-- معمولا دور از دسترس و سخت دست یافتنی
-- پژوهش گرا research oriented
-- خاموش هستند ولی دستاورد کارهایشان مانند توپ صدا میکند
-- ارج و ارز بسیار دارند
-- گوگل، اندروید، ال جی، ناسا، اسپیس ایکس، آی بی ام، اینتل، ای ام دی، پاناسونیک، ام.آی.تی
📌 هرگز kpi ابرسازمان نمیسازد وگر نه با کپی کردن kpi & ork ها باید امروز هزاران گوگل و اینتل داشتیم
و Kpi ها الگو و متد های یکتا و سفارشی شده هر رسته، شرکت، آدم، شرایط هستند.
ولی برای آنهایی در آکادمیها پندارشان یونیفورمیشن سازی شده است این Kpi ها دستورکار جهانی و یونیورسال Instructions و Protocol های گریز ناپذیر هستند و همه سازمانها باید از آن پیروی کنند .و بیشتر در سنجش کارایی سرمایه انسانی کاربرد دارد و نتیجه اش شده تکرار مکررات و کپی کاری و شرکت های معمولی و کرخت است.
B.Sciences | Group (People)
M.Science | Group (Market)
یکی را او خواندی و لاغیر
یکی را هم او خواندی هم غیر
یکی را نه او خواندی نه غیر او
آن خط سوم منم !
🪶 خط سوم بازار
در بازار کلاسیک دو الگو داریم که هر کدام ویژگی هایی دارند و هر دو میتوانند بازدهی بالا یا پایین داشته باشند. این دو گاه به گاه با هم تنش ها و کلنجارهای فرسایشی دارند و همدیگر را ناپخته و خام یا غیر حرفه ای، آماتور، ناشی، آزمون و خطا کن، بازار خراب کن و ... می نامند.
یکی : آزموده ها (اکسپریمنتال ها) هستند که رویکرد آنها بر تجربه و آزمودگی است.
یکی : آموخته ها (اجیوکیتد ها) هستند که رویکرد آنها بر مدرک آکادمیک است.
➕🎓 در این میان خوشبختانه چند سالی است که نرم و رمنده خط سومی به ویژه از علوم پایه و سلف استادیها راه خود را به بازار کار باز کرده، دانشی-پژوهشی ها (ساینتیفیک-ریسرچر) که رویکرد آنها بر دانش است.
🔵 آموخته ها (اجیوکیتد ها / آکادمیک) :
یکدست و ارتشی، کپی کننده، الگو گرا و یونیورسالیست، تکراری کلون شده، آمار گرا، قانون گرا، پرستیژ بالا، ماشین وار، بروکرات، پروپاگاندا گرا
-- باب دل سازمان های اطلاعاتی
-- معمولا آدم های سرشناس سازمانی از این دسته اند
-- تبلیغات بسیاری پیرامون خود دارند
-- دولت ها به استخدام آنها گرایش دارند
-- یاهو، اپل، مکینتاش، نوکیا، هاروارد
🟢 آزمودگی یا تجربی : Experimental
تجربه گرا، بسیار ارتباط گرا، آزمون و خطا کننده، تک الگو گرا، کل گرا، دور زننده قانون، هیجان انگیز، خودنما، تکرار الگوی کلون شده، چالاک
-- سازمان های کوچک و بزرگ خوب
-- پیرو بسیار دارند
-- معمولا آدم های سرشناس خصوصی و برنده از این دسته اند
-- بینگ، مایکروسافت، ویندوز، سونی، سامسونگ، هاروارد
🟣 دانشی Scientific - Researchery - Analytical
دانش گرا، پژوهش گرا، نگاه از درون و بیرون، روشمند، اندازه گیر، فقط تجربه های تکرار شونده کامیاب، آزمایش بجای آزمون و خطا، نگاه خشک علمی، بی سر و صدا، گریزان از آمار و تجربه های نمایشی و نا کاربردی، شکیبا، نوآور،
-- معمولا آدم هایی که جهان را دگرگون میسازند از این دسته اند
-- معمولا دور از دسترس و سخت دست یافتنی
-- پژوهش گرا research oriented
-- خاموش هستند ولی دستاورد کارهایشان مانند توپ صدا میکند
-- ارج و ارز بسیار دارند
-- گوگل، اندروید، ال جی، ناسا، اسپیس ایکس، آی بی ام، اینتل، ای ام دی، پاناسونیک، ام.آی.تی
📌 هرگز kpi ابرسازمان نمیسازد وگر نه با کپی کردن kpi & ork ها باید امروز هزاران گوگل و اینتل داشتیم
و Kpi ها الگو و متد های یکتا و سفارشی شده هر رسته، شرکت، آدم، شرایط هستند.
ولی برای آنهایی در آکادمیها پندارشان یونیفورمیشن سازی شده است این Kpi ها دستورکار جهانی و یونیورسال Instructions و Protocol های گریز ناپذیر هستند و همه سازمانها باید از آن پیروی کنند .و بیشتر در سنجش کارایی سرمایه انسانی کاربرد دارد و نتیجه اش شده تکرار مکررات و کپی کاری و شرکت های معمولی و کرخت است.
در افروختن دانش، یا شمع باش یا آینه
B.Sciences | Group (People)
M.Science | Group (Market)
👍6
🌹🌷سودای "گل لاله هلندی"
(حباب عرضه و تقاضا)
🌹سودای گل لاله یک زبانزد در بازار است و داستان داد و ستد پیاز گل لاله در هلند، امروزه در سپهر اقتصاد، نمونه ای برای «حباب اقتصادی» است. این رویداد برای پیاز گل لاله در سالهای ۱۶۱۰ تا ۱۶۳۷ در هلند رخ داد.
🫧 حباب اقتصادی یعنی افزایش اندازه مالی و حجمیِ خرید و فروش یک کالا و افزایش افسار گسیخته بهای آن، در حالی که ارزش راستین آن بسیار پایین تر باشد و اندازه نیاز و تقاضای بازار به آن از روند بازار کمتر باشد.
به هم خوردن تراز عرضه و تقاضا هنگامی که تقاضا بیشتر از عرضه شود
کشور هلند پس از جنگ ۸۰ ساله با اسپانیا، آزادی خود را یافته بود و در حالی که مرکز اروپا در گیر جنگ بود، بازرگانی در هلند سکه بود، کم کم درخواست برای پیاز گونه های گل لاله بالا رفت. از ۱۶۱۰ در ۲۵ سال ثروتمندان برای خرید پیاز لاله های کمیاب تر آزمند شدند. کار به جایی رسید که یک پیاز چند دست فروخته میشد و بهایش بیشتر و بیشتر میشد.
🌷با ورود دلالان، بهای پیازها چند برابر و بازار آنها رونق بیشتری گرفت اما داستان آنجا بود که تنها در ماه آوریل پیازها آماده می شدند و از این رو پیشخرید آنها آغاز شد.
قیمت یک پیاز گل لاله تا یک هزار سکه طلا هم رسید در حالی که درآمد سالانه ی یک کشاورز تنها ۲۵۰ سکه طلا بود. کار بجایی رسید که برخی ها دارایی ها، خانه ها، زمین و برخی ها دام های خود را برای پیش خرید پیازهای لاله به فروشنده می دادند چون همه گمان می کردند سرمایه گذاری در بازار پیاز لاله برایشان سودمند خواهد بود.
🫧🌹 این حباب پس از نزدیک ۵۰ سال ناگهان ترکید؛ دلیل اصلی این بود که دیگر کسی توان خرید پیاز لاله ها را نداشت. در سوم فوریه ۱۶۳۷ میلادی در حالی که پیازها آماده فروش می شدند، هیچ خریداری برای پیازها پیدا نمی شد چون کسی نمی توانست قیمت ۵ هزار خلدن را برای پیاز گل بپردازد. کار به جایی رسید که طی چند هفته بهای آن به یک صدم کاهش یافت.
📊 گفته میشود آن سال نزدیک به ۳ هزار تَن در بازار پیاز لاله ورشکسته شدند و بدین گونه دوران سودای گل لاله در هلند به پایان رسید.
💱 پژوهش و نگارش: Shahram
#market_research #market_Behavior #market_history
(حباب عرضه و تقاضا)
🌹سودای گل لاله یک زبانزد در بازار است و داستان داد و ستد پیاز گل لاله در هلند، امروزه در سپهر اقتصاد، نمونه ای برای «حباب اقتصادی» است. این رویداد برای پیاز گل لاله در سالهای ۱۶۱۰ تا ۱۶۳۷ در هلند رخ داد.
🫧 حباب اقتصادی یعنی افزایش اندازه مالی و حجمیِ خرید و فروش یک کالا و افزایش افسار گسیخته بهای آن، در حالی که ارزش راستین آن بسیار پایین تر باشد و اندازه نیاز و تقاضای بازار به آن از روند بازار کمتر باشد.
به هم خوردن تراز عرضه و تقاضا هنگامی که تقاضا بیشتر از عرضه شود
کشور هلند پس از جنگ ۸۰ ساله با اسپانیا، آزادی خود را یافته بود و در حالی که مرکز اروپا در گیر جنگ بود، بازرگانی در هلند سکه بود، کم کم درخواست برای پیاز گونه های گل لاله بالا رفت. از ۱۶۱۰ در ۲۵ سال ثروتمندان برای خرید پیاز لاله های کمیاب تر آزمند شدند. کار به جایی رسید که یک پیاز چند دست فروخته میشد و بهایش بیشتر و بیشتر میشد.
🌷با ورود دلالان، بهای پیازها چند برابر و بازار آنها رونق بیشتری گرفت اما داستان آنجا بود که تنها در ماه آوریل پیازها آماده می شدند و از این رو پیشخرید آنها آغاز شد.
قیمت یک پیاز گل لاله تا یک هزار سکه طلا هم رسید در حالی که درآمد سالانه ی یک کشاورز تنها ۲۵۰ سکه طلا بود. کار بجایی رسید که برخی ها دارایی ها، خانه ها، زمین و برخی ها دام های خود را برای پیش خرید پیازهای لاله به فروشنده می دادند چون همه گمان می کردند سرمایه گذاری در بازار پیاز لاله برایشان سودمند خواهد بود.
🫧🌹 این حباب پس از نزدیک ۵۰ سال ناگهان ترکید؛ دلیل اصلی این بود که دیگر کسی توان خرید پیاز لاله ها را نداشت. در سوم فوریه ۱۶۳۷ میلادی در حالی که پیازها آماده فروش می شدند، هیچ خریداری برای پیازها پیدا نمی شد چون کسی نمی توانست قیمت ۵ هزار خلدن را برای پیاز گل بپردازد. کار به جایی رسید که طی چند هفته بهای آن به یک صدم کاهش یافت.
📊 گفته میشود آن سال نزدیک به ۳ هزار تَن در بازار پیاز لاله ورشکسته شدند و بدین گونه دوران سودای گل لاله در هلند به پایان رسید.
💱 پژوهش و نگارش: Shahram
#market_research #market_Behavior #market_history
Behavioral Sciences | Group
Market Science | Group
👍9
Telegram
شهرام سپهری راد in شهرام
🎓☕️ #سوگیری ایده نخست
پس از اندیشیدن، بهتر است که نخستین ایده و برنامه ای که به مغزمان میرسد را بهترین گزینه ندانیم.
پژوهشگران HBR در چندین سِری آزمایش از کارآفرینان خواستند تا درباره راه اندازی یک کار و پیشه تازه، ۲۰ ایده نخست خود را بنویسند. در شگفتی دیده میشد که بیشتر ایده ها مانند هم بودند.
یعنی نخستین چیز هایی که در اندیشه شما هست همزمان در مغز بسیاری دیگر هم هست و این یعنی رقیب و هماورد بیشتر، یعنی روشها و استراتژی های گوناگون برای یک هدف که میتوانند کار را سخت کنند.
در #بازار_پژوهی و #بازار_سنجی، گزاره ای هست به نام «دریای سرخ» که میگوید بیشتر آدمها و پیشه ها در دریای آرام آبی به دنبال ماهی گیری هستند که بودن رقیب بسیار، شانس و پیشامد پیشتازی و پیشرفت و کامیابی را سخت تر میکند ولی برخی ها در دریای سرخ تکاپو میکنند یعنی خودشان پس از پژوهش روشمند و دانشی، یا نیازهایی را مییابند یا #نیازسازی (#بازار_سازی) می کنند و چون رقیب کمتری در آنجا هست کامیابشان زودتر و آسانتر است و از پیشاهنگ ها و پیشتازان آن بازار خواهند بود.
مانند کاری که اینستاگرام، کلاب هاوس، تلگرام، اوبر، علی بابا و... کردند
#Game_theory
#market_research #Market_analysis
#market_making #market_Strategy
#Market_Engineering #Systematic_analysis
🎭 اثر پیشا الگو
🎭 اثر لنگر
🎭 نفرین برنده
🎭 توپ یا زمین
🎭 هنجار لوسادا
🎭 سوگیری ایده نخست
🎭 سوگیری گزینه های آزاد و بسیار
💬 Group (People) | 💬 Group (Market Media)
🎓 Behavioral Sciences | 🎯Market Science
📚 Library
پس از اندیشیدن، بهتر است که نخستین ایده و برنامه ای که به مغزمان میرسد را بهترین گزینه ندانیم.
پژوهشگران HBR در چندین سِری آزمایش از کارآفرینان خواستند تا درباره راه اندازی یک کار و پیشه تازه، ۲۰ ایده نخست خود را بنویسند. در شگفتی دیده میشد که بیشتر ایده ها مانند هم بودند.
یعنی نخستین چیز هایی که در اندیشه شما هست همزمان در مغز بسیاری دیگر هم هست و این یعنی رقیب و هماورد بیشتر، یعنی روشها و استراتژی های گوناگون برای یک هدف که میتوانند کار را سخت کنند.
در #بازار_پژوهی و #بازار_سنجی، گزاره ای هست به نام «دریای سرخ» که میگوید بیشتر آدمها و پیشه ها در دریای آرام آبی به دنبال ماهی گیری هستند که بودن رقیب بسیار، شانس و پیشامد پیشتازی و پیشرفت و کامیابی را سخت تر میکند ولی برخی ها در دریای سرخ تکاپو میکنند یعنی خودشان پس از پژوهش روشمند و دانشی، یا نیازهایی را مییابند یا #نیازسازی (#بازار_سازی) می کنند و چون رقیب کمتری در آنجا هست کامیابشان زودتر و آسانتر است و از پیشاهنگ ها و پیشتازان آن بازار خواهند بود.
مانند کاری که اینستاگرام، کلاب هاوس، تلگرام، اوبر، علی بابا و... کردند
#Game_theory
#market_research #Market_analysis
#market_making #market_Strategy
#Market_Engineering #Systematic_analysis
🎭 اثر پیشا الگو
🎭 اثر لنگر
🎭 نفرین برنده
🎭 توپ یا زمین
🎭 هنجار لوسادا
🎭 سوگیری ایده نخست
🎭 سوگیری گزینه های آزاد و بسیار
💬 Group (People) | 💬 Group (Market Media)
🎓 Behavioral Sciences | 🎯Market Science
📚 Library
👍8
Telegram
Shahram Sepehri Rad in Shahram 🎓🧠💳
اگر به یک کُودَن، انگیزه بدهیم آنگاه یک کودنِ با انگیزه داریم. «جیم ران»
🪶 بیشتر این کتابهای انگیزشی یک کارخانه آدم کُشی هستند
مثل قرص سیانور میمانند
مثل رفیق ناباب
پدری خانه و زندگیش را فروخت تا گَند کاری فرزند را جمع و جور کند❗️
دوستی دارم که درباره کاری که راه اندازی کرده بود دیدگاه من را خواست!
⚪️ بهش گفتم برای این کار هم به برنامه دقیق تر و هم به سرمایه خیلی بیشتری نیاز داری
⚫️ گفت : هر چی میتوانستم همین است از وام و پس انداز و قرض و سرمایه پذیری و ...
⚪️ گفتم نباید با این اندازه از کمبود سرمایه دست به کار می شدی، الانم تا دیر نشده و بدهی بیشتری بالا نیاوردی دست بکش و دنبال راهکار دیگه ای باش. این خطای کنکورد است این آفتابه خرج لحیم کردن است.
⚫️ چهرش بر افروخته شد و گفت میگی که چی؟، همه را ول کنم بشینم خانه تا "آبروم" بره
"طوماری" از «کتابهای انگیزشی» فهرست کرد که فلانی چه گفته و فلانی از تو پارکینگ و راهرو کارش را آغاز کرده و ...
پس از آن روز دیگر ندیدمش اما بدبختانه خبر آمد که کارش از "خود دانا پنداری" و "انگیزه پوشالی" به خواهش و التماس از بستانکارانش برای خریدن زمان بیشتر برای چک و قرض و وام کشیده و ""پدرش خانه و ماشینش را فروخته و تَن به کرایه نشینی داده تا بخشی از گندکاری آقازاده را جم و جور کند""
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود / ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
همین بیت حافظ میگوید که چرا من کارآفرین نیستم!
کارآفرین نیستم، ولی ور دست و کمک کار کارآفرینهای زیادی بودم، کارآفرینها را خوب میشناسم. پس به هم نسلی های ارجمند خودم که حس کارآفرینی در تو گل انداخته :
۱) "ریسک" مال بازار است ولی "قمار" جایش توی دیسکو و کازینو و کاباره
۲) اگه میخواهی قمار کنی تنها و تنها شرط را روی زندگی خودت قمار کن نه دیگران
۳) کتابهای انگیزشی بمانند برای بعد از پوزیشنینگ و جاگیری در بازار
۴) تجربه های کاری نسل پیش به درد ما نمیخورد چون زمانه فرق کرده چه برسد به کتاب انگیزشی از دل یینگه دنیایی که همه چیزش با ما فرق دارد
۵) زمانی میشد بارها زمین خورد و دوباره پا شد ولی امروز زمین که خوردی درد ندارد، حس مرگ دارد
۶) کار آفرینی خط اُتو، عطر، کراوات و پُز و اَدا نیست، رفتار و مَنش کارآفرینی میخواهد.
۷) کارآفرینی به برنامه ریزی دقیق، سرمایه به اندازه کافی، تیم، اعصاب آهنی، شکیبایی و توان مدیریت نیاز دارد.
۸) غرور، تعصب و ترس از آبرو مال حاجی بازاری ها است، کارآفرین باید اندیشه شناور داشته باشد تا بتواند به زمانش راه و روشش را تغییر بدهد.
۹) کارآفرین باید بتواند مثل آدم شکست بخورد و پای کارش باستید نه مثل بُز دلها یهو جا بزند و شرکتش را رها کند و کارمندانش را آواره و سرگردان
۱۰) وام و قرض مال بعد از جا افتادن شرکت و برای گسترش کار است، نه آغاز کار (هنجار کارآفرین: وام نان نمیشود)
🎓 Market Science | 💬 Group | 📚 Library
مثل قرص سیانور میمانند
مثل رفیق ناباب
پدری خانه و زندگیش را فروخت تا گَند کاری فرزند را جمع و جور کند❗️
دوستی دارم که درباره کاری که راه اندازی کرده بود دیدگاه من را خواست!
⚪️ بهش گفتم برای این کار هم به برنامه دقیق تر و هم به سرمایه خیلی بیشتری نیاز داری
⚫️ گفت : هر چی میتوانستم همین است از وام و پس انداز و قرض و سرمایه پذیری و ...
⚪️ گفتم نباید با این اندازه از کمبود سرمایه دست به کار می شدی، الانم تا دیر نشده و بدهی بیشتری بالا نیاوردی دست بکش و دنبال راهکار دیگه ای باش. این خطای کنکورد است این آفتابه خرج لحیم کردن است.
⚫️ چهرش بر افروخته شد و گفت میگی که چی؟، همه را ول کنم بشینم خانه تا "آبروم" بره
"طوماری" از «کتابهای انگیزشی» فهرست کرد که فلانی چه گفته و فلانی از تو پارکینگ و راهرو کارش را آغاز کرده و ...
پس از آن روز دیگر ندیدمش اما بدبختانه خبر آمد که کارش از "خود دانا پنداری" و "انگیزه پوشالی" به خواهش و التماس از بستانکارانش برای خریدن زمان بیشتر برای چک و قرض و وام کشیده و ""پدرش خانه و ماشینش را فروخته و تَن به کرایه نشینی داده تا بخشی از گندکاری آقازاده را جم و جور کند""
اگر به یک کُودَن، انگیزه بدهیم آنگاه یک کودنِ با انگیزه داریم.
«جیم ران»
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود / ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
همین بیت حافظ میگوید که چرا من کارآفرین نیستم!
کارآفرین نیستم، ولی ور دست و کمک کار کارآفرینهای زیادی بودم، کارآفرینها را خوب میشناسم. پس به هم نسلی های ارجمند خودم که حس کارآفرینی در تو گل انداخته :
۱) "ریسک" مال بازار است ولی "قمار" جایش توی دیسکو و کازینو و کاباره
۲) اگه میخواهی قمار کنی تنها و تنها شرط را روی زندگی خودت قمار کن نه دیگران
۳) کتابهای انگیزشی بمانند برای بعد از پوزیشنینگ و جاگیری در بازار
۴) تجربه های کاری نسل پیش به درد ما نمیخورد چون زمانه فرق کرده چه برسد به کتاب انگیزشی از دل یینگه دنیایی که همه چیزش با ما فرق دارد
۵) زمانی میشد بارها زمین خورد و دوباره پا شد ولی امروز زمین که خوردی درد ندارد، حس مرگ دارد
۶) کار آفرینی خط اُتو، عطر، کراوات و پُز و اَدا نیست، رفتار و مَنش کارآفرینی میخواهد.
۷) کارآفرینی به برنامه ریزی دقیق، سرمایه به اندازه کافی، تیم، اعصاب آهنی، شکیبایی و توان مدیریت نیاز دارد.
۸) غرور، تعصب و ترس از آبرو مال حاجی بازاری ها است، کارآفرین باید اندیشه شناور داشته باشد تا بتواند به زمانش راه و روشش را تغییر بدهد.
۹) کارآفرین باید بتواند مثل آدم شکست بخورد و پای کارش باستید نه مثل بُز دلها یهو جا بزند و شرکتش را رها کند و کارمندانش را آواره و سرگردان
۱۰) وام و قرض مال بعد از جا افتادن شرکت و برای گسترش کار است، نه آغاز کار (هنجار کارآفرین: وام نان نمیشود)
🎓 Market Science | 💬 Group | 📚 Library
👍6
Telegram
Shahram Sepehri Rad in Shahram 🎓🧠💳
📕☕️ کتاب کشیک جانوران (Animal Vigilance) نوشته گای بوشامپ (Guy Beauchamp)
گزیده کتاب:
واژه vigilance به معنی کشیک و پایش است (در کُردی: جولیان، جولیدن، جولَ جول) و به هوشیاری و سرک کشیدن برای پاس دادن و گوش به زنگی جانوران میگویند. برای نمونه تکان دادن سر و چشم برای دیدن و پایش پیرامون، در هنگام خوردن یا آسودن که یک رویکرد فرگشتی برای آگاه بودن از پیرامون برای زنده ماندن است.
ویژگی ها:
👀 شناسایی شکارچی یا خطر
👀 پایشِ رفتار همگله ایها که به او یا فرزندان آسیب نزنند
👀 در هنگام زندگی در میان گله، ویجیلنس یا کشیک در سنجش با تنهایی، کمتر میشود و هر چه گله پرشمار تر باشد کمتر هم میشود (کورتیزول کاهش میابد و مایه آرامش است)
👀 برخی جانوران منظم و برخی مانند گاومیش ها کاتوره ای و رندمیک ویجلنس میکنند.
• اگر نامنظم باشد آنگاه شکارچی نمیتواند در هنگام کمین، الگوی کشیک ها را یاد بگیرد و او را آسان شکار کند
👀 در هنگام پایش، کورتیزول بالا میرود (ولی با افزایش کورتیزول، پایش بالا نمیرود)
👀 تزریق اوکسیتوسین مایه کاهش در دقت و تعداد کشیک میشود
🕯 هنگامی که غذا و منابع محدود باشد یا شود(مانند خشکسالی)، ویجیلنس در پرندگان و جانوران «کمتر» میشود.
در آدمها نیز غم نان با کنشگری اجتماعی رابطه دارد
(آنچه کند شیران را روبه مزاج، احتیاج است احتیاج است احتیاج🥺)
🐿 در برخی گونه ها برای نمونه نژادهایی از سنجابها و موشها، هنگامی که خطر هوایی باشد سوت میکشد و اگر شکارچی بر روی زمین باشد صدایی مانند ررررررر در میآورد. یعنی اگر خطر بر زمین باشد باید بدود روی شاخه های درختان و اگر در آسمان باشد باید بخزد در سوراخ و میان بوته ها. (استراتژی فرهنگی)
(نوزادان در هفته آغاز معنی اینها را نمیدانند که نشان میدهد اپیژنتیک است)
👀برخی گونه ها مانند مرغابی ها ویجلنس لترال یا به پهلو دارند یعنی سوی بیرونی گله را بیشتر میپاید که نشان از اعتماد بیشتر در میان گله است. (ریشه های جامعه باز و بسته)
🕯 جنسیت:
⏳ در نرها شمار و نوسان ویجلنس با تستسترون پیوند دارد
💞 ماده ها (مثلا مرغابیها) نرهایی را که بیشتر و بهتر ویجلنس میکنند بیشتر میپسندند (برای امنیت و پناه)
🧪 در مادینهی بارداری که در روزگار سختی و دشوار و ترس زندگی میکند کورتیزول بالاتر میرود و این بر جنین و نوزاد نیز تاثیر دارد که از پیامدهایش در گونه آدمیزاد «فشار خون بالا» + «بیش پویایی/ADHD» + «بدگمانی/پارانویا» + «آشوب و استرس و ترس بالا و گاه افسردگی» +نارسایی در ارتباط های اجتماعی و... میباشد.
• هر چند بالاتر بودن کورتیزول در ماه های نخست زندگی نوزاد مایه هوشیار و واکنش او به چیزیها و تغییرات میشود و این زیربنای برخی ارتباط ها است.
🌡🔬با آزمایشهایی که بر روی برخی جانوران انجام شده برآورد شده کشیک تا ۸ درصد میتواند ژنتیکی باشد و ۹۲ درصد اپیژنتیکی است. در گونه آدمیزاد(هوموساپینس ساپسنس) بهره و سهم اپیژنتیک بیشتر است چون جانوران در زندگی گله ای دارای آیین، قانون، رسانه، فناوری و... نیستند. (هرچند ژنتیک و اپیژنتیک برهمکنش دارند)
🎭 گویا ویجیلنس ریشه فرگشتیِ پارانویا، غیبت، گرایش به منفیبافی و ترس و برخی رویکردهای فرگشتی هشدار آمیز در آدم ها است
• گَله به آنهایی که بیشتر ویجیلنس میکنند بیشتر اعتماد میکند. یعنی زمانی که او آژیر و هشدار میدهد، گله زودتر واکنش نشان میدهد که شاید در گونه آدمیزاد این ریشه فرگشتی در نگرش بیشتر به نکات منفی باشد.
آدمهای زرد و رسانهها و خبرگزاریهای ایدئولوژیک و گیشه، از همرسانی اخبار و سخنان هراسانگیز و خطر افشان مسموم، بیشتر طرفدار و لایک میگیرد
🎁📕 دریافت کتاب
🎓 با آنکه یک کتاب رفتار-جانورشناسی است ولی از این کتاب جدا از رفتارشناسی اجتماعی، در #نورومارکتینگ به ویژه استراتژی های نگتیومارکتینگ و AS(استراتژی توجه) و FS(استراتژی ترس) و VS(استراتژی ویروسی) بسیار بهره گرفته ام.
پست های بیشتر در اینباره:
ترس ... هر دو ویژگی فرگشت را دارد!
دو رُخِ استرس
مغز دروغگوی سانسورگر
نگتیو مارکتینگ
بازاریابی ترس
پاسخ یا واکنش؟
آیا پیاده روی و پرسه زدن به آرامش و نوآوری میانجامد؟
از پاریدولیا تا تئوری توطئه
رفتارشناسی ریسک و قمار
☕️🌻🎓 شکاف اطلاعاتی برای افزایش کنجکاوی و یادگیری Informatuon Gap
☕️🌻🎓 نوروساینسِ فرآیند کنجکاوی در مغز
#Evolution #Genetics #Epigenetics #Behavioral_Sciences #evolved_Culture #Evolutionary_biases #BehavioralMarketing #NeuroMarketing
در افروختن دانش، یا شمع باش یا آینه
شمع و آیینه شمایید، همرسانی با شما
━━━━━━━━✦━━━━━━━━━
| 💬 Group (People)
| 💬 Group (Market Media)
| 📚 Library
گزیده کتاب:
واژه vigilance به معنی کشیک و پایش است (در کُردی: جولیان، جولیدن، جولَ جول) و به هوشیاری و سرک کشیدن برای پاس دادن و گوش به زنگی جانوران میگویند. برای نمونه تکان دادن سر و چشم برای دیدن و پایش پیرامون، در هنگام خوردن یا آسودن که یک رویکرد فرگشتی برای آگاه بودن از پیرامون برای زنده ماندن است.
ویژگی ها:
👀 شناسایی شکارچی یا خطر
👀 پایشِ رفتار همگله ایها که به او یا فرزندان آسیب نزنند
👀 در هنگام زندگی در میان گله، ویجیلنس یا کشیک در سنجش با تنهایی، کمتر میشود و هر چه گله پرشمار تر باشد کمتر هم میشود (کورتیزول کاهش میابد و مایه آرامش است)
👀 برخی جانوران منظم و برخی مانند گاومیش ها کاتوره ای و رندمیک ویجلنس میکنند.
• اگر نامنظم باشد آنگاه شکارچی نمیتواند در هنگام کمین، الگوی کشیک ها را یاد بگیرد و او را آسان شکار کند
👀 در هنگام پایش، کورتیزول بالا میرود (ولی با افزایش کورتیزول، پایش بالا نمیرود)
👀 تزریق اوکسیتوسین مایه کاهش در دقت و تعداد کشیک میشود
🕯 هنگامی که غذا و منابع محدود باشد یا شود(مانند خشکسالی)، ویجیلنس در پرندگان و جانوران «کمتر» میشود.
در آدمها نیز غم نان با کنشگری اجتماعی رابطه دارد
(آنچه کند شیران را روبه مزاج، احتیاج است احتیاج است احتیاج🥺)
🐿 در برخی گونه ها برای نمونه نژادهایی از سنجابها و موشها، هنگامی که خطر هوایی باشد سوت میکشد و اگر شکارچی بر روی زمین باشد صدایی مانند ررررررر در میآورد. یعنی اگر خطر بر زمین باشد باید بدود روی شاخه های درختان و اگر در آسمان باشد باید بخزد در سوراخ و میان بوته ها. (استراتژی فرهنگی)
(نوزادان در هفته آغاز معنی اینها را نمیدانند که نشان میدهد اپیژنتیک است)
👀برخی گونه ها مانند مرغابی ها ویجلنس لترال یا به پهلو دارند یعنی سوی بیرونی گله را بیشتر میپاید که نشان از اعتماد بیشتر در میان گله است. (ریشه های جامعه باز و بسته)
🕯 جنسیت:
⏳ در نرها شمار و نوسان ویجلنس با تستسترون پیوند دارد
💞 ماده ها (مثلا مرغابیها) نرهایی را که بیشتر و بهتر ویجلنس میکنند بیشتر میپسندند (برای امنیت و پناه)
🧪 در مادینهی بارداری که در روزگار سختی و دشوار و ترس زندگی میکند کورتیزول بالاتر میرود و این بر جنین و نوزاد نیز تاثیر دارد که از پیامدهایش در گونه آدمیزاد «فشار خون بالا» + «بیش پویایی/ADHD» + «بدگمانی/پارانویا» + «آشوب و استرس و ترس بالا و گاه افسردگی» +نارسایی در ارتباط های اجتماعی و... میباشد.
• هر چند بالاتر بودن کورتیزول در ماه های نخست زندگی نوزاد مایه هوشیار و واکنش او به چیزیها و تغییرات میشود و این زیربنای برخی ارتباط ها است.
🌡🔬با آزمایشهایی که بر روی برخی جانوران انجام شده برآورد شده کشیک تا ۸ درصد میتواند ژنتیکی باشد و ۹۲ درصد اپیژنتیکی است. در گونه آدمیزاد(هوموساپینس ساپسنس) بهره و سهم اپیژنتیک بیشتر است چون جانوران در زندگی گله ای دارای آیین، قانون، رسانه، فناوری و... نیستند. (هرچند ژنتیک و اپیژنتیک برهمکنش دارند)
🎭 گویا ویجیلنس ریشه فرگشتیِ پارانویا، غیبت، گرایش به منفیبافی و ترس و برخی رویکردهای فرگشتی هشدار آمیز در آدم ها است
• گَله به آنهایی که بیشتر ویجیلنس میکنند بیشتر اعتماد میکند. یعنی زمانی که او آژیر و هشدار میدهد، گله زودتر واکنش نشان میدهد که شاید در گونه آدمیزاد این ریشه فرگشتی در نگرش بیشتر به نکات منفی باشد.
آدمهای زرد و رسانهها و خبرگزاریهای ایدئولوژیک و گیشه، از همرسانی اخبار و سخنان هراسانگیز و خطر افشان مسموم، بیشتر طرفدار و لایک میگیرد
خبر خوش خبر نیست. Good news is no news
🎁📕 دریافت کتاب
🎓 با آنکه یک کتاب رفتار-جانورشناسی است ولی از این کتاب جدا از رفتارشناسی اجتماعی، در #نورومارکتینگ به ویژه استراتژی های نگتیومارکتینگ و AS(استراتژی توجه) و FS(استراتژی ترس) و VS(استراتژی ویروسی) بسیار بهره گرفته ام.
پست های بیشتر در اینباره:
ترس ... هر دو ویژگی فرگشت را دارد!
دو رُخِ استرس
مغز دروغگوی سانسورگر
نگتیو مارکتینگ
بازاریابی ترس
پاسخ یا واکنش؟
آیا پیاده روی و پرسه زدن به آرامش و نوآوری میانجامد؟
از پاریدولیا تا تئوری توطئه
رفتارشناسی ریسک و قمار
☕️🌻🎓 شکاف اطلاعاتی برای افزایش کنجکاوی و یادگیری Informatuon Gap
☕️🌻🎓 نوروساینسِ فرآیند کنجکاوی در مغز
#Evolution #Genetics #Epigenetics #Behavioral_Sciences #evolved_Culture #Evolutionary_biases #BehavioralMarketing #NeuroMarketing
در افروختن دانش، یا شمع باش یا آینه
شمع و آیینه شمایید، همرسانی با شما
━━━━━━━━✦━━━━━━━━━
| 💬 Group (People)
| 💬 Group (Market Media)
| 📚 Library
👍7
Telegram
Shahram Sepehri Rad in Shahram 🎓🧠💳
🎓☕️ پاسخ یا واکنش؟
سوندار پیچای مهندس و مدیر اجرایی هندی تبار در زمینه فناوری اطلاعات است که آگوست ۲۰۱۵ به مدیر عامل اجرایی گوگل برگزیده شد. این داستان را سوندار در سخنرانی خود در گوگل بیان کرده است....
"تئوری سوسک در بهسازی شخصی"
در رستورانی، یک "سوسک" ناگهان از جایی پر میزند و بر روی یک خانم می نشیند.
آن خانم از روی ترس فریاد میزند و ترس زده بلند میشود و تلاش میکند با پریدن و تکان دادن دست هایش سوسک را از خود دور کند.
واکنش او واگیر داشته و دیگرانی هم که سر همان میز بودند میترسند.
سرانجام آن خانم، سوسک را از خود دور می کند و سوسک پر میزند و روی خانم دیگری نزدیکی او می نشیند. این بار نوبت او و آدم های نزدیکش میشود که همان واکنش ها را دوباره انجام دهند.
پیشخدمت به سوی آنها میدود تا کمک کند.
با واکنش های خانم دوم، این بار سوسک پر میزند و روی پیشکار می نشیند. پیشخدمت سفت می ایستد و به رفتار سوسک بر روی لباسش نگاه میکند. در زمانی درست سوسک را با انگشتانش میگیرد و به بیرون رستوران پرت میکند ...
همچنان که قهوهام را مزه مزه میکردم این رخداد را تماشا میکردم و اندیشه ام درگیر این شد که آیا سوسک برهان این رفتارِ "هیستریک" شده بود؟
اگر اینچنین بود، چرا مهماندار دچار این رفتار نشد؟
چرا او به خوبی این رویداد را چاره کرد، بی آنکه آشوبی رخ دهد؟
این سوسک نبود که برهان نا آرامی و آشوب خانم ها شده بود، که نا توانایی در برخورد با سوسک بود.
من دانستم این فریاد پدرم، همسرم یا مدیرم بر سر من نیست که مایه ی آشفتگی من میشود، ناتوانی من در برخورد با دشواری ها است که من را آشفته میکند.
این ترافیک بزرگراه نیست که من را آشفته میکند، این ناتوانی من در برخورد با این پدیده است.
من دانستم در زندگی نباید "واکنش" نشان داد، که باید "پاسخ" داد!
آن خانم ها "واکنش" نشان دادند، در حالیکه "مهماندار" "پاسخ" داد.
♟واکنش ها" ناآگاهانه و "پاسخ ها" آگاهانه همراه با اندیشه !
👤 نویسنده: سوندار پیچای
🔏بازنویسی و چکیده سازی: Shahram Sepehri Rad
رفتارشناسی | گروه مردم | گروه بازار
سوندار پیچای مهندس و مدیر اجرایی هندی تبار در زمینه فناوری اطلاعات است که آگوست ۲۰۱۵ به مدیر عامل اجرایی گوگل برگزیده شد. این داستان را سوندار در سخنرانی خود در گوگل بیان کرده است....
"تئوری سوسک در بهسازی شخصی"
در رستورانی، یک "سوسک" ناگهان از جایی پر میزند و بر روی یک خانم می نشیند.
آن خانم از روی ترس فریاد میزند و ترس زده بلند میشود و تلاش میکند با پریدن و تکان دادن دست هایش سوسک را از خود دور کند.
واکنش او واگیر داشته و دیگرانی هم که سر همان میز بودند میترسند.
سرانجام آن خانم، سوسک را از خود دور می کند و سوسک پر میزند و روی خانم دیگری نزدیکی او می نشیند. این بار نوبت او و آدم های نزدیکش میشود که همان واکنش ها را دوباره انجام دهند.
پیشخدمت به سوی آنها میدود تا کمک کند.
با واکنش های خانم دوم، این بار سوسک پر میزند و روی پیشکار می نشیند. پیشخدمت سفت می ایستد و به رفتار سوسک بر روی لباسش نگاه میکند. در زمانی درست سوسک را با انگشتانش میگیرد و به بیرون رستوران پرت میکند ...
همچنان که قهوهام را مزه مزه میکردم این رخداد را تماشا میکردم و اندیشه ام درگیر این شد که آیا سوسک برهان این رفتارِ "هیستریک" شده بود؟
اگر اینچنین بود، چرا مهماندار دچار این رفتار نشد؟
چرا او به خوبی این رویداد را چاره کرد، بی آنکه آشوبی رخ دهد؟
این سوسک نبود که برهان نا آرامی و آشوب خانم ها شده بود، که نا توانایی در برخورد با سوسک بود.
من دانستم این فریاد پدرم، همسرم یا مدیرم بر سر من نیست که مایه ی آشفتگی من میشود، ناتوانی من در برخورد با دشواری ها است که من را آشفته میکند.
این ترافیک بزرگراه نیست که من را آشفته میکند، این ناتوانی من در برخورد با این پدیده است.
من دانستم در زندگی نباید "واکنش" نشان داد، که باید "پاسخ" داد!
آن خانم ها "واکنش" نشان دادند، در حالیکه "مهماندار" "پاسخ" داد.
♟واکنش ها" ناآگاهانه و "پاسخ ها" آگاهانه همراه با اندیشه !
👤 نویسنده: سوندار پیچای
🔏بازنویسی و چکیده سازی: Shahram Sepehri Rad
رفتارشناسی | گروه مردم | گروه بازار
👍4👏3
🌻برندسازی بر پایه “هرم کلر“
🌷بر جستگی برند :Salience
از آرایه های هویت برند است که در یاد مردم جاگیر میشود. هنگام نیاز به کالا یا خدمات، برجستگی نام برند به یاد مردم بیفتد و مایه وفاداری به برند میشود
🌹کارکرد برند (Performance)
هر تجربه و انتظاری است که از پیامد مصرف و استفاده کالا یا خدمات برای مردم ساخته شده است
🌷پندار سازی یا تصویرسازی (Imagery)
آن پنداشت و تصویری است که هنگام یادآوری برنام/برند در اندیشه مردم نمایان میشود
🪴داوری (Judgements)
بینش پایانی که مردم پس از ارزیابی پارامترهای گوناگون درباره آن برند داوری میکنند که میتواند در پارامتری خوب و در پارامتر دیگر بد باشد و بر چهار ستون ساخته شده است:
۱-کیفیت، اعتبار، اندیشیدن درباره برند و برتری آن
۲-احساس نسبت به برند (Feeling)
۳-احساسی که مردم درباره برند دارند و بر پایه آن گرایش به همراهی در کمپین های برند، داشته باشند یا نه (راهبری برند)
۴-هم نوایی با برند - پژواک(Resonance)
گام پایانی که مردم پژواک و صدای آن برند میشوند و احساس می کنند با برند(روی یک موج فکری قرار دارند) و با آن هم صدا و هم نوا هستند
📕راهنمای واژگان بازار
🪶شهرام سپهری
🌷بر جستگی برند :Salience
از آرایه های هویت برند است که در یاد مردم جاگیر میشود. هنگام نیاز به کالا یا خدمات، برجستگی نام برند به یاد مردم بیفتد و مایه وفاداری به برند میشود
🌹کارکرد برند (Performance)
هر تجربه و انتظاری است که از پیامد مصرف و استفاده کالا یا خدمات برای مردم ساخته شده است
🌷پندار سازی یا تصویرسازی (Imagery)
آن پنداشت و تصویری است که هنگام یادآوری برنام/برند در اندیشه مردم نمایان میشود
🪴داوری (Judgements)
بینش پایانی که مردم پس از ارزیابی پارامترهای گوناگون درباره آن برند داوری میکنند که میتواند در پارامتری خوب و در پارامتر دیگر بد باشد و بر چهار ستون ساخته شده است:
۱-کیفیت، اعتبار، اندیشیدن درباره برند و برتری آن
۲-احساس نسبت به برند (Feeling)
۳-احساسی که مردم درباره برند دارند و بر پایه آن گرایش به همراهی در کمپین های برند، داشته باشند یا نه (راهبری برند)
۴-هم نوایی با برند - پژواک(Resonance)
گام پایانی که مردم پژواک و صدای آن برند میشوند و احساس می کنند با برند(روی یک موج فکری قرار دارند) و با آن هم صدا و هم نوا هستند
📕راهنمای واژگان بازار
🪶شهرام سپهری
👍5
Telegram
Shahram 🎓🧠💳
🚏 #استراتژی سنگ، کاغذ، قیچی در بازار
🖊 ژورنال forbes
📕 راهنمای واژگان بازار
🪶 شهرام سپهری
🪶 چرخه ای که در آن، قیچی، کاغذ را میبرد؛ کاغذ، سنگ را در بر میگیرد؛ و سنگ، قیچی را میشکند
مارتی نیومایر، در کتاب "زاگ؛ چگونه یک نام تجاری متمایز بسازیم؟" مینویسد: این بازی نشان میدهد که هر استراتژی بازاریابی، نیرومندیها و سستیهای خودش را دارد و هیچ استراتژی، بالنده و بی روزنه نیست. وی بر این باور است کارمانها(شرکت ها) نیز باید یکی از سه استراتژی «سنگ» یا «کاغذ» یا «قیچی» را بر پایه روزگار و شرایطی که در بازار دارند، برگزینند
✂️ قیچی:
یک کارمان(شرکت) قیچی، شرکت کوچکی است که تازه پیشه و کارش را آغاز کرده است و فراورده (کالا یا خدمات) کرانمند و محدودی دارد. این کارمان باید همچو قیچی دقیق و متمرکز باشد و با بریدن بخش های کوچکی از پیشه و کارها و بازارهای دیگر کارمان های بزرگ، با آنها هماوردی و رقابت کند. کمپانی های بزرگ، آنچنان سرگرم هستند که یا نادیده میگیرند گوشهای کوچکی از سهمشان از بازار را از دست دادهاند، یا چنان کند هستند که نمیتوانند واکنش نشان بدهند
📎کریستنسن در کتاب «راهکار های نوآورانه»، نوآوری شرکتهای قیچی را دارای دو دسته میداند:
۱- نوآور نگه دارنده : که قیچی کوشش میکند نارسایی های کالاهای همسان را زدوده و فرآورده بهتری بفروشند و با این کار از دیگران پیش بیفتد
۲- نوآور شکافنده : که قیچی کوشش میکند فراورده نویی را بسازد یا بفروشد که در این هنگام دیگر رقیبی ندارد
🏔 سنگ:
یک کارمان(شرکت) سنگ، در برابر قیچی، داری ساختار سازمانی بزرگتری است که معمولا فرآورده(کالا یا خدمات) بیشتری دارد پس تمرکزش را تا اندازه ای از دست داده است. ویژگی آشکار سنگ ها، چابکی و شتاب آنها است. شرکتهای سنگ کوشش میکنند با شتابی که مانند پرتاب یک سنگ است، به کارمان(شرکت) های بزرگ یورش آورند و با پخش تندتر کالا/خدمات و نوآوریهای تازه، سهم بیشتری از بازار را از آنها بگیرند.
📎 سنگ ها کارمانهایی چالاک هستند و در برابر کارمان های کاغد، کاغذبازی(بروکراسی) را در پایین ترین انداه ای که میشود نگه میدارند
🖇 نکته مهم برای کارمان(شرکت)های سنگ این است که کم کم توجه کاغذها، یا همان شرکت های بزرگ و گاه رهبر در بازار را به خود میکشانند و برای آنها خطرناک به نظر میرسند. پس شرکتهای کاغذ، انگیزه رویارویی با سنگ را پیدا میکنند.
📃 کاغذ:
کارمان(شرکت) های کاغذ، کارمان های بزرگی هستند که به مانند یک ورق کاغذ، منابع و دارایی های فراوان و گستردهای و…
📕 راهنمای واژگان بازار🪶 شهرام سپهری
| 🎓 NeuroMarketing
| 💬 Market Group
🖊 ژورنال forbes
📕 راهنمای واژگان بازار
🪶 شهرام سپهری
🪶 چرخه ای که در آن، قیچی، کاغذ را میبرد؛ کاغذ، سنگ را در بر میگیرد؛ و سنگ، قیچی را میشکند
مارتی نیومایر، در کتاب "زاگ؛ چگونه یک نام تجاری متمایز بسازیم؟" مینویسد: این بازی نشان میدهد که هر استراتژی بازاریابی، نیرومندیها و سستیهای خودش را دارد و هیچ استراتژی، بالنده و بی روزنه نیست. وی بر این باور است کارمانها(شرکت ها) نیز باید یکی از سه استراتژی «سنگ» یا «کاغذ» یا «قیچی» را بر پایه روزگار و شرایطی که در بازار دارند، برگزینند
✂️ قیچی:
یک کارمان(شرکت) قیچی، شرکت کوچکی است که تازه پیشه و کارش را آغاز کرده است و فراورده (کالا یا خدمات) کرانمند و محدودی دارد. این کارمان باید همچو قیچی دقیق و متمرکز باشد و با بریدن بخش های کوچکی از پیشه و کارها و بازارهای دیگر کارمان های بزرگ، با آنها هماوردی و رقابت کند. کمپانی های بزرگ، آنچنان سرگرم هستند که یا نادیده میگیرند گوشهای کوچکی از سهمشان از بازار را از دست دادهاند، یا چنان کند هستند که نمیتوانند واکنش نشان بدهند
📎کریستنسن در کتاب «راهکار های نوآورانه»، نوآوری شرکتهای قیچی را دارای دو دسته میداند:
۱- نوآور نگه دارنده : که قیچی کوشش میکند نارسایی های کالاهای همسان را زدوده و فرآورده بهتری بفروشند و با این کار از دیگران پیش بیفتد
۲- نوآور شکافنده : که قیچی کوشش میکند فراورده نویی را بسازد یا بفروشد که در این هنگام دیگر رقیبی ندارد
🏔 سنگ:
یک کارمان(شرکت) سنگ، در برابر قیچی، داری ساختار سازمانی بزرگتری است که معمولا فرآورده(کالا یا خدمات) بیشتری دارد پس تمرکزش را تا اندازه ای از دست داده است. ویژگی آشکار سنگ ها، چابکی و شتاب آنها است. شرکتهای سنگ کوشش میکنند با شتابی که مانند پرتاب یک سنگ است، به کارمان(شرکت) های بزرگ یورش آورند و با پخش تندتر کالا/خدمات و نوآوریهای تازه، سهم بیشتری از بازار را از آنها بگیرند.
📎 سنگ ها کارمانهایی چالاک هستند و در برابر کارمان های کاغد، کاغذبازی(بروکراسی) را در پایین ترین انداه ای که میشود نگه میدارند
🖇 نکته مهم برای کارمان(شرکت)های سنگ این است که کم کم توجه کاغذها، یا همان شرکت های بزرگ و گاه رهبر در بازار را به خود میکشانند و برای آنها خطرناک به نظر میرسند. پس شرکتهای کاغذ، انگیزه رویارویی با سنگ را پیدا میکنند.
📃 کاغذ:
کارمان(شرکت) های کاغذ، کارمان های بزرگی هستند که به مانند یک ورق کاغذ، منابع و دارایی های فراوان و گستردهای و…
📕 راهنمای واژگان بازار🪶 شهرام سپهری
| 🎓 NeuroMarketing
| 💬 Market Group
👍5
☕️🎓 کارشناسانه گفتمان و مصاحبه کنید
روالی نانوشته در این است که کارشناس گزینش و استخدام همیشه پرسش کند و کارجو پاسخ دهد، ولی این روال درستی نیست و در بازار آزاد کارجو هم به همان اندازه حق انتخاب و آزادی دارد. در بازار دانشی و آزاد، واژگانی مانند کارگر و کارمند جایشان را به همکار و همکاری میدهند.
پس یک کارجو در هنگام گفتمان یا مصاحبه کاری، او نیز حق دارد و باید پرسشهای کارشناسانه بپرسد زیرا جایی که در آن کار خواهد کرد تاثیر بسیاری بر آینده و زندگی او خواهد داشت.
پیشنهاد میکنم کارجو این پرسش ها را حتما بپرسد«
۱- آیین نامه شرکت +ساعت کاری و زمان +شرایط آمد و شد چگونه است. آیا ساعت کاری نرم و منعطف هست؟
۲- حقوق چقدر است و چگونه میتوانم آنرا افزایش دهم؟ ارزش افزوده آفرینی و اضافه کار و... چگونه محاسبه میشود
۳- پس از پایان زمان کاری، وقت کارمند از آن خودش است و آنرا به هیچ روی برای شرکت بی آنکه توافقی با حق انتخاب بر پیشنهادی با پرداخت خوب شود، سپری نمیکند. آیا شما پایبند به این هنجار هستید؟
۴- سازمان پلاستیسیته است یا الاستیسیته؟ یعنی آیا شرایط نوآوری و ارزش آفرینی و ارتقا در سازمان هست یا نه؟ روشن و آشکار چگونه و تا کجا؟
۵- کارکرد و بازدهی را چه کسی ارزیابی می کند؟ و روشن و آشکار بر پایه چه سنجه شاخص هایی؟
۶- دیدگاه دیگر همکاران در سازمان درباره این جایگاه کاری چیست؟ و کسی که پیشتر این جایگاه را داشته چرا نمانده؟
۷- میدان اختیارات در قرارداد و اساسنامه شرکت آورده میشود؟ هر پوزیشن به چند تَن پاسخگو است؟ سلسله مراتب و زنجیره سازمانی چگونه است؟ اندازه و مرز این پاسخگویی چیست؟
۸- شما در جایگاه کارشناس ارزیابی و گزینش چند سال است که در این سازمان کار میکنید؟ و از صد به شرکت چند میدهید؟ و تا چه زمان و شرایطی در این سازمان می مانید؟
🪶 شهرام سپهری راد، کارشناس نورومارکتینگ و مدیریت رفتاری
B.Sciences | Group (People)
M.Science | Group (Market)
#20
روالی نانوشته در این است که کارشناس گزینش و استخدام همیشه پرسش کند و کارجو پاسخ دهد، ولی این روال درستی نیست و در بازار آزاد کارجو هم به همان اندازه حق انتخاب و آزادی دارد. در بازار دانشی و آزاد، واژگانی مانند کارگر و کارمند جایشان را به همکار و همکاری میدهند.
پس یک کارجو در هنگام گفتمان یا مصاحبه کاری، او نیز حق دارد و باید پرسشهای کارشناسانه بپرسد زیرا جایی که در آن کار خواهد کرد تاثیر بسیاری بر آینده و زندگی او خواهد داشت.
پیشنهاد میکنم کارجو این پرسش ها را حتما بپرسد«
۱- آیین نامه شرکت +ساعت کاری و زمان +شرایط آمد و شد چگونه است. آیا ساعت کاری نرم و منعطف هست؟
۲- حقوق چقدر است و چگونه میتوانم آنرا افزایش دهم؟ ارزش افزوده آفرینی و اضافه کار و... چگونه محاسبه میشود
۳- پس از پایان زمان کاری، وقت کارمند از آن خودش است و آنرا به هیچ روی برای شرکت بی آنکه توافقی با حق انتخاب بر پیشنهادی با پرداخت خوب شود، سپری نمیکند. آیا شما پایبند به این هنجار هستید؟
۴- سازمان پلاستیسیته است یا الاستیسیته؟ یعنی آیا شرایط نوآوری و ارزش آفرینی و ارتقا در سازمان هست یا نه؟ روشن و آشکار چگونه و تا کجا؟
۵- کارکرد و بازدهی را چه کسی ارزیابی می کند؟ و روشن و آشکار بر پایه چه سنجه شاخص هایی؟
۶- دیدگاه دیگر همکاران در سازمان درباره این جایگاه کاری چیست؟ و کسی که پیشتر این جایگاه را داشته چرا نمانده؟
۷- میدان اختیارات در قرارداد و اساسنامه شرکت آورده میشود؟ هر پوزیشن به چند تَن پاسخگو است؟ سلسله مراتب و زنجیره سازمانی چگونه است؟ اندازه و مرز این پاسخگویی چیست؟
۸- شما در جایگاه کارشناس ارزیابی و گزینش چند سال است که در این سازمان کار میکنید؟ و از صد به شرکت چند میدهید؟ و تا چه زمان و شرایطی در این سازمان می مانید؟
🪶 شهرام سپهری راد، کارشناس نورومارکتینگ و مدیریت رفتاری
در افروختن دانش، یا شمع باش یا آینه
B.Sciences | Group (People)
M.Science | Group (Market)
#20
👍7
Telegram
Shahram Sepehri Rad in Shahram 🎓🧠💳
بازی دلفین ها با سگ
☕️ راهبرد دلفینی
#Rationality #evolved_Culture
#Strategy_of_coexistence
#Strategy #Game_theory
لینچ و کوردیس نویسندگان کتاب راهبرد دلفینی، کلید پیوند کارامد با دیگران را در همکاری و نرمش میدانند. و در یک دسته بندی آدم ها را به ۳ دسته بخش بندی می کند:
🐟⚪️ ماهیهای کپور
🦈🔴 کوسهها
🐬🟣 دلفینها
⚪️ ماهیهای کپور:
همیشه ماهیهای قربانیاند؛ زیرا دیگر آبزیانِ شکارچی آنها را می خورند. برخی از آدم ها نیز چنین هستند و پیوسته قربانی این یا آن چیز، این یا آن رویداد، این یا آن کس میشوند و گاه قربانی اندیشه های نادرست و از پیش شکست خورده خود شوند.
🔴 کوسه ها:
همیشه یا برنده هستند یا بازنده! برای اینکه من برنده شوم تو باید بازنده باشی. برای کوسه ها هر ماهی دیگری دشمن یا خوراک است. اینان از بازی برد برد و درستکارانه چیزی نمیدانند و درست بازی نمی کنند. یا خودشان یا هیچ کس.
🟣دلفین ها:
این پستانداران آبزی باهوش دارای رفتار همکاری و همدلی هستند و در پیوندشان با دیگران شیوه برنده–برنده را برگزیده اند. دلفین ها خوشایندی، همزیستی، و یاری را میپسندد . اگر یک دلفین زخمی شود، ۴ دلفین دیگر او را همراهی می کنند تا خود را به گروه برساند. آنها روادار هستند هر چند اگر ناچار شوند از خودشان دفاع میکنند.
در ”سان دیه گو“ پژوهشگران ۹۵ کوسه و ۵ دلفین را برای یک هفته در یک استخر بزرگ رها کرده و به پژوهش رفتار آنها پرداختند. نخست کوسه ها به یکدیگر تازیدند و در این تازش ها شمار بالایی از آنها کشته شدند، سپس به دلفین ها تاختند؛ دلفین ها تنها می خواستند با آنها بازی کنند ولی کوسه ها پیوسته به آنها یورش می آوردند. سرانجام دلفین ها به آرامی کوسه ها را محاصره کرده و هنگامی که یکی از کوسه ها می تازید، آنها به ستون فقرات پشت یا دنده هایش می کوبیدند و آنها را می شکستند. بدین روال کوسه ها یکی بعد از دیگری کشته می شدند. پس از یک هفته ۹۵ کوسه مرده و ۵ دلفین زنده بودند که با هم بازی می کردند.
🪶 در رویکرد کوسه ای، برای برنده شدن دیگران یا باید بمیرند و یا ببازند. در رویکرد دلفینی، همزیستی و هم افزایی و نوآوری راه کامیابی و زندگی است.
Behavioral Sciences | 💬 Group
Market Science | 💬 Group
⚡5😢2❤1
🎓☕️ پدیده فراشایسته (over qualified)
پدیده فرا شایسته (فرانیاز، فراتوانا یا فرا صلاحیت) هنگامی است که کارفرما با کارجویی روبرو میشود که دارای صلاحیت و توانایی بیشتری از خودِ کارفرما و ساختار سازمانی او است.
در این هنگام اگر کارفرما دارای دانش کاری، فرهنگسازمانی، آیندهنگری، جانشینپروری و تیمسازی نباشد از ترس اینکه کارجو بیشتر از او میداند و نکند مایه چالش برای او و جایگاهش شود، از گزینش و بکار گیری، کارجو خودداری و او را با گرداب بهانه پس میزند .
#Behaveralmanagement #Value_added
#Behavioral_organizational_culture
#Personal_Branding
📌گفته می شود این پدیده در سیاره ای اینسوتر از مریخ به مختصات جغرافیایی ۲۵ تا ۴۰ درجهٔ عرض شمالی ۴۴تا ۶۳ درجهٔ طول شرقی، پدیده ای آشناست.
🎒 کوله بارِ انباشته شده
Behavioral Sciences | 💬 Group
پدیده فرا شایسته (فرانیاز، فراتوانا یا فرا صلاحیت) هنگامی است که کارفرما با کارجویی روبرو میشود که دارای صلاحیت و توانایی بیشتری از خودِ کارفرما و ساختار سازمانی او است.
در این هنگام اگر کارفرما دارای دانش کاری، فرهنگسازمانی، آیندهنگری، جانشینپروری و تیمسازی نباشد از ترس اینکه کارجو بیشتر از او میداند و نکند مایه چالش برای او و جایگاهش شود، از گزینش و بکار گیری، کارجو خودداری و او را با گرداب بهانه پس میزند .
#Behaveralmanagement #Value_added
#Behavioral_organizational_culture
#Personal_Branding
📌گفته می شود این پدیده در سیاره ای اینسوتر از مریخ به مختصات جغرافیایی ۲۵ تا ۴۰ درجهٔ عرض شمالی ۴۴تا ۶۳ درجهٔ طول شرقی، پدیده ای آشناست.
🎒 کوله بارِ انباشته شده
Behavioral Sciences | 💬 Group
👏4👍3