تمومِ آدمایِ دنیا حقِ اینو دارن که تویِ بعضی از مقاطع زندگیشون ندونن که از دنیایِ به این بزرگی چی میخوان، حق دارن سردرگم بشن، راهشونو گم یا فراموش کنن، ناامید بشن، کفر بگن، همهچیز و از دست رفته و بیفایده ببینن. سرد و بیروح باشن و عصبانی. این حال مثل یه مرخصی از همهی ابعادِ زندگیه..
@Shadmn
@Shadmn
❤15🌚1
و چه حماقت سهلی..
آدمی با کلمات چه استادانه تاریکی های وجود خویش را تطهیر می کند..
و واژگان چه ماهرانه جامه ای دروغین می شوند،بر پیکره حقیقت.
عجیب نیست؟
اینکه آدمی می تواند با زبانش قدیسه باشد،و با کردارش جانداری دیو صفت!
حال آنکه در پس هر تقلای زبان به تظاهری پوشالی،رفتار، در قامت شاهدی خاموش صحنه را نظاره گر،و سرانجام آشکار کننده ی حقایقی که در هیچ دروغی نمی گنجند.
درنهایت بانگ رفتار آدم ها، مهیب تر از هر ادعایی طنین انداز می شود.
و دهان آخرین جایی خواهد بود که حقیقت در آن یافت می شود.
@Shadmn
آدمی با کلمات چه استادانه تاریکی های وجود خویش را تطهیر می کند..
و واژگان چه ماهرانه جامه ای دروغین می شوند،بر پیکره حقیقت.
عجیب نیست؟
اینکه آدمی می تواند با زبانش قدیسه باشد،و با کردارش جانداری دیو صفت!
حال آنکه در پس هر تقلای زبان به تظاهری پوشالی،رفتار، در قامت شاهدی خاموش صحنه را نظاره گر،و سرانجام آشکار کننده ی حقایقی که در هیچ دروغی نمی گنجند.
درنهایت بانگ رفتار آدم ها، مهیب تر از هر ادعایی طنین انداز می شود.
و دهان آخرین جایی خواهد بود که حقیقت در آن یافت می شود.
@Shadmn
❤11
غم را نمى شود از تن بيرون كرد؛ اين را خيلى دير فهميدم.
آدم خيال مى كند غم چيزى شبيه زخمى ست روى پوست؛ چيزى كه اگر زمان بگذرد، اگر گريه کنى، اگر کسى دستت را بگيرد، اگر صبح هاى بيشترى از راه برسند، بالاخره خشك مى شود و مى افتد. اما نه!
بعضى غمها زخم نيستند؛ ريشه اند. مى روند زير پوستت، از گوشتت عبور مى کنند، به استخوانت مى رسند و آن جا خانه مى كنند. بعد، آن قدر آرام با تويكى مى شوند كه ديگر نمى دانى كدام قسمتِ تو «تو» هستى و كدام قسمت، غم است.
@Shadmn
آدم خيال مى كند غم چيزى شبيه زخمى ست روى پوست؛ چيزى كه اگر زمان بگذرد، اگر گريه کنى، اگر کسى دستت را بگيرد، اگر صبح هاى بيشترى از راه برسند، بالاخره خشك مى شود و مى افتد. اما نه!
بعضى غمها زخم نيستند؛ ريشه اند. مى روند زير پوستت، از گوشتت عبور مى کنند، به استخوانت مى رسند و آن جا خانه مى كنند. بعد، آن قدر آرام با تويكى مى شوند كه ديگر نمى دانى كدام قسمتِ تو «تو» هستى و كدام قسمت، غم است.
@Shadmn
❤5💔4
در عصر شكوهمندترين ويترينها ايستاده ايم...
تبارِ مسخ شده اى كه با وسواسى جنون آميز، نقاب هايشان را زيبا وظاهر را بى نقص مى سازند؛ غافل از آنكه در پس اين زيباسازي پوشالى،
آنچه بى صدا زير آوار دفن مى شود، آخرين كورسوهاى "انسانيت" است.
جهان هرگز اين چنين آراسته به ظاهر،
واين گونه متعفن از زوال وتهى از معنا نبوده است...
@Shadmn
تبارِ مسخ شده اى كه با وسواسى جنون آميز، نقاب هايشان را زيبا وظاهر را بى نقص مى سازند؛ غافل از آنكه در پس اين زيباسازي پوشالى،
آنچه بى صدا زير آوار دفن مى شود، آخرين كورسوهاى "انسانيت" است.
جهان هرگز اين چنين آراسته به ظاهر،
واين گونه متعفن از زوال وتهى از معنا نبوده است...
@Shadmn
❤7