ستیغ
2.79K subscribers
257 photos
703 videos
10 files
812 links
Download Telegram
یاران موافق همه از دست شدند
خیام
یاران ِ موافق، همه از دست شدند
در پا یِ اجل، یکان یکان، پست شدند
بودیم به یک شراب در مجلس ِ عمر
یک دور ز ِ ما پیش تَرَک، مست شدند!

#خیام نسخه #هدایت
ای چرخ فلک خرابی از کینه توست
خیام
ای چرخ ِ فلک! خرابی از کینه یِ تو ست
بیداد گری شیوه ی دیرینه ی تو ست
و اِی خاک! اگر سینه یِ تو بشکافند،
بس گوهر ِ قیمتی که در سینه یِ تو ست.

#خیام نسخه #هدایت
چون چرخ به کام یک خردمند نگشت
خیام
چون چرخ به کام ِ یک خردمند نگشت
خواهی تو فلک هفت شمر، خواهی هَشت!
چون باید مُرد و آرزو ها همه هِشت
چه مور خورَد به گور و چه گرگ به دشت!

#خیام نسخه #هدایت
یک قطره آب بود و با دریا شد
خیام
یک قطره ی آب بود و با دریا شد
یک ذرّه یِ خاک و با زمین یک تا شد
آمد شدن ِ تو اندر این عالم، چیست؟
آمد مگسی پدید و، نا پیدا شد!

#خیام نسخه #هدایت
می پرسیدی که چیست این نقش مجاز
خیام
می پرسیدی که «چیست این نقش ِ مجاز؟»
گر بر گویم، حقیقت اش هست دراز!
نقشی ست پدید آمده از دریا ئی
و آن گاه شُده به قعر ِ آن دریا باز

منسوب به #خیام نسخه #هدایت
جامی ست که عقل آفرین می زندش
خیام
جامی ست که عقل آفرین می زند اَش
صد بوسه ز ِ مهر بر جبین می زند اَش
این کوزه گر ِ دهر، چنین جام ِ لطیف
می سازد و باز بر زمین می زند اَش

#خیام نسخه #هدایت
اجزای پیاله ای که در هم پیوست
خیام
اجزای پیاله ای که در هم پیوست
بشکستن ِ آن روا نمی دارد مست
چندین سر و ساق ِ نازنین و کف ِ دست
از مهر ِ که پیوست و به کین ِ که شکست؟

#خیام نسخه #هدایت
عالم اگر از بهر تو می آرایند
خیام
عالم اگر از بهر ِ تو می آرایند
مَگرای بِدان! که عاقلان مَگرایند
بسیار چو تو روند و بسیار آیند
بِربای نصیب ِ خویش! ک اَت بِربایند.

#خیام نسخه #هدایت
از جمله رفتگان این راه دراز
خیام
از جمله یِ رَفتِگان ِ این راه ِ دراز
باز آمده ای کو که به ما گوید راز؟
هان بر سر ِ این دوراهه از رو یِ نیاز
چیزی نگذاری که نمی آیی باز!

#خیام نسخه #هدایت
می خور که به زیر گل بسی خواهی خفت
خیام
مِی خور که به زیر ِ گِل بسی خواهی خُفت
بی مونس و بی رفیق و بی همدم و جفت
زنهار! به کس نگو تو این راز ِ نهفت:
هر لاله که پژمرد، نخواهد بشکفت

#خیام نسخه #هدایت
پیری دیدم به خانه خماری
خیام
پیری دیدم به خانه یِ خمّاری
گفتم نکنی زِ رَفتِگان اِخباری؟
گفتا: مِی خور! که هم چو ما بسیاری
رفتند و کسی باز نیامد باری!

منسوب به #خیام نسخه #هدایت
بسیار بگشتیم به گرد در و دشت
خیام
بسیار بِگشتیم به گِرد ِ در و دشت
اندر همه آفاق بگشتیم به گشت
کس را نشنیدیم که آمد ز این راه
راهی که برفت راه رو، باز نگشت!

#خیام نسخه #هدایت
ما لعبتکانیم و فلک لعبت باز
خیام
ما لعبتکانیم و فلک لعبت باز
از رو یِ حقیقتی نه از رو یِ مَجاز
یک چند در این بساط بازی کردیم
افتیم به صندوق ِ عدم، یک یک، باز

#خیام نسخه #هدایت
ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود
خیام
ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود
نی نام ز ِ ما و نی نشان خواهد بود
زین پیش نبودیم و نَبُد هیچ خِلَل
زین پس چو نباشیم، همان خواهد بود.

#خیام نسخه #هدایت
بر مفرش خاک خفتگان می بینم
خیام
بر مفرش ِ خاک خفته گان می بینم
در زیر ِ زمین نهفته گان می بینم
چندان که به صحرا یِ عَدَم می نگرم
نا آمده گان و رفته گان می بینم

#خیام نسخه #هدایت
این کهنه رباط را که عالم نام است
خیام
این کُهنه رباط را که عالم نام است
آرام گَه ِ ابلق ِ صبح و شام است
بزمی ست که وا مانده یِ صد جمشید است
گوری ست که خواب گاه ِ صد بهرام است

#خیام نسخه #هدایت
آن قصر که بهرام در او جام گرفت
خیام
آن قصر که بهرام در او جام گرفت،
آهو بچه کرد و روبَه آرام گرفت؛
بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر،
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت؟

#خیام نسخه #هدایت
مرغی دیدم نشسته بر باره توس
خیام
مرغی دیدم نشسته بر باره ی توس،
در چنگ گرفته کلّه ی کی کاووس،
با کلّه همی‌گفت که: افسوس، افسوس!
کو بانک جَرَس‌ها و کجا نالهٔ کوس؟

#خیام نسخه #هدایت
آن قصر که بر چرخ همی زد پهلو
خیام
آن قصر که بر چرخ همی‌زد پهلو،
بر درگهِ او شهان نهادندی رو،
دیدیم که بر کنگره‌اش فاخته‌ای
بنشسته همی‌گفت که: «کوکو، کوکو؟»

#خیام نسخه #هدایت
از تن چو برفت جان پاک من و تو
خیام
از تن چو برَفت جان ِ پاک ِ من و تو
خشتی دو نهند بر مَغاکِ من و تو

و آنگه زِ برایِ خشت ِ گور ِ دگران
در کالبدی کَشند خاک ِ من و تو

#خیام نسخه #هدایت
هر ذره که بر روی زمینی بوده ست
خیام
هر ذره که بر رو یِ زمینی بوده‌ست،
خورشید‌رُخی، زُهره‌جَبینی بوده‌ست،

گَرد از رخ ِ آستین به آزَرْم فشان
ک آن هم رخ ِ خوب نازنینی بوده‌است

منسوب به #خیام نسخه #هدایت